«شکاف در دیوار بی اعتمادی»، «روزنه ای در دیوار بی اعتمادی»، «توافق از مسیر عراق»، «پایان ۲۷ سال انجماد دیپلماتیک» و... تیترهایی بود که روز گذشته برخی مطبوعات و رسانه های داخلی برای انعکاس خبر نشست سه جانبه ایران، عراق و آمریکا به کار گرفته بودند. به راستی این تیتر ها چه نسبتی با واقعیت دارند؟ حقیقت این است که هیچ!
این پاسخ «هیچ» البته به معنای ندیدن آنچه در منطقه الخضرای بغداد گذشت نیست. واقعیت این است که نماینده ایران در حضور مسئولان دولت عراق با یک دیپلمات آمریکایی به گفت و گوی مفصل ۴ ساعته ای درباره امنیت عراق پرداخت اما نتیجه ای که مطبوعات و رسانه های مذکور از این واقعیت گرفته و انعکاس دادند یک نتیجه گیری کاملاً نادرست و احیاناً تلاش برای نشاندن مطالبات و آرزوهای خود به جای واقعیت است.
مذاکره در عرف سیاسی عموماً به معنای معامله و بده بستان است. دولت ها در مذاکرات سیاسی چیزی می دهند و چیزی می گیرند. جایی کوتاه می آیند و در جای دیگر امتیاز می گیرند، اما روح حاکم بر گفت و گوی نماینده ایران با آمریکا در عراق، فرسنگ ها فاصله با این معنای عرفی مذاکره داشت. مسئولان عالیرتبه ایران به درستی تأکید داشتند که در نشست بغداد هیچ موضوع دیگری جز امنیت عراق نباید مطرح شود و نماینده ایران در نشست نیز، دیدگاه های ایران برای حل بحران عراق و وظایف آمریکا برای حل این بحران را ارائه داد ولاغیر. برخی بر این گمان بودند- و احتمالاً هنوز هم چنین گمان می کنند- که حضور ایران در نشست بغداد، با پرونده هسته ای ارتباط خواهد یافت و ایران قصد آن دارد تا در عراق به آمریکا کمک کند و در قضیه هسته ای امتیاز بگیرد. همانگونه که عنوان شد، دولت ایران به هیچ عنوان وارد چنین معامله ای نگردید. اما شاید اصل موضوع برای عده ای جای سؤال باشد که چرا ایران نباید در این فضای مناسب معامله کند و امتیاز بگیرد؟
در پاسخ به این سؤال، سؤال دیگری مطرح می شود و آن این که چه امتیازی؟
آیا اعتراف آمریکا به حقوق مسلم ایران در بحث هسته ای یک امتیاز محسوب می شود؟ آیا ایران می بایست با واگذاری برخی امتیازات، شناسایی حقوق مسلم و قانونی خود را از سوی آمریکا امتیاز تلقی کرده و از این معامله خوشحال باشد؟ اگر این معامله پرسود(!) سر بگیرد آیا فردا ایران بابت بسیاری دیگر از حقوق مسلم خود نباید امتیازاتی به آمریکایی ها و سایر قدرت های زورگوی جهانی بدهد؟ اصولاً پایه و اساس ایجاد دیوار بی اعتمادی بین ایران و آمریکا همین نکته است که ملت ایران حاضر به دادن باج و امتیازات بی مبنا به سران سلطه جوی ایالات متحده نبوده و نیست.
با همین منطق، جمهوری اسلامی ایران نشست بغداد را به میدانی برای بده بستان سیاسی (از آن نوع که عده ای گمان می کردند یا می خواستند) تبدیل نکرد. گره زدن حق قانونی هسته ای ایران با مسائل عراق به هیچ وجه منطقی و عقلانی نبود. ایران در این گفت و گو ها از آمریکا یک امتیاز طلب کرد و آن پایان اشغال عراق و تلاش برای تثبیت دولت قانونی و منتخب این کشور بود. این یک امتیاز واقعی هم برای مردم عراق و هم مردم خاورمیانه و ایران است. دیوار بی اعتمادی بین آمریکا و ملت ایران و بلکه همه مردم منطقه زمانی فرو می ریزد که حاکمان کاخ سفید، از موضع تفرعن و استکباری عدول نموده و درصدد برقراری روابط عادلانه و برابر با دیگر کشورها و ملت ها برآیند.