در نوع تعامل اداری با سربازان احتیاط، نحوه مسلح کردن آنان و ارائه پشتیبانی های لجستیکی لازم به این سربازان نیز با کاستی ها و ضعف هایی مواجه هستیم. این ضعف اساساً پس از کاهش نیروی انسانی آموزش دیده در سطح مطلوب آشکار شد. با این حال، حجم کارآیی و شایستگی تسلیحات موجود در انبارهای مهمات نسبتاً مطلوب و خوب بود.
در رابطه با ذخایر حیاتی مهمات نیز با عدم طرح های نظامی سالیانه و عدم پیشرفته بودن شایسته الگوهای به کاررفته در ارائه خدمات تسلیحاتی به یگان های رزمی برای رویارویی با شرایط قابل پیش بینی مواجه هستیم. در روند مسلح سازی یگان ها، از سوی فرماندهی یگان های نظامی در سال های منتهی به این جنگ اخیر با تغییرات بنیادین روبرو هستیم. این تغییرات عمیق و با تأثیر فراوان بوده اند. تغییرهای رخ داده اثرهای متعددی داشتند که اساسی ترین اثر ، بروز تغییر در اولویت بندی های مربوط به به کارگیری و فعال سازی نیروهای نظامی می باشد.
بخشی از این الگوی جدید در مسلح کردن نیروها در جنگ اخیر نمایان شد. نقص جدی در رساندن مهمات لازم به تانک ها از نمونه های بارز این الگوی جدید می باشد. همین امر به نوبه خود بر قدرت آتش نیروی پیاده نیز اثر گذاشت و کاستی های بسیار فراوانی در میزان شایستگی نیروهای لجستیک مشاهده شد. در زمینه به فراهم کردن بمب های 105-120 میلیمتری با مشکل قابل توجهی روبرو نبودیم. چون این نوع مهمات تنها در زمان های محدود و دفعات کمی به کارگرفته شد. یگان توپخانه از گلوله های 155 میلیمتری استفاده می کرد که در تأمین این گلوله با مشکل جدی مواجه بودیم.
در پایان شایسته است این نکته را یادآوری کنیم که در جنگ دوم لبنان سطح تأمین تسلیحات لازم با رشد قابل توجهی روبرو بودیم. به هر حال در این جنگ هزاران سرباز مسلح و باهوش جنگیدند و از تسلیحاتی که در اختیار داشتند به شکل خردمندانه ای استفاده کردند.
توصیه های کمیته:
عمده اشتباهات رخ داده در جنگ در کنار اشتباهات دیگر، تمرین های سربازان احتیاط را در سطوح بلندپایه فرماندهی ارتش مورد چالش جدی قرار داد.
بر این اساس که نیروهای احتیاط ستون فقرات و مؤلفه اصلی ارتش اسرائیل به شمار می روند، اصلاح تمامی اشتباهات در حوزه نیروهای احتیاط در کنار تلاش های جاری برای بازگرداندن اعتماد به نهاد ارتش، یک ضرورت است.
در این راستا، به عنوان بخشی از قانون احتیاط، باید یک الگوی پیشرفته سالانه و مناسب با تلاش های نیروهای احتیاط در آموزشها و عملیات های نظامی پیاده شود. این اقدام به منظور حفظ سطح کارآیی مناسب به هنگام جنگ می باشد. تخصیص حداقل بودجه و مدیریت آن به شکل مناسب ضروری است. مدیریت این بودجه باید در یک سیستم ویژه برای کارآمد سازی نیروی احتیاط صورت گیرد تا نیروی احتیاط حفظ شود و به کارگیری آن به هنگام نیاز ممکن گردد. در این راستا باید نگاه استراتژیک مربوط به نیروی احتیاط و نیز ترکیب پیچیده این نیرو مدّ نظر قرار گیرد.
باید به نیروهای احتیاط فرصت آموزش برای حضور در جنگ های واقعی و در موقعیت های مختلف داده شود. این هدف از راه مشارکت دادن نیروهای نظامی در تمرین های نیروی احتیاط ممکن می گردد. از جمله این تمرین ها مبارزه با تروریسم و مرزبانی می باشد. این اقدام کارآمدی زیربنایی آنان را حفظ می کند و نیروی احتیاط را برای هر حالت غیر عادی آماده می کند. همچنین لازم است نیروهای احتیاط توان اجرای مأموریت های عملیاتی را کسب کنند تا بتوانند برای اهداف مختلف طرح و برنامه لازم را بریزند. طرح و برنامه لازم به عنوان بنیه توان نظامی و کارآمدی نظامی می باشد.
آشکار است که تمرین های فشرده روزانه در آستانه شروع هر جنگی می تواند در میزان کارآمدی نظامی یگان های رزمی تأثیرات فراوانی داشته باشد. نبود این امر نیز می تواند فرماندهان و تصمیم سازان را دچار اشتباهات میدانی نماید و در نتیجه آمادگی های لازم نیروهای خود را به هنگام ورود به جنگ به شکل عملی آشکار نسازند.
اگر در جامعه اسرائیل و طور مشخص در محافل سربازان احتیاط این احساس تقویت شود که در اقدامات امنیتی مربوط به آنان تبعیض صورت می گیرد، روح نومیدی و ناکامی رفته رفته در میان آنان افزایش می یابد. این می تواند خطرات جدی را متوجه ما نماید. بنابر این ارتش و دولت اسرائیل باید برای تغییر وضعیت موجود اقدام کنند. از گام های مطلوب در این زمینه، اتخاذ سیاستی است که به سربازان احتیاط بیش از وضعیت کنونی بها می دهد و برای آنان به عنوان یک مجموعه برگزیده و نخبه ارزش بیشتری قائل است.
باید سربازان نظامی نیز آموزش های لازم را ببینند و در راستای حفظ آمادگی همیشگی آنها، نیازهای این نیروها برآورده شود. در این صورت است که کارآمدی و شایستگی این نیروها در طول مدت انجام خدمت نظامی حفظ خواهد شد.
بنابر این عدم اقدام ارتش برای بهره گیری از ابزارهای رزمی و شیوه های جنگی که در اختیار دارد، به ویژه در حوزه نیروی زمینی و پیاده و همچنین عدم اجرای مأموریت های عملیاتی مشترک و هماهنگ میان دو یا چند یگان ارتش به کارآمدی و شایستگی افسران و سربازان به یک اندازه ضربه می زند.
همچنین اهتمام ارتش و مشغول شدن به مبارزه با تروریسم و عملیات های روزانه در کرانه باختری رود اردن و غزه از سوی یگان هایی که آمادگی نظامی این اقدامات را ندارند، به سطح کارآیی نیروهایی برای جبهه های دیگر و متفاوت با این مناطق آموزش داده شده اند، آسیب می رساند.
بنابر این با توجه به این وضعیت، تمایل به دادن آموزش های متفاوت به این نیروهای نظامی افزایش می یابد تا این نیروها برای هر رویارویی محدود یا گسترده به ویژه در بعد هماهنگی میان یگان ها و نیروهای مختلف آمادگی داشته باشند. همچنین باید برای هر دو نیروی نظامی و احتیاط ارتش به آموزش های فراوان و نیز طرح های عملیاتی اهتمام فراوان گمارده شود.
در زمینه مسلح کردن نیروها و تأمین تسلیحات، شایسته است تمامی یگان های رزمی بر اساس اولویت بندی، از تجهیزات لازم بهره مند شوند. این اولویت بندی ها بر اساس نیازهای عملیاتی و برآورد نوع و میزان تهدیدات موجود صورت می گیرد. باید اداره های بازرسی و نظارت بر چگونگی تأمین تسلیحات و حمایت لجستیکی فعال شوند. این نظارت و بازرسی هم در زمینه سلاح ها انفرادی، هم برای مسلح کردن یگان ها و هم در زمینه اقدامات لجستیکی برای نیازهای پزشکی و انسانی فعال شود. در به کارگیری تسلیحات نباید بدون به روز کردن نیازهای یگان های رزمی به ویژه یگان های موجود در نیروهای احتیاط اقدام نمود. در همین حال نباید مسلح کردن و حمایت لجستیکی را به لحظه بروز حالت های فوق العاده موکول نمود. بلکه باید کمینه نیازهای انسانی مطلوب را برای تقویت یگان های ارتش و دستگاههای تابعه فراهم نمود.
برای تأمین تسلیحات و مهمات مطلوب ، این کمیته توصیه می کند که در آستانه جنگ برای تأمین سلاح های لازم یگان های رزمی در بالاترین سطح مطلوب سریعاً اقدام شود. در این راستا ضرورت تحول آفرینی در ایجاد کارآمدی های لازم و بسنده کردن به تجهیز مطلوب به ویژه در لحظه های فوق العاده، اهمیت بسیار بالایی دارد. چون حفظ سطح بالای کمک های لجستیکی در بالابردن سطح توان ارتش و در نهایت افزایش کارآمدی ارتش در تحقق مرحله تعیین کنندگی در برابر دشمن نقش دارد.
همچنین طرح و برنامه ریزی برای دستیابی به سطح بی نیازی در زمینه های تسلیحاتی و لجستیکی نیازمند تحول در دستگاه امنیت و ضد اطلاعات و تلاش برای به روز کردن طرح ها و برنامه های نظامی فعال ارتش می باشد. همچنین باید در نظریه رزمی ارتش در کنار مفاهیم امنیتی مورد اتکا تحول ایجاد شود. همچنانکه تغییر سیاست های تسلیحاتی و تأمین مهمات لازم در پایان بحث های جاری برای بررسی میزان تهدیدات فراروی ارتش و شیوه های کاری برای رویارویی با این تهدیدات قرار می گیرد.
علاوه بر این، وضعیتی که بدون در نظر گرفتن واقعیت های منطقه ای و اقلیمی پیرامون ارتش باعث به وجود آمدن تغییرات مورد انتظار در سیاست های تسلیحاتی و حمایت لجستیکی می شود ، وضعیتی نادرست است که خطرات فراوانی را به همراه دارد. همچنین تعیین سیستم نظارت بر سیاست های تسلیحاتی موجود، یک ضرورت است. ارتش برای حفظ سطح آمادگی مطلوب خود از این نظارت بی نیاز نیست. بازرسی و نظارت یاد شده باید از بالاترین نهاد ارتش(ستاد کل مشترک ارتش) شروع شود و این نهاد را به طور متناوب مورد بازرسی قرار دهد و میزان کارآمدی میدانی این نهاد را سنجش نماید. البته نباید به ارائه آمار و ارقام بسنده شود.
ارزیابی فعال سازی آتش
اقدام به شروع جنگ اخیر بر اساس "آتش زنده "، موجب شد تسلیحات از آغاز جنگ به طور فشرده و بی سابقه در سطح بسیار بالا مورد استفاده قرار گیرند. در نتیجه تلاش کمیته تعیین شده از سوی ستاد کل برای "محدود کردن " حجم نیازها ناموفق بود. این کمیته به هنگام تصمیم برای شروع جنگ و در اثنای جنگ ابزارهای کارآمد عملیاتی را در زمینه تسلیحات و مهمات به طور منطقی و به خوبی مورد مطالعه قرار نداد.
نمونه بارز این معضل استفاده فراوان از گلوله های توپ 155 میلیمتری می باشد. به طوری که 150 هزار گلوله در مدت 33 روز استفاده شد. اما در برابر استفاده گسترده و پرحجم این سلاح، نتیجه ارزشمندی به دست نیامد. به طور کلی، یگان توپخانه و آتش زمینی برای اختلال در شلیک موشک به سمت اسرائیل و برای کمک به نیروهای نظامی مهاجم از سوی دیگر فعال شدند. با توجه به بررسی ها و تحلیل میدانی از حجم شلیک به سوی دشمن و گستردگی شلیک ها باید گفت تأثیر این اقدامات بر سطح کارآمدی موشک های حزب الله محدود و اثر کوتاه مدت داشت. حتی می توان گفت این اقدامات در طول جنگ بر حزب الله بی اثر بودند. در پرتو کمک هایی که از سوی آتش توپخانه به نیروهای مهاجم اسرائیلی داده شد، باید بدانیم که بخش بسیار گسترده ای از این تسلیحات به هدر رفت و در برابر تأثیر این تسلیحات نیز ناچیز بود. دلیل این معضل به نبود نظارت و بازرسی مطلوب و فعال زا سوی مراجع مربوطه ارتش بر می گردد.
تنها در تاریخ 28 ژوئیه یعنی دو هفته پس از شروع جنگ، گزارشی از وضعیت تسلیحاتی تأمین شده برای یگان های ارتش به رئیس ستاد کل ارتش داده شد. پس از این گزارش، رئیس ستاد کل ارتش تصمیم به پیروی از سیاست تسلیحاتی جدیدی گرفت. این سیاست که به فرماندهان و افسران یگان ها ابلاغ شد، در مدت باقی مانده جنگ تغییر نکرد. به غرم تصمیم های اتخاد شده از سوی فرماندهی ستاد کل ارتش برای "محدود کردن " نیازهای تسلیحاتی، باید گفت کمیته مأمور از سوی ستاد کل ارتش نتوانست مصوبات و تصمیمات خود را به دستگاههای مختلف ارتش و فرماندهی های میدان آن ابلاغ نماید.
توصیه های کمیته: در کنار اهتمام به تمرین های زمینی، نیروی آتش زنده بخش عمده ای از کارآمدی ارتش در جنگ اخیر را به خود اختصاص داده است. این امر نیازمند وجود سطح بالایی از بی نیازی تسلیحاتی و در کنار آن فعال کردن دستگاه نظارت فعال بر حجم تسلیحات ارسالی برای یگان های رزمی ارتش به ویژه به هنگام بروز درگیری ها می باشد.
این نظارت باید بر همه سطوح فرماندهی ارتش از ستاد کل ارتش گرفته تا افسران میدانی و نیروهای نظامی اعمال شود و نظارتی فراگیر باشد. در این نظارت نباید به تعیین و ارائه آمار و ارقام تسلیحات نیروهاو تسلیحات موجود در انبارها بسنده نمود، بلکه باید میزان کارآمدی عملیاتی این تسلیحات بررسی شود. از راه این نظارت چند جانبه ای که طرف های مختلفی اعمال می کنند، می توان طرح های تسلیحاتی متناسب با اهداف مختلف را تهیه نمود. ادامه دارد ...
سردبیری: ادامه مطلب توسط منبع منتشر نشده است.