د. بینا
روایات زیادی از انجام عملیات های اطلاعاتی پیامبران در کتب آسمانی و تفاسیر ضمیمه وجود دارد که اغلب برای خوانندگان مهجور مانده و کمتر توجهی به آن شده است. در حالی که دقت به ظرافت ها و پیچیدگی های این عملیات ها، نشان از قابلیت های فردی اولیاء خداوند داشته تا مریدان علاوه بر اهتمام به سیره و سنت معنوی آنان، به سایر توانمندی های این معصومین (ع) نیز توجه داشته و از آن درس بگیرند.
در این نوشتار با استعانت از کلام خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم و تفسیر نمونه آیت الله العظمی مکارم شیرازی، به یکی از داستانهای اطلاعاتی مربوط به دوران قبل از نبوت حضرت موسی علیه السلام پرداخته و به تشریح آن می پردازیم، انشاا... مفید فایده برای علاقمندان باشد.
آیه 19 از سوره مبارکه قصص، یکی از چندین فعالیت اطلاعاتی حضرت موسی علیه السلام را روایت می کند. واقعهی مذکور به این شرح میباشد: «و هنگامى که (موسی)خواست با کسى که دشمن هر دوى آنها بود درگیر شود و با قدرت مانع او گردد، (فریادش بلند شد) گفت: اى موسى! مىخواهى مرا بکشى، همانگونه که دیروز انسانى را به قتل رساندى؟ »
تفسیر نمونه در خصوص این آیه آورده است: مساله کشته شدن یکى از فرعونیان به سرعت در مصر منعکس شد و شاید کم و بیش از قرائن معلوم بود که قاتل او یک مرد بنىاسرائیلى است و شاید نام موسى هم در این میان بر سر زبانها بود.
در نخستین آیه مىخوانیم: به دنبال این ماجرا، موسى در شهر، تـــرسان بود و هر لحظه در انتظار حادثهاى و در جستجوى اخبار (فاصبح فىالمدینة خائفا یترقب).
ناگهان با صحنه تازهاى روبرو شد و دید همان بنىاسرائیلى که دیروز از او یارى طلبیده بود فریاد مىکشد و از او کمک مىخواهد و با قبطى (قوم ساکن مصر Coptic) دیگرى گلاویز شده است. (فاذا الذى استنصره بالامس یستصرخه) اما موسى به او گفت: تو به وضوح ، انسان جاهل و گمراهى هستى! (قال له موسى انک لغوى مبین ).
ولى به هر حال مظلومى بود که در چنگال ستمگرى گرفتار شده بود (خواه در مقدمات تقصیر کرده باشد یا نه ) مىبایست موسى به یارى او بشتابد و تنهایش نگذارد اما هنگامى که موسى خواست آن مرد قبطىرا که دشمن هر دو آنها بود با قدرت بگیرد و از بنىاسرائیلى دفاع کند، فریادش بلند شد و گفت:
اى موسى تو مىخواهى مرا بکشى همانگونه که انسانى را دیروز کشتى ؟! (فلما ان اراد ان یبطش بالذى هو عدو لهما قال یا موسى اترید ان تقتلنى کما قتلت نفسا بالامس). ماجرا به فرعون و اطرافیان او رسید و تکرار این عمل را تهدیدى بر وضع خود گرفتند، جلسه مشورتى تشکیل دادند و حکم قتل موسى صادر شد.
در این هنگام یک حادثه غیرمنتظره حضرت موسى(ع) را از مرگ حتمى رهائى بخشید و آن اینکه مردى از نقطه دور دستِ شهر (از مرکز فرعونیان و کاخ فرعون ) به سرعت خود را به حضرت موسى(ع) رساند و گفت اى موسى این جمعیت براى کشتن تو به مشورت نشستهاند، فوراً از شهر خارج شو که من از خیرخواهان تو هستم (و جاء رجل من اقصى المدینة یسعى قال یا موسى ان الملاء یاتمرون بک لیقتلوک فاخرج انى لک من الناصحین). این مرد همان کسى بود که بعداً به عنوان «مــؤمـن آل فـرعـون» معروف شد.
مىگویند نامش حزقیل بود و از خویشاوندان نزدیک فرعون محسوب مىشد و آنچنان با آنها رابطه داشت که در این گونه جلسات شرکت مىکرد. او از وضع جنایات فرعون رنج مىبرد و در انتظار این بود که قیامى بر ضد او صورت گیرد و او به این قیام الهی بپیوندد.
به همین دلیل هنگامى که احساس کرد حضرت موسی(ع) در خطر است با سرعت خود را به او رسانید و آن حضرت را از چنگال خطر نجات داد و نه تنها در این ماجرا، که در ماجراهاى دیگر نیز تکیه گاهى براى حضرت موسى(ع) بود و دیده تیزبینى براى بنىاسرائیل (نفوذی بنی اسرائیل) در قصر فرعون محسوب مىشد.
حضرت موسى(ع) این خبر را کاملاً جدى گرفت، به خیرخواهى این مردِ با ایمان ارج نهاد و به توصیه او از شهر خارج شد در حالى که تـرسان بود و هر لحظه در انتظار حـادثهاى! (فخرج منها خائفا یترقب).
در خصوص این فرد، سوره مبارکه غافر آیه 28 میفرماید: «مرد مومنى از آل فرعون که ایمان خود را پنهان مىداشت گفت: آیا مىخواهید کسى را به قتل برسانید، بخاطر اینکه مىگوید پروردگار من ا... است در حالى که دلائل روشنى از سوى پروردگارتان آورده، اگر دروغگو باشد دروغش دامن خود او را خواهد گرفت و اگر راستگو باشد(لااقل) بعضى از عذابهائى را که وعده مىدهد به شما خواهد رسید، خداوند کسى را که اسرافکار و بسیار دروغگو است هدایت نمىکند.»
تفسیر نمونه به توضیح در خصوص رخنه این فرد نفوذی پرداخته و در انتها تحلیل زیبایی از کارکرد شبکه ی جاسوسی حضرت موسی علیه السلام ارائه مینماید:
1- مؤمن آل فرعون که بود؟ از آیات قرآن همین قدر استفاده مىشود که او مردى بود از فـــرعونیان که به حضرت موسى(ع) ایمان آورده بود اما ایمان خود را پنهان مىداشت ، در دل به آن پیامبر گرامی عشق مىورزید و خود را موظف به دفاع از او مىدید. او مردى بود «هوشیار و دقیق و وقتشناس و از نظر منطق بسیار نیرومند و قوى» که در لحظات حساس به یارى موسى میشتافت و چنانکه در دنباله این آیات خواهد آمد او را از یک توطئه خطرناکِ قتل رهائى بخشید.
بعضى گفتهاند: او پسر عمو یا پسر خاله فرعون بود و تعبیر به آل فرعون را نیز شاهد بر این معنى دانستهاند زیرا تعبیر به آل معمولاً در مورد خویشاوندان به کار مىرود هر چند در مورد دوستان و اطرافیان نیز گفته مىشود. بعضى دیگر او را یکى از پیامبران خدا بنام «حزبیل» یا «حزقیل» مىدانند.... بعضى نیز احتمال دادهاند که او از بــنىاسرائیل بوده که در میان فرعونیان مىزیسته و مورد اعتمادشان بوده است... زیرا حضرت موسی (ع) سازمان اطلاعـــاتی خود را از زمان حضور در کاخ، ایجاد نموده بود. تفسیر نمونه، در زیرِ آیه 16 سوره مبارکه قصص اشاره به سازمان جاسوسی حضرت موسی(ع) که اعضای آن از شیعیان ایشان بودند، مینماید.
« موسى وارد شهر شد و در آنجا با صحنهاى روبرو گردید دو نفر مرد را دید که سخت با هم گلاویز شدهاند و مشغول زد و خورد هستند که یکى از آنها از شیعیان و پیروان موسى بود و دیگرى از دشمنانش(فوجد فیها رجلین یقتتلان هذا من شیعته و هذا من عدوه).
تعبیر به «شیعته» نشان مىدهد که حضرت موسى(ع) از همان زمان ارتباطهائى با بنىاسرائیل برقرار کرده بود و گروهى پیرو داشت و احتمالاً آنها را براى مبارزه با دستگاه جبار فرعون به عنوان یک هستـه مرکزى برگزیده بود.»
2- تقیه یک وسیله مؤثر مبارزه: «تقیه» یا «کتمان عقیده باطنى» بر خلاف آنچه بعضى مىپندارند به معنى ضعف و ترس و محافظهکارى نیست، بلکه غالباً به عنوان یک وسیله مؤثر براى مبارزه با زورمندان و جباران و ظالمان مورد استفاده قرار مىگیرد.
کشف اسَـرار دشمن جز از طریق افرادى که از روش تقیه استفاده مىکنند ممکن نیست. ضربات غافلگیرانه بر پیکره دشمن جز از طریق تقیه و کتمان نقشهها و طرحهاى مبارزه صورت نمىگیرد و مؤمن آل فرعون نیز تقیهاش براى خدمت به آئین حضرت موسى(ع) و دفاع از حیات او در لحظات سخت و بحرانى بود.
چه چیزی از این بهتر که فرد مؤمنى در دستگاه دشمن حضور داشته باشد و تا اعماق تشکیلات او نفوذ کند تا از همه چیز با خبر گردد و به موقع دوستان را در جریان بگذارد و حتى در موقع لزوم در فکر جباران نفوذ کند و نقشههاى آنها را دگرگون سازد؟! آیا اگر مؤمنِ آل فرعون از روش تقیه استفاده نمىکرد هرگز توانائى انجام این خدمات را داشت؟ »
و بدین سان موسی علیه السلام توانست از طریق شبکه جاسوسان خود که در قصر فرعون ایجاد نموده بود از مهلکه فرار کرده تا در آینده با رسالت الهی به سوی فرعون باز گردد.