بنده در تسخیر لانه جاسوسی جزو اشغال کنندگان اولیه نبودیم، اما همان شب که سفارت آمریکا (لانه جاسوسی) به اشغال دانشجویان در آمد آنها کسی را میخواستند که به زبان انگلیسی تسط داشته و همچنین مورد اعتماد باشد. به همین دلیل بنده را که در آمریکا درس میخواندم و دبیر انتشارات انجمن اسلامی کل آمریکا و اروپا بودم برای مترجمی برگزیدند.
حسین شیخ الاسلام در جلسه هفتگی انصار حزب الله افزود: از فردای فتح لانه جاسوسی، به همراه برادرم مشغول بررسی اسناد به جا مانده شدیم. اسناد چند قسمت بود، یک قسمت از آنها مربوط به CIA بود که به لطف خدا اینها به طور مطلوبی به دست ما افتاد. رئیس CIA، که یکی از با تجربهترین مأمورانشان هم بود، نامش «آهرن» بود که حدود 28 سال در سیا سابقه داشت. استاد فلسفه بود، خیلی هم بر کارش تسلط داشت و تنها کسی که تا آخر در لانه جاسوسی حضور داشت و کم نیاورد، او بود. نفر دومشان را هم یک آدم تازه کار انتخاب کرده بودند که هیچ جا به عنوان مأمور سیآی ای فعالیت نداشت و اولین مأموریتش در ایران بود. مسؤول نابودی اسناد هم همین شخص بود. برای نابود کردن اسناد دو ماشین داشتند، یک ماشین اسناد را پودر میکرد و اگر آن خراب میشد از ماشین دیگر استفاده میکردند که اسناد را تبدیل به رشتههای بسیار ریزی میکرد. این دستگاهها در گاو صندوقهای بسیار بزرگی قرار داشت که دارای درهای فولادی محکمی بود. قانونشان این بود که تا اسناد نابود نشود، درهای گاو صندوق را باز نکنند. این مأمور تازه کار سیآیای هم به دلیل اینکه ناوارد بود، اسناد را زیاد، زیاد داخل دستگاه اول ریخته بود که منجر به گیر کردن آن دستگاه و در نتیجه از کار افتادن آن شده بود. بعد هم کاغذها را داخل ماشین دوم ریخته بودند که مبدل به رشتههای باریک شد.
بعدها برادرم، این رشتهها را به هم چسباند و اسناد خیلی خوبی از آن درآمد. از جمله آن اسناد بیکفایتی بنیصدر بود که نشان میداد آنها با بنیصدر تماس داشتهاند. خلاصه دانشجویان وقتی به پشت درهای این گاو صندوق رسیدند با داد و فریاد جاسوسان را ترسانده و سبب شدند تا درها را باز کنند و بسیاری از اسناد را به دست آوردند.
نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی با اشاره به سخن حضرت امام که فتح لانه جاسوسی را انقلابی بزرگتر از انقلاب اول عنوان کردند تصریح کرد: حضرت امام شوخی نکردند و نخواستند با لغتها بازی کنند، بلکه اعتقادشان را بیان کردند، امام با این کلام به تمام مبارزات ضد آمریکایی در دنیا جهت دادند. اینکه در تمام دنیا پرچم آمریکا را به آتش میکشند و عکس بوش را پاره پاره میکنند، ثمره همین جهتگیری امام است.
عضو کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی افزود: این بیداری اسلامی که در ایران چراغش روشن شده و همین طور نور آن به اطراف دنیا گسترش پیدا کرده بود، با جهتگیری مشخصی که حضرت امام به آن داد، تبدیل به ثمراتی شد که امروز در لبنان، فلسطین و در همه جا قابل مشاهده است.
نماینده منتخب مجلس در دبیرخانه کنفرانس فلسطین اظهار داشت: امروزه در دنیا فقط دو قدرت مطرحند یکی آمریکا که رأس استکبار و طاغوت نامیده میشود و دیگری هم ما هستیم که به عنوان مؤمنین و منتظران امام زمان (عج)- اگر خدا قبول کند- مطرحیم.
سفیر اسبق ایران در سوریه در پاسخ به سوالی ارزیابی خود از روند تحولات اخیر خاورمیانه به خصوص پیروزی غرورآفرین حزب الله را این چنین بیان کرد: چون بحث ما آمریکا است از این زاویه به بررسی تحولات خاورمیانه میپردازیم. فکر میکنید قدرت آمریکا در چیست؟ یکی قدرت نظامی است که زیر شاخههایی هم دارد؛ مثل قدرت اطلاعاتی و قدرت طراحی عملیات، قدرت دیگر آمریکا قدرت اقتصادی است، و یکی دیگر از پایههای قدرت آمریکا هم دلار است. اینکه ارز ذخیره دنیا دلار است شاهد بر آن میباشد.
هر سه پایه قدرت آمریکا با هم در ارتباطند و به دیگری کمک میکنند. موضوع بحث ما این نیست، اما من میخواهم نشان دهم که ما چگونه قدرت نظامی آمریکا را در تحولات خاورمیانه شکستیم.
با توجه به اینکه اهمیت خاورمیانه در نفت آن است که به عنوان انرژی در تولید همه کالاهای دنیا نقش دارد، و هفتاد درصد نفت صادراتی دنیا هم از خلیج فارس و تنگه هرمز میگذرد، کسی که نفت را در این منطقه کنترل کند آینده دنیا را کنترل میکند. پس کسی که خاورمیانه را کنترل کند آینده دنیا را کنترل میکند. اهمیت خاورمیانه هم در همین است. علت این که اسرائیل از نیل تا فرات تعریف شده است یکی به خاطر منابع نفت در این محدوده است و دیگری هم آبراههایی هست که محل انتقال نفت در این منطقه میباشد که شامل تنگه هرمز، باب المندب و کانال سوئز میشود.
از زمان اکتشاف نفت در دنیا و مشخص شدن اینکه بیشترین نفت در منطقه خاورمیانه است نهضت صهیونیستی شکل گرفت.
نهضت صهیونیسم میخواست به قدرت و سلطه دست یابد و به اهمیت انرژی هم برای رسیدن به هدف خود پی برده بود و میدانست که این انرژی در کجاست به همین دلیل اسرائیل را تشکیل داد و مرز آن را هم از نیل تا فرات مشخص کرد و بعد آن را ناموس خود کرد! به هیچ عنوان هم از آن دست بر نمیدارد.
شیخ الاسلام افزد: از وقتی این نهضت شروع شد مرحله به مرحله پیش رفت؛ اول آدمکشها و جانیها را در این سرزمین مستقر کردند، بعد زمینها را غصب کردند، مردم را به ترس و وحشت انداختند، و بعد هم دولت تشکیل داده و اوضاع را برای مهاجرت مهیا کردند.
جالب این است که تمامی آنهایی که به اسرائیل کوچ کردند یهودی نیستند اما صهیونیست هستند؛ زیرا به اسرائیل اعتقاد دارند علی الخصوص آنهایی که از اروپایی شرقی و روسیه به آنجا رفتند.
گسترش اسرائیل ادامه داشت تا پیروزی انقلاب اسلامی ایران. همزمان با پیروزی اسرائیل صلح کمپ دیوید بود که بین اسرائیل و مصر منعقد شد؛ زیرا مصر نصف جهان عرب بود. صلح مصر با اسرائیل یعنی نصف جهان عرب با رژیم صهیونیستی پیمان عدم تجاوز میبندند و عربها هم نصف توانایی خود برای نبرد با اسرائیل غاصب را در اختیار ندارند. اما آنچه که صهیونیستها پیش بینی نکرده بودند، پیروزی انقلاب ما بود. اگر پنجاه میلیون مصری از مبارزه با اسرائیل محروم میشوند سی الی چهل میلیون ایرانی (در سالهای پیروزی انقلاب) وارد صحنه شدهاند و این یک بیداری اسلامی بود. آنها از گسترش این بیداری هم بسیار ترسیدند. حساسترین نقطه نفود آن را هم در لبنان دیدند. به همین خاطر در سال 1982 به لبنان حمله کرده و بیروت را سه، چهار روزه تصرف کردند. در برابر اسرائیلیها فقط یک مقاومت جانانه صورت گرفت که آن هم توسط سید عباس موسوی بود؛ یک جوان بیست و شش ساله که با انقلاب ایران و دیدار با امام روحیه و جان تازهای پیدا کرده و با اسلحه سبک در سه راهی خلده- که ورودی بیروت از جنوب است- چند ساعتی مقابل اسرائیلیها مقاومت کرد، اما در نهایت در برابر لشکر تا بن دندان مسلح رژیم صهیونیستی شکست خورد.
بعد از تصرف بیروت، آمریکاییها، فرانسویها، ایتالیاییها و انگلیسها به آنجا نیروها اعزام کردند و این بدان معناست که آن کشورها اشغال بیروت را نه تنها از نظر سیاسی بلکه از نظر نظامی هم پشتیبانی کردند.
از اینجا به بعد مرحله ظهور بروز رسمی حزب الله بود. آنچه که کار حزب الله را زیباتر کرد هماهنگی و نظم بین آنها بود. با نیروی کم، کار حساب شده انجام دادند. یک برادری با یک کامیون مواد منفجره در مقر آمریکاییها عملیات استشهادی انجام داد و دویست و چهل و دو نفرشان را به جهنم فرستاد وقتی این جنازهها را به آمریکا منتقل کردند سبب خشم مردم شد و دولتمردان خود را تحت فشار قرار دادند که شما غلط کردید به آنجا نیرو فرستادید. همین فشارها باعث شد که آمریکا مجبور شود نیروهایش را بیرون ببرد. همین کار را هم با فرانسویها کردند و 17، 18نفر از آنها را هم به درک واصل کردند که آنها هم از لبنان خارج شدند. بعد انگلیسیها و ایتالیاییها هم خود به خود خارج شدند و بعد از آن، مرحله به مرحله با اسرائیل به جنگ پرداختند تا آنان را از آن کمربند امنیتی که یک سال قبل از انقلاب ایران آن را اشغال کرده بودند، عقب برانند. از آن به بعد حزب الله به رشد خود ادامه داد تا سال 2000 که در آن سال هم اسرائیلیها را مجبور کردند این کمربند امنیتی را تخلیه کنند. اسرائیلیها سنگرهایی درست کرده بودند که هیچ منفذی نداشت غیر از یک فضای 30، 40 سانتی متری که جای نفوذ هوا بود. قدرت حزب الله آنقدر بالا بود که با موشک «تاو» از یک کیلومتری این منفذها را هدف قرار میدادند که سبب از بین رفتن سنگرهای پیشرفته اسرائیل میشد.
شیخ الاسلام عامل پیروزی حزب الله لبنان را دلدادگی به ولایت فقی عنوان کرد و افزود: وقتی که سید حسن نصرالله در کنفرانس سران، دستان رهبر معظم انقلاب را بوسید- این کار بلافاصله بعد از پیروزی حزب الله بود- در لبنان جنجال به پا شد. زیرا بعد از این پیروزی در مراسمی از سید حسن تجلیل شد و فرماندهان ارتش لبنان هم دست سید حسن را بوسیدند.
مخالفین این کار میگفتند چرا نماد مقاومت یک کشور دست رهبر یک کشور دیگر را بوسیده است؟
بنده از سید حسن سوال کردم آیا شما میدانستید جاروجنجال به پا میشد و این کار را کردید؟ گفت: بله؛ ولی می خواستم بدانم که چقدر برای خدا خالصم.
وی تصریح کرد: بعد از پیروزی حزب الله و بیرون کردن اسرائیل از لبنان، روشی که ما در پیش گرفتیم روش حضرت امام بود؛ یعنی مقاومت با تمام توان. نتیجه آن را هم در فلسطین دیدیم که اسرائیلیها غزه را هم تخلیه کردند و دیوار کشیدند. این بدان معناست که اسرائیل در حال آن رفتن و کوچکتر شدن است و انشاءالله به زودی نابود میشود.
این نماینده مجلس گفت: علت شروع جنگ سی و سه روزه دستگیری و محاکمه سید حسن نصرالله و نیروهایش بود. رژیم صهیونیستی آنقدر به پیروزی خودش اطمینان داشت که یک زندان برای این کار آماده کرده بود. وزیر خارجه آمریکا هم اعلام کرد که این جنگ یک هفته بیشتر طول نمیکشد. شعارهایی که می دادند اول دستگیری و محاکمه حزب الله بود. بعد خواسته آنها کمتر شد و به خلع سلاح حزب الله راضی شدند! وقتی دیدند به این هم نمیرسند دوباره خواسته خود را کمتر کردند و آنقدر از موضع خود پایین آمدند که آخر به یک قطعنامه بیاثر رضایت دادند.
شیخ الاسلام گفت: از نظر نظامی، اسرائیل جنگ را شروع کرد اما مهمات کم آورد و بعد از آمریکا بمب هوشمند و بمب لیزری آوردند. اما حزب الله از روز اول 100، 150 موشک میزد روز آخر هم 350 موشک شلیک کرد و گفت هنوز هم دارم و تا آخر ایستادهایم.
حزبالله جنگ را اداره میکرد. آنها جنگ نامحدود میخواستند و حزبالله آن را محدود میکرد. میگفت اگر ضاحیه را بزنید ما حیفا را میزنیم، که این کار را هم کرد بعد گفت اگر شما بیروت را بزنید ما هم تلآویو را میزنیم. حزبالله مشخص میکرد که آنها از کجا حمله زمینی کنند. تانکهای میرکاوای 4 از بهترین تانکهای دنیاست، این تانک تبدیل به توالت شده بود! درون تانک هم همین جور کشته میدادند.
حزبالله از منظر اطلاعاتی میدانست که اسرائیل چه کار میخواهد انجام دهد اما اسرائیل نمیدانست! تمام مدت ماهوارههای جاسوسی اسرائیل و غرب بر روی منطقه جنگ متمرکز شده بودند، هواپیماهای جاسوسی بیسرنشین و با سرنشین بالای منطقه عملیاتی در پرواز بودند، بالن جاسوسی ثابت هوا میکردند، اطلاعات همه آنها هم مستقیماً متصل بود به سیستم اطلاعاتی اسرائیل. هواپیماهای اسرائیلی از طریق این سیستم اطلاعاتی هدف خود را مشخص میکردند. ولی با همه این امکانات نتوانستند از پرتاب موشکهای حزبالله جلوگیری کنند؛ زیرا نمیدانستند از کجا شلیک میشود.
وی با اشاره به تلفات اسرائیلیها در جنگ سیوسه روزه گفت: در اولین جنگهایی که بین حزبالله و اسرائیل شکل گرفت، ما به اینکه به ازای هر ده نفر از حزبالله یک اسرائیلی به هلاکت برسد راضی بودیم، اما بعد در زمان اخراج اسرائیلیها از لبنان این معادله به سه نفر در برابر یک نفر تغییر کرد. اما در جنگ سیوسه روزه رژیم صهیونیستی دو برابر حزبالله کشته نظامی داد.
شیخالاسلام افزود: آمریکایی که این نیروی نظامی را داشت، در جنگ سیوسه روزه این گونه ذلیل شد. ما اصلاً فکر نمیکردیم که حزبالله این چنین مقاومت کند.
این افتخار را داشتم که نماینده مجلس در جشن پیروزی حزبالله بودم، و بعد این افتخار نصیبم شد که تعدادی از فرماندههان حزبالله را ببینم تا از آنها تشکر کنم.
آنچه جالب بود این که همه آنها جوان بودند، وقتی سخن میگفتند متوجه میشدم که چقدر مصمم، با دل و جرأت، با فکر و با توکل هستند.
وی تصریح کرد: آمریکاییها گفتند ما میخواهیم خاورمیانه جدید بسازیم اما نمیدانستند که ما خاورمیانه جدید را ساختهایم!
شیخالاسلام تاکید کرد آن چیزی را که ما از کربلا یاد گرفتیم در ایران تمرین کردیم. امام هم در پیام برائت به تمام مسلمانان یاد دادند و الان هم در فلسطین ولبنان اجرا میشود.
نماینده مردم تهران در مجلس در پاسخ به سوالی یکی از مهمترین چالشهای امروز جامعه را نبود اخلاص عنوان کرد و گفت : هنر امام این بود که از بچههای سر کوچه بسیجیان مخلصی ساخت که در جبههها عاشقانه جنگیدند. اصلاً از نظر امام پیروزی اصل نبود، بارها از امام شنیدم که فرمود با پایان جنگ دو نعمت را از دست میدهیم یکی نعمت جهاد و دیگری شهادت. اگر آمریکاییها از قبل میدانستند که جنگ این گونه ملت ما را میسازد اصلاً آن را به راه نمیانداختند پس بزرگترین چالش که ما با آن مواجهیم کمرنگ شدن خلوصی است که شهدا برای ما به جا گذاشتند، و این اثر تهاجم فرهنگی است.
عضو کمیسیون اصل نود درباره نحوه برخورد رئیسجمهور با مفسدین اقتصادی اظهار داشت: این کار، کار بسیا سختی است و ایشان خیلی تلاش میکنند و حتی آبروی خود را هم برای این کار گذاشتهاند. آقای احمدینژاد از اول شعار مقابله با مفاسد اقتصادی و رانتخواران را -که کمرنگ هم شده بود- انتخاب کرد و درست هم انتخاب کرد. قوه قصائیه هم باید خیلی محکمتر از این برخورد کند. مجلس هم این روحیه را دارد اما اشکال مجلس این است که بسیار کند حرکت میکند. طبیعتش هم این است اما اگر یک قانون تصویب شود دیگر قابل تغییر نیست.