حسامالدین برومند
در شرایطی که تمام روزنه های طرح به اصطلاح صلح خاورمیانه مسدود شده و اساساً موضوع صلح منتفی است، آمریکایی ها طی هفته های گذشته به کرات بحث سازش میان فلسطینی ها و صهیونیست ها را به میان کشیده اند و به موازات آن پروژه عادی سازی روابط اعراب و اسرائیل را پی گیری می نمایند.
مقارن با این فضا و در حالی که در همین ایام اخیر رسانه های غربی و برخی مطبوعات عربی- از جمله روزنامه اماراتی البیان- از جزئیات بسته پیشنهادی به اصطلاح صلح اوباما برای منطقه خاورمیانه پرده برداشته اند، رئیس جمهور آمریکا نیز در دیدار با «حسنی مبارک» رئیس جمهور مصر از ارایه طرح خود برای تحقق «صلح در منطقه»! در سپتامبر و در زمان برگزاری اجلاس سالیانه مجمع عمومی سازمان ملل متحد خبر داد.
این در حالی است که فارغ از جنایات ددمنشانه و کارنامه سراسر سیاه صهیونیست ها در غصب سرزمین های فلسطینی و کشتار بی شمار و سبعانه انسان های مظلوم در 6 دهه گذشته، در همین هفته های اخیر مجموعه اقدامات و اظهارات سردمداران رژیم کودک کش صهیونیست به وضوح نشان می دهد که صحبت از صلح و سازش و امید به تحقق آن چیزی جز آب در هاون کوبیدن نیست.
نکات زیر در این باره قابل توجه است.
1- بنیامین نتانیاهو نخست وزیر افراطی رژیم صهیونیستی امکان صلح را منوط به تحقق شروطی کاملاً یکطرفه از جمله عدم بازگشت آوارگان فلسطینی و تاکید بر پذیرش یهودیت این رژیم جعلی از سوی فلسطینی ها اعلام کرده است و معنی روشن این شروط، ادامه موجودیت رژیم جعلی صهیونیستی است.
2- «روبی ریولین» رئیس پارلمان رژیم صهیونیستی نیز صریحاً و بی پرده تحرکات آمریکایی ها را برای برقراری سازش بی فایده دانسته و تاکید کرد که علی رغم صحبت از تأسیس کشور فلسطین هیچ قصدی برای دادن حق حکومت به فلسطینی ها مدنظر قرار ندارد.
3- پارلمان رژیم صهیونیستی (کنست) هم در اقدامی سؤال برانگیز و با نقض آشکار قواعد و مقررات بین المللی مصوبه ای را گذراند که به موجب آن شهرک نشین های صهیونیست در پوششی به اصطلاح حقوقی و قانونی می توانند زمین های فلسطینی را خریداری و به تملک خود درآورند. صهیونیست ها به زعم خودشان تلاش دارند تا با حذف مفهوم «اشغال» و با استفاده از مفهوم «خرید زمین» به تصرفات و تجاوزات شان وجهه قانونی ببخشند!
4- در تمام هفته های گذشته و به موازات ازسرگیری گفت وگوها و اظهارنظرها درباره طرح به اصطلاح صلح خاورمیانه، مقامات تل آویو شهرک سازی های غیرقانونی را در قدس شرقی و کرانه باختری نه تنها متوقف نکرده اند بلکه حتی بر سرعت آن افزوده اند و بی محابا و گستاخانه بر توسعه و گسترش آن تاکید دارند.
5- از دیگر اقدامات صهیونیست ها، از بین بردن نمادهای فلسطینی و اسلامی است بطوری که اسامی بسیاری از مناطق و شهرها را با نام های عبری تعویض نموده و به طور ویژه بر یهودی سازی قدس شرقی تمرکز کرده اند.
ناگفته پیداست که صهیونیست ها اراده و قصدی برای صلح و سازش ندارند، همچنانکه فلسطینی ها و حماس نیز به چیزی کمتر از محو کامل رژیم جعلی اسرائیل تن نمی دهند و در این میان آنچه جای تامل و درنگ است و پرسش های مختلفی را در ذهن متبادر می کند این است که آمریکایی ها با چه هدفی ساز صلح و سازش کوک کرده اند؟ براستی دولت اوباما به دنبال صلح فراگیر و پایدار در منطقه است؟
اگر چنین باشد هیچ راه حلی به جز نابودی کامل رژیم صهیونیستی به عنوان منشأ همه ناامنی های منطقه وجود ندارد و مهم تر از این، آیا جامعه جهانی به این موضوع توجه خواهد کرد که تشکیل دو کشور فلسطینی و صهیونیستی اتفاقاً پایمال کردن کامل حقوق مردم فلسطین است نه احقاق حق آنها؟!
پاسخ به سؤالاتی از این دست با تکیه بر شواهد و قرائنی که حاکی از همکاری و اتحاد استراتژیک واشنگتن و تل آویو است سخت به نظر نمی رسد؛ چرا که از باب نمونه می توان گفت که توسعه شهرک سازی های صهیونیست ها به رغم ژست تقابل با این وضعیت از سوی آمریکایی ها نشان داد که این تقابل ساختگی و تصنعی است و فقط خدعه ای برای فریب دادن اعراب سازشکار است.
همچنانکه دیدیم خیلی زود برخی رسانه های غربی از جمله روزنامه «گاردین» از همکاری آمریکا با رژیم صهیونیستی در خصوص شهرک سازی ها پرده برداشتند. یا اینکه به موازات تصویب طرحی از سوی پارلمان رژیم صهیونیستی مبنی بر تملک سرزمین های فلسطینی ها از جانب شهرک نشین ها، کنگره آمریکا با در جریان انداختن لایحه ای، در حال بررسی انتقال سفارتخانه آمریکا از «تل آویو» به «بیت المقدس» است که براساس آن واشنگتن قدس را به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی به رسمیت می شناسد. در این لایحه آمده است، قانون قبلی که به رئیس جمهور قدرت تاخیر در انتقال سفارت را می دهد ملغی می گردد.
بنابراین نکته گفتنی و مهم این است که آمریکایی ها برخلاف هیاهو و جنجالی که درباره طرح به اصطلاح صلح خاورمیانه به راه انداخته اند و از ارایه بسته پیشنهادی شان تا سپتامبر خبر می دهند، عملا هیچ تغییر رویکردی در مواضع شان نداشته اند و هیچ اقدام مثبتی که نشان دهنده «وضعیت تغییر» در مشی و مرام آنها نسبت به قضیه فلسطین باشد مشاهده نمی گردد.
جالب اینجاست در همین ایامی که صحبت از حل و فصل مسایل مربوط به فلسطین می شود سه شنبه پیش دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل متحد (اوچا) طی گزارشی هشدار داد که محاصره نوار غزه از سوی صهیونیست ها به یک فاجعه انسانی بزرگ تبدیل شده است.
بنابر این گزارش اوضاع وخامت بار در غزه موجب از بین رفتن شرایط زندگی و بالا رفتن شدت ناامنی قضایی، وقوع بحران در انرژی، آب و بخش بهداشتی شده است و علاوه بر کاهش منابع مالی، نابودی تدریجی زیرساخت ها و کمبود خدمات رسانی در بخش های مختلف، بیش از 6 هزار خانه در این منطقه تخریب شده و بازسازی هم نشده است ضمن آن که افزون بر 120 هزار نفر نیز تنها بخاطر رکود در دو بخش ساخت و ساز و کشاورزی شغل خود را از دست داده اند.
محاصره و تحریم نوار غزه از ژوئن 2007 و قبل از جنگ اخیر از جانب صهیونیست ها کلید زده شده و از همان تاریخ تمام گذرگاه های این منطقه بسته است.
خب، طبیعی است که اگر واقعاً طرح به اصطلاح صلحی قرار است مطرح شود می بایست در صحنه عمل اقداماتی رخ می داد که لااقل فجایع انسانی استمرار نمی یافت. دولت اوباما که مدعی است می تواند با ارایه بسته پیشنهادی خود صلح به اصطلاح فراگیر و پایدار را برقرار نماید طی شش، هفت ماه گذشته هیچ اقدامی در جهت رفع تحریم و محاصره نوار غزه انجام نداده است و اکنون شاهد گزارش «اوچا» (دفتر هماهنگی امور بشردوستانه سازمان ملل) هستیم که بیانگر مرگ تدریجی انسانها در نسل کشی نرم و خاموش در منطقه غزه است.
آمریکایی ها از هم اکنون دام خود را برای پاره ای از کشورهای عربی در سپتامبر و در زمان برگزاری اجلاس سازمان ملل پهن کرده اند تا با ارایه طرح کذایی خود و جذب برخی از اعراب برای آغاز مذاکراتی درباره آنچه که آنها نامش را «صلح فراگیر» گذاشته اند اهداف راهبردی صهیونیست ها را در پوشش نام پرمسمای «صلح» به پیش برند.
ماه رمضان فرصت مغتنم و استثنایی است تا کشورهای مسلمان با اتحاد و یکپارچگی که از جلوه های این ماه شریف است در برابر حیله ها و دسیسه های آمریکایی ها به هوش باشند و در اتاق شیشه ای مذاکرات با آمریکایی ها و صهیونیست ها حضور نیابند.