تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۸:۱۴  ، 
کد خبر : ۱۰۹۷۱۸
کیان تاجبخش از متهمان پرونده کودتای مخملی عنوان کرد

دیدار خاتمی با سوروس در سال 85


یکی از متهمان اغتشاشات و آشوب‌های اخیر تهران با افشاگری نسبت به برنامه درازمدت براندازی نرم از سوی بیگانگان در ایران از دیدار سیدمحمد خاتمی با جرج سوروس در سال 85 خبرداد. یحیی کیان‌ تاجبخش که در چهارمین جلسه علنی رسیدگی به عوامل و طراحان آشوب‌ها و اغتشاشات اخیر تهران سخن می‌گفت، ‌ اظهار داشت: ‌ اغتشاشات اخیر یک اتفاق نبود بلکه یک برنامه درازمدت پس از پایان جنگ تحمیلی با هدف خدشه‌دار ساختن نظام ولایت فقیه و مردم‌سالاری دینی بوده است. مشاور سابق بنیاد سوروس در ایران با تأکید‌‌ بر اینکه بر اساس سال‌ها مطالعه نتایج تحلیل خود را ارائه می‌کند اغتشاشات اخیر را یک اتفاق ناگهانی ندانست و آن را نتیجه برنامه‌ریزی درازمدت برای حمله و تضعیف نظام عنوان کرد که با استفاده از انتخابات دهم پروژه براندازی نرم کلید خورد. وی البته گفت: ‌ با هوشمندی مردم و مسؤولان به‌ویژه مقام معظم رهبری این پروژه که به بهانه انتخابات شکل گرفته بود ناکام ماند و شکست خورد.
وی سپس به دخالت آمریکا در کشورهایی که حضور رسمی دارد و کشورهایی که مانند ایران حضور رسمی ندارد، ‌ پرداخت و گفت: ‌ آمریکا در کشورهایی مانند ایران که حضور رسمی ندارد برنامه پیشبرد منافعش را از حوزه‌های پنهان شامل سرویس‌های اطلاعاتی مانند سیا، ‌ حوزه نیمه‌پنهان مانند مرکز ویلسون در واشنگتن که با پوشش تحقیقاتی علمی و سمینارهای دانشگاهی و جلسات برنامه براندازی را جلو می‌برند و بنیادها و نهادهای آشکار مانند بنیاد سوروس پیش می‌برد. وی که به اقدام علیه امنیت ملی، ‌ عضویت در بنیاد سوروس، عضو سازمان سیا، ‌ جاسوسی و ارتباط با عناصر بیگانه، ‌ فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق شرکت در تجمعات، ‌ ایجاد شبهه در سلامت انتخابات، ‌ اخلال در نظم عمومی از طریق بلوا و آشوب و حرکات غیرمتعارف و ایجاد ترس و وحشت در جامعه متهم شده است در ادامه توضیحات خود در خصوص فرآیند براندازی نرم گفت: ‌ تمامی سه حوزه یاد شده در شرایط ایران (انقلاب رنگی) رخ داده و این سه حوزه با هم هماهنگ هستند. این متهم اغتشاشات اخیر سپس شناسایی و جذب نخبگان، ‌ شبکه سازی و نهادسازی، ‌ برپایی کارگاه‌های آموزشی، ‌ حمله به پایه‌ها و ستون‌های نظام از طریق مشروعیت‌زدایی، ‌ اعتبارزدایی و اعتمادزدایی را 4 پله فرآیند براندازی نرم ذکر کرد و گفت: ‌ این 4 پله زمینه را برای دو قطبی‌سازی جامعه و ایجاد شکاف بین مردم و جامعه با هدف جابه‌جایی افکار از سرمایه اجتماعی سنتی و مقدس به سرمایه غربی هموار می‌کند. کیان تاجبخش پله 6 را مربوط به فرآیند انتخابات ذکر کرد و گفت: ‌ شکل اول این پله در صورتی است که نیروهای ضدنظام و مخالف نظام موفق به پیروزی در انتخابات شوند و از درون حکومت با استفاده از ابزار قانون به سمت تغییر جامعه از حالت ارزش‌ها و سنتی به حالت مدرن حرکت شود.
مشاور سابق بنیاد سوروس پله هفتم و پله نهایی را نافرمانی مدنی عنوان کرد و گفت: ‌ در صورتی که مخالف نظام در انتخابات پیروز نشود مجبور به حرکت به سمت پله نهایی و هفتم می‌شوند. وی دعوت مردم به تجمع در خیابان‌ها و میادین، ‌ شرکت در راهپیمایی‌های غیرقانونی و بدون مجوز که منجر به اغتشاشات، ‌ خشونت و به‌هم ریختگی امنیت جامعه می‌شود با هدف فشار بر نظام دانست که به سبب غیرقانونی عقب‌نشینی کند تا جابه‌جایی قدرت شکل بگیرد.
کیان تاجبخش سپس به تحلیل سه نوع شکل براندازی در ایران در دو دهه اخیر پرداخت و از شیوه استهاله فرهنگی، ‌ شیوه استهاله سیاسی و نافرمانی مدنی یا انقلاب مخملی و رنگی به عنوان این سه جریان نام برد. وی با بیان اینکه در دولت سازندگی شاهد شروع برنامه استهاله فرهنگی بودیم، ‌ گفت: ‌ برنامه‌های معرفی ارزش‌های جدید مدرن شهری از طریق شهرداری تهران، ‌ تأسیس روزنامه همشهری و جذب نخبگان آغاز شد که در نهایت همین نهاد از دولت اصلاحات نیز حمایت کرد. این متهم اغتشاشات اخیر مصداق دوم را مدیریت غلامحسین کرباسچی در شهرداری تهران برشمرد و گفت: ‌ در این دوره شیوه‌های جدید فرهنگی برای مدیریت شهری معرفی می‌شود که به شهرهای دیگر ایران نیز اشاعه می‌یابد.
وی با اشاره به تشکیل فرهنگسراها، ‌ دفتر پژوهش‌های فرهنگی و خانه هنرمندان که به طور مستقیم از سوی شهرداری تهران وابسته به دولت سازندگی حمایت مالی و سازمانی می‌شود، ‌ گفت: ‌ این مراکز قرارگاه روشنفکرانی نظیر دکتر رامین جهانبگلو می‌شود و نیز مکانی برای اشاعه تفکر دموکراسی غربی، سکولاریسم و لیبرالیسم. وی افزود: ‌ برنامه‌ای که دولت سازندگی از آن حمایت می‌کند مورد حمایت بنیادهای آمریکایی نظیر بنیاد جست‌وجو، ‌ کارنگی و سوروس قرار می‌گیرد.
این متهم اغتشاشات اخیر اظهار داشت: ‌ اساتید خارجی و نمایندگان تفکر دموکراسی غربی و منتقدان نظام دینی و مبلغان جدایی دین از حکومت به ایران دعوت می‌شوند و در سالن‌های عمومی با دعوت گسترده از دانشجویان، ‌ نخبگان و عموم مردم دیدگاه‌ها در قالب سخنرانی‌ها و کتاب و جزوه تبلیغ می‌شد. وی از این فرآیند به عنوان فرآیند نهادینه شدن درازمدت دیدگاهی نام برد که مصداقش سفر محمد عطریانفر به بنیاد سوروس در نیویورک و ملاقات مستقیم وی با سوروس بود. این متهم از این ملاقات به عنوان نقطه عطف شروع همکاری داخل و خارج یاد کرد و سپس راه‌اندازی مجله گفت‌وگو را به عنوان نماینده چپ سکولار با هدف معرفی جامعه مدنی، ‌ دموکراسی غربی و لیبرالیسم یادآوری کرد. وی گفت: ‌ نقد اقتصاد ناکارآمد دولت از دیگر اهدافی بود که برای نفوذ بخش خصوصی به‌ویژه بخش خصوصی بین‌المللی طراحی شده بود. وی هدف استحاله فرهنگی را دو قطبی ساختن جامعه تهران و شهرهای دیگر ایران عنوان کرد و گفت: ‌ با ورود ارزش‌های جهانی سازی و مصرف‌گرایی شاهد شکاف در جامعه بالای شهر و پایین شهر و در نتیجه تغییر رفتار نسل جدید بودیم. مشاور سابق بنیاد سوروس با اشاره به تاسیس دولت اصلاحات گفت: ‌ در این دوره از شیوه فرهنگی به نوع توسعه سیاسی می‌رویم.
وی به دیدارها و همکاری افراد سرشناس جریان‌های سیاسی سازندگی و اصلاحات و هماهنگی برخی مسؤولان وقت از جمله نماینده ایران در سازمان ملل با بنیاد سوروس اشاره کرد و گفت: ‌ این همکاری‌ها سبب شد یک حاشیه امن برای فعالیت‌های عناصر داخل و خارج ایجاد شود که منجر به عدم حساسیت نظام به اهداف این برنامه‌ها شد. کیان تاجبخش افزود: ‌ آمریکا از دو درب احزاب سیاسی اصلاحات و سازمان‌های غیردولتی وارد ایران شد و بنیاد سوروس با همکاری برخی مسؤولان وقت آشکارا شروع به فعالیت در ایران کرد. وی از جمله مصداق‌ها در این دوره را مذاکره پنهان تحت عنوان ردیف دوم ذکر کرد و گفت: ‌ چهره‌های سیاسی آمریکایی و ایرانی در کشورهای اروپایی برای تبادل‌نظر و هماهنگی‌های خود جلسات متعددی برگزار می‌کردند. وی افزود: ‌ اگر اولین نمونه‌های برگزاری این ارتباط سفر عطریانفر به سوروس قبل از سال 76 باشد، ‌ ملاقات مستقیم خاتمی همراه با ظریف با سوروس در نیویورک در سال 85 نشان از یک ارتباط مستمر دارد. وی مصداق دیگر را ترویج و تعمیق دموکراسی غربی در دولت اصلاحات از طریق سیاسی کردن فضای شهر و شوراها عنوان کرد و گفت: ‌ در واقع به عنوان تقویت جامعه مدنی دوره این نهاد از مبانی قرآنی آن دنبال می‌شد. وی به ورود رسمی خود به وزارت کشور در زمانی که مصطفی تاج زاده معاون سیاسی وزیر کشور وقت بوده است، ‌ اشاره کرد و گفت: ‌ در آن دیدار در حالی که لباس رسمی و یادداشتی نداشتم در حضور تاج زاده و چند تن از کارشناسان وزارت کشور از من خواسته شد، ‌ سخنرانی کنم و در حالی که من این آمادگی را نداشتم، ‌ ‌تاج‌زاده گفت، ‌ اشکال ندارد، ‌ صحبت کنید و درباره حوزه‌های جدید توسعه شهری و منطقه‌ای حرف بزنید. کیان‌تاجبخش گفت: ‌ برایم جالب بود که حاضران از جمله تاج‌زاده تمام حرف‌هایم را یادداشت می‌کردند در حالی که فکر می‌کردم، ‌ حرف‌هایم ارزش یادداشت ندارد، ‌ اما تاج زاده گفت: ‌ پس فردا قشنگ‌تر از امروز این سخنان را در یک سخنرانی بیان می‌کنم. این متهم اغتشاشات اخیر گفت: ‌ استنباط من این بود که این مطالب در مورد دموکراسی غربی در ایتالیا بوده که از طریق سیاست‌های تمرکززدایی دنبال می‌شده است.
وی مصداق دیگر را ترویج و تعمیق تفکر سرمایه اجتماعی عنوان کرد و با اشاره به ملاقات خود با سعید حجاریان در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: ‌ آنجا از من خواسته شد مطالب را بازتر در چارچوب جدید سرمایه اجتماعی بیان کنم. آن هنگام بود که حجاریان گفت دوره سرمایه انقلابی به پایان رسیده و باید سرمایه اجتماعی نوین را برای سازندگی جایگزین کنیم.
وی افزود: ‌ با همکاری حجاریان کتاب سرمایه اجتماعی با همکاری مستقیم وزارت کشور ترجمه و چاپ شد و از دفتر پژوهش‌های فرهنگی به من سفارش دادند کتاب مرجع دیگری درباره سرمایه اجتماعی تدوین کنم که بعدها در مجلس ششم به صورت قانون درآمد. این متهم مصداق چهارم را همکاری دولت اصلاحات از طریق وزارت بهداشت با بنیاد سوروس ذکر کرد که در قالب ارسال 100 میلیون تومان به وزارت بهداشت انجام شده است. در این هنگام کیان‌تاجبخش سندی را به دادگاه ارائه کرد که از فعالیت مؤسسه هیبوس هلندی طی سال‌های 2003 تا 2006 و در قالب 9 پروژه مستقیم و رسمی با سازمان‌های غیر دولتی ایران پرده برمی‌داشت. وی گفت: ‌ در مقدمه این سند انتقاد مستقیم از غیرانسانی و غیرآزاد بودن جمهوری اسلامی توجیه اجرای برنامه آورده شده است. وی تبادل دانشگاهی از جمله با دانشگاه روابط بین‌الملل تهران و حمایت از شرکت زنان در کنفرانس زنان حمایت از سازمان‌های کنشگران را از دیگر مصداق‌ها ذکر کرد و گفت: ‌ آنچه مرا تکان داد بخشی از این سند است که اعلام می‌کند هدف نهایی پروژه‌های ما تغییر نظام در ایران به دموکراسی است و البته منظور آنها دموکراسی غربی است. وی با بیان اینکه بین دموکراسی غربی و نظام ولایت فقیه و مردم‌سالاری دینی تفاوت عمده، ‌ جوهری و عمیق است گفت که پس از سال‌ها مطالعه و تامل به این نتیجه رسیدم که این دو قابل جمع نیستند. وی از دیگر فعالیت‌های هیبوس را فعالیت ازطریق رسانه گویا با اعتبار 300 هزار یورو و راه‌اندازی شبکه ماهواره‌‌ای تلویزیونی و وب‌سایت منتقد نظام عنوان کرد و گفت: ‌ با حساس شدن نظام به فعالیت بنیاد سوروس در ایران این بنیاد از هیبوس به عنوان ابزار پوششی خود استفاده کرد. وی با اشاره به ورود مدیر ارشد سوروس به ایران در سال 1381- 82 به دعوت رسمی وزارت امور خارجه گفت: ‌ این سفر موجب شد تا وی فرصت کند با چهره‌های دولتی و غیردولتی ملاقات کند.
این متهم اغتشاشات اخیر پله هفتم فرآیند براندازی از شیوه نافرمانی مدنی را بار دیگر یادآور شد و گفت: ‌ این شیوه پس از اتمام شیوه استهاله سیاسی به کار گرفته شد. کیان‌تاجبخش با اشاره به اینکه تاکتیک‌های کاملا شناخته شده در این شیوه به کار گرفته شد اعلام زودهنگام پیروزی رقیب احمدی‌نژاد، ایجاد شبهه در اذهان، ‌ سلب صلاحیت از آرای یک نامزد، ‌ دعوت به تجمع، ‌ پافشاری بر تقلب و دروغگویی و زیر سوال بردن مراجع رسمی را از جمله این تاکتیک‌ها برشمرد. وی افزود: ‌ همان تاکتیک‌هایی که در صربستان، ‌ گرجستان و اوکراین به کار گرفته شد این بار نیز مشاهده شد و البته در آن کشور نهادهایی مانند صندوق‌های بین‌المللی حمایت از دموکراسی، ‌ کارنگی و سوروس نقش داشتند. کیان‌تاجبخش استفاده رسانه‌ای گسترده به‌ویژه بی‌بی‌سی فارسی را تاکتیک جدید این دوره برشمرد که به تشویش اذهان عمومی از سوی انقلاب و ضدنظام دامن می‌زد. وی گفت: ‌ در دوره دهم سه‌ شیوه یاد شده با هم ادغام شدند و جریان‌های استهاله فرهنگی، ‌ سیاسی و نافرمانی مدنی با هم همکاری داشتند و دست به اغتشاشات زدند که با هوشمندی مردم، ‌ مسؤولان و رهبری ناکام ماند. وی تأکید‌‌ کرد: ‌ ریشه اصلی اغتشاشات در برون مرز پیدا می‌شود البته تصور نشود که دادگاه و نهادهای دیگر نظام نمی‌توانند در این زمینه اقداماتی انجام دهند. وی با عذرخواهی از مردم و نظام و با بیان اینکه براندازی نرم را محکوم می‌کند گفت: ‌ انگیزه من از ارائه این تحلیل منافع ملی است.
وی که به گفته خودش از اهداف پنهان فعالیت‌های نهادهای داخلی و خارجی در زمینه براندازی نرم پرده برمی‌داشت، ‌ چند پیشنهاد نیز مطرح کرد از جمله اینکه برای پیشگیری و فریب‌خوردگی و قربانی شدن افراد باید اهداف ضدانقلابی نهادهای خارجی در ذیل نهادهای پوششی و غیرپوششی، ‌ دولتی و غیردولتی و علمی و پژوهشی برای مردم روشن شود. وی همچنین خواهان آن شد که مقامات قابلیت ارتباط بین مراکز داخل اعم از دولتی و غیردولتی با بنیادهای خارجی و حمایت‌های مالی مراکزی برای پیشبرد منافع بیگانگان را ممنوع کنند. وکیل تاجبخش در دفاع از موکل خود با بیان این که هر چند اقدامات صورت گرفته از سوی وی قابلیت دفاع ندارد، ‌ گفت: ‌ صداقت وی و آسیب شناسی مسائل و ارائه راهکار به دادگاه برای پیشگیری از حوادث بعدی و ابراز ندامتش زمینه را برای اعمال ماده 22 قانون مجازات اسلامی و تخفیف مجازات فراهم می‌کند. وی افزود: ‌ متهم، ‌ همکاری خوبی با مسؤولان داشته که موجب کشف حقایق شده است و لذا درخواست حداکثر ارفاق قانونی و شرعی از دادگاه برای وی دارم تا دیگر ماجراها نیز شناسایی و کشف شود. تاجبخش سپس به ارائه آخرین دفاعیات خود پرداخت و با اشاره به بندهای کیفرخواست انفرادی خود، ‌ گفت: ‌ در این کیفر خواست خانم کوهن به عنوان یک عنصر سیا آورده شده اما تا جایی که من اطلاع دارم، ‌ خانم کوهن ارتباطی با سیا ندارد.
وی همچنین در خصوص ارتباطش از طریق شبکه اینترنت و ایمیل با شبکه دانشگاهی کلمبیا که تحت مدیریت آقای گری سیک قرار دارد، ‌ گفت: ‌ من این مساله که وی عامل سیا می‌باشد را صحیح نمی‌دانم زیرا تمامی اسناد مربوط به وی نشان می‌دهد که او هیچگاه کارمند سیا نبوده است بلکه تنها در دوره‌ای مشاور شورای عالی امنیت دولت آمریکا در دوره کارتر و ریگان بوده است و اکنون بیش از دو دهه است که مدیریت یک شبکه اینترنتی را در اختیار دارد. وی با بیان این که شبکه مذکور با عنوان «گلد 2000 » فعالیت می‌کند و بیش از هزار عضو دارد، ‌ اظهار داشت: ‌ اعضای آن افراد مشخصی هستند که فارغ‌التحصیلان دانشگاه کلمبیا به شمار می‌روند. تاجبخش در عین حال گفت: ‌ بر اساس اسنادی که اخیراً در اختیار من قرار گرفته، ‌ متوجه شدم که این شبکه عملکرد نادرستی دارد و اگر این موضوع را می‌دانستم، ‌ قطعاً قطع رابطه می‌کردم. تاجبخش تصریح کرده که به عنوان مشاور رسمی بنیاد سورس به دولت جمهوری اسلامی ایران به صورت رسمی و آشکار معرفی شده و هیچگاه هیچ پروژه‌ای را بدون مجوز رسمی و به صورت پنهانی انجام نداده است. وی گفت: ‌ من چندین‌بار برای هماهنگی پروژه‌ها به همراه مدیر ارشد بنیاد سورس به دفتر نمایندگی رسمی ایران در سازمان ملل که در آن زمان آقای ظریف مسؤولیت آنجا را به عهده داشت، ‌ رفتم.
وی گفت: ‌ پروژه‌هایی که من به عنوان مشاور یا هماهنگ کننده همکاری می‌کردم با هماهنگی مقامات بالای جمهوری اسلامی و با وزارت امور خارجه یا سایر وزارتخانه‌ها و نیز در سطح معاونان وزیر صورت گرفته و اسناد موجود نیز برآن دلالت دارد که این پروژه‌ها از طریق مقامات مذکور تأیید شده است. وی تأکید‌‌ کرد که هیچگاه مسؤولیتی در کارگاه‌هایی که نافرمانی مدنی یا براندازی آموزش داده می‌شد، ‌ نداشته است و حتی از این کارگاه‌ها اطلاعی نداشته است. وی گفت: ‌ در سال85 به اهداف واقعی بنیاد سورس و اینکه قصد سوء ‌استفاده از وی را دارد، ‌ مشکوک شده است، ‌ زیرا پس از آنکه ‌او کیفیت برخی پروژه‌ها را منفی ارزیابی می‌کرد اما مسؤولان سوروس اعتنایی به این نکات منفی نمی‌کردند.
تاجبخش پذیرفت که فعالیتش در قالب بنیاد سورس متفاوت از چارچوب ارزش‌های نظام بوده است. وی خاطرنشان کرد که پس از ورود به ایران اقدام به مطالعه تمامی صحیفه نور امام راحل نموده است و تفسیرهای متعددی که از سوی برخی افراد نظیر سروش و محسن کدیور در مورد تفکرات امام منتشر شده را به دقت مطالعه کرده است.
وی گفت: ‌ با وجود اینکه آنان مدعی بودند که در داخل تفکر امام نوعی دوگانگی مشاهده می‌شود من با تحقیق دقیق از کل چهار دهه زندگی امام راحل و سخنرانی‌های وی هیچ نوع دوگانگی در دیدگاه‌های وی نیافتم و معتقدم که دیدگاه ایشان در خصوص اصل نظام ولایت فقیه ثابت و با لیبرالیسم غربی متفاوت است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات