تاریخ انتشار : ۱۷ تير ۱۳۸۹ - ۱۰:۵۸  ، 
کد خبر : ۱۱۰۲۶۹

سینما و خشونت فراگیر در آمریکا

نویسنده: سعید سماوی

دامنه خشونت های جمعی در ایالات متحده آمریکا روزبه روز بیشتر می شود. گویا قرار است حوادثی مانند کشتار کلیسای میسوری و به رگبار بستن جمعی از دانشجویان دانشگاه ویرجینیا که در سال های گذشته رخ داده اند همچنان تکرار شود. به راستی ضدفرهنگ ها در ایالات متحده چگونه روان شهروندان و انسان ها را تخریب می کند؟ چرا مهار خشونت های جمعی، خیابانی یا خشونت هایی که در اثر بروز افسردگی های فردی و اجتماعی در آمریکا رخ می دهد عملاً غیرممکن است؟ شاید بهتر باشد سؤال را به گونه ای بهتر مطرح نماییم! چرا اساساً نمی توان روح پلید خشونت را از کالبد 52 ایالت آمریکا جدا نمود؟
به نظر می رسد «خشونت» در داخل آمریکا تبدیل به «جزئی درونی» در کلیه مناسبات مذهبی، علمی، اجتماعی و اقتصادی شده است. هرچند که شبکه های تلویزیونی و رسانه های آمریکایی سعی دارند بر این واقعیت سرپوش بگذارند، اما خروجی های این خشونت کنترل نشده خود را به عناوین مختلف بروز می دهد. این خشونت خود را در همه جا نشان می دهد. در مدارس، دانشگاه ها، مراکز خرید و...
جالب توجه اینکه سیاستمداران آمریکایی نیز به طور خودکار مولد و مشوق بروز خشونت در کشور خود هستند. در دور قبلی ریاست جمهوری ایالات متحده، حضور فردی افراطی از ایالت تگزاس در رأس معادلات سیاسی کاخ سفید، بروز جنگ افغانستان و عراق، حضور فعال کارخانه های اسلحه سازی در سیاست خارجی واشنگتن و تقویت لابی های صهیونیسم بین الملل موجب شد تا چهره سیاسی و اجتماعی آمریکا به چهره ای خشن و غیرقابل انعطاف تبدیل شود. هم اکنون نیز اوباما با تقویت سیاست های بوش در افغانستان و تعلل در تعطیلی زندان گوانتانامو همان راه پیشینیان خود را ادامه می دهد. از سوی دیگر، آموزش های مکانیکی و بی روحی که در مدارس آمریکایی داده می شود فاقد هرگونه روحیه همزیستی مسالمت آمیز در این کشور می باشد. هم اکنون امنیت فردی و اجتماعی در تک تک ایالات آمریکا به چالش کشیده شده است. از نیویورک گرفته تا ویرجینیا، از تگزاس تا نیومکزیکو و ... همه و همه خشونت و ناامنی را در یک قدمی خود حس می کنند. فیلم های هالیوودی با قهرمان سازی های پوشالی خود خشونت را در سلول های جوانان آمریکایی تزریق می کنند، بدون آنکه ظاهراً سرنگی در کار باشد!
واقعیت امر این است که قالب های رئالیستی موجود در فیلم های ساخته و پرداخته کارگردانان هالیوودی که بسیاری از آنها به سفارش شرکت های اسلحه سازی تهیه و توزیع می شوند به گونه ایست که «روان مخاطب» رامورد آسیب مستقیم یا غیرمستقیم قرار می دهد. محصول این آزاردهی روانی باید در بستری خود را نشان دهد. این بستر همان جامعه ناامن ایالات متحده آمریکاست. این آسیب مستقیم خود را در اشکال متفاوتی بروز می دهد. در این میان برخی افراد در ذهن و ضمیر خود با انواع خشونت ها ایجاد ارتباط می نمایند. ارتباطی که دائماً افراد آن را حس می کنند و خواسته یا ناخواسته با آن نوعی همزادپنداری و همزیستی دیرینه دارند. مخصوصاً در افرادی که سابقه بیماری های روحی یا افسردگی شدید دارند، دامنه این خشونت القایی از حیطه ذهن فراتر رفته و خود را در عرصه اجتماع ظاهر می سازد. این همان عمق فاجعه است. فاجعه ای که درمانی برای آن متصور نیست.
فردی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم مخاطب خشونت القایی در فیلم ها و ابزارهای رسانه ای و تصویری ایالات متحده قرار می گیرد، به دنبال قرینه ای عینی است تا آنچه در ذهنش می گذرد را بر آن انعکاس دهد. این قرینه تنها در خانواده و جامعه وجود دارد. این قاعده ای کلی است که می تواند هر فردی را تا میزانی مورد آسیب قرار دهد. البته محاسبه این میزان به عوامل متعددی بستگی دارد. اما فارغ از این قاعده کلی، ایالات متحده آمریکا در خصوص القا و بروز خشونت عمومی مستعدترین کشور دنیاست. زیرا سیاستمداران و مقامات ارشد این کشور خود مولد خشونت در نظام بین الملل هستند.
از آنجا که نهاد خانواده در ایالات متحده آمریکا و غرب به شدت از هم گسیخته است، عواقب این خشونت بیمارگونه به صورت مستقیم سر از جامعه درمی آورد. خشونت در ایالات متحده آمریکا می سوزد و می سوزاند. برخی می گویند خشونت سلاحی نامرئی و مرگبار است که ماشه آن در ذهن انسان کشیده می شود اما قربانی آن خود انسان است. در این جا دیگر کلیسا و دانشگاه و مدرسه و مراکز خرید و تجارت اصالتی ندارند، بلکه خشونت حاصل شده از منشاء مجازی (فیلم های خشونت زا) به اندازه ایست که «همه» را قربانی خود می کند.
مسلماً مقامات آمریکایی نمی توانند حوادث ویرجینیا، کارولینای شمالی، نیویورک، کالیفرنیا و... را به عوامل القاعده و طالبان نسبت دهند! ریشه ونمود این خشونت ها در داخل ایالات متحده آمریکاست. در داخل فیلم هایی که در آن «قاتل» نقش «قهرمان» و «مقتول» نقش «بازنده» را پیدا می کند . به راستی چنین خشونت هایی را چگونه می توان مهار نمود؟ با پخش برنامه های روانشناسی از همان شبکه هایی که در آنها فیلم های مرگبار و دهشتناک پخش می شود؟ آیا این نوعی تمسخر فرهنگ نیست؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات