* همکاری خودتان را با حزب جمهوری اسلامی از چه زمانی آغاز کردید؟
** من دقیقا در سال 1357 یعنی سال تاسیس حزب همکاری خودم را با حزب جمهوری اسلامی آغاز کردم. از قم با آقای هاشمی رفسنجانی تماس داشتم. ایشان از من دعوت کردند، به تهران بیایم تا صحبتی کنیم. در تهران با ایشان جلسهای داشتیم که در آن جلسه جناب آقای هاشمی از من برای همکاری در حزب جمهوری اسلامی دعوت نمودند. ضرورت تشکیل حزب و شرایط سیاسی آن زمان را توضیح دادند و فرمودند: <در شرایطی کنونی بدون تشکیلات نمیشود کار کرد. اگر دارای تشکیلات منسجم نباشیم، گروههای مخالف، عرصههای سیاسی را از دست ما خارج میکنند و برای اداره کشور و برای سازماندهی حضور مردم در انتخابات و برای هدایت آرای مردم، جهت روشن کردن فضای سیاسی برای مردم و ایجاد رقابت سالم تاسیس حزب یک ضرورت است> و به این جمعبندی رسیدیم که این اقدامی که دوستان سازماندهی کردند و برای اعلام موجودیت آماده شدند، اقدام مناسب و مثبتی است و یک اقدام ضروری است. من از قم به تهران منتقل شدم و در واحد ایدئولوژیک، کار خودم را آغاز کردم. واحد ایدئولوژیک در آغاز کار توسط آقای موسوی اردبیلی اداره میشد، ولی آقای هاشمی رفسنجانی و آقای دکتر بهشتی هم در واحدایدئولوژیک فعالیت میکردند و با دوستان واحد ایدئولوژیک همکاری میکردند و تقریبا کار واحد ایدئولوژیک را به من سپردند.
بعدا کمیسیونهای واحد و کارهای اصلی واحد را من اداره و سازماندهی میکردم. کمیسیونهای مختلفی داشتیم، کمیسیونهای فرهنگی، قضایی و اقتصادی و سیاسی داشتیم و این کمیسیونها را اداره میکردیم. افراد مختلفی در این کمیسیونها مشارکت میکردند از جمله آقای دکتر بهشتی و بعضی از افرادی که آن زمان بودند، حتی آقای بنیصدر هم جزو کسانی بود که در کمیسیوناقتصادی ما شرکت میکرد. به عنوان یک کارشناس میآمد تا در مسائل اقتصادی اظهارنظر کند ولی عضو حزب نبود. آیتا... موسوی اردبیلی هم در بعضی از این جلسات شرکت داشتند. گلزاده غفوری، آقای دکتر نمازی و آقای دکتر نوربخش شرکت میکردند و آقای دکتر جاسبی هم در بعضی از کمیسیونها شرکت داشتند. مجموعا واحد ایدئولوژیک بعد از مدتی از ساختمان حزب جمهوری اسلامی که حدود خیابان سعدی و نزدیک سرچشمه بود به ساختمانی در خیابان ویلا نزدیک انتقال خون منتقل شد و کتابخانه و تمامی امکاناتش در آن نقطه مستقر گردید و عمده جلسات کارشناسی ما که در قالب کمیسیونها شکل میگرفت در حقیقت در ساختمان ویلا تشکیل میگردید.
* در چه مقطعی به عنوان شورای مرکزی حزب پذیرفتهشدید؟
** من قبل از اینکه عضو شورای مرکزی حزب شوم، عضو رسمی هیات اجرایی حزب بودم. کنگره اول که بعد از شهادت آیتالله بهشتی تشکیل شد، من کاندیدای عضویت در شورای مرکزی حزب بودم و 500 رای آوردم. یعنی سرگروههایی که به عنوان اعضای مجمع عمومی انتخاب شده و باید رای میدادند و اعضای شورای مرکزی را انتخاب میکردند کمی بالاتر از 500 نفر بودند که از این تعداد 500 نفر به من رای دادند و من دقیقا آن زمان برای عضویت در شورای مرکزی حزب 500 رای داشتم و تقریبا تا اواخر عمر حزب که من از آن خارج شدم، عضو شورای مرکزی بودم.
* جایگاه حزب و تشکیلات را در ایران تشریح نمایید.
** حزب در کشور ما هرگز پا نمیگیرد. به آن معنایی که در کشورهای غربی حزب وجود دارد با آن مفهوم و ساختار در کشور ما هیچ حزبی پایدار نمیشود. علتش این است که مردم از دینشان پیام میگیرند و پیامگیری از تشکلهای سیاسی را در چارچوب دین حاضرند بپذیرند. گاهی پیامهای دینی با پیامهای حزبی متفاوت میشود؛ دین به شما قدرت انتخاب میدهد تا بر اساس شناخت خودتان انتخاب کنید. اما حزب ممکن است به شما دستور انتخابی را بدهد که خودتان به آن اعتقاد ندارید. به این دلیل است که گاهی بین فرمانهان دینی و فرمانهای حزبی تفاوت به وجود میآید و گاهی اصلا تعارض ایجاد میشود. مثلا شما یک فردی را میشناسید که او برای ریاست جمهوری صلاحیت ندارد ولی فرمان حزبی شما را ملزم میکند که مبلغ این آقا باشید اما فرمان دینی میگوید این آقا صلاحیت ندارد. به این دلیل است که اساسا حزب مثل کشورهای دیگر در جمهوریاسلامی قدرت اثرگذاری و پایگاه و حضور و نفوذ ندارد.