روابط لبنانىها و فلسطینىها با افت و خیز بسیارى برخودار بود و هیچگاه این روابط یک روابط عادى نشد. آوارگان فلسطینى در سال 1948 با ورودشان به لبنان بخصوص جنوب آن، بافت جمعیتى کشور را تغییر داده و با توجه به اینکه گروههاى فلسطینى مسلح بودند، موجب نارضایتى مسیحیان لبنان را بوجود آوردند و باعث شد برخى از مسیحیان حضور فلسطینیان در لبنان را یک مشکل کلیدى و سکونت گزینى دائمى آنها را خط قرمزى براى خود بدانند.
از طرف دیگر برخورد این گروههاى مسلح فلسطینى در جنوب لبنان به نحوى نبود که بتوانند به پشتیبانى شیعیان جنوب از خود امیدوار باشد، در نتیجه آنها چارهاى ندیدند جز اینکه بعد از هجوم اسرائیل به لبنان و رسیدن نیروهایش تا بیروت و تحقق کشتار صبرا و شتیلا، چمدان سفر را بسته و به تونس مهاجرت کنند. این مرحله با سلطه امنیتى و نظامى ارتش سوریه بر لبنان ادامه یافت که غالبا در تضاد با جنبش فتح بودند.
بعد از خروج ارتش لبنان در سال 2005 و بعد از ترور رفیق حریرى نخستوزیر وقت لبنان، فؤاد سنیوره نخستوزیر لبنان تصمیم گرفت براى استفاده از فلسطینیان داخل لبنان به نفع گروه خود، عباس زکى که نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین است را به عنوان سفیر سلطه فلسطینى در لبنان معرفى کند. سلطه فلسطینى به همراه کشورهاى میانهرو عربى، با حکومت اکثریت لبنان یک گروه منسجمى را تشکیل مىدهند که در صحنههاى سیاسى مختلف به حمایتهاى یکدیگر نیاز دارند. بخصوص در گیر و دار تنشهاى سالهاى 2005 تا 2008.
در اینجا کاملا به نفع فلسطینىها حتى نمایندگان سلطه و جنبش فتح بود که وارد درگیریهای داخلى لبنان نشوند و گروههاى لبنانى نیز باید از دخالت دادن این گروهها در جریانات داخلى به شدت امتناع مىکردند. ولى ما شاهد حوادث نهرالبارد شدیم، و درگیریهاى پراکنده گروههاى لائیک و گروههاى مذهبى در اردوگاه حساسى مانند عینالحلوه را شاهد بودیم ولى در کل مىتوانیم بگوییم که فلسطینىها بىطرفى خود را در این جریانات داخلى حفظ کردند.
نقطه عطف در برخورد با فلسطینىها
بعد از جریان آشتىهاى اخیر که بخاطر کاستن تنشهاى خیابانى بین پیروان فرقههاى مذاهب مختلف، راستىهاى مسیحى لبنان نیز شعارهاى ضد فلسطینى خود را کاسته و در اجلاس تابستانى حزب کتائب در صیفى مواضعى را اتخاذ کردند که نشان مىداد روابط فلسطینى ـ لبنانى در مسیر مورد قبولى قرار دارد.
بىطرفى سیاسى
نماینده سلطه رامالله توانست بىطرفى خود را نسبت به همه گروههاى لبنانى درگیر با هم حفظ کند و از کشیده شدن به جبههبندىهاى داخلى خوددارى کرد و در نتیجه توانست روابط خود را با همه گروهها حفظ کند.
گفتیم که مرحله اخیر به جنبش فتح اجازه داد بعد از سالها ممنوعیت از طرف سوریه دوباره قدرت را بدست بگیرد و به بازوى قوى سلطه در میان فلسطینىهاى لبنان تبدیل شود.
این بازو علاوه بر اینکه باید روابط خود را با جهات اساسى صحنه داخلى لبنان حفظ مىکرد، باید کمى به وضعیت اسفبار آوارگان فلسطینى هم مىرسید و درد و رنج آنها را کاهش مىداد، ولى با توجه به اینکه سلطه فلسطینى منابع مالى بسیار قدرتمندی دارد، در این مورد بسیار ضعیف عمل کرد. در سایه روابط خوب سلطه فلسطینى با کشورهاى نفتخیز میانهرو این انتظار مىرفت که نمایندگان سلطه اقدامات مؤثرترى در جهت بهبود اوضاع خود انجام دهند، ولى عملا کمکهاى این مقامات تنها به هم حزبىها و طرفداران این شخصیتها محدود مىشد و نتوانست اوضاع اجتماعى و معیشتى اردوگاهها را هم به اندازه یک وجب بهبود ببخشد.
استراتژى سلطه فلسطینى
ایجاد سفارت فلسطین در لبنان یکى از استراتژیهاى سلطه فلسطینى در این مدت اخیر است. سلطه فلسیطنى تلاش دارد خود را بعنوان تنها نماینده مورد قبول ملت فلسطین معرفی کند. بدین جهت سعى مىکند در کشورهاى بیشترى اقدام به تاسیس سفارت کند. محمود عباس نیز در سفر اخیرش به لبنان و در دیدار با مقامات لبنانى خواستار بازگشائى سفارت فلسطین در بیروت شد و مقامات لبنانى نیز در این زمینه و در مورد بهبود اوضاع آوارگان فلسطینى قول مساعدت دادند.
به دنبال آن فؤاد سنیوره این موضوع را در برنامه کارى جلسه هیئت دولت قرار داد تا قبل از دیدار اخیر محمود عباس از دوحه این موضوع را مطرح کرده باشد. این جلسه هیئت دولت، جلسهای عادى نبود، بلکه دراین میان اعتراضهاى زیادى مطرح شد که بیشترین آنها از على قانصو بود که ترجیح داد ابتدا کشور فلسطین تاسیس شود، بخصوص با توجه به اینکه ممکن است این سفارت اقدام به دادن گذرنامههاى فلسطینى بنماید که ممکن است در مسئله حق بازگشت فلسطینىها خدشه ایجاد کند.
همین مسئله را وزراى جریان آزاد ملى به رهبری عون نیز مطرح کردند و نگرانى مسیحیان لبنان را از اینکه فلسطینىها به اقلیتى در لبنان تبدیل شوند اعلام داشتند. وزراى حزبالله و جنبش امل نیز از این موضوع نگران بودند که دولت لبنان نتواند بىطرفى خود را نسبت به گروههاى مختلف فلسطینى ایفا کند.
اعطاى گذرنامه فلسطینى
کمال ناجى معاون نماینده ساف در لبنان بیان مىکند که سفارت فلسطین در لبنان قرار نیست گذرنامه بدهد، زیرا سلطه فلسطینى هنوز کشورى در حال تاسیس است ولى در مقابل افزود که دادن گذرنامه در اصل به شناسائى یک کشور توسط کشورهاى دیگر باز مىگردد و از آنجایى که فلسطین، عضو کامل اتحادیه کشورهاى عربى و عضو ناظرى در سازمان ملل است، در این مورد نمىتوان خدشهاى بر تاسیس سفارت فلسطین در کشورى گرفت. علاوه بر این موضوع سلطه فلسطینى عملا سفارتخانههاى خود را در کشورهاى عربى، اروپایى و آسیایى باز کرده و هیچ مانعى در بازگشائى سفارت در کشور دیگرى وجود ندارد.
وى طرح موضوعاتى مانند نبود سلطه و سرورى و مقابله به مثل را بهانههایى براى عدم موافقت با بازگشائى سفارت در لبنان دانست، نه مخالفت با بازگشائى سفارت توسط نماینده سازمان آزادیبخش فلسطین به عنوان نماینده کل ملت فلسطین.
مدتى است که تماسهایى صورت گرفته و مقامات لبنانى طى قراردادى موافقت کردند سفارت فلسطین را در محل سابق آن در ورای هتل ماریوت در منطقه جناح بیروت بازگشائى کرده و به کارمندان و کارکنان آن، امتیاز مصونیت سیاسى و دیپلماتیک بدهند.
در هر صورت کمال ناجى تاکید مىکند: «نه قرار است این سفارتخانه اقدام به دادن گذرنامه بکند و نه قرار است فلسطینیان به صورت اقلیتى مقیم کشور در آیند. در این راستا قرار است عباس زکى به عنوان سفیر سلطه فلسطینى در لبنان انتخاب شود، بدون اینکه بین سمت رسمى وى و نمایندگى وى در سازمان آزادیبخش فلسطین خللى وارد آید. در این میان لازم به ذکر نیست که عباس زکى شخصیتى است که مورد توافق همه گروههاى لبنانى است و اختلافات داخلى به سلطه فلسطینى باز مىگردد و قرار نیست این مسائل توسط سفارت فلسطین در لبنان حل و فصل شود.
سفارتخانهها و حقوق بینالملل
دکتر عدنان حسین از اساتید حقوق بینالملل در مورد ایجاد نمایندگىهاى سیاسى بدون تشکیل یک نظام سیاسى میگوید که یکى از اصول حقوق بینالملل برابرى در روابط بینالملل است و اینکه روابط باید پایاپاى باشد، اما در مورد سلطه فلسطینى که هیچ یک از پایهها و زمینههاى تمامیت ارضى و ملى را ندارد، نمىتوان روابط دیپلماتیک پایاپایى را تصور کرد. وقتى سلطه فلسطینى در کرانه باخترى فقط در حد یک مدیریت منطقه است، نمىتوان توقع داشت که با ایجاد سفارتخانه بتوان روابط پایاپایى را ایجاد کرد و این امر از زمانى که یاسر عرفات در سال 1988 در الجزایر، تشکیل کشور فلسطین را اعلام کرد تاکنون مطرح بوده است.
با این وجود تاسیس سفارت فلسطین در لبنان مىتواند تاییدى براى یک گروه سیاسى فلسطینى باشد و در عین حال ممکن است باعث بهبود اوضاع فلسطینىها در لبنان شود.