تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۰۹۱۴۶

وظایف متقابل دولت و نخبگان

نویسنده: دکتر حسن ملکی

همه اقشار و گروه ها در دولت اسلامی مسئولیت دارند و هر کس موظف است به اندازه وسع و توان خود در اصلاح امور و پیشرفت جامعه ایفای نقش کند. در این میان دانشمندان و نخبگان رسالت ویژه دارند و دولت نیز در مقابل نخبگان تکالیف خاص دارد و توجه به آنها موجب تعامل بهتر و موثرتر حاکمان و نخبگان می شود. چنانچه دولت و نخبگان مناسبات قوی، مداوم و صحیح داشته باشند، دولت قوت پیدا می کند و نخبگان نیز با ادای وظایف اجتماعی خود بهجت روحی و روانی به دست می آورند و با اندوختن تجارب عملی به ظرافت و دقت نخبگی می افزایند.
اکنون سؤال این است که نخبه کیست؟ نخبه به کسی گفته می شود که در یکی از رشته های علمی مدارج بالای مطالعاتی و پیشرفتی را گذرانده و به بصیرت و مهارت های علمی خاص و فضایل انسانی دست یافته است. واژه لاتین Elite که معادل نخبه را برای آن قرار داده اند، معادل دقیقی نیست. چون نخبه در فرهنگ ما با یک بار ارزشی همراه است درحالی که واژه «الیت» این مفهوم را دربرندارد. در فرهنگ غربی «الیت» به افرادی گفته می شود که از میان اشراف برخاسته و خود را به یک موقعیت اجتماعی، اقتصادی و سیاسی ویژه منتسب می دانند. نخبگی مراتب دارد و پیوستاری است که در آن درجات گوناگون و سطوح مختلف می توان درنظر گرفت. هر چند مرتبه بالای تخصص مصداق اتم نخبگی است ولی ممکن است مراتب پائین تر نیز به نسبت قابلیت هایشان منشاء اثر باشند.
با تعامل اصولی نخبگان با دولت زمینه ای برای رشد و اعتلای نخبگان فراهم می شود. چنانچه تعامل موثر نباشد، صاحب نظران در مباحث التزامی محصور می شوند و دولت مردان نیز ممکن است در اتخاذ تصمیمات عملگرایانه محدود شوند. نظریه پردازی بدون آثار عملی و یا اقدامات عملی بدون مبناهای نظری قوی دو آفت عرصه کشور داری است.
جایگاه و ارزش نخبگان
نخبگان اصلی، رهبران الهی هستند. نخبه از جهت لغوی یعنی انتخاب شده، پیامبران الهی همه اصفیا هستند و از سوی خدای متعال برای رهبری انسان ها و هدایت مردم به سوی خدا انتخاب شده اند. نخبه حقیقی درنظر اسلامی صرفا به فردی اطلاق نمی شود که واقعیت های مادی و طبیعی را شکافته و قوانین موجود بین پدیده ها را کشف کرده است، این توان علمی ارزشمند است ولی همه نخبگی در کشف واقعیت های محسوس و مادی محدود نمی شود بلکه شناخت واقعیت های ماوراء ماده و ایمان داشتن به امور غیبی و توجه عمیق به آنها در تحلیل های علمی و نظری نیز بعد دیگر نخبگی است. براین اساس انبیا و امامان علیهم السلام، نخبگان کاملی هستند که برای هدایت جامع از سوی خداوند مشخص شده اند.
به عنوان نمونه امام باقر(ع) علاوه بر بعد الهی و معنوی که در اثر ارتباط قوی با خدای متعال و بندگی خالصانه به دست آورده بود، در علوم روز نیز سرآمد دانشمندان عصر خود بود و شاگردان متعددی را پرورش داد که هر کدام به عنوان یک نخبه توانا و اثرگذار در پیشرفت جامعه اسلامی نقش موثری ایفا کرده اند.
حضرت علی(ع) به عنوان یک انسان کامل و بنده مخلص الهی می فرماید: «سلونی قبل ان تفقدونی». (از من پرسید قبل از آن که مرا از دست بدهید)
درواقع نشانی از نخبگی امام است. امام نخبه واقعی عصر خود است و با تربیت نخبگان به روح علمی و معنوی جامعه قدرت و حریت لازم را می افزاید. جامعه به معنویت و معرفت محتاج است، این دورکن اساسی بقا و پیشرفت اجتماع بشری از طریق نخبگان تکوین پیدا می کند. به همین دلیل است که علما و دانشمندان جایگاه بسیار والایی در مملکت اسلامی دارند.
چنانچه دانشمندان رشته های مختلف و نخبگان حوزه های گوناگون معرفت هم واقعیت را به درستی بشناسند و به سوی حقایق هستی راهی بیابند مصادیق اصلی نخبگان را تشکیل می دهند و با آثار فکری و علمی، راهنماهای مطمئن در سر راه زندگی افراد جامعه قرار می دهند. نخبگان واقعی مشعل دارانی هستند که در پیشاپیش صفوف توده مردم حرکت می کنند و از ارکان هدایت آنان محسوب می شوند. هر عالمی که از دنیا می رود ثلمه ای به جامعه وارد می شود. این ثلمه همان افتادن یک علم هدایت است.
به همین دلیل است که در قرآن حکیم می فرماید: (انما یخشی الله من عباده العلما/ همانا خداترس ترین مردم از علما هستند). «فاطر/28»
اگر یک عالمی تخصص داشته باشد، ولی خداترس نباشد نخبه محسوب نمی شود. چه بسا در اثر رکود و انحراف زمینه های گمراهی انسان های دیگر را نیز فراهم سازد.
رسالت اجتماعی نخبگان
اگر جامعه را به یک پیکر تشبیه کنیم، هر یک از اقشار و گروه های جامعه عضوی از آن را تشکیل می دهند. همان طور که در یک پیکر هر عضوی کارکرد خاص دارد در جامعه نیز هر گروه، عملکرد خاص دارد. بدون تردید متخصصان با سایر اقشار در یک حد و ردیف قرار نمی گیرند بلکه هر کدام به تناسب قابلیت ها و مهارت ها، تأثیرگذاری متفاوتی دارند. نخبگان به دلیل آگاهی و معرفتی که اندوخته اند، مسئولیت بیشتری دارند.
یکی از رویه های ناصحیح که متأسفانه بین اغلب صاحب نظران و اساتید دانشگاهی جا افتاده و به یک قاعده تبدیل شده آن است که یک متخصص نباید به عرصه سیاسی و اجتماعی وارد شود زیرا که این فعالیت ها از دایره علم و تخصص گرایی دور است.
به همین دلیل بی تفاوتی آنان در مقابل بحران ها و دگرگونی های سیاسی و اجتماعی یک عمل مذموم و غیرعادی تلقی نمی شود. درحالی که اگر عمیق بیندیشیم تصدیق می کنیم که بی تفاوتی نخبگان نسبت به امور اجتماعی غیرعادی ترین رفتارهاست.
رسالت نخبگان در مقابل دولت
دولت اسلامی اولا و بالذات برای تعلیم و تربیت انسان هاست. برخلاف سایر دولت ها که نوعا برای دست یابی به هدف های سیاسی حزبی شکل می گیرند دولت اسلامی وظیفه انسان سازی دارد. ممکن است این سخن با توجه به فعل و انفعالات سیاسی مختلف قدری بعید و دور از نظر ذهن تلقی گردد ولی طبق آموزه های دینی چیزی جز این دریافت نمی کنیم.
رسول خدا(ص) فرمود: من برای اتمام مکارم اخلاقی مبعوث شده ام.
مکارم اخلاقی ماهیت تربیتی و انسانی دارد. درخصوص قرآن کریم آمده است که:«این کتاب انسانها را به راه مطمئن و محکم هدایت می کند» و نمونه های متعدد دیگر که بعد هدایتی حکومت اسلامی را نشان می دهد.
دولت دهم درتداوم برنامه های دولت نهم قصد دارد ارزشهایی را نهادینه کند که درراستای انسان سازی نقش و تاثیرفراوان دارند. تاکید به عدالت، مقابله با استکبار جهانی و سایر تاکیدات و برنامه های این دولت را دراین جهت باید تفسیر و معنا کرد. براین اساس نخبگان رسالت عظیمی در قبال این دولت دارند. البته رابطه نخبگان با دولت همیشگی است ولی درشرایط کنونی که اساس و مبانی نظام اسلامی و ارزشهای مهم مورد تاکید قرار گرفته است. یاری و حمایت بیشتر این دولت مورد نیاز است.
1- نظریه پردازی
تولید نظریه های علمی تبیین الزامات نظری و تئوریک دولت اسلامی زیربنایی ترین وظیفه نخبگان است. در ارتباط با علم یا باید مصرف کننده باشیم و آنچه که درغرب تولید می شود استفاده کنیم. در این حالت همیشه وابسته خواهیم ماند.
وابستگی های علمی، وابستگی های سیاسی را نیز به دنبال دارد. شایسته است نخبگان کشور از طریق کاوش های عمیق و متعهدانه در واقعیات و حقایق هستی به تولید علم بپردازند و به تدریج نظریه پردازی کنند. با این که درسالهای اخیر دراین خصوص قدمهای موثر برداشته شده است ولی هنوز راه درازی در پیش داریم. دراین خصوص چند کار می توان انجام داد. یکی این که مسائل و مشکلات داخلی را شناسایی کنیم و برای حل آنها علوم روز را بکارگیریم. این کار به نوبه خود ارزشمند است ولی دراین حد نباید ایستاد. کار دوم آن است که به تلاشهای علمی خود بیفزاییم و به قصد تولید نظریه های نوین درعرصه های مختلف به علم بشری اضافه می کنیم. به این معنا که تولیدات علمی دانشمندان ما مرجع فعالیت های علمی سایرین قرار گیرد. به تعبیر رهبری معظم انقلاب اسلامی دیگران اگر خواستند از علوم تولید شده در ایران استفاده کنند باید زبان فارسی یاد بگیرند. حالت سوم آن است که تولید نظریه های جدید در راستای ویژگیهای بومی باشد. علم بومی این است که مبانی و جهت گیری آن مطابق فرهنگ و مبانی فکری اسلام و ایران باشد.
اصالت حس و تجربه گرایی صرف، مبانی علوم روز را تشکیل می دهد. چنانچه این مبنا مورد نقد قرارگرفت و عقل و وحی به آن اضافه شد دیدگاههای متفاوتی قابل طرح می باشد.
چگونه قابل تصور است که ریشه عوض شود ولی شاخه ها و میوه های آن تغییر نکند.
ما ریشه های متفاوت داریم. با اینکه حس و تجربه را نفی نمی کنیم ولی به نفع علم بشر نمی دانیم که معارف بشری درحصار اصالت تجربه زندانی شود. وقتی علم زندانی شد، همه چیز زندانی خواهد شد حتی خود انسان. لذا نخبگان خلاهای تئوریکی را باید به عنوان یک واقعیت بپذیرند و برای برطرف کردن آنرا راهبردی مشخص و مستمر را برای خود تعریف و پی گیری کنند.
2- عمل گرایی
با این که نظریه پردازی مهم ترین رسالت نخبگان است ولی غفلت از عمل و نتایج عینی آن نیز شایسته نیست. ممکن است نظریه هایی تولید شود ولی به دلیل عدم تداوم آن تا مرحله عمل و ارایه راه کارهای بی ثمر یا کم ثمر بمانند. بدون تردید این مرحله از فرایند تولید علم با همکاری مدیران و دست اندرکاران عرصه های مختلف باید انجام گیرد ولی رهبری و هدایت آن نباید از دست نخبگان خارج شود. چنانچه دیدگاهها و نظریه ها به راه کارمنتهی نشود به درخت بی ثمر شباهت دارد واگر اعمال و اقدامات بدون مبانی نظری قوی انجام گیرند ، سست و بی پایه خواهند بود. بنابراین نخبگان نظر را تا عمل باید ادامه دهند.
3- پاسخ به شبهات
شبهه مانند میکروبی است که چنانچه از بین نرود و معالجه نشود ممکن است سلامت جامعه را به خطر اندازد و مشکلات عدیده ای در تداوم رشد وکمال آن ایجاد کند.
بنا به تعبیر حضرت علی (ع) «شبهه» را شبهه نامیده اند چون حق را ماند، لیکن دوستان خدا را نمی تواند بفریبد که یقین رهگذر ایشان است و رستگاری رهبر. اما دشمنان خدا را گمراهی دعوت کننده است و کوری همراه برنده» (خطبه 38/نهج البلاغه) توده مردم از شبهه ها متاثر می شوند و دانشمندان و نخبگان به شبهات باید پاسخ دهند. آنهایی که شبهه پراکنی می کنند به توجیهات و تفسیرهایی متوسل می شوند. آن تفسیرها را باید از طریق نقدهای قوی و سالم از نو تفسیر کرد و حقایق را به مردم گفت. چون اگر شبهات درجامعه زیاد شود عرصه برای محکمات تنگ می شود و گاهی نیز حرف محکمی نمی ماند. این وضع می تواند مسلخ همه حقایق باشد.
4- نهضت اجتماعی نخبگان
تک ستاره ها نمی توانند برای حرکت در شب نور کافی در اختیار رهروان قرار دهند. بلکه باید قمر باشد. نخبگان پراکنده ممکن است از جهت تعداد چشمگیر باشند و در آسمان علم بدرخشند ولی راه را نمایان نمی کنند. بعد اجتماعی حرکت نخبگان و راه انداختن نهضت اجتماعی به قوت و نفوذ رأی آنان می افزاید. همان طور که در عرصه سیاست تشکیل حزب و گروه به نفوذ و پیشرفت کمک می کند در دنیای علم نیز تشکیلاتی عمل کردن به نفوذ علم و قدرت عالمان می افزاید. هرچند باید از تشکیلات زدگی پرهیز شود ولی از تفرد و تک روی نیز باید پرهیز کرد. لازم به توضیح است که این دو بعد از یکدیگر جدا نیستند و ضد هم نمی باشند، بلکه مکمل یکدیگر هستند. کارهای علمی انفرادی در حرکتهای اجتماعی نقد و بررسی می شوند و اعتبار بالاتری پیدا می کنند. به علاوه این نکته مهم که وقتی نهضت اجتماعی نخبگان شکل بگیرد ارتباط علم و جامعه وضع مطلوبتری پیدا می کند و مسایل اجتماعی در فعالیتهای علمی انعکاس می یابد.
5- تحلیل رویدادها و ارایه نتایج
موضوعات مورد بررسی دانشمندان نباید به مسایل علمی صرف محدود شود بلکه رویدادهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و غیره به تحلیل دقیق علمی نیاز دارند. گاهی تحلیلهای سطحی و غیرواقعی شرایط بدی در جامعه ایجاد می کند و زمینه های برخی انحرافات فکری و عملی را فراهم می سازد. نخبگان وظیفه دارند رویدادها را رصد کنند و به دور از هر تعصبی به تحلیل آنها بپردازند و نتایج آنرا به طرق مختلف به سمع و نظر مسئولان برسانند. نوشتن مقالات علمی، برگزاری سمینارها، تألیف کتاب و ارایه آنها در سایتهای مختلف طرق مختلف گزارش نخبگان را تشکیل می دهند. به عنوان مثال در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در ایران اوضاع ویژه ای شکل گرفت و حوادث نگران کننده و زیان باری را رقم زد. چنانچه این رویداد چند بعدی به وسیله نخبگان سیاسی، علمی و اجتماعی به طور دقیق ریشه یابی نشود مانند آتش زیر خاکستر می ماند که ممکن است در زمان دیگر تکرار شود. برای این که آتش زیر خاکستر محو شود باید نخبگان ریشه آتش را به درستی بشناسند و برای محو آن راه کار ارایه کنند. در غیر این صورت مسایل و مشکلات به طور متراکم و نامریی در باطن جامعه می ماند و به مشکلات بزرگتر بعدی دامن می زند. بدون تردید هر آتش زیر خاکستر بماند و بعداً منشاء آتش سوزی دیگری شود، به گناه عالمان جامعه می افزاید. آنان باید در مقابل خدای متعال پاسخگو باشند که چرا در اثر سکوت و بی تفاوتی زمینه های تخریب و یا تحریف را در عرصه های مختلف زندگی فراهم ساخته اند.
6- توجه به مشکلات اجتماعی
تخصص گرایی با همه منافع و آثاری که دارد درصورت عدم مراقبت به یک حجاب و مانع بزرگ بین متخصص و زندگی اجتماعی تبدیل می گردد. چنانچه این حالت با غرور علمی نیز همراه باشد پیامدهای منفی زیاد به دنبال خواهد داشت. درحالی که یک نخبه بیش از دیگران در قبال مسایل و مشکلات اجتماعی مسئولیت دارد.
اصولاً مسایل اجتماعی علل و عوامل نامریی دارند که نوعاً نخبگان متعهد آنها را درک می کنند. به عنوان نمونه مشکلاتی از قبیل اعتیاد، انواع کجرویهای اخلاقی، افزایش طلاق و موارد مشابه را با تحلیل علمی دقیق و با عینک نخبگی می توان دریافت. معمولاً مشکلات اجتماعی ماهیت چند بعدی دارند و برای حل آنها به تخصص های گوناگون احتیاج است تا با رویکرد میان رشته ای و تشریک مساعی علمی آنها را بررسی و حل کنند. به همین دلیل تلاشهای انفرادی نخبگان در جهت حل مشکلات چندان کارساز نخواهد بود بلکه حرکت جمعی و کارهای علمی مشترک آنها افقهای جدید و راههای نو آشکار می سازند.
7- جهت دهی به تحقیقات دانشگاهی
دانشگاههای کشور مراکز علمی و آموزشی مهم و تأثیرگذاری هستند که می توانند با انجام پژوهشهای گوناگون به حل مسایل و یافتن راه های مناسب برای توسعه و پیشرفت جامعه یاری کنند. استادان دانشگاه که از مصادیق بارز نخبگان به شمار می روند در جهت دهی به پژوهشهای دانشجویان نقش مؤثری می توانند ایفا کنند. چنانچه پایان نامه ها و رساله ها دوره های تحصیلات تکمیلی معطوف به مسایل و نیازهای گوناگون جامعه انتخاب و اجرا شوند فاصله جامعه و دانشگاه به مقدار زیادی کاهش پیدا می کند و در پرتو تحقیقات دانشگاهی به خیلی از نیازها پاسخ داده می شود. در وضع فعلی پژوهشهای دانشگاهی رضایت بخش به نظم نمی رسند. زیرا که عادات و رویه های خاص در انتخاب و مدیریت علمی پژوهشها جا افتاده است. که ارتباط علم و اجتماع را ضعیف کرده است. بزرگترین نقص در این میان عدم نیاز سنجی موضوعات پژوهشی است. نوعاً موضوعات پایان نامه ها و رساله ها را نظم و سلیقه دانشجو و استاد مشخص می کند. در حالیکه نیازهای واقعی در متن جامعه هستند و به وسیله تحقیق باید آنها را شناخت.
8- پرهیز از تعصبات جناحی
نخبه بیش از دیگران به مراقبت نگرشها و مدیریت کارهای سیاسی خود احتیاج دارد در این عرصه دو آفت نخبگان را تهدید می کند. یکی غیر سیاسی بودن و بی اعتنایی به سرنوشت سیاسی و اجتماعی جامعه. دوم سیاسی بودن افراطی و گرفتار گرایشات جناحی و باندی شدن.
به نظر نگارنده یک نخبه باید سیاسی نیز باشد زیرا اگر بینش نداشته باشد. دیگران بر او سیطره پیدا می کنند و گرفتار ظلم و ستم می شود. یک نخبه به دلیل تیزبینی خیلی از مسایل را زودتر از دیگران می فهمد ولی باید مراقب باشد که به باندبازی گرفتار نشود.
باند، بندی است که اگر به انسانی بسته شود او را از حقگرایی باز می دارد. مخصوصاً اگر انسان متخصص تعصبات جناحی داشته باشد به خسران و مصیبت منتهی می شود هیچ خسرانی از این بالاتر نیست که در اثر انحراف خواص، توده مردم راه خود را گم کنند و به بیراهه بروند. ازنخبگان انتظار می رود. تحلیل های درست و واقع بینانه از مسایل ارایه دهند و بدینوسیله زمینه های رشد افراد جامعه را فراهم سازند.
9- حساس بودن به کاربست تحقیقات
تصور غلطی که ذهن برخی پژوهشگران و دانشگاهیان را فرا گرفته است این است که یک دانشمند و یا پژوهشگر واقعیات را بررسی می کند و نتیجه آنرا در اختیار سازمانها و جامعه قرار می دهد جز این وظیفه ای ندارد.
زیرا که یک متخصص وظیفه توصیف دارد و تجویز در حوزه فعالیت او نمی باشد. دیوارکشی بین توصیف و تجویز یکی از تصورات غلط رایج است. یک متخصص قبل از این که نخبه محسوب شود یک انسان است و هرگز نمی تواند خود را از مسئولیتهای انسانی دور نگه دارد.
او باید نتایج تحقیق را آئینه ای بداند که در آن سیمای واقعیت را خوب می بیند و به همین دلیل برای تغییر واقعیت نیزمسئولیت دارد.
او وظیفه دارد پس از توصیف، رسالت تجویزی خود را ایفا کند. پایان توصیف، آغاز تجویز برای یک نخبه و استاد دانشگاه است. هرگز این تصور نباشد که تجویز نخبه موثر نیست بلکه اگر با براهین کافی و در یک فضای منطقی نقش تجویزی و پی گیری نتایج تحقیق اجرا شود، فضای جامعه را تغییر می دهد و از موضع گیریهای سلیقه ای و موردی جلوگیری می کند.
10- معرفی اتاق فرمان دشمن
بدون تردید نظام اسلامی دشمنان قسم خورده ای دارد که برای نابودی و یا حداقل تضعیف جمهوری اسلامی ایران برنامه دارند. برنامه خود را در دو سطح صف و ستاد پی گیری می کنند. آن چه که در ظاهر می بینیم حاصل کار سربازانی است که فرمان از مقر فرماندهی می گیرند و نقشه از مسئولان ستاد دریافت می کنند. فریادی که از یک طغیان گر به گوش می رسد. نوشته ای که در برخی مقالات و کتابها می خوانیم و یا سخنی که در بعضی محافل می شنویم همه اینها عملکرد سربازان صف هستند. رهبران و صادرکنندگان فرامین سیاسی و غیره در پشت صحنه پنهان گشته اند.
آنها را با چشم معمولی نمی توان دید بلکه با چشم نخبگی باید کشف کرد. نخبگان اگر خالصانه بیندیشند در یافتن آدرس اتاق فرمان دشمن ناتوان نیستند. آنان وظیفه دارند مردم را بیدار کنند. هر چند مردم راه خود را بلد هستند ولی گاهی حق و باطل به گونه ای در هم می آمیزند که تشخیص و تفکیک آنها آسان نیست. شبه آفرینان پشت صحنه با برنامه حساب شده شبهات را تولید می کنند تا در اثر مه گرفتگی حرکت سالم و آسان امکان پذیر نباشد.
نخبگان اتاق فرمان دشمن را باید به مردم معرفی کنند. در غیر این صورت به جرم این قصور -کتمان آدرس دشمن - به شرمساری ابدی گرفتار خواهند شد.
11- پیش گام بودن در رعایت هنجارها
هر جامعه بر پایه ارزشها و نگرشهای خود هنجارها یا الگوهای رفتاری شخصی تولید کرده است. میتوان از این هنجارها به عنوان راهنماهای عمل یاد کرد که افراد جامعه را به سوی عملکردهای متناسب با روح جامعه سوق می دهند. انسجام یکپارچگی و پویایی جامعه به میزان رعایت این قواعد عملی از سوی اعضا بستگی دارد. رعایت قواعد عمل نیز به مقدار زیادی به سطح معرفت و درونی شدن ارزشها در انسانها وابسته است. نخبگان کسانی هستند که به درجه بالای معرفت و باور نسبت به جایگاه و اهمیت هنجارهای اجتماعی رسیده اند. به همین دلیل از آنان انتظار می رود در رعایت الگوهای عمل از بقیه آحاد جامعه سبقت بگیرند و الگوی دیگران باشند.
مردم رفتار نخبگان را شاخص برای رفتارهای مقبول تلقی می نمایند. تاریخ اسلام و ایران را اگر به درستی تحلیل کنیم آثار مثبت یا منفی عملکرد نخبگان در رفتار توده مردم را در نمونه های متعدد درک خواهیم کرد.
رهبر معظم انقلاب اسلامی با توجه به این قاعده در دیدار با مسئولان نظام در روزمبعث فرمودند: «نخبگان مراقب باشند زیرا در امتحان عظیمی قرارگرفته اند. اگر موفق نشوند موجب سقوط آنان خواهدشد» با تاکید بر آثار بعثت در زندگی مسلمانان فرمودند: «امروز اصلی ترین نیاز جامعه اسلامی عملا به بعثت و ملاک قرارگرفتن عقل و خرد، حاکم شدن فضیلتهای اخلاقی و مبنا قرارگرفتن انضباط قانونی در جامعه است که در این زمینه وظیفه نخبگان و بزرگان بسیار بااهمیت است.»
بدون تردید درحاکم نمودن معیارهای عقل و خرد در جامعه نخبگان نقش موثری می توانند ایفا کنند. آنان هستند که ازطریق تالیفات، تحقیقات، سخنرانیها و رفتار خود به جامعه می آموزند که از معیار منطق و خرد منحرف نشوند. عوامل گوناگون موثر در زندگی و روزمرگی غفلت زا هستند و تداوم این وضع ممکن است جامعه را به سوی خمودگی و خفتگی پیش ببرد. نخبگان و افراد هوشیار جامعه با ترویج عقلانیت و تزریق معرفت انسانها را از چنین آفت و آسیب ها نگه می دارد.
وظایف دولت در مقابل نخبگان
رابطه دولت با نخبگان حق و تکلیف است. آنچه که توضیح داده شد تکالیف نخبگان و حقوق دولت بوده و آنچه که توضیح داده خواهدشد تکالیف دولت و حقوق نخبگان است.
1- ارتباط موثر با نخبگان
ارتباط با نخبگان با سایر ارتباطات تفاوت اساسی دارد. روابط عمومی نهاد محترم دولت برای برقراری ارتباط با نخبگان باید طوری عمل کند که فرصت و امکان مناسب جهت استفاده از دیدگاههای آنان به وجود آید. نخبگان معمولا ابتدا به ساکن برای یاری دولت پیش قدم نمی شوند ولی چنانچه از آنان خواسته شود معمولا پاسخ مثبت می دهند، مگر اینکه گرفتار بازیهای سیاسی شده باشند. نخبگان انتظار دارند با سهولت بتوانند دیدگاههای خود را با مسئولان محترم کشور طرح کنند و بازخوردهای لازم را دریافت نمایند. گاهی ارتباطات حضوری و مستقیم تاثیر زیادی درجلب اعتماد و ایجاد انگیزه دارد. هم اکنون صاحب نظران گوناگونی وجود دارد که مسائل هستند درفرآیندهای تصمیم سازی و تصمیم گیری اثرگذار باشند و تعدادی از آنها نیز چنانچه در اتاقهای فکر مورد استفاده قرارگیرند، منشأ اثر فراوان خواهندشد. لذا شایسته است درخصوص راه کارهای مناسب و موثر ارتباط با نخبگان چاره اندیشی اساسی. نخبگان برای کشف واقعیت دعوت نشده می روند ولی معمولا برای تغییر واقعیتها بدون دعوت، مراجعه نمی کنند. هرچند نخبه متعهد منتظر دعوت نمی ماند و برای اصلاح و پیشرفت امور داوطلب می شود.
2- تکریم نخبگان
خدای متعال علما و دانشمندان را تکریم کرده است و رهبران الهی نیز هرکدام به نوعی آنان را ارزش گذاری کرده و استفاده از نخبگان امت را مورد تاکید قرارداده اند. به تعبیر رسول مکرم اسلام که دانشمندان در زمین مانند ستارگان آسمانند در ظلمات خشکی و دریا به کمک آن راه جویند و همین که ستارگان نهان شوند ممکن است راه یافتگان نیز گمراه شوند»1 حضرت در حدیث دیگری «فضیلت عالم بر غیرعالم را مانند فضیلت پیغمبر بر امت» او معرفی می فرمایند.2
حضرت علی(ع) در عهدنامه مالک اشتر می فرمایند: «با دانشمندان فراوان گفتگو کن و با حکیمان فراوان سخن درمیان نه در آنچه کار شهرهایت را استوار دارد و نظمی را که مردم پیش از تو بر آن برقرار بوده اند.»3
تکریم نخبگان را به چند طریق می توان انجام داد.
یکی از شیوه های تکریم، تقدیر و سپاس از آنان درمجامع عمومی است که درسالهای اخیر به این شیوه توجه شده در آئین هایی مانند چهره های ماندگار از دانشمندان تقدیر می شود. این اقدام ارزشمندی است ولی تعمیم آن را در مراحل و سطوح مختلف باید اندیشید و اجرا کرد.
معمولاً در این نوع مراسم نخبگانی که درکهنسالی قراردارند تقدیر می شوند. درحالی که همه آنانی که درعرصه علم و دانش فعالیت می کنند باید احساس کنند که چنانچه قدمی بردارند و یک حرکت علمی انجام دهند مورد توجه و تقدیر قرار خواهند گرفت. به عبارت دیگر تقدیر به عنوان یک روش پرورش نخبگان باید مورد توجه و عمل قرار گیرد.
شیوه دوم برای تکریم نخبگان کاهش موانع بین آنان و مسئولان است. قاعدتاً نخبگان باید بتوانند ایده و اندیشه خود را به سهولت دراختیار مسئولان قرار دهند. گاهی نیز ارتباط چهره به چهره برای آنان امکان پذیر باشد که این نوع تعامل، اعتماد و اطمینان را افزایش می دهد.
شیوه سوم آن است که فرهنگ علمی و نخبگی درجامعه رواج پیدا کند، اگراز علم تکریم شود و قواعد علمی در فرایند تصمیم گیری مورد اعتنا باشد عالمان و نخبگان احساس سرور و مباهات می کنند. برعکس هر قدر تصمیمات غیرعلمی وغیر اصولی باشد نگرانی و احساس غبن بر وجود دانشمندان مستولی می شود.
3- تناسب حقوق مادی نخبگان
جنبه مادی زندگی و اهمیت آن درسامان یافتن معیشت آدمی و واقعیت غیر قابل انکار است. استفاده از مادیات و آسان سازی زندگی انسان به سطح و نوع تخصص و توانایی فکری و علمی باید تناسب داشته باشد. به نظر می رسد یکی از جلوه های عدالت درحیات بشری همین موضوع باشد.
معمولاً استادان دانشگاه در مقایسه خود با تعداد کثیری از مشاغل و مهارتهای مربوط به امور پـائین تر از علم و تربیت احساس غبن می کنند. دراین خصوص باید چاره ای اندیشید. اقداماتی درگذشته انجام شده است ولی هنوز وضع عادلانه ای شکل نگرفته است.
اگر بخواهیم این فاصله را به درستی درک کنیم بهتر است درمورد تفاوت ارزش کار عالمان و نخبگان با کار سایر حرف و مشاغل جامعه قدری بیندیشیم. آیا ساختن روح و روان انسان مهمتر است یا دویدن به دنبال توپ؟ آیا تلاش علمی و آموزش به قصد پرورش انسانهای اندیشمند و متخصص با ارزش است یا انواع مشاغل مربوط به امور مادی و عادی زندگی؟ بدیهی است که هرشغل درجای خود ارزشمند است ولی چنانچه عدالت در ارزش گذاری حاکم نباشد ابعاد اصلی و اصیل زندگی رنگ می بازد.
جمع بندی
تعامل دولت اسلامی با نخبگان از جهات مختلف ضرورت دارد. از بعد اعتقادی، نخبگان جامعه انسانهای با ارزشی هستند که زندگی خود را در علم اندوزی و کسب فضایل انسانی و اخلاقی گذرانده اند. همین که با مطالعه واقعیتها و حقایق هستی به بخشی ازرموز عالم خلقت پی برده اند و کتاب تکوین را بررسی نموده اند، به مقام و قداست بالایی دست یافته اند. استفاده از این افراد ارزشمند یکی از مصادیق بارز شکر نعمت است. از نظر اجتماعی و سیاسی نیز این موضوع اهمیت دارد.
چنانچه تصمیم گیری دولت و دلسوزیهای او درراه خدمت به مردم با جمعیت نخبگان پیوند به خورد روح جمعی حاکم بر انسان عقلانیت قوی پیدا می کند. درپرتو عقلانیت روابط اجتماعی از قابلیت تاثیرگذاری مبحث برخوردار می شود. چنانچه بهره گیری از نخبگان به نهضت اجتماعی تبدیل شود درمتن زندگی اجتماعی تبدیل شود درمتن زندگی اجتماعی مردم تاثیر گذار خواهد بود. تعامل دولت با نخبگان نتایج و آثار روانی و عاطفی نیز به همراه دارد. وقتی نخبگان خود را در اداره امور کشور موثر بدانند بدون تردید احساس اعتماد عزت و آرامش بیشتری خواهند کرد. عزت نخبگان غبن بزرگی است که با چیزی دیگر قابل جبران نمی باشد.
تعامل دولت با نخبگان با قواعد و هنجارهای تعریف شده باید انجام پذیرد شایسته است با توجه به ویژگیهای همه جانبه نخبگان راه کارهای صحیح و منطقی برای شبکه ارتباطی اندیشمندان و صاحب نظران مشخص گردد. اگر نظم و قاعده ای دراین خصوص تعریف نشود آثار مفید و ماندگار به دنبال نخواهد داشت. انجمنهای علمی رشته های مختلف تا حدودی این نقش را ایفا می کنند ولی میزان اثرگذاری آنها محدود است و بعضی از آنها نیز خود را برای آرمانها و ارزشهای نظام اسلامی متعهد نمی دانند. برای استفاده از نخبگان جامعه باید طرح نو در انداخت تا پیوند وثیقی بین دولتمردان و دانشمندان فراهم گردد. 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات