تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۲  ، 
کد خبر : ۱۱۰۵۵۸
در گفت‌وگوی موسوی‌لاری با اعتماد مطرح شد

ائتلاف بزرگ علیه رادیکالیسم

مقدمه: گروه سیاسی، کیوان مهرگان: مشکلات سیاسی و اقتصادی کشور طی دو سال اخیر به مرحله یی رسیده است که چاره یی نداریم مگر اینکه از همه چهره های باسابقه نظام برای حضور در ائتلافی گسترده و بزرگ دعوت کنیم. جملات فوق بخش هایی از گفته های عبدالواحد موسوی لاری وزیر سابق کشور است که آن را طی گفت وگویی تفصیلی با اعتماد در میان گذاشت و به تحلیل شرایط موجود کشور پرداخت. موسوی لاری عضو بنیاد باران، دبیر اجرایی مجمع روحانیون مبارز و عضو موثر ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات شورای شهر است که در این گفت وگو مرتب هشدار می دهد طی دو سال گذشته تندروی آسیب های زیادی به کشور وارد می کند بنابراین باید از تمام چهره های مقبول و باسابقه نظام از جمله خاتمی، کروبی، هاشمی، هاشمی شاهرودی، موسوی، حبیبی و... دعوت کرد تا با حضور در ائتلافی گسترده راه را بر وارد شدن آسیب های بیشتر به کشور بست. مشروح گفت وگو با موسوی لاری را می خوانید.

* در پایان انتخابات مجلس هشتم عمر مجلسی به پایان می رسد که حرف و حدیث های فراوانی درباره برگزاری انتخابات آن وجود داشت. بعد از آن انتخابات کشور در مسیری افتاد که امروز نتایج آن ملموس تر است. با این مقدمه می خواهم سوالی درباره مجلس هفتم بپرسم. اگر شما این شرایط را می دیدید، آیا باز هم حاضر بودید انتخابات مجلس هفتم را برگزار کنید؟
** داستان انتخابات مجلس هفتم و آن بخشی که به دولت و وزارت کشور برمی گردد، کاملاً روشن است. ما نه آن زمان با آن برخوردها موافق بودیم و آن حرکت )ردصلاحیت گسترده داوطلبان( را شایسته نظام جمهوری اسلامی می دانستیم. همان موقع چون توجیه قانونی برای ردصلاحیت ها نداشتیم تا آنجایی که قانون به ما اجازه داد از حقوق افرادی که صاحب حق بودند دفاع کردیم و شما می دانید آخرین و تنها فردی که تا آخرین لحظات نسبت به این مساله )برگزاری انتخابات( مقاومت کرد خود من بودم و تنها دستگاهی که در مقابل ردصلاحیت ها ایستاد وزارت کشور بود. برعکس کسانی که ذی نفع بودند تا این حد نایستادند. یک نمونه را برای خوانندگان شما بازگو می کنم. وقتی در سال 82 متوجه شدیم شورای نگهبان تشکیلاتی سراسری تحت عنوان دفاتر نظارتی راه اندازی کرده و راه اندازی این دفاتر منطبق بر قانون نیست با تمام قدرت و توان تلاش کردیم از ایجاد یک تشکیلات غیرقانونی جلوگیری کنیم. چون می دانستیم که قرار است این دفاتر نظارتی در امور انتخابات دخالت کنند. می دانستیم این دفاتر ابزاری خواهند شد برای اینکه نقش مراجع قانونی استعلام تحت الشعاع قرار بگیرد. ایراد قانونی این دفاتر این بود که بدون تصویب سازمان مدیریت یا مجلس ایجاد شده بود. ما نامه نوشتیم به این دو مرجع، سازمان مدیریت با قاطعیت اعلام کرد که دفاتر نظارتی شورای نگهبان غیرقانونی است و ما اینها را به رسمیت نمی شناسیم. اما مجلس شورای اسلامی حتی پاسخ استعلام ما را ندادند. با اینکه خودشان ذی نفع بودند و ما را حتی در دفاع از خودشان یاری نکردند. الان هم فکر می کنم آنچه باید برای همه اصل باشد این است که قانون اساسی باید مبنا باشد و همه جریانات و گروه ها و عناصری که می خواهند در انتخابات شرکت کنند براساس قانون باید این بستر برایشان فراهم شود. توصیه من به همه دست اندرکاران انتخابات اعم از وزارت کشور و شورای نگهبان این است که به رای مردم احترام بگذارند و به گونه یی رفتار نکنند که شرایط انتخابات مجلس هفتم تکرار شود. شرایط باید به گونه یی باشد که همه دلسوزان نظام بتوانند در صحنه حضور یابند. باید شرایط مجلس هفتم را نیز قابل تکرار تلقی کنند. چون در آن انتخابات پایه های اعتماد مردم مورد تعرض قرار گرفت. مردم همیشه این احساس را با خودشان خواهند داشت که در 170 حوزه انتخابیه امکان هیچ گونه رقابتی بین جناح ها وجود نداشت. پاسخ پرسش شما یک کلمه است که من آن زمان راضی به برگزاری انتخابات اینچنینی نبودم و امروز هم نیستم.
* آن موقع اصلاح طلبان در دو نهاد اصلی کشور حاکم بودند و آن انتخابات برگزار شد در صورتی که امروز شرایط به کلی فرق کرده. امکان تکرار برگزاری چنین انتخاباتی را تا چه حد به واقعیت نزدیک می دانید؟
** علی ایحال دو بحث وجود دارد: یکی اینکه آیا شرایط برای برگزاری انتخابات سالم، آبرومند و منطبق بر قانون وجود دارد یا خیر. بنده معتقدم اگر دست اندرکاران انتخابات به مصالح و منافع ملی نگاه کنند باید شرایط را به سمتی هدایت کنند که اعتماد مردم جلب شود و مردم احساس کنند که حکومت برای آنها احترام قائل است. این یک تکلیف ملی است و به هیچ حزب و دسته و گروهی مربوط نمی شود. هم شورای نگهبان و هم وزارت کشور مکلف به این هستند. اگر غیر این عمل کنند هم به وظایف خودشان عمل نکرده اند و هم به مصالح ملی خیانت کرده اند. اما جریان حاکم که همه ارکان حکومت را در اختیار دارد در برابر آزمون بسیار سختی قرار گرفته است. آیا وظیفه شناس است و به وظیفه ملی و دینی خودش عمل می کند یا چون همه ارکان حکومت را در اختیار دارد از همه ابزارهای شبه قانونی برای نفی و حذف رقیب استفاده می کند.
* پیش بینی خود شما با توجه به حوادث دو سال گذشته چیست؟
** من انتخابات آذرماه 85 را انتخابات خوبی ندیدم، به خصوص انتخابات خبرگان در قزوین و شوراها در تهران. اگر بنا باشد حاکمیت یکدست یا مدیریت یکدست انتخابات مشابه آذر 85 قزوین و تهران برگزار کند که مایه تاسف است.
* انتخابات شوراها که با نظارت مجلس برگزار شد نمی تواند از آن رفتار شورای نگهبان پیروی کند. فکر می کنید با وجود رفتار مجلس ما انتخاباتی بدتر از شوراهای سوم در پیش داریم؟
** انتخابات شوراها از انتخابات خبرگان بهتر بود. در انتخابات خبرگان حوزه قزوین اتفاقی افتاد که با هیچ یک از معیارها همخوانی ندارد. در آن حوزه انتخاباتی که دو منتخب داشت را به نفع یکی از کاندیداها تایید و به ضرر یکی دیگر از کاندیداها باطل اعلام کردند. من هر چه فکر کردم می بینم که چگونه می شود یک نفر پای صندوق ها حاضر می شود و به دو نفر رای می دهد. تعرفه رای را به نفع یک نفر تایید و به ضرر یک نفر باطل اعلام می کنند.
* با این وضعیتی که ترسیم کردید چشم انداز انتخابات را چگونه می بینید؟
** اصلاح طلبان راهی جز شرکت در انتخابات ندارند.
* با این شرایطی که شما بیان کردید؟
** من با امیدم زنده ام و نمی توانم چون رفتار گروه مقابل این است، صحنه را ترک کنم. اصلاح طلبان معتقد به نظام راهی جز این ندارند.
* ظاهراً از دیدگاه شما شرایط انتخابات عادلانه فراهم نیست. پس اصلاح طلبان چگونه باید از حق خودشان و حق مردم دفاع کنند؟
** اصلاح طلبان باید یک گام بلند در درون خودشان بردارند و آن این است که اختلاف سلیقه ها را کنار بگذارند و متحد و منسجم با راهبردی مشخص در جهت خدمت رسانی حرکت کنند. بنابراین نخستین راهبرد فراروی اصلاح طلبان، ائتلاف و انسجام است. چون وقتی اصلاح طلبان اتحاد و انسجام قوی داشته باشند و با هم حرکت کنند، رقیب هر چقدر هم توانمند باشد در برابر این طیف وسیع آنگونه که باید، نمی تواند در جهت حذف شان اقدام کند. این اولین پیش شرط و اولین گام اصلاح طلبان باید باشد. گام دوم که باید بردارند بررسی نقاط آسیب پذیر و نحوه برگزاری انتخابات است. من معتقدم اصلاح طلبان اولاً باید رایزنی های خودشان را با مقام های بلندپایه نظام درباره نحوه برگزاری انتخابات آغاز کنند. یکی از مشکلات برگزاری انتخابات، برگزاری سنتی و دستی آن است. من در دوره مسوولیت خودم این مساله را دنبال کردم. تلاش کردم انتخابات به صورت ماشینی انجام شود و متاسفانه شورای نگهبان نپذیرفت آن هم در دوره یی است که در هر دهی اینترنت راه پیدا کرده است. اصلاح طلبان باید با جدیت این مساله را پیگیری کنند که انتخابات باید از روتینی تبعیت کند که افراد در نتیجه انتخابات نتوانند دخل و تصرف کنند و تنها راهی که می تواند این اطمینان را به وجود بیاورد همین ماشینی کردن انتخابات است. دوم اینکه همه جای دنیا وقتی قرار است انتخابات برگزار شود، انتخاب کنندگان در همان حوزه یی که برایشان مشخص شده حضور دارند و رای می دهند. در اکثر کشورهای دنیا هفته قبل از انتخابات، افراد با کارت شناسایی، کد ملی یا شناسنامه در حوزه اخذ رای حاضر می شوند و کارت شرکت در انتخابات دریافت می کنند. روز اخذ رای هم با ارائه این کارت می توانند در انتخابات شرکت کنند. این کار یکی از اولی ترین و ضروری ترین نیازهای برگزاری انتخابات سالم است. چرا؟ چون وقتی بنده با دریافت کارت مخصوص معین شدم که در این شعبه خاص رای بدهم امکان حضور در سایر شعب و چند رای دادن نخواهم داشت. در هر شعبه پیش بینی می شود تا چه سقفی می توانند رای گیری کنند. دیگر افراد خارج از حوزه انتخابیه با پاک کردن شناسنامه نمی توانند رای بدهند. افراد نمی توانند چند بار رای بدهند. راه سوم که برای اصلاح طلبان ضروری است تلاش برای عملیاتی شدن شعار اتحاد ملی و انسجام اسلامی است. که توسط رهبری اعلام شده است. اتحاد ملی یعنی چه؟ همه کسانی که تحت عنوان ملت ایران وفادار به قانون اساسی هستند و علاقه مندند زیر چتر جمهوری اسلامی در سرنوشت شان موثر باشند، باید بتوانند در صحنه انتخابات و تعیین سرنوشت خودشان حاضر شوند. گروه های رقیب اصلاح طلبان باید بپذیرند که اتحاد ملی با حذف رقبا محقق نمی شود. نمی شود که از اتحاد ملی که شعار ملی سال 86 و توسط رهبری نظام برای وحدت آحاد جامعه مطرح شده سخن گفت اما با ابزارهای شبه قانونی نیروهای قانونمند و وفادار را از صحنه حذف کرد. این دیگر اتحاد ملی نیست که یک گروه با تسلط بر همه ارکان حکومت رقیب سیاسی را حذف کند و خود را مدعی تبعیت از رهبری و پای بندی به شعار محوری سال بداند.
* آنچه شما به عنوان راهبرد اول مطرح کردید در دستور کار همه گروه های اصلاح طلب قرار دارد، راهکارهای عملی شما برای ایجاد ائتلاف اصلاح طلبان کدام است؟
** چون ما یک تجربه موفق در انتخابات شوراهای سوم داریم وضعیت مان خیلی روشن است. این را از این نظر می گویم که خودم در متن قضایای شوراها بودم. یکی از تجربیات بسیار خوب ما رسیدن به ائتلاف در شوراها این بود که احزاب سهم خواهی را کنار گذاشتند و این کار اتفاق افتاد. 4 یا 5 محور به عنوان اصل مشخص شد و همه حول آن 5 اصل و برای تحقق آن 5 اصل تلاش کردند. در انتخابات آذر 85 احزاب سهم خواهی را کنار گذاشتند، خودمحوری ها و منیت های غیرعقلانی و غیرمنطقی را کنار گذاشتند از طرف دیگر یک هیاتی به عنوان فصل الخطاب به نمایندگی از همه گروه ها مشخص شد و حرف آخر را این هیات بیان می کرد.
* آیا طراحی و استفاده از چنین ساز و کاری در دستور کار اصلاح طلبان هست؟
** نمی تواند نباشد. اما برای انتخابات مجلس و برای تکرار این هم گرایی گام اول داشتن یک هدف و راهبرد مشخص است. راهبردها و تا یک مرحله تاکتیک ها و روش های همسان را می توان طراحی کرد و در اختیار همه قرار داد تا همه بدانند که در یک چارچوبی مسیر را طی کنند. نکته اول این است. نکته دوم وجود یک هیات فصل الخطاب است. ما در انتخابات گذشته غیر از انتخابات 24 آذر و شورای سوم این مشکلات را داشتیم که بیش از 80 تا 85 درصد مشترکات داشتیم اما سر 15 تا 20 درصد اختلاف پیدا می کردیم. خوشبختانه در انتخابات شوراها این مشکل را حل کردیم یعنی جمعی از طرف خود جریان های اصلاح طلب با محوریت آقای خاتمی شکل گرفت که حتماً روش کار آنها را می دانید. الان هم باید همین روش را دنبال کنیم. با همان شخصیت ها و با همان مکانیسم منتها با قوت و قدرت بیشتر و با توجه به نقاط ضعفی که آن زمان بود باید این نقاط ضعف را برطرف و نقاط قوت را تقویت کرد.
* هفته گذشته خبری منتشر شد که با واکنش فعالان جناح مخالف اصلاحات روبه رو شد. مساله ائتلاف هاشمی، خاتمی و کروبی اگرچه تکذیب شد اما نشان داد زمینه های روانی چنین ائتلافی وجود دارد. برخی گام را از این فراتر گذاشته و معتقدند با توجه به اقدامات دو سال گذشته و نیز رویکردی که آیت الله هاشمی شاهرودی در این چند وقت در پیش گرفته، زمینه های گسترش ائتلاف برای مهار افراط گرایی وجود دارد. تحلیل شما از این رویکرد چیست؟
** من معتقدم شرایطی در کشور به وجود آمده است و همه آنهایی که ریشه در انقلاب دارند اعم از اصولگرا و اصلاح طلب، نسبت به آنچه در حال وقوع است دغدغه دارند. این مساله یی است که می توانم با قاطعیت بیان کنم. یعنی کسانی که در قبل از انقلاب سابقه مبارزه دارند یا بعد از انقلاب در سطوح مدیریتی کار کرده اند و سابقه اجرایی و کشورداری دارند، نسبت به روندی که در جریان است و اتفاق می افتد نگرانند. بنابراین می توان این ائتلاف را از آنچه شما بیان کردید، گسترده تر دید. شما وضعیت اقتصادی را ببینید. در هیچ دوره یی از تاریخ و بعد از انقلاب، ما این اندازه درآمد نداشتیم و در هیچ دوره یی بعد از انقلاب هم به اندازه این زمان که این همه درآمد داشته ایم، مشکلات اقتصادی نداشته ایم. کجای این صورت مساله اشکال دارد جز اداره درست منابع و مدیریت اجرایی کشور؟، بدون اینکه از بیان این مسائل قصد تبلیغ و بهره برداری سیاسی داشته باشم معلوم است که بین 2 تا 4 برابر درآمد کشور افزایش پیدا کرده اما به جای اینکه مشکل معیشت مردم حل شود و مشکلات کمتر شود، مشکلات روز به روز اضافه می شود. به خاطر همین که در روی پاشنه نمی چرخد، دلسوزان نظام اعم از اصلاح طلب و اصولگرا را نگران کرده است. بنابراین می توان نوعی همگرایی را بین عناصر ریشه دار جناح راست با جریان اصلا ح طلب به وضوح مشاهده کرد. حالا دیگر بحث را به سمت اشخاص نبریم، می توان تشکلات و جریانات را در کنار هم دید علاوه بر آن چهار شخصیتی که شما بیان کردید، می توان از افراد بیشتری همچون مهندس موسوی، دکتر حبیبی و افراد شاخصی که می توانند تاثیرگذار باشند، استفاده کرد. ما بزرگ ترین ائتلاف را علیه تندروی تشکیل می دهیم چون در جریان اصلاحات بلوغ سیاسی به آنها دیکته می کند که دور هم جمع شوند و اگر کسی بخواهد از این جمع فاصله بگیرد، خودش منزوی می شود. من مطمئنم شخصیتی نظیر آقای هاشمی رفسنجانی به عنوان یک فرد پیشکسوت و باتجربه این موقعیت را خوب درک می کند. همچنان آقای کروبی و آقای خاتمی هم. همه خوب می دانند در چنین شرایطی باید در کنار هم بود و همه ظرفیت ها به کار گرفته شود. آقای هاشمی شاهرودی مرتب از امنیت اقتصادی صحبت می کند. چرا؟ برای اینکه روش هایی که باعث فرار سرمایه و از بین رفتن فرصت کارآفرینی شده را نمی پسندد. شما همین شرایط کشور را مرور کنید. ضرورت اینکه ریشه دارهای نظام و دلسوزان انقلاب دور هم جمع شوند و ائتلاف کنند را کاملاً احساس می کنید.
* این ضرورت در بین نیروهای ارشد نظام چقدر احساس شده است؟
** همان طور که گفتم، زمینه های ذهنی فراهم شده است و یک جمع هایی هم انتخاب شده اند و مساله را دنبال می کنند. من تعابیری نظیر مثلث یا مربع را نمی پسندم. چون این افراد سرآمد هستند و دیگرانی هم هستند. بنابراین با بازنگری روش ها و شیوه ها باید به ائتلاف گسترده تر و بزرگ تر فکر کرد. این یک اصل است که هر کس از ائتلاف دور بماند، خودش را منزوی کرده است و نخستین کسی که ضرر می کند خودش است. گروه های اصلاح طلب این نکته کلیدی را به خوبی درک کرده اند که هرکس بامش بیش، برفش بیشتر.
هرکس سهم بیشتری در شکل گیری نظام و تثبیت آن داشته و امروز درک واقعی تری از خطراتی که ندانم کاری ها متوجه نظام کرده است دارد باید سهم بیشتری در ائتلاف و انسجام دلسوزانه انقلاب داشته باشد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات