م ـ طلوعگر
یک روز پس از آنکه دیکتاتور 69 ساله عراق در بغداد به چوبه دار آویخته شد یک نشریه انگلیسی نوشت : با مرگ صدام جزئیات سه دهه ارتباط پنهان و آشکار آمریکا با حزب بعث عراق همراه با او مرد و بسیاری در واشنگتن و لندن از اینکه صدام برای همیشه ساکت شده نفس را حتی کشیدند.
صدام اگرچه خود عضو ارشد حزب بعث به شمار می رفت اما از همان ابتدا که دبیری شورای حکومتی عراق به رهبری ژنرال حسن البکر را بعهده داشت از سوی دیپلمات های انگلیس و آمریکا بعنوان فردی مناسب برای جایگزینی حسن البکر که به تاسی از جمال عبدالناصر به اتحاد جماهیر شوروی گرایش داشت مورد تایید قرار گرفت و بدینسان بود که وی در سال 1357 با بهره گیری از حمایت تلویحی واشنگتن و لندن علیه حسن البکر اقدام به کودتا کرد و حکومت عراق را در اختیار گرفت . صدام در طول 28 سال حاکمیت بلامنازع خود بر عراق هرگونه صدای مخالفی را در گلو خفه کرد و علاوه بر ارتکاب جنایات بیشمار نسبت به ملت عراق دو جنگ بزرگ و پرتلفات را بر ملت های منطقه تحمیل نمود. جنگی که هر یک از آنها در جهت منافع دراز مدت آمریکا قرار داشت و حضور نظامی ارتش این کشور را برای همیشه در خلیج فارس و برخی پایتخت های عربی تثبیت ساخت .
مراسم به دار آویخته شدن دیکتاتور عراق با واکنش های متفاوتی از سوی دولت ها و ملت های جهان مواجه شد اما در این میان بسیاری از رسانه های خبری اعدام صدام را امتیازی ویژه برای آمریکا می دانند که با مرگ او سبب شد اسرار زیادی در روستای عوجه مدفون شود و راز دو دهه ارتباط صدام و کاخ سفید سر به مهر بماند. آنچه این رسانه ها به افشای آن پرداخته و بر آن تاکید می ورزند این نکته است که آمریکائیها در طول هشت سال جنگ عراق علیه ایران به طور پنهان از صدام و رژیم بعث عراق با هدف به شکست کشانیدن انقلاب اسلامی ایران حمایت کردند. واشنگتن در این راستا علاوه بر ارسال مقادیر زیادی موادشیمیایی به عراق که استفاده دوگانه دارد باایجاد دفاتری ویژه در کشورهای اروپایی و عربی به انحا مختلف از صدام در زمینه های لجستیکی ـ مالی ـ تبلیغاتی پشتیبانی می کرد. این در حالی بود که در همان ایام آمریکا با سواستفاده از نهادهای بین المللی ضمن تشدید فشار بر ایران از اقدامات معمول این نهادها علیه کاربرد تسلیحات شیمیایی توسط رژیم صدام و موشکباران شهرها و مناطق غیرنظامی کشورمان به طور جدی ممانعت بعمل آورد.
روزنامه ایندیپندنت ـ چاپ لندن در گزارشی درباره نفع آمریکا از اعدام صدام به قلم « رابرت کارن ول » نوشته است : « مطمئنا این واشنگتن بود که زمانی سلاح های کشتار جمعی مورد استفاده دیکتاتور علیه دشمنانش را تامین می کرد سلاح هایی که حدود یک دهه بعد بهانه حمله علیه خود وی و سرنگونی او قرار گرفت . تعاملات آمریکا و صدام قبل از سال 2003 (1382 ) که بیش از یک ربع قرن به طول انجامید داستان فریبکاری محاسبات نادرست و اشتباهات بزرگ دو طرف است ; تعاملات آن ها چه در آغاز و چه در پایان تحت الشعاع یک دشمن مشترک یعنی ایران قرار داشت . »
این گزارش می افزاید : « صدام در سال 1978 (1357 ) قدرت را به طور کامل در عراق دردست گرفت . دو سال بعد وی تحت عنوان جنگی که از آن به عنوان جنگ « عرب و عجم » یاد می کرد به ایران حمله کرد تا انقلاب اسلامی ایران را سرنگون کند. واشنگتن به وحشی گری رژیم صدام ذره ای تردید نداشت . ولی از آنجا که ایران در جنگ با عراق در موضع برتری قرار گرفت واشنگتن از بین صدام و ایران صدام را انتخاب کرد تا مانع سلطه ی ایران بر منطقه ی استراتژیک خلیج فارس با ذخایر نفتی عظیم آن شود.
از این رو به طور مخفیانه تکنولوژی تسلیحات و پشتیبانی لجستیکی در اختیار صدام قرار داد تا مانع شکست عراق شود. دیدار دوستانه « دونالد رامسفلد » فرستاده ویژه « رونالد ریگان » رییس جمهور وقت آمریکا به خاورمیانه با صدام در بغداد موید این سیاست است . این در حالیست که رامسفلد دو دهه بعد طرح حمله به عراق و سرنگونی صدام را ارایه کرد! کمک آمریکا به صدام اغلب در قالب تکنولوژی های دوگانه (عمدتا مواد اولیه تسلیحات شیمیایی ) بود که مصارف غیر نظامی آن ها قانونی بود ولی واشنگتن به خوبی آگاه بود که این فن آوری ها می توانند در میدان جنگ مورد استفاده قرار گیرند. سرویس های اطلاعاتی آمریکا همچنین اطلاعات حیاتی و سرنوشت ساز از تحرکات نظامی ایران را در اختیار فرماندهان عراقی قرار می دادند. »
ایندیپندنت افزوده است : « حمایت آمریکا از صدام از این هم آشکارتر شد در سال 1982 (1361 ) دولت آمریکا با نادیده گرفتن مخالفت کنگره عراق را از فهرست کشورهای حامی تروریسم خارج کرد . در نوامبر 1983 (آبان 1362 ) شورای امنیت ملی آمریکا فرمانی را صادر کرد که براساس آن آمریکا می بایست هر گونه اقدام لازم و قانونی را برای جلوگیری از پیروزی ایران درجنگ انجام می داد. واشنگتن برای جلوگیری از استفاده صدام از سلاح های شیمیایی هیچ کاری انجام نداد.
در ادامه دهه 1980 یک شبکه سری از شرکت های حامی عراق در آمریکا و دیگر کشورها شکل گرفت تا در جنگ به صدام کمک کنند. جنگ عراق و ایران در سال 1988 (1367 ) به پایان رسید اما صدام تا لحظه ی حمله به کویت در ماه اوت 1990 (اردیبهشت 1379 ) به ارتقای نظامی خود که مورد حمایت غرب بود ادامه داد. حمله به کویت یک نقطه عطف بود; تا آن زمان آمریکا برای مهار تهدید ایران با صدام تعامل می کرد اما از این زمان به بعد دیکتاتور عراق خودش یک دشمن محسوب می شد. جالب اینجاست که حمایت قبلی آمریکا از صدام باعث شد که وی فکر کند با الحاق کویت به خاک عراق می تواند از شر این کشور خلاص شود . « آپریل گلاسپی » سفیر وقت آمریکا در عراق در 25 ژوئیه 1990 (یک هفته قبل از حمله عراق به کویت ) با صدام دیدار کرد . متن گفت وگوهای این دیدار حاکی از این است که در این دیدار گلاسپی به صدام گفته است واشنگتن درباره جنگ های عرب با عرب نظیر اختلافات مرزی عراق با کویت نظری ندارد و به این ترتیب بدون مخالفت آمریکا صدام چراغ سبز تلویحی آمریکا را برای حمله به کویت دریافت کرد.
ائتلاف تحت امر آمریکا ظرف یک جنگ 100 ساعته زمینی نیروهای عراقی را از کویت بیرون کرد اما جورج بوش پدر رییس جمهوروقت آمریکا تصمیم گرفت روی بغداد فشار نیاورد و با این تصمیم بن بستی را به وجود آورد که تا سال 2003 (1382 ) به طول انجامید اما دراین میان به تدریج حقایق درباره کمک آمریکا به خلق این هیولا آشکار شد; هیولایی که اکنون خودشان آن را نابود کردند. »
ایندیپندنت همچنین در مقاله ای دیگر به قلم « رابرت فیسک » نوشت : ما صدای او (صدام ) را خفه کردیم . لحظه ای که مسوول اعدام صدام حکم را اجرا کرد اسرار واشنگتن محفوظ ماند. حمایت نظامی بی شرمانه تکان دهنده و پنهانی آمریکا و انگلیس که بیش از یک دهه در اختیار صدام قرار داشت داستان هولناکی است که روسای جمهور و نخست وزیرمان نمی خواهند جهان آن را به یاد آورد و اکنون صدام که از جزئیات کامل آن حمایت غربی که در زمان ارتکاب بدترین بی رحمی هایش از جنگ جهانی دوم به بعد دریافت می کرد مرده است .
در ادامه مقاله آمده است : شخصی که از دنیا رفت مردی بود که شخصا کمک سیا را در نابودی حزب کمونیست عراق دریافت کرد. پس از آنکه صدام به قدرت رسید سازمان اطلاعات جاسوسی آمریکا آدرس کمونیست ها در عراق و دیگر شهر را در تلاش برای از بین بردن نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در عراق به نوکران وی داد. استخبارات صدام تمامی آن خانه ها را گشت و صاحبانشان و خانواده هایشان را دستگیر و آن گروه را قصابی کرد. توطئه گران کمونیست ها بیوه ها و کودکانشان در انظار عموم اعدام شدند و پیش از اعدام در ابوغریب به شدت شکنجه شدند.
شواهدی جدی در سراسر جهان عرب وجود دارد مبنی بر این که صدام پیش از تهاجمش به ایران در سال 1980 (1359 ) سلسله نشست هایی با مقامات عالی رتبه آمریکایی داشت . او و دولت آمریکا باور داشتند که جمهوری اسلامی ایران در صورتی که صدام نیروهایش را در طول مرزهای این کشور مستقر کند سرنگون خواهد شد و به پنتاگون دستور داده شد با ارایه اطلاعات جاسوسی درباره ی دستور کار نبرد ایران دستگاه نظامی عراق را یاری کند.
در یکی از روزهای سرد و یخبندان سال 1987 (1366 ) در مکانی در نزدیکی کلن با آن دلال تسلیحاتی آلمانی دیدار کردم که اولین تماس های مستقیم میان واشنگتن و بغداد را به درخواست آمریکا برقرار کرد. او گفت : « آقای فیسک ! در آغازین روزهای جنگ در سپتامبر 1980 (1359 ) از من دعوت شد به پنتاگون بروم . در آنجا جدیدترین عکس های ماهواره یی خطوط مقدم ایرانی به من تحویل داده شد. در آن عکس ها می توانستید همه چیز را ببینید اماکن تسلیحاتی ایران در آبادان و پشت خرمشهر خطوط سنگرهای طرف شرقی رودخانه ی کارون حائل های تانک و تمامی راه ها در طرف ایرانی در مرز کردستان . هیچ ارتشی چیزی بیش از این را نمی خواهد. من با همه ی این نقشه ها ازواشنگتن و با هواپیما به فرانکفورت و از فرانکفورت با پرواز مستقیم « عراق ایرویز » به بغداد رفتم . عراقی ها بسیار بسیار قدردانی کردند. » وی می گوید : من در آن زمان با کماندوهای پیشرو صدام در زیر باران گلوله ایرانی ها بودم . سربازان عراقی با استفاده از نقشه های حاوی جزئیات مفصل خطوط ایرانی مواضع شان را بسیار دورتر از جبهه های نبرد قرار می دادند. گلوله باران آن ها علیه ایران در خارج از بصره به اولین تانک های عراقی اجازه داد ظرف یک هفته از کارون عبور کنند. فرمانده آن واحد تانک ها با خوشحالی از گفتن این مساله به من خودداری کرد که چه طور تنها رودخانه ای را برای عبور انتخاب کرده است که ایرانی ها از آن دفاع نمی کردند. دو سال قبل ما بار دیگر با هم در امان ملاقات کردیم افسران وی او را ژنرال می نامیدند درجه ای که پس از آن حمله ی تانک ها به شرق بصره به لطف اطلاعات جاسوسی واشنگتن از صدام دریافت کرده بود.
تاریخ رسمی ایران از جنگ هشت ساله با عراق می گوید که صدام از سلاح های شیمیایی علیه این کشور اولین باردر تاریخ 13 ژانویه ی 1981 (23 دیماه 1360 ) استفاده کرد . محمد سلام خبرنگار آسوشیتدپرس در بغداد برای مشاهده ی صحنه ی پیروزی نظامی عراق به شرغ بصره برده شده بود. او گفت : ما شمارش را آغاز کردیم در این بیابان لعنتی مایل ها و مایل ها راه رفتیم و فقط شمردیم به شماره 700 رسیدیم گیج و منگ بودیم و باید باز هم می شمردیم ...
عراقی ها برای اولین بار از یک ترکیب استفاده کردند; همان گاز عصبی که بدن را فلج می کرد. گاز خردل آن ها را با نفس خودشان خفه می کرد برای همین بود که کف خون در دهانشان جمع می شد.
در آن زمان ایرانی ها می گفتند که این معجون هولناک را آمریکا به صدام داده است . واشنگتن آن را تکذیب می کرد. اما ایرانی ها حق داشتند . آن مذاکرات بلند مدتی که به همدستی آمریکا در این بی رحمی ها منجر شد هم چنان به صورت یک راز باقی ماند اگر چه بدون شک صدام از تمام جزئیات آن آگاه بود. دونالد رامسفلد یکی از افرادی بود که دونالد ریگان رییس جمهور وقت آمریکا در آن دوره برای مذاکرات علنی با صدام و تسلیم پیام حمایت واشنگتن از او منسوب کرد.
اما در یک سند گزارش نشده با عنوان « صادرات جنگ افزارهای شیمیایی و بیولوژیکی دارای کاربرد دو گانه ی آمریکا به عراق و تاثیر احتمالی آن بر پیامدهای بهداشتی جنگ خلیج فارس » آمده است که پیش از 1985 (1364 ) و پس از آن شرکت های آمریکایی محموله هایی از گازهای بیولوژیکی را با تصویب دولت به عراق فرستادند. آن ها شامل باسیل سیاه زخم بود که سیاه زخم و بیماری های دیگر را تولید می کرد. گزارش سنا این طور نتیجه گرفت که « آمریکا مواد دارای کاربرد دوگانه ی با مجوز را در اختیار دولت عراق قرار داد که به توسعه ی برنامه های شیمیایی بیولوژیکی و سیستم های موشکی عراق از جمله تاسیسات تولید گاز جنگی شیمیایی و تجهیزات طراحی های فنی و جنگ افزارهای شیمیایی کمک کرد. پنتاگون از مقیاس سلاح های شیمیایی که عراق به کار می گرفت بی اطلاع نبود . به عنوان مثال در سال 1988 (1367 ) صدام شخصا به « کلنل ریک فرانکونا » که یک مسوول اطلاعاتی دفاعی آمریکا و یکی از 60 افسر آمریکایی بود که به طور مخفیانه اطلاعات مفصل از برنامه های طراحی و فنی و ارزیابی های صدمات بمب ایرانی را در اختیار اعضای ستاد مشترک عراقی قراردادند اجازه داد پس از آنکه نیروهای عراقی فاو را از ایرانی ها بازپس گرفتند از این شبه جزیره دیدن کند. وی به واشنگتن گزارش کرد که عراقی ها برای رسیدن به پیروزی از سلاح های شیمیایی استفاده کردند. « کلنل والتر لانگ » که در آن زمان افسر عالی رتبه اطلاعات دفاعی بود بعدها گفت که استفاده از آن گاز به وسیله عراقی ها در میدان نبرد موضوع یک نگرانی عمیق استراتژیک نبود.
با این حال من نتایج را دیدم من در یک قطار بیمارستانی نظامی که از میدان جنگ به تهران می رفت صدها سرباز ایرانی را دیدم که خون سرفه می کردند و از ریه های شان ترشحات لزجی ترشح می شد واگن حامل آن ها آنقدر بوی آن گاز را می داد که من مجبور شدم پنجره را باز کنم . بازوها و صورت های شان پوشیده از تاول بود. مدتی بعد تاول های جدیدی بر روی تاول های قبلی شان پدیدار شد. بسیاری به شکلی بسیار وحشتناکی سوخته بودند. این گازها بعدا در حلبچه علیه کردها به کار رفت . جای تردید نیست که صدام ابتدا کوشید روستاییان شیعه را سلاخی کند و در مورد جنایاتش علیه ایران نیز جای تردید نیست .
ما هم چنان میزان اعتبارات آمریکایی در عراق را که در سال 1982 (1361 ) آغاز شد نمی دانیم و با اعدام صدام احتمالا هرگز نخواهیم دانست . بخش مقدماتی آن که اغلب آن برای خرید سلاح های آمریکایی از اردن و کویت صرف شد 300 میلیون دلار بود . در سال 1987 (1366 ) به صدام قول پرداخت اعتباری بالغ بر یک میلیارد دلار داده شد در سال 1990 (1369 )پیش از تهاجم صدام به کویت تجارت سالانه میان عراق و آمریکا به سالی 5 3 میلیارد دلار رشد کرد. جیمز بیکر وزیر خارجه ی وقت آمریکا تحت فشار طارق عزیز وزیر امور خارجه صدام برای تداوم اعتبارات آمریکا قرار گرفت . اما همان جیمز بیکری که اخیرا گزارشی را با هدف دور کردن جورج بوش از یک فاجعه در زمان حاضر در عراق ارایه کرد برای تضمین های جدید به ارزش یک میلیارد دلار از آمریکا اعمال فشار کرد.
در سال 1989 (1368 ) انگلیس که یاری نظامی پنهانی به صدام داشت بلافاصله پس از دستگیری « فرزاد بازوفت » خبرنگار آبزرور در بغداد پرداخت 250 میلیون پوند به عراق را تضمین کرد . بازوفت درباره انفجاری در کارخانه ایی در هیلا تحقیق می کرد که از تجهیزات شیمیایی که آمریکا ارسال می کرده استفاده می کرد و مدتی بعد به دار آویخته شد. ظرف یک ماه پس از دستگیری بازوفت « ویلیام والدگریو » عالی رتبه ترین مسئول وزارت امور خارجه گفت : در صورتی که دست دیپلماتیک مان را به درستی بازی کنیم نمی دانم آیا هیچ بازاری در جایی در آینده با این مقیاس که انگلیس در آن جایگاه خوبی دارد وجود نخواهد داشت یا خیر. بازوفت های دیگر و یا حمله ای دیگر از سرکوبی داخلی آن را بسیار مشکل خواهند ساخت .
سخنان « جفری هاو » معاون نخست وزیر در آن زمان درباره تسهیل کنترل بر فروش سلاح های انگلیسی به عراق نفرت انگیزتر بود. او این راز را نگه داشت و نوشت : بسیار بدبینانه به نظر خواهد رسید اگر رویکردی انعطاف پذیرتر را درباره ی فروش سلاح ها بلافاصله پس از اعلام نفرت نسبت به رفتار با کردها تصویب کنیم . صدام هم اسرار حمله به ناو محافظ را در می 1987 (اردیبهشت 1366 ) می دانست . زمانی که یک USS STARK جت عراقی حمله ایی موشکی علیه آمریکایی ها انجام داد و بیش از شش خدمه آن را کشت و تقریبا شناور را غرق کرد. آمریکا بهانه صدام را مبنی بر این که آن کشتی اشتباها به جای یک قایق ایرانی هدف قرار داده شد پذیرفت و به صدام اجازه داد از درخواستشان برای مصاحبه با خلبان هواپیما خودداری کند.