تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۴  ، 
کد خبر : ۱۰۹۶۳۵
تاکید بر آزادی فردی و غفلت از ارزش‌های دیگر

نقد و نظری بر سوسیالیسم جدید


گل‌ناز مقدم‌فر
در سال های اخیر چهار پیشامد بر مفاهیم سنتی سوسیالیسم تاثیر بارز گذاشته است: نفوذ فزاینده لیبرالیسم نو بر مجاری قدرت سیاسی در شماری از کشورها، تنوع یافتن ساختار های اقتصادی و اجتماعی ناشی از “گذر از فورد گرایی ” Fordist Diversification-Post فروپاشی سوسیالیسم دولتی در شرق و غرب، جهانی شدن Glodalization زندگی اقتصادی سیاسی و فرهنگی.
این پیشامدها مفاهیم دولت - ملت Sate-Nation و سیاست مبتنی بر تولید و مصرف انبوه و طبقه را هر چند بدون آن که این مفاهیم کامل h کنار نهاده شوند بی اعتبار کرده و سستی مفاهیم سنتی سوسیالیسم را درباره استقرار سوسیالیسم از طریق دولت، برنامه ریزی مرکزی و تامین جمعی دیوان سالارانه، خواه زیر نام کینز یا مارکس و لنین آشکار کرده است. سوسیالیسم به دلیل دولت گرایی اش مورد حمله قرار گرفته و بر گزینه های غیر دولت مدار تاکید شده است.
“ لیبرالیسم نو”، “گذر از فورد گرایی”، “گذر از کمونیسم” و “جهانی شدن”، بر صحنه گردانی اندیشه ها و نهاد های غیر دولت مدار تاکید دارند. آن ها سهمی اندک برای دولت مرکزی فوق نیرومند و نقشی برتر برای آزادی و تنوع و بازار قایل شده و به طور فزاینده بر اهمیت دمکراسی تاکید می کنند.
سوسیالیست ها مدتی غافل از این پیشامدها و در حاشیه حیران مانده بودند. چ‘ در غرب تا مدتی هنوز اندیشه شیوه های دولت گرا و طبقه مدار را در سر می پروراند و به نظر می رسید حکومت های سوسیالیست دولتی در شرق از شکست اخلاقی و عملی نظام فرمانروایی متمرکز، ناکارا و سرکوب گر خود غافل اند اما سوسیالیست ها سرانجام مجبور شدند که با جریان ضد دولت گرا همراه شوند. یکی از دلایل این همراهی، پیوند خوردن این اندیشه های ضد دولت گرا با عدم رضایت واقعی عمومی از تجربه دخالت همه جانبه دولت بوده که دولت مداری را به یکی از عوامل شکست های انتخاباتی تبدیل کرده است. دلیل دیگر این است که نقدها و گزینه های غیر دولت گرا ضعفی اساسی را در اندیشه و عمل سوسیالیسم برملاکرده اند. سوسیالیسم دولتی در شرق و غرب واقعا نتوانسته است بسیاری از چیزها را که مردم طالب آنند، تحقق بخشد. کمترین اشکال این نوع سوسیالیسم این بوده که نتوانسته است نیازهای عمومی را پاسخ گوید یا کارآیی لازم را داشته باشد و بیشترین کاستی آن، قدرت مدار، خشن و سرکوب گر بودن است.
تعاریف جدید
چهار تعریف نو از سوسیالیسم سنتی مورد بحث است:
سوسیالیسم فردگرا، سوسیالیسم مبتنی بر بازار، سوسیالیسم مدنی Citizenship socialism یا سوسیالیسم دموکراتیک رادیکال، و سوسیالیسم انجمنی Associational.
کوشش برای پیشی گرفتن از لیبرال های نو در زمینه آزادی مورد توجه برخی از سیاست مداران برجسته حزب کارگر انگلیس مانند “روی هاترزلی” و “ برایان گولد” و نیز “ریموند پلانت” بوده است.
استدلال این نویسندگان این است که آن چه از دیر باز مورد توجه سوسیالیسم بوده یعنی برابری که نویسندگانی چون “ ر.ه.تانی” و “£.ا.ر. کراسلند” با تاکید آن را حایز اهمیت اساسی دانسته اند وسیله ای برای رسیدن به هدف اصلی آینده سوسیالیست ها، یعنی آزادی فردی است. برابری، فی نفسه هدف نیست بلکه تنها هموار کننده راه رسیدن به آزادی یا هدف واقعی سوسیالیسم است.
نظریه لیبرال در مورد آزادی از نوع “سلبی “ Negative است و آزادی را نبود اجبار خارجی تعریف می کند. نقش دولت این است که شرایط را برای به حداقل رساندن اجبار فراهم آورد. نه آن که مصلحت اجتماعی معینی را از بیرون بر افراد تحمیل کند. سوسیالیست هایی نظیر “هاترزلی” و “پلانت” یک گام جلوتر نیز می روند. آن ها به معنای اثباتی Positive آزادی نیز می پردازند. این که آزادی “سلبی” یعنی آزادی از جبر برونی، حق هر فرد است. بدان معنی نیست که همه مردم منافع و ظرفیت بروز یا تحقق آزادی را در اعمال خود دارند. زیرا ممکن است امکان پیگیری آزادانه مقاصد شان را به علت فقدان امکانات کافی نیابند. به این ترتیب فقدان منابع کافی برای عمل آزاد، خود مانع آزادی است. به ویژه توزیع نامتوازن منابع به معنای توانایی بیشتر دستیابی بعضی به آزادی عمل، در مقایسه با دیگران است. بنابراین یک شرط آزادی اثباتی این است که منابع به طور برابر توزیع شده باشد، تا آزادی نیز به همین گونه توزیع شود. به عقیده آزادی خواهان سوسیالیست، لیبرالیسم نو در پرداختن نظریه ای در باب مبانی تحقق آزادی اثباتی و توزیع برابر آن ناتوان است اما از آن جا که نظریه “اثباتی” سوسیالیست ها در مورد آزادی این عامل را به حساب می آورد، طرح آن ها برای آزادی خواهی فردی برتر از لیبرالیسم نو است، استدلال سوسیالیست هایی چون “هاترزلی” و “پلانت” نظریه لیبرال را در مورد آزادی مبتذل می کند. اگر چه آن ها نظریه لیبرال آزادی را به خوبی نقد و بدیل خوبی نیز مطرح می کنند، اما نظریه آن ها فاقد مبانی کافی برای تعریف دوباره سوسیالیسم است. در واقع این نظریه سوسیالیستی، بایسته ای درباره آزادی و در عین حال، نظریه آزادی خواهانه ناقصی در باب سوسیالیسم است.
دو دلیل اصلی برای ادعای بالاوجود دارد که “باری هیندسی” در نقد خود از سوسیالیست های فرد گرا عنوان کرده است که یکی به مفهوم آزادی خواهی این رویکرد و دیگری به فرد گرایی آن مربوط می شود.
تعریف مجدد سوسیالیسم، به همه اشکال آزادی انسانی، اولویتی برابر می دهد. در حالی که آزادی ها بسیارند و بعضی از آن ها تنها با محدود کردن بقیه حفظ می شوند؛ برخی مهم ترند و سلسله مراتب اهمیت آن ها در زمان ها و مکان های مختلف فرق می کند. اما اندیشه اهمیت برابر آزادی های فردی راهی برای پرداختن به این مساله، پیش پا نمی نهد. این اندیشه که آزادی فردی اولویت مطلق دارد نمی تواند با این واقعیت روبرو شود که انواع بسیاری آزادی وجود دارد که می بایست بین آن ها تمایز و ارجحیت قایل شد. تعریف مجدد سوسیالیسم با تاکید بر آزادی فردی، این تصویر را القا می کند که محدود شدن یک نوع آزادی، محدود شدن آزادی به طور کلی است. به علاوه جای ایراد بسیار است که تنها یک اصل، مشخصه تعریف یک آموزه سیاسی شود. خواه این اصل، آزادی باشد یا چیز دیگر. اهداف بسیاری برای سازمان دهی انسانی زندگی انسان وجود دارد که ارجحیت انحصاری یکی، بقیه را حذف می کند این نوع تقلیل گرایی Reductionism اجازه می دهد که یک اصل برتر بر مجموعه ای وسیع از ارزش ها و نیازها در جامعه تسلط یابد. مبنای اخلاقی هر نوع ایدئولوژی به چند گرایی و توسعه بیش از این نیازمند است تا بتواند با پیچیدگی جامعه نوین روبرو شود.
تعریف سوسیالیسم به عنوان پی گیری آزادی فردی، سوسیالیست ها را وا می دارد تا هنگامی که ارزش ها و اولویت های دیگر، مانند پی گیری برابری، تعاون یا عدالت اجتماعی در مقابل آزادی قرار گیرد، تنها از آزادی دفاع کنند.
گاه بین ارزش های مختلف تعارض ایجاد می شود. برابری و آزادی گاه مقابل یکدیگر قرار می گیرند و در چنین مواقعی گزینش ها می بایست با اندیشه ای بازتری انجام پذیرد، نه با تعهد خود بخودی و از پیش فرموده به ارزشی فراتر شمرده شده. آزادی فردی همواره و در هر موقعیت دارای بیشترین مطلوبیت نیست و گاه می بایست برای دستیابی، به ارزش مهم دیگری محدود شود به طور مثال، بسیار مشکل بتوان آزادی معمول رانندگان برای تخریب و متراکم کردن جاده ها را مجاز شمرد تا هم چنان به نام آزادی، خسارات عظیم زیست محیطی، اجتماعی و اقتصادی به بار آید. مردم آزادند تا با هر وسیله ای که بر می گزینند حرکت کنند، اما در وضعیت های معینی ضروری است که آزادی آن ها، بنابر دیگر ارجحیت ها مانند ملاحظات زیست محیطی یا پی آمد های آن برای منفعت عمومی سلب شود. تعریف آموزه سوسیالیسم به عنوان تحقق بخشنده آزادی فردی، دست سوسیالیست ها را برای تحت الشعاع قرار دادن آزادی فردی در چنین مواقعی می بندد. سوسیالیسم را نمی توان به آزادی فردی تقلیل داد. اهداف دیگری نیز وجود دارد جکه سوسیالیست ها می بایست دنبال کنند ؟اما با نظریه ای از سوسیالیسم مبتنی بر آزادی فردی حذف می شوند. گو این که گاه، هدف اخیر باید کنار گذاشته شود. دیگر اشکال عمده تعریف مجدد سوسیالیسم به منزله پی جویی آزادی فردی، فردگرایی این رویکرد است. سر سپردن به آزادی فردی مجوزی به دست می دهد که زیر نام رهایی افراد از احکام بیرونی، حتا صمیمانه ترین کوشش ها برای استقرار شکل مطلوبی در جامعه رد شود. البته با توجه به سابقه سوسیالیسم در این مورد، چنین گرایشی قابل درک است. اما مساله این است که این عمل هر گونه کوششی را برای قرار دادن مصلحت اجتماعی در راس و فراتر از امیال شخصی بی اعتبار می کند. این رویکرد به عمد از هر گونه متعهد شدن به این که “ جامعه چگونه باید باشد” پرهیز می کند، الااین که آزادی باید به گونه ای برابر بین مردم توزیع شود تا خود نحوه مطلوب زندگی را تعیین کنند. این نظر بسی خوشایند می نماید، اما تشخیص نمی دهد آن چه که عملن تحقق می یابد تصوری قایم به ذات از جامعه، به عنوان مجموعه ترجیحات افراد است که این افراد بر آن تسلطی ندارند ؛ فرد گرایی به این معنی، آموزه ای است قایم به ذات که طرح یک جامعه فرد گرای رقابتی را در می اندازد که رها از هدایت دموکراتیک کلی است و نباید آن را با بدیل بی طرف آزادی خواه یا دموکراتیک در برابر تفاسیر قدرت مدارانه آموزه های مصلحت عمومی، یکسان گرفت، جامعه به ضرورت، همیشه شکلی قایم به ذات می گیرد. آموزه آزادی فردی که در ظاهر خنثی است، در عمل آثاری معین دارد.
تاثیر ناخواسته تعریف مجدد سوسیالیسم بر اساس آزادی فردی این است که به جامعه ای فردگرا و رقابتی، از آن نوع که در سوسیالیسم مذموم است، اجازه می دهد تا با لباس مبدل از راه پنهان وارد شود. این آموزه با طفره رفتن از طرح نظریه مستقلی درباره جامعه مطلوب، به علت مرجع شمردن آزادی افراد در برنامه ریزی آینده خود، شکل گیری ساختمان جامعه را به کنش های متقابل افراد وا می گذارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات