تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۵  ، 
کد خبر : ۱۰۹۶۳۶

از حاکمیت دوگانه تا آنارشیسم اجتماعى


عبدالله گنجى
از نگاه رهبران و بنیانگذاران نهضت اسلامى «جمهورى اسلامى» مفهومى است واحد که هویت ملى و سیاسى ایرانیان را از درون دین جست وجو مى کند؛ هم به دلیل عقلى و هم نقلى نمى توان براى جامعه اسلامى حاکم و قوانینى گماشت که با دین بى ارتباط باشند، زیرا «مردم مسلمان» به حکم آیه « نفى سبیل» و ده ها آیه و حدیث دیگر نمى توانند در حوزه اجتماعى، احکام دین را نادیده بگیرند؛ به رغم این ملت ایران با قیام خود در سال ۱۳۵۷ ثابت کرد که فقط اسلام را در عرصه سرنوشت مى پذیرد، زیرا اگر غیر از این بود حکومت شاه که مروج فساد، فحشا و بى بند و بارى بود چرا مردم روش او را نپسندیدند؟ حضرت امام راحل، جمهورى اسلامى را بدون هر گونه پسوند و پیشوندى ارائه کردند و مردم «مسلمان» نیز آن را با ۹۸ درصد مشارکت تایید کردند. از سال ۱۳۷۶ که بخشى از مدعیان انقلاب نقاب از رخ کشیدند و راى ۲۰ میلیونى مردم به خاتمى را «راى نه به جمهورى اسلامى» تفسیر کردند، براى عملیاتى کردن «نه» مدعایى خویش وارد میدان شدند و با طرح حاکمیت دوگانه «اسلامیت» را از «جمهوریت» جدا دانستند و به صورت عریان طرفداران اسلامیت را ۸ میلیون نفر و طرفداران جمهوریت را ۲۰ میلیون نفر اعلام کردند. اینان خود را مدافع بى چون و چراى جمهوریت دانستند و رقیب را جناحى فرض کردند که اعتقادى به راى مردم نداشته و صرفاً از آن به عنوان تزئین استفاده مى کنند؛ نهادهایى که مسؤولان آن مستقیماً با راى مردم انتخاب نمى شدند را (قوه قضائیه، شوراى نگهبان، صدا و سیما و ...)، «نهادهاى انتصابى» خواندند و بار ارزشى آنان را نسبت به نهادهاى انتخابى منفى معرفى کردند، بارها مدعى به خطر افتادن جمهوریت نظام شدند و از واژه هایى مانند «استبداد سیاسى»، «نافرمانى مدنى»، «دیکتاتورى اقلیت»، «دیکتاتورى صالحان» و ... نام بردند و خواستار حکومت مشروعه شدند، حتى در انتخابات ریاست جمهورى ۱۳۸۴ با شعار «دموکراسى خواهى» وارد گود انتخابات شدند که از مفهوم آن چیزى جز نبود مردم سالارى در کشور برداشت نمى شد.
این جماعت از همه صحیفه ۲۱ جلدى امام تنها «میزان راى ملت است» را انتخاب و بقیه آن را به کلى نادیده گرفتند. در این مسیر بسیارى از نخبگان داخلى و خارجى نیز بدین باور رسیدند که امروز (دیروز) جنگ بین طرفداران اسلام سیاسى و دموکراسى در ایران شروع شده است و واقعاً بدین باور رسیده بودند که جماعت تجدید نظر طلب به دنبال حاکمیت اراده مردم به کشورند و براى این امر موانعى وجود دارد. طرح حذف قانون گزینش ها در اولین روز هاى مجلس ششم، لایحه اصلاح قانون انتخابات و مطبوعات، لایحه افزایش اختیارات ریاست جمهورى و مسائل مربوط به زنان از جمله اقدامات عملى بود که القاى باور این مدعا را بیشتر مى کرد. اما در انتخابات اخیر همه این مدعاى دروغین فرو ریخت. مشخص شد که نه تنها آنان به اسلام سیاسى و اجتماعى اعتقاد ندارند بلکه صلاحیت انتخاب شدن در پروسه جمهوریت را نیز صرفاً در خود مى بینند. از نگاه این جماعت از جمهوریت نیز باید افرادى بیرون بیاید که رهبرى نتواند رهبرى اش را انجام دهد (سخنان فائزه هاشمى) و... بنابر این در مقابل انتخاب 5/24 میلیونى مردم صف آرایى کردند و آگاهانه «اسم رمز تقلب» را براى پهن کردن مردم در خیابان و به عقب راندن نظام با ملاحظاتى نظیر «مصلحت نظام» در دستور کار قرار دادند. نگارنده به یاد دارد که در ۲۲ بهمن یکى از سال هاى بعد از ۱۳۷۶ رجبعلى مزروعى از اعضاى تندرو حزب مشارکت حضور مردم در راهپیمایى ۲۲ بهمن را ملاک و شاخص حمایت از نظام ندانست و مشارکت در انتخابات و حضور در سر صندوق را ملاک مردم سالارى و حمایت مردم از نظام عنوان کرد. وى حضور در راهپیمایى را یک حرکت پوپولیستى و احساسى عنوان نمود. این جماعت پرتناقض امروز همان سپرى را انتخاب کردند که دیروز آن را نفى مى کردند. وقتى راى اکثریت به آنان تعلق گرفت در مواجهه با آن موارد ذیل را طرح کردند. «راى ما کیفى است، با راى روستائیان متفاوت است»، «شوراى حل و عقد تشکیل شود»، «مجمع تشخیص مصلحت متولى حل مساله شود»، «رفراندوم مشروعیت دولت برگزار شود»، «انتخابات باطل شود» و «اگر دوباره هم ما انتخاب نشدیم باز هم باید انتخابات باطل شود» و ...
بنابر این آنان که اسلامیت را از جمهوریت جدا دانسته بودند و خود را وارث و صاحب جمهوریت مى دانستند امروز به این نقطه رسیده اند که اسلامیت و هم جمهوریت مورد ادعاى خویش را به سخره بگیرند، آنان اکنون و در دو ماه گذشته ثابت کرده اند که به دنبال آنارشیسم و هرج و مرج هستند. زیرا نه براى مدعاى خود مبنى بر تقلب سندى ارائه مى دهند و نه به قانون تمکین مى کنند، نه راى مردم را مى پذیرند و نه انتخاب مردم را مشروع مى دانند، این نسبت چندگانه امروز در مقابل کسانى است که قبلاً طرح هاى «مشروطه خواهى»، «جمهورى خواهى» و «حاکمیت دوگانه» را طرح کرده اند و امروز که عریان در وسط میدان مانده اند به دنبال «اعتماد زدایى» و «اعتبار زدایى» از نظام اسلامى هستند. دلیل اصلى رفتار این است که جماعت مذکور یا فراموشکار شده اند یا باورهاى آنان جابه جا شده است که تولد و ماندگارى انقلاب اسلامى یک معجزه است، اگر براى اثبات معجزه بودن آن سندلازم است فقط کافى است به حوادث سال ۱۳۶۰ و اتمام جنگ ۱۰ ماه قبل از رحلت امام(ره) و عزل منتظرى در فاجعه دو ماه و چهارده روز مانده به رحلت امام(ره) توجه شود. نگارنده در چند یادداشت و مقاله دیگر این مدعا را طرح کردم که نبرد با این جماعت فقط با گفتار و اندیشه سیاسى امام(ره) میسر است؛ در اینجا نیز دو جمله از امام به عنوان حسن ختام به این مدعیان یادآورى مى کنم: «من قبلاً نیز گفته ام که همه توطئه هاى جهانخواران علیه ما، از جنگ تحمیلى گرفته تا حصر اقتصادى و غیره براى این بوده است که ما بگوییم اسلام جوابگوى جامعه است». «ماچه بخواهیم و چه نخواهیم صهیونیست و آمریکا و ... در تعقیبمان خواهند بود تا هویت دینى و شرافت مکتبى مان را لکه دار نمایند». آیا مدعیان انحصارى امام(ره) این دو جمله را همچنان به یاد دارند؟ اگر داشتند حمایت اوباما از اردوکشى خیابانى اقلیت را پاسخ کوبنده مى دادند که گفت «آقاى موسوى نماینده بخشى از هموطنانش است که به دنبال گشایشى به سوى غرب هستند». این ملت و این رهبر با این قانون اساسى و قوانین موضوعه مسیر انقلاب را ادامه خواهند داد و آنارشیسم موجود ره به جایى نخواهد برد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات