جلسه وزراى امور خارجه پنج کشور عضو دائم شوراى امنیت سازمان ملل متحد که چندى قبل پشت درهاى بسته در رابطه با کاندیداى آتى دبیر کل سازمان به جاى کوفى عنان برگزار شد هیچ نتیجه جنجالى به همراه نداشت چرا که تنها بخشى از مرحله دشوار انتخابات بود.
تام الاختیارى کوفى عنان دبیر کل کنونى سازمان ملل در تاریخ 31دسامبر پایان مى یابد. مسلم است که براى جانشین عنان همه چیز مرتب به روال خود نخواهد بود از جمله در صورتى که کشورهاى کرانه بالتیک کاندیداى خود را خانم وایرا ویکه فریبرگ رییس جمهور لتونى معرفى کردند و پس از آن کاندیدایى از افغانستان نیز معرفى شد. افرادى که با مکانیزم کار سازمان ملل از نزدیک آشنایى دارند مى گویند که نباید کاندیداتورى ویکه فریبرگ را جدى تلقى کرد.
این تنها بدین دلیل نیست که رییس جمهور لتونى مستقیما در برقرارى دولتى نژادپرست دست دارد و پرونده آن در شوراى حقوق بشر سازمان ملل قرار دارد (یک پنجم مردم لتونى فاقد تبعیت این کشور هستند).
دسیسه اصلى در این است که افرادى که بطور واقع شانس انتخاب شدن دارند هم اکنون نیز مشخص هستند. اینان افرادى هستند که تمامى مجمع عمومى سازمان یعنى 192کشور به آنها راى خواهند داد. کاندیداهاى جدیدى که امریکا آنان را به معرکه مى آورد هیچ شانسى ندارند.
روند انتخاب دبیر کل سازمان بدین قرار است: شوراى امنیت سازمان ملل متحد یک کاندیدا را به مجمع عمومى سازمان معرفى مى کند و مجمع این شخص را تایید و یا رد مى کند. اما آنچه در داخل شوراى امنیت سازمان ملل متحد در جریان است دشوارتر است: مساله این است که هیچ یک از این پنج قدرت داراى حق وتو نباید مخالفتى با کاندیدا داشته باشند. براى رییس جمهور لتونى حداقل یک وتو از سوى روسیه وجود دارد. فعلا پان گى مون، وزیر امور خارجه کره جنوبى در صدر است او تنها یک مخالف دارد (مشخص نیست از سوى چه کسى) اما سایرین مخالفین بیشترى دارند.
در جایگاه دوم شاشى تارور، معاون کوفى عنان از هند و در مکان سوم سوراکیارت ساتیراتاى، وزیر امور خارجه تایلند است که سرنوشت او به علت سرنگونى رژیم این کشور مشخص نیست. کاندیداهایى از اردن و سرى لانکا نیز وجود دارند اما آنها از شانس بسیار کمى برخوردارند.
پنج سال قبل به هنگام انتخاب مجدد کوفى عنان در دوره دوم در شوراى امنیت سازمان ملل متحد و در کل در سازمان ملل بطور غیر رسمى به این توافق رسیدند که جانشین نماینده آفریقا باید نماینده اى از سوى آسیا باشد. این نیز منطقى است مسلم است که سازمان ملل متحد نباید تنها در دست اروپاییان و یا آفریقایى ها باشد.
در نهایت این رسم قدیمى سازمان ملل نیز وجود دارد که دبیر کل نباید نماینده یکى از ابرقدرت ها باشد که در این سازمان و در جهان بدون این نیز از اولویت هاى کمى برخوردار نیستند.
آنطور که منابعى آگاه در وزارت امور خارجه روسیه مى گویند: دیپلماسى روسیه تصمیم به حمایت از توافق بین اکثر اعضاى سازمان دارد که براى اکثریت همانند مسکو کاندیداى هندى و کره جنوبى در یک سطح هستند و کاندیداى تایلند نیز قابل قبول است. تنها مسئله رعایت اصل قاره اى است. اما رییس جمهور لتونى در سخنرانى اخیر خود در سازمان ملل متحد آشکارا با این اصل مخالفت نمود. او با بیشتر راى دهندگان خود از قبل به توافق نرسیده بود.
در اینجا باید بطور روشن متوجه این مطلب بود: شوراى امنیت سازمان ملل متحد کاندیدایى را مطرح مى کند که براى همه قابل پذیرش است و اگر مناسب نباشد او را انتخاب نمى کنند و یا با حداقل برترى ها انتخاب مى شود که این بدتر است. زیرا در آنصورت سازمان ملل دبیر کلى با مشروعیتى اندک خواهد داشت. این یک بحران خواهد بود. هند و کانادا پیشنهاد دادند که در سازمان ملل متحد کمیته مجزایى براى انتخابات تشکیل شود و به عبارت دیگر شوراى امنیت سازمان ملل متحد را از حق انتخاب خود محروم کنند.
زمانى که محمود احمدى نژاد، رییس جمهور ایران در سخنرانى خود در سازمان ملل متحد شوراى امنیت را «ارگان تهدید و فشار» نامید مى دانست که شنوندگان او چه کسانى هستند. بسیارى از کشورهایى که پیشتر «جهان سوم» نامیده مى شدند امروز افزایش نفوذ خود در اقتصاد و سیاست را حس مى کنند. و تمامى مباحث درباره اصلاحات در سازمان ملل نشان دهنده این است که بیشتر کشورهاى عضو در این سازمان گسترش اعضاى دایم شوراى امنیت سازمان ملل متحد بواسطه نمایندگان و رهبران جدید جهانى و از جمله در آفریقا، امریکاى لاتین و سایر کشورها با دارا بودن حق وتو را کاملا منطقى مى دانند. اگر کاندیدایى که اکنون مسلم بنظر مى رسد یعنى کاندیداى آسیا هر کس که باشد انتخاب نشود شوراى امنیت کنونى بسیار ناپسندتر جلوه خواهد کرد. اما سوى دیگرى هم وجود دارد: در برابر ما تلاشى با تاخیر براى فلج نمودن سازمان ملل اگر نگوییم نابود سازى کلى آن وجود دارد.
این میراث روزهایى است که امریکا فکر مى کرد سازمان ملل متحد تنها مزاحم جنگ در یوگسلاوى و عراق است. براى افراد با تجربه در دیپلماسى داخلى سازمان ملل دسیسه سوم روشن است: امریکا سه کاندیداى آسیایى را نمى پسندد و مى خواهد با ایجاد این بحران در لحظه آخر کاندیداى خود را معرفى کند مثلا چان هن چى، سفیر سنگاپور در امریکا که در نظر اول کاندیدا شدن وى چندان مهم جلوه نمى کند. سفیر سنگاپور هر چند که متولد آسیاست اما حداقل 10سال است که در امریکا زندگى مى کند.
دیدگاه چهارمى نیز وجود دارد این موذیگرى فوق العاده امریکا نیست بلکه برعکس گسیختگى دیپلماسى امریکاست. زیرا ایجاد وضعیت «امریکا مخالف آسیا» به اضافه وضعیت «امریکا مخالف جهان اسلام» حتى اگر «امریکا مخالف سازمان ملل متحد» را مطرح نکنیم بدبختى بزرگى براى امریکاست. مى شد از خیال خام انتخاب کردن دبیر کلى مطیع خود پس از تجربه کوفى عنان که در زمان خود «کاندیداى امریکا» محسوب مى شد دست کشید. باید گفت که او پس از اینکه اعضاى دائم شورا نتوانستند درباره چند کاندیداى مسلم به توافق برسند کاندیداى شوراى امنیت سازمان ملل متحد شد.