تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۰۹۷۰۵
علی شکوری‌راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت:

حزب زنده است

فراز انصاری مقدمه: جبهه مشارکت را به عنوان اولین حزب دوم خردادی می شناسیم. از آن زمان که به همت دولت خاتمی فعالیت حزبی و مدنی در ایران معنا پیدا کرد جبهه مشارکت به عنوان اولین حزب دوم خردادی با دبیرکلی دکتر محمدرضا خاتمی شروع به کار کرد. اکثر اعضای جبهه مشارکت به فاصله چند روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری بازداشت شدند. از همان روز در ذهن افکار عمومی این سوال شکل گرفت که با توجه به اتفاقات و حوادث بعد از انتخابات آینده فعالیت حزبی و سیاسی چگونه می شود؟ آنچه در ادامه می خوانید حاصل گفت وگوی خبرنگار روزنامه اعتماد با دکتر علی شکوری راد عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت درخصوص وضعیت این حزب است.

* دفتر حزب مشارکت پلمب شده است و پس از اتفاقات بعد از انتخابات موسس آن و بسیاری از اعضای حزب حداقل برای یک بار بازداشت یا احضار شدند و برخی دیگر هنوز در اوین به سر می برند. با این وقایع برنامه و آینده حزب مشارکت را چگونه می بینید؟
** درست است که اکنون دبیر کل و قائم مقام حزب و حدود پنج، شش نفر از اعضای شورای مرکزی و دفتر سیاسی بازداشت شده اند ولی حزب مشارکت و شورای مرکزی حدود ۳۵ عضو اصلی و علی البدل دارد و دفتر سیاسی نیز ۱۱ نفر هستند که بعضی از آنها با شورای مرکزی مشترک هستند. در مجموع کادر مرکزی مشارکت از حدود ۴۵ نفر تشکیل شده است. طبیعی است که بازداشت حدود هفت یا هشت نفر از اعضای کادر مرکزی حزب به معنای آن نیست که مرکزیت حزب فعالیت هایش تعطیل شود، هرچند بازداشت دبیرکل و قائم مقام دبیرکل مهم است چرا که به هر حال کسانی که دستگیر شدند از سمت های مهمی برخوردار بودند، مانند آقای صفایی فراهانی که معاونت اجرایی حزب را بر عهده داشت یا دفتر حزب را نیز پلمب کردند اما باید توجه داشت فعالیت های حزب یک مقدار فعالیت های سازماندهی و تشکیلات است و یک مقدار هم فعالیت سیاسی که شامل بررسی مسائل سیاسی و اتخاذ موضع حزب مقابل هر یک از رویدادهایی که رخ می دهد، است. فعالیت تشکیلاتی حزب هم به دلیل اینکه در هر استان و منطقه یی یک شورای منطقه وجود دارد و فعالیت های حزب را در مناطق مختلف سازماندهی می کند در حقیقت این بخش از فعالیت های حزب آسیب چندانی ندیده است و در مناطق مختلف فعالیت اعضا و کارهایشان به قوت خود باقی است و فقط ارتباط تهران با شهرستان ها می ماند که این ارتباط نیز در دو ماه گذشته تعطیل نشده است و می توان گفت تقریباً ارتباط بین مرکزیت و مناطق مختلف به صورت مستمر وجود داشته است و وضعیت ما در استان ها وضعیت بدی نیست.
نیروها انسجام شان را حفظ کرده اند و انسجام شان هم خوب است و به جرات می توان گفت ما در استان ها مشکل خاصی را احساس نمی کنیم. در مرکز هم با توجه به پلمب شدن دفتر حزب تعداد جلسات رسمی حزب کاهش پیدا کرده و این به معنای تعطیلی آنها نیست. ارتباط بین اعضا برقرار است و همان گونه که شاهد هستید، سایت «نوروز» به عنوان سایت حزب مشارکت فعال تر از گذشته است و هم جبهه مشارکت حضور سیاسی اش را به معنای موضع گیری در قبال حوادث روز نه تنها کمتر نکرده بلکه در این مدت افزایش هم داده و انسجام درونی حزب هم به طور کامل حفظ شده است. به هر حال بخشی از فعالیت ها حول محور پیگیری وضعیت بازداشت شدگان، جان باختگان و آسیب دیدگان حوادث اخیر تا حد زیادی انجام شده است. به خصوص موضوع بازداشت شدگان که بالاخره از اعضای کادر حزب یا غیرحزب بودند و کمیته یی که به منظور پیگیری وضعیت دستگیرشدگان تشکیل شده به صورت جدی فعالیت درخور توجهی داشته است.
بنابراین فعالیت حزب کماکان ادامه دارد اما طبیعتاً بخشی از فعالیت ها که شاید نیازی به تعجیل در آنها نبوده و نیست یک مقدار کاهش پیدا کرده است و جلسات منظم و مستمری که از سوی شورای مرکزی و دفتر سیاسی تشکیل می شد، امکان پذیر نشده است. ولی ارتباط و سازماندهی کار و پیگیری تا جایی که اقتضا می کرد و لازم بود انجام شده و ما در حقیقت معطل نبودیم.
* به بازداشت شدگان اشاره کردید. می شود کمی بیشتر درباره کمیته پیگیری دستگیرشدگان توضیح دهید و اینکه آیا اتهاماتی که به اعضای حزب وارد شده را قبول می کنید یا خیر؟
** به نظر می رسد عده یی از طرفداران دولت طرح از پیش آماده یی را اجرا کردند اما این کار را بسیار خام و ناپخته انجام دادند. در حقیقت برخوردهایی که علیه مردم صورت گرفت خیلی خام طراحی شده بود و خیلی خام هم اجرا و ناقص پیش برده شد که تاکنون تبعات بسیار زیادی را برای اقتدارگرایان داشته است و نتیجه اش این شده است که روز به روز از وسعت شمول این گروه کاسته شده و بر وسعت شمول طرف مقابل افزوده شده است. ما در حقیقت می توانیم بگوییم اقلیت بسیار کوچکی در قدرت هستند که مقابل اکثریت وسیعی که خارج از قدرت هستند و بعضاً دامنه اش به داخل قدرت هم کشیده شده، قرار گرفته اند. البته آنها به این دلیل که مناصب قدرت را در اختیار داشتند خود را حفظ کرده اند ولی از نظر تعداد و دامنه شمول روز به روز کوچک تر شده اند. از روز انتخابات تاکنون آنها دائم محدودتر و جناح مقابل بزرگ تر شده است. هرچند گلوگاه های قدرت در دست آنان است اما دامنه شمول شان بسیار کاهش یافته. در مورد بازداشتی ها باید گفت همان طور که می دانید فردای روز انتخابات به دفتر ریختند و تقریباً اعضای اصلی حزب مشارکت را دستگیر و بعد هم فردای آن روز گروهی را آزاد کردند.
* شما هم جزء بازداشت شدگان بودید؟
** نه، زیرا جلسه زود تمام شد. عده یی رفته و عده یی مانده بودند که در واقع بازداشت های آن شب تصادفی بود. البته برخی را هم که از جلسه خارج شده بودند به در خانه شان رفتند و بازداشت کردند ولی همه اعضای مرکزی حزب یا دفتر سیاسی نبودند، تعداد محدودی هم بودند که فردای روز بازداشت آزاد شدند. به نظر می رسد در خط مشی بازداشت ها دو سیاست اعمال می شد که یک سیاست قرارگاه ثارالله و یک سیاست وزارت اطلاعات بود. وزارت اطلاعات سال ها کارش این بوده و بررسی هایی را انجام داده و می دانسته موضوع از چه قرار است. اما قرارگاه نه می دانسته که چی به چی است و نه اینکه کی به کی است. بنابراین خیلی فله یی عمل کرده است. بازداشت فله یی اعضای حزب مشارکت ظاهراً با دستور مقامات بالاتر نظام منجر به آزادی اغلب دستگیرشدگان در فردای بازداشت شده است. به غیر از آقایان تاج زاده و رمضان زاده که این دو را در بازداشت نگه داشتند.
* آقای میردامادی؟
** آقای میردامادی آزاد و بعد دوباره دستگیر شد. بنابراین قدیمی ترین بازداشتی های ما آقایان رمضان زاده و تاج زاده نیز دو سه ساعت بعد از او دستگیر شدند. در حقیقت اینها زمانی بازداشت شدند که هنوز هیچ موضع گیری رسمی از جانب حزب صورت نگرفته بود و هیچ اقدام عملی هم در هیچ زمینه یی صورت نگرفته بود، نه تجمع و نه راهپیمایی هم برگزار نشده بود و ما هنوز نمی دانیم اتهام اینها چیست و به چه دلیلی اینها را بازداشت کردند. اگر هم به خودشان اعلام شده امکان انعکاس به بیرون نبوده و وقتی از آنهایی هم که در این مدت آزاد شدند می پرسیم اتهام شان چه بوده می بینیم اتهامات واضح و مشخص وجود ندارد یعنی کلیاتی است که هیچ کدام دلیل بر کسی را بگیرند و ۶۰ و چند روز در بازداشت انفرادی و زندان نگه دارند، نیست و این نشان دهنده سردرگمی جدی بازداشت کنندگان و بازجویان و آمرین این امر است همان طور که آقای احمدی نژاد در صحبت های اخیر خود گفت. او فکر می کند وزارت اطلاعات در این زمینه کوتاهی کرده در حالی که وزارت اطلاعات بر اساس بررسی های مستمری که ظرف سال های اخیر داشته است، دقیقاً می دانسته چه امری واقعیت دارد و چه امری واقعیت ندارد. وزارت اطلاعات متاثر از توهمات آنان نشده است و یک تعارضی بین اینها هم در رابطه با سیاست برخوردی هم در سیاست هایی که در بازجویی در زندان ها اعمال شده، وجود داشته است. می شود کاملاً این گسست را دید و کاملاً می شود توجه کرد نیروهای وزارت اطلاعات ولو اینکه از نظر سیاسی با نیروهای قرارگاه ثارالله هم جهت هستند ولی به واقعیت نزدیک ترند. و همین امر باعث شد آقای احمدی نژاد وزیر اطلاعات را برکنار کند تا بتواند معاونانی که به این نحو برخوردها رسماً اعتراض کرده بودند، برکنار کند.
دیدید که در جلسه اول دادگاه تعداد زیادی از چهره های سرشناس را به دادگاه می آورند در حالی که هنوز هیچ کیفرخواستی علیه آنان صادر نشده. در حقیقت اجرای یک شوی تبلیغاتی بوده نه یک دادگاه عادله اسلامی که در آن شئون یک محاکمه رعایت شده باشد. فقط می خواستند تصاویر اینها را در دادگاه نشان دهند و حتی آقایان ابطحی و عطریانفر آمدند و آنجا صحبت کردند. هنوز معلوم نیست اتهام آنها چیست و هنوز کیفرخواستی علیه آنها صادر نشده است و نیز دادگاهی برای آنها برگزار نشده است. معلوم می شود بازجوها توافق کرده بودند این دو نفر را تحت القائاتی که در زندان کرده بودند یعنی از بین آن مجموعه این دو نفر را با خود همراه کنند و القائات خودشان را به آنها بگویند تا آنها در دادگاه در حالی که هنوز کیفرخواستی علیه آنان صادر نشده بود، بیایند و سخنرانی کنند. در حقیقت دادگاه اول یک شوی تبلیغاتی علیه بازداشت شدگان بود که نتیجه چندانی هم برای مجریان این شو نداشت اما به هر حال تلاش کردند مطالبی را به جامعه القا کنند. از جمله مواردی که در این دادگاه بود این بود که کسانی که تحت عنوان انجمن پادشاهی ایران محاکمه شدند شش ماه قبل بازداشت شده بودند و اتهامات دیگری داشتند. اینها را آوردند و به ماجرای انتخابات مربوط کردند که همه اینها همان شوهای تبلیغاتی بود که اجرا شد و هیچ کدام شان دستاوردی نداشت چه در بین نخبگان و چه در بین جهانیان و فقط ممکن است بین توده های عوام مردم که به اطلاعات واقعی کمتر دسترسی دارند تاثیراتی داشته که شاید هدف آنان حفظ آن مجموعه بوده و حفظ بخشی از نیروهایشان که به شدت در حال ریزش بود و با اجرای این شو سعی کردند آنها را نگه دارند. همان طور که می دانید بدنه متصل به اقتدارگرایان روزبه روز مساله دارتر می شوند. اینها ناگزیر بودند برای حفظ آنان اقداماتی را از جمله برگزاری دادگاه انجام دهند. شاید هدفش توده عوام مردم و هواداران خود بود که به شدت مساله دار شده بود.
* در آخرین جلسه کنگره حزب مشارکت که برگزار شد، راهبرد سیاست ورزی اجتماعی برای توسعه پایدار حزبی در ایران پیشنهاد شده بود. راهبرد جدید حزب پس از انتخابات و وقایع اخیر چیست؟
** همان طور که شما نیز اشاره کردید سیاست ما سیاست ورزی بود. یعنی به رغم همه تضییقاتی که برای ما ایجاد کردند ما فکر می کردیم در چارچوب فرصت هایی که در داخل نظام وجود دارد باید فعالیت سیاسی کرد آن هم در جهت اصلاح امر. راهبرد ما همچنان به قوت خود باقی است اما ممکن است تفاوت هایی در تاکتیک ها اتفاق بیفتد. ما هنوز به فعالیت در چارچوب نظام برای حفظ و اصلاح نظام قائل هستیم. همان طور که دکتر محمدرضا خاتمی گفتند ما جمهوری اسلامی خواه هستیم و هدف ما جمهوری اسلامی و اجرای قانون اساسی در تمام مواردش است و فکر می کنیم هیچ اصلی از قانون اساسی نباید به خاطر اصل دیگر معطل بماند یا از یک اصلی تفسیر لاغر کنیم و اصلی را تفسیر چاق. همان گونه که مهندس موسوی بارها اشاره کرده ظرفیت قانون اساسی آنقدر است که اگر بدون تنازل اجرا شود ما می توانیم اهداف اصلاحی خود را در همین چارچوب پیاده کنیم. بنابراین سیاست ورزی جبهه مشارکت همچنان به قوت خود باقی است منتها طبیعی است که بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری و بروز تخلفات در انتخابات و اینکه مجریان و ناظران کنونی بخواهند انتخابات دیگری برگزار کنند، میل و رغبتی برای شرکت در انتخابات نه برای احزاب سیاسی و نه برای مردم وجود نخواهد داشت مگر یک تحولی اتفاق بیفتد که دوباره اعتماد مردم به دستگاه های برگزارکننده برگردد وگرنه این اعتماد از دست رفته موجب خواهد شد رویکرد به انتخابات رویکردی مانند گذشته نباشد و انتخابات کاملاً اهمیت خود را در ایران از دست بدهد.
اما این به آن معنا نیست که ما اصلاً سیاست ورزی نخواهیم کرد چون اعتقاد ما بر این است که باید در هر حرکت اصلاحی که صورت می گیرد توده مردم شرکت داشته باشند. بنابراین سازوکاری که ما برای ادامه کارمان در نظر می گیریم باید ساز و کاری باشد که توده مردم حضور داشته باشند، بنابراین رویکرد ما به جای رویکرد کسب مناصب قدرت رویکرد هدایت توده های مردم خواهد بود و ما پشت سر آقای مهندس موسوی که حالا در محور این حرکت قرار گرفته است، حرکت خود را دنبال کرده و در جلسه آخر دفتر سیاسی حزب که به دستگیری اعضای حزب منجر شد مصوبه یی داشتیم مبنی بر اینکه ما کاملاً پشت سر مهندس موسوی حرکت خواهیم کرد نه تندتر و نه کندتر از وی یعنی حرکت مان را کاملاً با آهنگ حرکت وی تنظیم خواهیم کرد چرا که اعتماد کامل به وی داریم و کلیه امکانات و ظرفیت های خود را در اختیار وی قرار می دهیم. البته ارتباط ما با مهندس موسوی ارتباط خیلی نزدیکی نیست چرا که حلقه اول اطرافیان مهندس موسوی کسانی هستند که سال ها با وی کار کرده اند که همه آنها در چارچوب نظام فکری مهندس موسوی حرکت می کنند. ما هم سعی می کنیم خودمان را هماهنگ کنیم ولو اینکه در حلقه اول مهندس موسوی جایی نداشته باشیم.
* به مهندس موسوی اشاره کردید. وی اخیراً تشکیلات راه سبز را اعلام موجودیت کرد. با توجه به برخوردهای اولیه که گفتند هر حزبی که با وی همکاری کند لغو مجوز خواهد شد، آیا شما با این تشکیلات همکاری می کنید و به این تشکیلات می پیوندید یا نه؟
** راه سبز امید یک برنامه سیاسی است و این گونه که ما تشخیص داده ایم برای حمایت از این راه سیاسی یک تشکیلات مختصری خواهد داشت. ما فکر می کنیم برنامه سیاسی که وی اعلام کرده برنامه بسیار خوبی است و می تواند ظرفیت های موجود در جامعه را فعال نگه دارد. در حقیقت هوشمندی مهندس موسوی در این حرکت به گونه یی بوده است که مجموعه طیفی که در این مدت پشت سر وی قرار گرفتند از حرکت وی اظهار رضایت می کنند که این خیلی ارزشمند است. من با خانواده بسیاری از جان باختگان وقایع اخیر دیدار و گفت وگو داشتم. هیچ کدام از اینکه فرزند آنها پشت سر مهندس موسوی حرکت کرده و در این راه جانش را فدا کرده اظهار پشیمانی و ناراحتی نکرده و برای مهندس موسوی دعا می کردند و نقطه قوت این بود که آنها اظهار رضایت می کردند و می گفتند مهندس موسوی با حرکات خود نشان داد نخواهد گذاشت خون عزیزان ما پایمال شود. یعنی این سوی طیف که آسیب دیدگان قرار گرفته اند از حرکت مهندس موسوی خرسند هستند و آن سوی طیف کسانی اند که در استراتژی خود با مهندس موسوی اشتراکی ندارند اما حس می کنند حرکت مهندس رو به جلوست بنابراین آنها هم خود را ملزم می کنند.
یعنی در این سر طیف کسانی که با مهندس موسوی هماهنگ می شوند کسانی باشند که مهندس موسوی آنها را قبول نداشته باشد، اما آنها دریافته اند حرکت وی یک حرکت رو به جلویی است و خودشان را هماهنگ کرده اند و ما در مجموعه کسانی که در انتخابات شرکت کردند کمتر دیدیم کسی به موسوی انتقادی داشته باشد. حتی کسانی که رویکردشان شرکت در انتخابات نبود اما خواستار تغییر و تحولاتی در جهت احقاق حقوق ملت بودند ممکن است برخی از آنها در مراحل بعدی همان گونه که قبلاً اختلاف نظرهایی با مهندس موسوی داشته اند دوباره اختلاف نظرهایی با وی داشته باشند اما به نظر می رسد جامعه دوقطبی شده؛ یک طیف پشت سر آقای احمدی نژاد قرار گرفته و از ایشان حمایت می کنند و یک طیف هم پشت سر مهندس موسوی. اگر هم کسانی بین اینها هستند که در مصادر امور هستند به علت محذوریت هایی که دارند نظر خود را شفاف اعلام نمی کنند. طیف کسانی که احمدی نژاد را برای کشور یک خسارت می دانند بسیار گسترده است که بخش وسیعش از مهندس موسوی حمایت می کند و بخش کوچکی به دلیل حضور در ساختار قدرت فاصله شان را با مهندس حفظ کرده اند اما به دلیل رویکرد انتقادی جدی نسبت به احمدی نژاد معارضه یی با مهندس موسوی ندارند.
* آیا در شرایط فعلی سیاست ورزی حزب مشارکت که یک مبارزه شفاف و روشن بود ادامه پیدا می کند، یا سبک و سیاقش تغییر می کند؟
** مبارزه به نوعی در امر سیاست وجود دارد. وقتی یک حزب تشکیل می شود می خواهد برای تحقق یکسری امور فعالیت کند؛ فعالیتی برای جلوگیری از رخداد برخی مسائل. بنابراین امر سیاست توام با مبارزه است. برای جبهه مشارکت این قبلاً وجود داشته و وجود خواهد داشت. منتها محورهای مبارزه ما کمی تغییر کرده. ما قبلاً برای ورود به ساختار قدرت مبارزه می کردیم تا از آن طریق اصلاحات انجام دهیم. الان ورود به ساختار قدرت را برای ما سد کرده اند. به این ترتیب ما باید در عرصه جامعه مدنی مبارزات خود را دنبال کنیم. اتفاقی که افتاده این است که این طیف وسیع که با مهندس موسوی همراه هستند برای مبارزات مدنی یک وحدت استراتژیک پیدا کردند برای تحقق خواسته هایشان. برنامه ما از این نظر مشخص است. آهنگ حرکت مان را با مهندس تنظیم می کنیم و در این حرکت فکر می کنیم رهبری می تواند موثر باشد. اگر در درون این مجموعه شکاف اتفاق افتد این به معنای شکست حرکت تعبیر می شود. بنابراین از همه اجزایی که پشت سر مهندس هستند باید به صورت جدی بخواهیم به خاطر مسائل کوچک، مسائل بزرگ را فدا نکنند و وحدتی را که امروز دستمایه جنبش سبز قرار گرفته حول محور موسوی حفظ کنند و تندروی و کندروی نداشته باشند که می تواند آفت زا باشد. همان قدر که ما در اصلاحات از طیف مخالف اصلاحات ضربه خوردیم از تندروی هایی که درون جبهه اصلاحات وجود داشت آسیب دیدیم. ما باید از تجربه های دوران اصلاحات استفاده کنیم تا این مشکلات برای جنبش سبز مدنی پیش نیاید.
* کنگره امسال حزب برگزار می شود؟
** بله، من فکر می کنم به زودی وقتی شرایط حاد پس از انتخابات سپری شد باید به مسائل تشکیلاتی بیشتری بپردازیم. به زودی نشست هایی را برگزار خواهیم کرد که در مورد برگزاری کنگره هم تصمیم می گیریم. فکر می کنم کنگره امسال پررونق تر از کنگره های سال های قبل برگزار خواهد شد چون حرف های زیادی وجود دارد که اعضا با هم رد و بدل کنند و اتخاذ سیاست های جدید بسیار مهم است و کنگره مان را ان شاءالله برگزار خواهیم کرد. موانع پیش روی مان بسیار زیاد است و سختگیری ها بسیار افزایش پیدا کرده ولی بنا نداریم در مقابل این سختگیری ها و فشارها تسلیم شویم بلکه فکر می کنیم بیش از گذشته به فعالیت نیاز داریم و این کار را انجام خواهیم داد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات