فلیپ استوکز
مترجم: عارف ایرانی
یادگیری زبان و ساختارهای نحوی که زیربنای زبان های مختلف است، مورد علاقه چامسکی می باشد. از نظر چامسکی تمامی زبان ها یک ساختار فراگیر یا گرامر را به اشتراک دارند و این گرامر جهانشمول به جای آموخته شدن از طریق تحصیل و تجربه، در ذهن انسان ها جای دارد.
انگاره گرامر جهانی نسبتا ساده است. حدود 0005 گونه زبان در دنیا وجود دارد. علی رغم تفاوت های ظاهری این زبان ها، اینها مقید به پارامتر ها و اصولی هستند که در ذهن انسان، ذاتی و منحصر به فرد می باشند. قواعد گرامری نیازی به یادگیری ندارند، بلکه متصل به ذهن انسان هستند و هرگونه قرار گرفتن در معرض زبان، فقط به عنوان کاتالیزور عمل می کند و از این طریق کودک قابلیت زبانی خود را با سرعت بیشتری توسعه می دهد.
از نظر چامسکی این نوع پیش زمینه ذهنی می تواند استلزامات سیاسی مثبتی باشد. سرشت انسانی به جای یک لوح سفید از نوع لاک ویا کارگزار غیر مقید اگزیستانسیالیستی، از مطیع شدن ما به نیروهای افراطی سلطه گر جلوگیری می کند. فطرت انسانی این گونه فرمان می دهد که فقط گونه های خاصی از ساختار های سیاسی وجود دارد که می توانیم آنها را تحمل کنیم. اندیشه های ما نیز همان طور که روانشناسان رفتار گرا در اوایل قرن بیستم می گفتند، پاسخ های شرطی به محرک ها نیستند.
از نظر چامسکی، ماهیت زبان، ماهیت ذهن انسان را نیز آشکار می سازد چرا که زبان نه تنها یک فعالیت منحصر به فرد انسانی است، بلکه همچنین زبان وسیله تفکر نیز هست، و از این رو به تنهایی می تواند جوهره ذهن انسان را نشان دهد. باید اذعان داشت که منظور چامسکی از زبان، اصول و فرایندهای شناختی است که زیربنای رفتار انسان را تشکیل می دهندو چامسکی در اینجا بر نظریه، ویژگی های ذاتی خاصی به ذهن انسان بخشیده شده که آنچه که هستیم و می توانیم بشناسیم را مقید می کند.
چامسکی علاوه بر آثار زبان شناسی اش به خاطر نگاشته های متعدد سیاسی خود نیز آوازه زیادی به دست آورده است. وی منتقد دائمی سیاست خارجی ایالات متحده و دخالت آن در جنگ های ویتنام، کلمبیا، و جنگ های خلیج فارس می باشد. وی به موازات تداوم کار خود به عنوان زبان شناس و فیلسوف نظری، از تغییرات رادیکال در ایالات متحده نیز پشتیبانی می نماید. وی نظریات سیاسی خود را به عنوان سوسیالیسم لیبرتاریانی -تلفیقی از سوسیالیسم و آنارشیسم- توصیف می کند.