تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۱۱۰۸۱۶
گفت‌وگوی «ایران» با آلفا عمر کناره رئیس کمیسیون اتحادیه آفریقا:

آرزوی صلح زیر لوای آفریقای متحد

هرمز برادران مقدمه: این روزها خبرهای تلخی از حوزه آفریقا بویژه نواحی شمال این قاره می رسد. جنگ دوباره به موگادیشو ، پایتخت سومالی بازگشته است و در همان حال باندهای تروریستی در کشورهایی چون مغرب و الجزایر خیمه زده اند. در نقطه دیگری از این قاره رنجور، دولت سودان با غائله ای خونین در غرب خویش دست به گریبان است یعنی همان ناحیه دارفور که نام دردناک ترین تراژدی تاریخ را به خاطر می آورد.به این صورت در هزاره سوم آفریقا در کنار دو مصیبت همیشگی خویش یعنی جنگ و فقر، دشمنان تازه ای نیز پیدا کرده است که با نام تروریسم قومی و ایدئولوژیک شناخته می شود. تروریسم راه یافته به حوزه آفریقا برخلاف همزادهای آن در عراق و افغانستان فقط به بمب گذاری و کشتن نیروهای دولتی یا شهروندان غیرنظامی بسنده نمی کند. تروریسم آفریقایی دارای شبکه ای از ارتباطات پیچیده با قبایل شورشی، کمپانی های خارجی است و در سایه این ارتباطات است که علاوه بر حرفه ترور به مشاغل سیاه دیگری مانند قاچاق سلاح، بهره گیری از کودکان در جنگ و... می پردازد. اما در میان این زنجیره معضلات و مصایب ، مسأله غصه آور آفریقایی ها این است که ابزار و اهرم کافی برای رویارویی با دشمنان دیرین و جدید ندارند، تنها تکیه گاه آنها در غائله های خونین اخیر، سازمان اتحادیه آفریقا است.اتحادیه آفریقا (AU) سازمانی پان آفریقایی است که در سال ۲۰۰۲ با هدف سوق دادن قاره سیاهان به سوی صلح و رفاه تأسیس شد. این اتحادیه ۵۳ عضو حامی همگرایی دارد و اکنون به ابزارهایی چون نیروهای صلح بان و ارتش صلح مجهز شده است. برخی سران این سازمان عزم و انگیزه لازم برای درافتادن با جنگ و بحران منطقه را دارند و معتقدند که پیش از هر چیزی باید به مناقشات گوناگون این قاره پایان داد تا به رفاه رسید. با تفکر همین گروه از رهبران بود که شورای صلح و امنیت در سال ۲۰۰۴ تأسیس شد. این شورا می تواند در مناقشات وارد شود و در شرایطی که نسل کشی یا جنایت علیه بشریت رخ داده نیروهای نظامی خود را به عرصه گسیل دارد و یا مأموریت هایی برای حفاظت از صلح در نظر گیرد. این شورا اکنون در حال برنامه ریزی برای ایجاد نیروی واکنش سریع تا سال ۲۰۱۰ است. تاکنون نیروهای حافظ صلح اتحادیه آفریقا به بروندی و ناظران آتش بس آن به دارفور در غرب سودان اعزام شده اند. اما واقعیت این است که آنها نتوانسته اند گرهی از مناقشات نوین این قاره بویژه در دارفور بگشایند.فرصتی پیش آمد تا با آلفا عمر کناره رئیس کمیسیون اتحادیه آفریقا پیرامون نقش دیپلمات های این قاره در منازعات امروز به گفت و گو بنشینیم.او که سابقاًریاست جمهوری مالی را نیز برعهده داشته با صراحت به پرسش های جدی محافل سیاسی درباره ناکامی رهبران پاسخ می دهد. در عین حال که واقعیات را می پذیرد اما امیدوار است قاره ای که بسیاری از مصایب بشری را به خود دیده امروز با دنیای مدرن مواجه شده و درصدد است با زدودن تصورات نومیدکننده از ذهن خود و التیام زخم های ناشی از استعمار به سوی اتحاد و توسعه حرکت کند.در سفری که آلفا عمر کناره به ایران داشت دیدگاه های وی درباره اوضاع و مناقشات کنونی آفریقا و علل آنها و همچنین اهداف و برنامه های اتحادیه و روابط آن با ایران را جویا شدیم که حاصل این گفت و گو از نظرتان می گذرد:

* آفریقا همواره محیطی حاصلخیز برای رشد عناصر مناقشه و جنگ بوده است. اما به نظر می آید که موج تازه مناقشات این قاره اشکالی پیچیده تر از نزاع های عصر استعمار دارد با نگاه به بحران های حادی مانند دارفور یا سومالی که امروز سیاستمداران جهان را به خود مشغول کرده اند، چه تحلیلی از ماهیت مناقشات جدید آفریقا دارید؟
**  باید این را متذکر شوم که در سالیان اخیر از میزان این جنگ ها کاسته شده و اوضاع اندکی بهبود یافته است.
برای نمونه آنچه در سودان و سومالی می گذرد یک مشکل بزرگ است و افزون بر این در سایر نقاط نیز می توان موارد متعددی را ذکر کرد. البته پیش از این آفریقا مناقشات بزرگی داشته که اکنون حل شده و پایان پذیرفته مانند آنگولا، جنوب سودان، مناقشه جمهوری دموکراتیک کنگو و دیگر درگیری ها.
آرزو و امید ما این است که آفریقا به مشکلات و مصائب خود پایان بدهد و به پیشرفت و توسعه بیندیشد.
دلایل این مناقشات متعدد است. از یک طرف عمده ترین مسأله به سوءمدیریت دولت ها مربوط می شود. اما بر این مسأله باید انتخاباتی را که همواره مملو از درگیری و تنش است اضافه کرد. همینطور مشکل انتقال قدرت یا دعواهای ارضی و مرزی و مبارزه برای دست یافتن به مواد و ذخایر زیرزمینی. اما این مسائل و مناقشات طبیعی وقتی با عنصر رقابت خارجی عجین می شود حالت پیچیده ای می یابد. در هر حال باید مشکلاتی را که از مدت ها پیش شناسایی کرده ایم تحت کنترل درآوریم. این آرزوی بزرگ ماست. به همین جهت ما در حال مطالعه روی موضوعی به نام وجوه اشتراک هستیم.
بدین صورت که می خواهیم بدانیم چه بخشی از مشکلات آفریقا ریشه در ساختار متنوع این قاره دارد و با این ارزیابی سعی می کنیم اراده دولت های منطقه را برای رفع و رجوع این اختلاف ها بسیج کنیم. هدف مؤکد ما پایان دادن به همین مناقشات است. بویژه از آن جهت که این مشکلات تصویری مبهم و نادرست از فردای آفریقا نشان داده است.
*تفاوت مناقشات آفریقایی با یکدیگر چیست به طور مثال در بحران دارفور یا سومالی چه خصیصه های مشترکی این نزاع ها دارند بر چه مبنایی می توان این مناقشات را طبقه بندی کرد؟
** این مناقشات را می توان براساس ماهیت آنها دسته بندی کرد.
به اعتقاد من، مشکلات آفریقایی ها عمدتاً داخلی است و اختلاف های مهمی را در سطح بین المللی و میان دو یا چند کشور آفریقایی نمی بینید. همین مسأله است که مسئولیت آفریقا را برای حل مشکلات سنگین تر کرده است. اگر به دقت در مسائل بنگریم می بینیم که عمده منازعات در رقابت های انتخاباتی یا همان جنگ قدرت نهفته است. برای آن که به یک اجماع کلی برای حل آنها برسیم ابتدا لازم است به مقوله تقسیم قدرت بیندیشیم.
در اینجاست که باید یک مرجع داوری را برای رسیدگی به مناقشه انتخاب کرد و داور طرح خود را برای حل مسأله ارائه می دهد. به همین دلیل است که اتحادیه آفریقا برنامه ای ۱۰ ساله را برای حل این مناقشات در نظر گرفته است.
ریشه دیگر منازعات ، ازگذشته های دور به ثروت های معدنی و کانی این قاره بر می گردد. مواد اولیه باید در دست خود آفریقایی ها باشد نه در جهت منافع قدرت های خارجی یا بخش کوچکی از گروه ها و احزاب آفریقا. اما رسیدن به این هدف که در واقع ملی کردن منابع قاره است آسان نیست. باید اراده ای قوی برای حل و فصل این مشکلات به وجود آید .
*این تهدید ها و مشکلات جدید آفریقا چیست و شما رهبران سیاسی آفریقا چگونه می توانید این موانع را از پیش روی خود بردارید؟
** اختلاس و سرازیر شدن سود منابع در جیب گروه های خاص و باندهایی که اغلب به شرکت های چند ملیتی متصل هستند از جمله این تهدید ها و مشکلات است.
مسأله دوم قاچاق سازمان یافته اعم از قاچاق سلاح، انسان و مواد مخدر است. مشکل بعدی سودجویی گروه های مافیایی از مهاجرت و مهاجران است. چهارمین نکته، گسترش تروریسم است. براین مشکلات باید کمبود آب را نیز افزود که جزو دیگر مصائب آینده ماست که در صورت کنترل نشدن به فاجعه ای بزرگ برای آفریقا و تمام دنیا مبدل خواهد شد.
اگر مدیریت منسجم و درستی در باره توزیع آب و منابع نداشته باشیم قوای مسلح برای رفع آن وارد عرصه می شود که البته باید از آن احتراز کرد. مرز ها نیزهمچنان مشکل ساز هستند و می تواند همانند مسأله آب به مناقشات دامن بزند. وظیفه ما این است که پیش بینی های لازم را برای رفع آنها داشته باشیم.
وظایف ما اولین بار به سه بخش تقسیم می شود: ۱) مسئول بودن، ۲) آماده بودن برای دفاع از منافع و منابع خود. ما می توانیم وضعیت موجود را بهبود ببخشیم. ۴۰ سال پیش کشور هایی بودند که وضعیت آنها بسیار بدتر از وضع کنونی کشورهای آفریقایی بود و منابع طبیعی آنها بسیار کمتر از آفریقایی بود اما اکنون در شرایط و وضع مطلوبی قرار گرفته اند. چرا آفریقا این گونه نباشد؟
آفریقایی ها بایدبرای منافع خود مبارزه کنند. راز موفقیت آفریقایی ها در آینده در متحد شدن است. به همین دلیل است که امروز ما برای داشتن آفریقایی متحد تلاش می کنیم. سعی ما بر این است که ۵۳ کشور اتحادیه آفریقا به سوی تشکیل ایالات متحده آفریقا حرکت کنند. زیرا هرچه اتحاد ما بیشتر باشد در تمامی زمینه ها نظیر اقتصادی، سیاسی و نظامی قوی تر خواهیم بود. برای تقویت این اتحاد باید تعامل میان ما بیشتر شود و باید امکانات و توانمندی های خود را جمع کرده و دیگران را در آن شریک سازیم این همان چیزی است که ما برای رسیدن به آن تلاش می کنیم.
*حکومت امروز آمریکا تلاشی تازه برای گسترش نفوذ خود در آفریقا را شروع کرده است و تمایلی برای ترک این قاره ندارد. واشنگتن افزون بر سلطه سیاسی و اقتصادی، قصد دارد سیستم امنیتی جدیدی را در آفریقا به وجود آورد و به همین دلیل اخیراً فرماندهی نظامی جدید با عنوان AFRICOM در آن قاره تأسیس کرده است. آیا شما بر آورد دقیقی از اهداف و کم وکیف این طرح ها دارید؟
** ما از این خواسته آمریکا آگاهیم اما متأسفانه تاکنون در آفریقا چندان درباره آن بحث و تبادل نظر نشده است ما معتقدیم که مسئولیت تأمین امنیت آفریقا باید برعهده خود آفریقایی ها باشد. ما در روابط با قدرت های خارج به یک شریک نیاز داریم که همکار ما باشد نه جایگزین ما. اگر این شریک بخواهد تأمین امنیت آفریقا را از ما بگیرد سبب تضعیف ما خواهد شد.
در این صورت آفریقا دچار از هم گسیختگی و شکاف می شود.
چنین مسأله ای می تواند آفریقا را تبدیل به میدان منازعه قدرت ها کند. اما اگر ما بنیه اقتصادی قوی داشته باشیم می توانیم امنیت قاره را خودمان تأمین کنیم و اتحادمان را قوی تر کنیم. باید از اتحادیه آفریقا حمایت کنیم تا بتواند مسئولیت این دفاع از قاره و اعتبار آن را بر عهده بگیرد.
همچنین نباید اجازه دهیم که برخی از کشورهای آفریقایی به عنوان ژاندارم منطقه عمل کنند. این موضوع نیز سبب شکاف در آفریقا و بی ثباتی آن می شود که مشکلات عدیده ای را برای تمام دنیا به وجود خواهد آورد.
*این گروه ها به عملیات های خرابکارانه ای نظیر گروگانگیری یا حمله به تأسیسات نفتی دست می زنند. چه عواملی موجب شد در صحنه سیاسی آفریقا شبه نظامیان روز به روز بیشتر رشد کنند؟
** این وضعیت به بحث تسلط بر منابع و مواد اولیه بر می گردد. به همین دلیل است که می گوییم باید این منابع تحت کنترل خود آفریقایی ها در آید. مشکلاتی که شما به آن اشاره کردید یعنی حضور و تجمع شبه نظامیان درمناطقی به وجود می آید که منابعی غنی دارند. این منابع یا در کنترل قدرت های خارجی هستند یا مواد اولیه آن از کشور خارج می شود. بنابراین قدرت های خارجی و شبه نظامیان در یک راستا حرکت می کنند با اقدام آنها فرصت های شغلی از دست می رود و مردمان این قاره بیش از پیش در فقر فرو می روند. در چنین کشورهایی که عمدتاً جمعیت جوانی دارند مردم هنگامی که می بینند کمپانی های خارجی دست به غارت دارایی های آنها می زنند سرخورده می شوند و به دنبال آن خشونت ها و اعتراض ها شروع می شود. اتحاد آفریقا تنها سازمان و اهرم شما برای رویارویی با بحران ها است خود این اتحادیه نیز مدعی است که با هدف دفع مشکلات آفریقایی ها و ایجاد همبستگی میان ملت های آن به وجود آمده است. اما مشخص نیست که این اتحادیه تا کنون چه گرهی از بحران های این قاره گشوده است
نخستین وظیفه ای که برای اتحادیه آفریقا در نظر گرفته ایم حل مشکلات این قاره است. برای این کار باید پیش بینی های لازم را بکنیم. اگر نتوانستیم مشکلات را به درستی تحلیل و پیش بینی بکنیم امیدواریم که دست کم در رفع آن کوشا باشیم. ما بایستی کشورهای آفریقایی را متقاعد بکنیم که مشکلات موجود فقط مشکلاتی ملی و داخلی نیست. هنگامی که در خانواده ای مشکلی وجود دارد باید والدین و سپس نزدیکان درصدد رفع آن برآیند. ما مکانیسمی را برای حل این مسائل در نظر گرفته ایم. ما شورایی متشکل از ۱۵ عضو تأسیس کرده ایم و نام «شورای صلح و امنیت» بر آن نهاده ایم که عملکرد آن تقریباً مشابه عملکرد شورای امنیت سازمان ملل است. این شورای صلح و امنیت است که برای پیشبرد امور و طرح های صلح در آفریقا تصمیم گیری می کند. این شورا برخی از مواد اولیه و مقدمات را برای برقراری صلح در قاره فراهم می کند و به عنوان یک زنگ خطر برای پیش بینی مشکلات و مناقشات عمل می کند.
به طور مثال این شورا به محض بروز یک خطر خبر وقوع آن را اعلام می کند. ما یک گروه میانجی مرکب از پنج فرد کارکشته و کارآمد داریم. قاره آفریقا را به پنج قسمت تقسیم کرده ایم و برای هر یک از آنها یکی از این افراد را مسئول بررسی امور آن قرار داده ایم. همچنین پنج نیروی نظامی آماده دراین مناطق داریم. این مناطق عبارتند از جامعه مغرب و عرب در شمال، جامعه دولت های غرب آفریقا، جامعه دولت های مرکز آفریقا، جامعه کشورهای شرق آفریقا و جامعه کشورهای جنوب آفریقا. با توجه به این تقسیم بندی و نیروهای نظامی مستقر در آن مناطق به هنگام خطر به راحتی می توانیم نیروهای خود را برای مقابله با مشکل اعزام کنیم. البته این نیروها تحت یک فرماندهی بزرگ هستند.
*پس چه موانعی موجب شد که با وجود این طرح ها و تمهیداتی که گفتید، در بحران عمیقی مانند دارفور و سومالی اتحادیه ناکام بماند
** با دو مشکل اساسی مواجه هستیم.
نخست، بحث تأمین مالی این نیروها که متأسفانه چنین مشکلی سبب شده تا کشورهای آفریقایی برای کاستن از بار مالی آنها به نیروهای خارجی روی آورند. به طور مثال اکنون بودجه لازم برای اعزام نیروها به مناطق مشکل زا نداریم. در دارفور ۷ هزار نیرو داریم اما این تعداد کافی نیست. نیروهای ما وظیفه خود را انجام داده اند با این حال ضعف آنها کاملاً مشهود است چرا که بودجه مالی و اسلحه کافی در اختیار ندارند. این مشکلات را شناخته ایم و درباره آنها با سودان به توافق رسیده ایم. مشکل دوم ما آن است که بسیج نیروهایمان به کندی صورت می گیرد. به همین دلیل، باید یک نیروی نظامی واکنش سریع و دائم در منطقه داشته باشیم. بار دیگر تأکید می کنم که پرداختن به این مسأله وظیفه کل آفریقایی هاست و رهبریت آفریقایی برای حل این مسائل بسیار مهم است.
*به نظر می آید هر کدام از بحران های امروز آفریقا به میدان جدید رقابت قدرت ها و بازیگران جهانی تبدیل شده است. درباره اهداف این دور از گسیل نیروهای خارجی به آفریقا بگویید و این که روش های جدید امپریالیسم برای سلطه بر آفریقا چیست؟
** رشد آگاهی مردم نشان می دهد که استعمار در آفریقا شکست خورده است. اما مسأله ای که وجود دارد آن است که بسیاری از کشورهای آفریقا کنترل کاملی بر اقتصاد خود ندارند. در اغلب موارد این ارتش است که برای ایجاد ثبات وارد عرصه می شود و سازمان های بین المللی مانند بانک جهانی یا صندوق بین المللی پول خط مشی ها را برای ما تعیین می کنند.
در هر حال، مشکلات ما همچنان ادامه دارد و تهدیدهای جدید برای ما به وجود می آید.
*با توجه به وضعیت کنونی حاد بحران های آفریقا و توصیفی که از مشکلات سیاسی این حوزه ارائه کردید ایران چه نقشی در پیشبرد این اهداف می تواند داشته باشد؟
** به اعتقاد من ایران شریک بسیار بزرگی برای آفریقاست. طی چند سال اخیر ایران نشان داده که اهمیت فراوانی برای منافع آفریقا قائل است. وجود سفارتخانه های آفریقایی در تهران نمونه ای قابل تأمل برای اثبات این واقعیت است. مسافرت های مسئولان سیاسی ایران به آفریقا و مسئولان آفریقایی به ایران نیز افزایش یافته و این ارتباطات روزبه روز بیشتر می شود. ایران همچنین تعهد بسیاری برای انجام پروژه های متفاوت در آفریقا دارد. همه ما در آفریقا دریافته ایم که ایران ویژگی ها و توانمندی های منحصربه فردی دارد. کشور شما دارای تاریخ و فرهنگی غنی با منابع طبیعی فراوان است. این کشور همواره نشان داده که متکی به خود و خودکفاست. آفریقا به این باور رسیده که ایران یک شانس بزرگ برای جامعه جهانی است که مسئولان آن رویکردی مثبت به دنیا دارند. ایرانی ها می دانند تصویری که از آفریقا در دنیا وجود دارد واقعیت قاره ما نیست.
از طرفی آفریقا هم وضعیت و جایگاه استراتژیک قابل توجهی در دنیا دارد. این قاره در ۳۰ سال آینده بزرگترین بازار دنیا خواهد شد. اگر وضعیت سیاسی، اقتصادی، آموزشی، بهداشت و صلح در آفریقا تقویت شود بازار بسیار مهمی برای دنیا می شود. در آفریقا می توان کارهای بزرگی کرد و آفریقایی ها نیز می توانند دست به کارهای بزرگی بزنند. این قاره ۵۳ کشور در سازمان ملل دارد. به همین واسطه، این سازمان بدون کمک آفریقا قادر به اتخاذ تصمیمات بزرگ نیست. ایران به جایگاه استراتژیک آفریقا واقف است. ایران از لحاظ رویکردهای انسان دوستانه و فکری نمی تواند به آفریقا بی اعتنا باشد و انسجام این قاره را بی اهمیت تلقی کند. ایران می داند که اگر وضع آفریقا بهبود پیدا نکند فاجعه ای برای همه دنیا خواهد بود.
مسأله فقر یکی از مهم ترین مباحث مهم در دنیای امروز است و در حاشیه قرار دادن آفریقا و موضوع فقر در آن یک خطر بزرگ خواهد بود. این قاره در ۳۰ سال آینده صاحب یک میلیارد و نیم جمعیت خواهد شد و کسی نمی تواند به راحتی از کنار آن بگذرد. تصور کنید اگر این جمعیت در فقر زندگی کنند. ایران و آفریقا آگاهی متقابل از منافع اقتصادی یکدیگر و خود دارند. به همین جهت است که ما معتقدیم ایران و آفریقا با توجه به ویژگی های خاص خود و آگاهی متقابل از یکدیگر نیازی به وجود واسطه برای ارتباط با یکدیگر ندارند. البته قاره ما شرکای دیگری نیز دارد اما ایران از آنها متمایز است. ما می خواهیم در کنار ایران به دنیای پر از صلح، اتحاد و عدالت دست پیدا کنیم.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات