تاریخ انتشار : ۱۹ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۹:۵۳  ، 
کد خبر : ۱۰۹۸۶۶

جواب منفى جهان عرب به دموکراسى


روند پیشرفت دموکراسى در جهان عرب که از اهداف مهم و حیاتى امریکا در منطقه به شمار مى‌رود و خوشبینى هایی نسبت به آینده خاورمیانه به وجود آورده بود، به دلیل مانورهاى حقوقى سیاسى و تغییر عقیده و روش رهبران منطقه به شدت کند شده است.عده‌اى از تحلیلگران معتقدند رشد سیاسى اسلام‌گرایان و بحران عراق و ادامه بازى‌هاى مبهم و سیاست‌هاى دوپهلو باعث توقف روند دموکراتیک کردن کشورها در خاورمیانه شده است.
در مصر، دولت رئیس‌جمهور حسنى مبارک، که سال گذشته با برگزارى یک انتخابات رقابتى موافقت کرد، انتخابات شوراى شهر را از بیم قدرت گرفتن گروه اخوان المسلمین که در انتخابات پارلمانى مصر کرسى‌هاى زیادى کسب کردند، پس از دو سال تعویق همچنان بلاتکلیف گذاشته است. تلاش‌هاى دولت مصر براى سرکوب این گروه نیز متوقف نشده است.
در اردن کشورى که ملک عبدالله دوم دستور اصلاحات سیاسى و پیشبرد روند دموکراتیزه کردن را داده، انتشار سند جدیدى که حاکى از پشت گوش انداختن تغییرات است، باعث دلسردى هواداران دموکراسى شده است.
در قطر انتخابات پارلمانى دائما به تعویق می افتاد تا این که در نهایت در سال 2007 برگزار شد.
در یمن دولت پیش از انتخابات ریاست‌جمهورى دست به سرکوب رسانه ها و تهدید روزنامه نگاران منتقد زده است.
ملک عبدالله در عربستان سعودى انتخابى شدن شوراى مشورتى این کشور را رد کرده است و دستگیرى محسن العوجى، منتقد دولت، این سئوال را مطرح کرد که حد و مرزهاى فضاى باز سیاسى به وجود آمده در دوران عبدالله تا کجاست.
مقامات دولت امریکا منکر موانع به وجود آمده در روند ترویج دموکراسى در خاورمیانه نیستند، اما مى‌گویند این شکست‌ها رویکرد آنها را بى اعتبار نمى‌کند. اکثر کشورهاى عربى در خاورمیانه حکومت هایى سلطنتى یا استبدادى دارند که قادر به مدیریت رشد سریع جمعیت و برآوردن نیازهاى توسعه کشورشان نیستند.
پس از حملات یازدهم سپتامبر دولت بوش برقرارى دموکراسى در خاورمیانه را یک هدف استراتژیک در واکنش به افراطى‌گرى‌هایى اعلام کرد که در سرتاسر منطقه ریشه دوانده بود. دولت‌هاى عرب که از داخل هم با اعتراضات رو به افزایش مخالفین روبه رو بودند، قول‌هایى براى برقرارى دموکراسى دادند و اقدام‌هایى نیز در این زمینه انجام دادند. اما اکنون حاکمان عرب تاکید مى‌کنند که اصلاحات روندى آهسته و زمان بر است و از سوى دیگر بیشتر آنها تنها به اصلاحات اقتصادى بسنده کرده‌اند.
تنها رشد اقتصادى حاصل از فروش نفت ناشى از افزایش قیمت نفت مشاهده مى‌شود و دولت‌ها دیگر اصرار و عجله اى براى تغییر و تحولات سیاسى ندارند.
روند دموکراسى در کشورهاى عربى یکى از مسائل مهمى است که جهان به آن توجهی ویژه دارد. این موضوع یکى از محورهاى نشست‌هاى منطقه‌اى و بین‌المللى جهان عرب بوده است. اکنون افکار عمومى کشورهاى عربى خواستار تعیین معیارهاى اصلاحات مطلوب در کشورهاى خود هستند تا از وجود دولت‌هاى مدرن و پیشرفته بهره مند شوند. این مساله نیز مورد تایید افکار عمومى مردم جهان است.
مساله بعدى که مطرح است رشد و توسعه کشورهاى جهان است. این موضوع هم اکنون به صورت یک هدف ملى، منطقه‌اى و بین‌المللى درآمده است. چرا که سازمان ملل در آستانه هزاره سوم میلادى هشت موضوع را به عنوان اهداف قرن بیست و یکم اعلام کرد که رشد و توسعه کشورها یکى از آنها بود.
با درآمد هنگفت اعراب از نفت جهان عرب اکنون در این زمینه با سه بحران روبروست، نخست، نزدیکى به شرق آفریقا و مسائل سوء تغذیه در این منطقه تاثیر مستقیم بر جهان عرب دارد.
دوم آنفلوآنزاى مرغى و خوکى پیامدهاى اقتصادى و زیان‌هاى ناشى از آن از دیگر مسائل بحران ساز جهان عرب است.
سوم مبارزه با بیمارى‌هاى مسرى و کشنده مثل ایدز که مورد توجه جهانیان است، به‌ویژه در افریقا بیمارى مسرى ساکنان این قاره را تهدید مى‌کند، لزوم مبارزه با این گونه بیمارى‌ها از جمله مسائل بهداشتى جهان عرب به شمار مى‌رود.
مبارزه مستمر با تروریسم و رویارویى با سیاست‌هاى سلطه جویانه قدرت‌هاى بین‌المللى که راه سوم نجات بشریت در سطح جهان به شمار می رود.
پرونده هسته‌اى و ضرورت آزادى فن آورى هسته اى و لزوم مبارزه با گسترش سلاح‌هاى کشتار جمعى در خاورمیانه را مى‌توان به عنوان چهارمین مسئله مطرح در سطح جهان یاد کرد.
موضوع اقلیت‌هاى مذهبى در جهان عرب نیز یکى از اساسى‌ترین مسائلى است که مورد توجه جهانیان قرار دارد. این اقلیت خواستار حفظ هویت فرهنگى خود در کشورهاى عربى هستند. آنان خواهان تساوى حقوق شهروندى با دیگر شهروندان عرب هستند. البته رعایت کردن حقوق شهروندى اقلیت‌هاى مذهبى که بعضا تحت عنوان حقوق بشرمطرح مى‌شود، باید حتما مورد توجه ویژه سران کشورهاى عربى قرار گیرد.
در اینجا مى توان گفت جهان عرب در یک منطقه از لحاظ استراتژیک ویژه‌اى قرار گرفته است. به علاوه این مسائلى که مطرح شد، شش کشور عربى با بحران هاى بسیار جدى مواجه هستند.
در بهترین حالت مى‏توان گفت که اعراب به‏ دموکراسى ایمان دارند و در بدترین فرض ممکنه نیز مى‏توان گفت که آن‌ها به دموکراسى به چشم وسیله‏اى براى‏ چنگ اندازى به قدرت و پیشبرد منافع فردى و گروهى ‏مى‏نگرند.
وقتى سران کاخ‌سفید از نیاز به ‏دموکراسى در جهان عرب دم مى‏زنند، اعراب طرفدار اصلاحات به‌جاى پذیراى با آغوش گرم، دلسرد و دلزده ‏مى‏شوند. آنان همواره از خود مى‏پرسند که چرا کشورى که از اسرائیل حمایت کامل مى‏کند یا از بى‌عدالتى‏ها در حق‏ مردم فلسطین چشم مى‏پوشد و در برابر رژیم‏هاى‏ اقتدارگر عرب تحمل به خرج مى‏دهد، اکنون به‌دنبال پایه‏ریزى اصول دموکراسى در جهان عرب است.
به زبان ‏ساده‏تر اعراب براى رسیدن به دموکراسى لزوما از تجربه‏ سایر کشورها و مناطق پیروز پیروى نمى‏کنند. ولى سران‏ عرب نباید این نکته را از ذهن دور کنند که استفاده از تجربیات دیگر کشورها در بسیارى از موارد بسیار مضر است.
اهمیت قائل شدن به ایدئولوژى‏هاى مردمى در برقرارى دموکراسى در جهان عرب بسیار کلیدى و مهم‏ است. در اکثر کشورهاى عربى که خواهان برگزارى ‏دموکراسى بودند، تلاش‏هاى زیادى براى تجدید قوا و سازمان بخشیدن به امور حزبى انجام دادند که‏ این امر در پوشش واژه تزئینى به نام اصلاحات منتهى‏ شد.
طبق مطالعات انجام شده در کشورهاى غربى این نتایج به‏دست آمده است که برقرارى دموکراسى در کشورهایی که ‏در حد متوسطى از رشد اقتصادى قرار دارند یا آنهایى که ‏شرایط اقتصادى بهترى دارند با استقبال گسترده‏ترى ‏مواجه مى‏شود.
موضوع دموکراسى چندین بار در دستور کار سیاست‌مداران عرب قرار گرفت و در برخى موارد با پیشرفت قابل توجهى همراه بوده است ولى اکثرا بعد از طى دوره‌اى صعودى دچار رکود نوعى وقفه طولانى‏مدت شده‏ است. به‌عنوان مثال در مصر، سوریه و لبنان ‏دموکراسى در دهه‏هاى 30 و 40 میلادى به پروژه‌اى‏ ملى تبدیل شده بود، اما پس از طى دو دهه اهمیت خود را به‌عنوان پروژه ملى از دست داد و اکنون دموکراسى‏ در این کشورها پس از طى چند دهه عملا چیزى جز نمایش احزاب منفعل سیاسى نیست و آینده‏اى بسیار مبهمى را نیز پیش‌رو دارد.
ناکامى دموکراسى در جذب ‏طیف‏هاى وسیع‏ترى از مردم در جهان عرب را نمى‏توان ‏نتیجه اجتناب‏ناپذیر ماهیت دموکراسى قلمداد کرد.
شرایط گوناگونى وجود دارد که اقشار وسیع مردم جذب‏ دموکراسى شوند. یکى از این شرایط این است که مردم‏ کشورى بعد از تجربه کردن دیگر فعالیت‏هاى سیاسى و دیدن نتایج نامطلوب آن براى فرار از سرنوشت خود و رهایى از کابوس تلخ شکست، جذب دموکراسى شوند و در بسیارى از شرایط اقشار جامعه تنها راه رسیدن به‏ زندگى جدید و جایگزین کردن دولت جدید درکشورشان را در دموکراسى مى‏بینند و به همین دلیل‏ تمامى اقشار جامعه جذب دموکراسى و خواستار برپاکردن آن نه به‌صورت مرحله‏اى بلکه به‌طور جامع هستند.
ولى در بیشتر موارد که به این دلیل دموکراسى برپا مى‏شود، این فرآیند با شکست مواجه مى‏شود و پس از گذشت مدت زمان نه چندان طولانى از دموکراسى و اصلاحات فاصله مى‏گیرند و در پى راه ‌حل جدیدى براى‏خارج شدن از زیر فشارهاى سیاسى و اقتصادى ‏حاکم بر جامعه خود هستند. در هر صورت دموکراسى و اصلاحات به‌عنوان ‏اندیشه ایده‌آل با جاذبه توده‏اى تاکنون در جهان عرب‏ اتفاق نیفتاده است.
به نوشته اکونومیست جهان عرب مى‌باید 50 میلیون شغل جدید تا سال 2020 ایجاد کند تا بتواند نیروى کار جوان خود را تحت پوشش قرار دهد که البته با روند کنونى، تحقق چنین امرى غیرممکن است. از سوی دیگر، فعالان اقتصادى مى‌خواهند در اقتصاد تحت‌سلطه دولت حرف بیشترى براى گفتن داشته باشند. انقلاب ماهواره‌ها هم از مردمان عرب ملتى را خلق کرده است که بیش از هر زمان دیگر از حکام خود مى‌خواهند که درباره خود توضیح دهند و خود را ثابت کنند. همه اینها در کنار یکدیگر چونان آتشى زیر خاکستر شده است.
به تازگی برنامه توسعه سازمان ملل پنجمین گزارش شفاف خود را در مورد وضعیت جهان عرب منتشر کرد. این گزارش تاسف‌بار بود. اعراب مردمانی فعال و مبتکرند که تاریخ کهن و افتخارآمیزشان حکایت از پیشینه فوق‌العاده آنان در زمینه‌هایی چون هنر، فرهنگ، علم و البته مذهب دارد. اما در عین حال کشورهای مدرن عرب بیشتر شاهد ثبت پی‌در‌پی شکست‌هایشان بوده‌اند.
در وهله نخست آن‌ها نتوانستند مردمی آزاد داشته باشند. شش کشور عرب ممنوعیت مطلق برای احزاب سیاسی وضع کرده‌اند و مابقی آن‌ها نیز به طرزی موذیانه این احزاب را ممنوع کرده‌اند. به علاوه آن‌ها نتوانستند مردم خود را ثروتمند کنند. گزارش سازمان ملل حاکی از آن است که به رغم برخورداری از نفت، از هر پنج فردی که در جهان عرب زندگی می‌کنند، دو نفر با کمتر از 2دلار در روز زندگی می‌کنند. آن‌ها نتوانسته‌اند از مردم خود محافظت کنند. بر اساس گزارش مذکور نیروهای امنیتی بیش‌ ‌از حد قدرتمند داخلی اغلب از حکومت عربی خود برای ارعاب مردم خود استفاده می‌کنند و این دولت‌ها از جوانان خود غافل شده‌اند.
حسنی مبارک به مدت 28 سال رئیس‌جمهوری مصر است. معمر قذافی از سال 1969 بر لیبی حکومت می‌کند. وقتی حافظ اسد پس از سه دهه ریاست جمهوری سوریه از دنیا رفت، قدرت به آرامی به پسرش بشار رسید. پس از شکست برنامه‌های بوش با عنوان ایجاد دموکراسی و نتیجه بر جا مانده در عراق باراک اوباما در امریکا با جهان اسلام به جای آزادی از احترام سخن گفت. از زمان روی کار آمدن اوباما جایگاه امریکا در چشم اعراب ارتقا یافت. اما این بدان معناست که اگر عرب‌ها دموکراسی می‌خواهند خودشان باید آن را به دست آورند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات