امیرعلی فاطمی
خواسته یا ناخواسته باید روح تغییر در هویت های فرهنگی را بپذیریم. اساسا در واژه هویت Ititnedy دو معنای به ظاهر متناقض شباهت و تفاوت نهفته است، همان طور که در سایه مدلول کلان فرهنگ روح جریان و سکون غنوده است. یک رودخانه بدون جریان در طول و استقرار و ثبات در عرض نمی تواند خانه ای برای یک رود باشد. فرهنگ ها در عین التزام به ایستارهای خود در تعامل دائمی با محیط پیرامونی هستند اما افراط و تفریط در جمع و تفریق این دو مولفه اصلی هر فرهنگ نقطه عزیمت مناقشات فراوانی در موضوعات هویتی بوده است. در این بین تبادل پدیده های نوین در ساحت های سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... میان جوامع مختلف یکی از محرک های جریان عمومی فرهنگی است، هر چند برخی پدیده ها در روزگار جدید کارکرد هویت بخشی به خود گرفته اند.
انقلاب اسلامی ایران نقطه عزیمت حرکت ملت ایران به سوی جامعه اسلامی که زمینه ساز ظهور آن پرده نشین معصوم و منجی عالم بشریت (عج) است.
رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت آیت الله خامنه ای در این باره معتقدند:”تشکیل حکومتی بر پایه مبانی قرآن از بعد از صدر اسلامیک پدیده بی نظیر بود. چنین چیزی را که مسلمین مشتاق آن هم بودند؟ هرگز نتوانسته بودند ببینند و توفیق آن را نیافته بودند.ملت ایران به برکت الطاف خاص الهی و به برکت هدیه بزرگی که خداوند در این زمان به این ملت داد - یعنی وجود آن مرد ملکوتی معنوی الهی آن فقیه حکیم عارف بالله آن مومن متقی حقیقی یعنی امام خمینی(ره) که حقیقتا هدیه ارزنده و بی نظیری بود که خدا به مردم ایران داد - این پدیده در ایران تحقق پیدا کرد.”( 21/3/1377)
امروز با گذشت 30 سال از انقلاب اسلامی برای عموم ملتهای مسلمان محرز شده است که تنها راه نجات امت اسلامی تمسک به قرآن و روحیه ایمان و شهادت است.
انقلاب ایران یک فرایند چند وجهی ایدآل ساز است که به نام خدا سلطنت را از سریر قدرت به حضیض ذلت کشاند و نقطه عزیمت صورتبندی یک هویت سیاسی دین مداردر دنیای هویتهای سکولار بود. امام خمینی (ره) در عصر اقبال به مدرنیته، انقلابی را رهبری نمود که به تعبیر میشل فوکو در برابر مدرنیته بود.
انقلاب اسلامی ایران به عنوان یک پدیده معنا ساز که می باید حرفهای جدیدی برای بشر معاصر طرح کند لذا هیچ وقت نمی تواند از کانون معنایی خود یعنی قرآن و عترت دور شود. بازشناسی هویت انقلاب اسلامی به عنوان نرم افزار کشورداری و پایبندی به عناصر موجده انقلاب اسلامی موضوعی است که تنها با فهم و مداقه در مبانی قرآنی حکومت دینی به دست می آید. اساسا ضرورت بقا و کارآمدی برای هر نظام سیاسی موجد رویکرهای پاتولوژیک و آسیب شناسانه در درون لایه ها و دالانهای سیاسی، فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی است. دایره مطلوبیت نظام های سیاسی بسته به بافت ایدئولوژیک آنها متغیر است، اما قدر متیقن بقا و کارآمدی در انضمام با پذیرش تغییرات اجتماعی در آسیب شناسی اغلب نظامهای سیاسی اجتناب ناپذیر است.
در همین زمینه امام خمینی (ره) معتقد است تربیت الهی انسان اصل و اساس دعوت انبیاء و ادیان بزرگ جهان است. همانگونه که مسیح برای تربیت، عروج و رشد انسان مبعوث شد، پیامبر گرامی اسلام (ص) نیز وظیفه تربیت و هدایت انسان ها را بر عهده داشت. بنابراین اساس فرهنگ دینی بر هدایت و تربیت انسان به سوی خداوند متعال شکل گرفته است. از نگاه امام اصلی ترین و اولی ترین نقش و وظیفه فرهنگ، تربیت انسان صالح است. ایشان در انتقاد از غرب و حکومت پیشین ایران در نادیده گرفتن این ضرورت فرهنگی می فرمایند:
“آنها فرهنگ ما را آن طور درست کرده اند که نگذاشتند انسان در آن تربیت پیدا کند. این ها نگذاشتند که جوانان ما رشد پیدا کنند. اینها در فرهنگ ما رخنه کردند و فرهنگ ما را به روزی انداختند که انسان نتواند در آن رشد پیدا کند.”(1)
بدون تردید هویت قرآنی نظام سیاسی در ایران عامل اصلی ایستادگی سی ساله نظام جمهوری اسلامی ایران بوده و هست. این هویت بر پایه نفی استثمار، نفی سلطه پذیری، نفی تحقیر ملت ها از جانب قدرت های سیاسی دنیا، نفی وابستگی سیاسی، نفی نفوذ و دخالت قدرت های مسلط، و نفی سکولاریسم اخلاقی و اباحی گری و اثبات هویت ملی و ایرانی، ارزش های اسلامی، دفاع از مظلومان جهان، و تلاش برای فتح قله های علم و دانش و... استوار شده است.