دانشگاه کلمبیا؛ مکانی برای محاکمه دولت بوش
اولین پروژه غربیها برای به چالش کشاندن جمهوری اسلامی، طرح حسابشدهِ آنان برای سوء استفاده از سفر رئیسجمهور کشورمان به امریکا بود. آنان با ترتیبدادن جلسه سخنرانی آقای احمدینژاد در دانشگاه کلمبیا، به زعم خود در پی آن بودند تا این محفل را به جایگاهی برای محاکمه رئیسجمهور و نظام جمهوری اسلامی تبدیل کنند. برخورد به دور از ادب و نزاکت رئیس این دانشگاه با رئیسجمهور نیز اثبات کنندهِ همین مدعا است. رئیس این دانشگاه معتبر که حداقل به احترام ساحت دانشگاه و رسم میهماننوازی، میبایست ابتداییترین مسایل اخلاقی و فرهنگی را رعایت کند، در یک اظهارنظر بیشرمانه و برخورد وقیحانه، رئیسجمهوری کشورمان را مورد اهانت قرار داد، تا از طرفی ضعف فرهنگ و تمدن امریکایی را نشان دهد و از سوی دیگر ضمن محاکمه غیرمستقیم آقای احمدینژاد، چهرهِ نظام را در نزد افکار جهانیان، مخدوش ساخته و بگوید نظام جمهوری اسلامی یک نظام تروریستی و خشونتطلب است.
از دگرسو نیز با آمادهسازی فضاهای روانی بر ضد ایران از قبیل پخش تیشرتهایی که بر روی آنها جمله «جلوی شرارت احمدینژاد را بگیرید» در بین حضار، سعی در از بین بردن روحیه رئیسجمهور و ارعاب وی داشت. هدف این بود که با این نقشهها، احمدینژاد را عصبانی کرده و به عکسالعمل وادارد تا از طریق این مناظره و عصبانیت رئیسجمهور، اولاً نظام جمهوری اسلامی را، حکومتی بیمنطق و خشن معرفی کند و ثانیاً افکار عمومی را آماده پذیرش یک تهاجم گسترده نظامی به خاک جمهوری اسلامی ایران نماید، چرا که با اجراشدن این نقشه، آنان میتوانستند جهانیان را اقناع نمایند که ایران و رئیس دولت آن، بسیار خشونتطلباند و با کشور و دولت خشونتطلب باید جنگید(!) این نقشهِ حساب شده اما، با هوشیاری و متانت رئیسجمهور خنثی شد، و بهجای آنکه به جلسه محاکمه دولت ایران مبدل شود، به صحنهای حماسی برای دفاع از یک نظام مقدس و ملت بزرگ آن و همینطور جلسهای برای محاکمه استکبار جهانی و در راس آن دولت آقای بوش شد.
احمدینژاد با خویشتنداری در برابر ناسزاهای موهن رئیس دانشگاه کلمبیا، با آرامش مثالزدنی، از نظام جمهوری اسلامی دفاع کرد و دولت بوش را به چالش کشانید. موضع منطقی احمدینژاد در دانشگاه کلمبیا اعتراف همراه با غضب شخصیتهای سیاسی و رسانههای غربی مبنی بر موفقیت کامل نظام در این سفر را به همراه داشت. روزنامهِ هاآرتص چاپ رژیم اشغالگر قدس اعتراف کرد که «اسرائیل بازندهِ اصلی این سفر بود» روزنامهِ تایم، از «پیروزی جانانه ایران» خبر داد، و میدل ایست، احمدینژاد را پیروز «غزوهِ نیویورک» دانست. شیمون پرز نیز دعوت از احمدینژاد برای سخنرانی در دانشگاه کلمبیا را یک اشتباه بزرگ دانست و وزیرخارجهِ اسرائیل نیز از سازمان ملل خواست تا از دعوت رئیسجمهور، خجالت بکشد(!)
به این ترتیب، محفلی که قرار بود به جلسهِ محاکمه نظام جمهوری اسلامی و ابزار فشار افکار عمومی علیه تهران تبدیل شود، به جلسهِ محاکمهِ صهیونیسم جهانی و مجری اهداف آن یعنی دولت بوش تبدیل شد، و پروژهِ حساب شدهِ غربیها به شکست انجامید.
«اجلاس خزر»؛ «نمی» از «یمِ» اقتدار ملت
در اردیبهشت سال 1381 که اولین اجلاس سران خزر در عشقآباد برگزار شد، مقرر گردید تا اجلاس بعدی در تهران برگزار شود. اجلاس عشقآباد دستاوردهای چندانی به همراه نداشت، هرچند تا حدودی رژیم حقوقی این دریا و برخی مسایل مرزی مطرح و تا حدودی مشکلات موجود رفع گردید، اما همانطوری که گفته شد، ثمرات آن با اجلاس بعدی قابل مقایسه نبود. میزبانی ایران هرچند مورد تصویب قرار گرفته بود، اما هیچگاه از سوی غربیها جدی گرفته نشد؛ چرا که به زعم آنان، این اجلاس با حضور حداقل اعضا تشکیل میشد و کشورها در پایینترین سطح شرکت میکردند. وانگهی، عدم حضور رئیسجمهوری روسیه برای آنان قطعی بهنظر میرسید. اما با نزدیک شدن برگزاری این اجلاس و اعلام آمادگی تمام کشورهای حاشیه خزر حتی ولادیمیر پوتین، خواب آشفته دنیای غرب هیچگاه تعبیر نشد. آنان در اقدامی عجولانه و بهدور از عرف دیپلماتیک، تمام مساعی خود را برای جلوگیری از حضور سران خزر در تهران بهکار گرفتند. نسبت به همهِ این روِسای جمهور، پوتین، بیش از دیگران در سیبل اهداف تبلیغاتی آنان قرار داشت.
روسیه کشوری بسیار مهم در جهان محسوب میشود و به نوعی رقیب اصلی ایالات متحده در معادلات جهانی بهشمار میآید. از این گذشته، همکاری زیادی نیز با تهران دارد. از اینرو طبیعی بود که لابی صهیونیسم از حضور این رئیسجمهور در تهران نگران باشد. آنان ابتدا از در توصیه و انذار(!) پوتین را از سفر به ایران بازمیداشتند. اما وقتی عزم وی را جزم میدیدند، اینبار با تبلیغات شدید رسانهای بر ضد او و ایران سعی در ارعاب وی داشتند و در مرحله سوم از در تهدید وارد شدند و هشدار دادند به محض ورود به تهران حتماً ترور خواهد شد(!) این در حالیاست که هیچگاه توضیح ندادند چه کسانی پوتین را ترور خواهند کرد! هرچند رئیس جمهور روسیه تحت تدابیر شدید امنیتی از سوی سربازان گمنام امام زمان، با آسودگی کامل در اجلاس تهران شرکت کرد، اما همچنان این پرسش باقی ماند که منظور از ترور پوتین در بلندگوهای تبلیغاتی دنیای غرب و لابی صهیونیسم چه بود و چه ارتباطی بین تروریستها وآنان وجود داشت؟ در هر حال، اجلاس تهران علیرغم کارشکنیهای غیرمنصفانه غربیها با حضور تمام اعضا برگزار شد و ثمرات بسیار مثبتی نیز بههمراه داشت، تا بار دیگر، قدرت ابتکار و دیپلماسی فعال نظام جمهوری اسلامی و صدالبته ملت شریف ایران به اثبات برسد. اجلاس موفق خزر در حقیقت قطرهای از دریای اقتدار ملت ایران بود.
سفر پوتین؛ آغاز شکست پروژهِ توطئه
با پرواز هواپیمای حامل رئیسجمهور روسیه از باند فرودگاه برلین به مقصد مهرآباد، پروژهِ توطئه غرب به شکست انجامید. بهویژه آنکه این پرواز یک پیروزی مهم برای جمهوری اسلامی محسوب میشد. پرواز برلین حامل یک پیام ویژه دیگر نیز بود. این پیام شکست پروژه تلاش 17 ساله برای رودرروساختن کرملین با ایران بود. پس از فروپاشی شوروی سابق و استقلال و بروز کشور قدرتمندی به نام روسیه، تلاش وافر غرب، بر پایه همراه کردن قدرت نوظهور شرق با سیاستهای ضدایرانی خود، استوار شد. غرب درصدد تشکیل ائتلاف «غرب و شرق» بر ضد جمهوری اسلامی بود و در این راه، تمام راههای ممکن برای جلب نظر روسیه را پیمود. در دوران ریاست جمهوری بوریس یلتسین، رئیس جمهور فقید روسیه، این تلاشها به شکست منتج شد. در دوران پوتین نیز همزمان با تشدید فشار غرب به روسیه جهت توقف همکاری هستهای با ایران و هماهنگکردن این کشور با دنیای غرب برای آنچه «مقابله با ایران اتمی و مخالف صلح جهانی» نامیده میشد، هرگونه همکاری روسیه با امریکا را ممکن میساخت با این همه، سفر پوتین به ایران، این تلاش بلندمدت غربیها را نقش برآب ساخت. سران کاخ سفید که از تصمیم وی آگاهی یافته بودند، تلاش مذبوحانهای را در جهت ممانعت از انجام این سفر صورت دادند. بوش؛ دو وزیر مؤثر خود در وزارتخانههای خارجه و دفاع یعنی خانم رایس و آقای گیتس را به کاخ کرملین فرستاد تا آخرین برگ برنده خویش را روکرده و مؤثرترین تلاشها را انجام دهد. اما همه این تلاشها ناکارآمد بود؛ چرا که پرواز برلین، عزم راسخ روسها در اتخاذ مواضع مستقلانه را علنی میساخت.
خشم غرب، لبخند ایران
سفر پوتین به تهران، یک پیروزی بزرگ برای جمهوری اسلامی بهشمار میآید. این پیروزی بزرگ نهفقط بهخاطر حضور یک رئیس جمهور ایران، بلکه بهعلت اتخاذ دیپلماسی فعال جمهوری اسلامی در برابر هجمه فراوان تبلیغاتی و رسانهای لابی صهیونیسم است. از این گذشته؛ نتیجههای حاصل از این اجلاس موفقیتآمیز بر خشم غرب افزوده است. بزرگترین دستاورد این اجلاس غیر از حضور همه اعضا در تهران، تشکیل جبهه متحدی است که از این پس باید آن را «ائتلاف کشورهای حاشیه خزر» نامید. ابتکار ایران موجب شد تا دریای خزر، این کانون بزرگ انرژی در دنیا، از یک استقلال محسوسی برخوردار شود و چشم طمع، طمعکاران غربی از آن دور گردد. در واقع اجلاس خزر که اتفاقاً با امضای یک بیانیه مشترک به اتمام رسید، موجب دفع تفرقهافکنیهای غربیها شد و نوعی ائتلاف ضدغربی بهوجودآورد. جمهوری اسلامی با ابتکار عمل خود، ترتیبات نوین منطقهای را رقم زد و نقش حساسی در جهت تقویت این ائتلاف ایفا کرد و این مهم، خود دستاوردی بزرگ است. کشورهای استقلالیافته در آسیای میانه و حتی روسیه خاطره خوشی از دخالتهای ایالات متحده ندارند. بلوک غرب به رهبری امریکا در راهاندازی انقلابهای مخملی از «تفلیس تا بیشکک» با استفاده از جنبشهای اپوزیسیونی ید طولایی دارد. در برابر روسیه نیز طرح پیشروی ناتو و ایالات متحده به سمت مرزهای روسیه بهویژه طرح سپر موشکی، خاطره بدی را در ذهن رهبران کرملین بهوجود آورده است.
اجلاس تهران موجب شد تا نوعی ائتلاف بر ضد غرب شکل پذیرد و این خود یک پیروزی بزرگ بهشمار میآید که خشم آنها را به دنبال داشته است. از این رو، بیدلیل نبود که برگزاری این اجلاس بهویژه حضور پوتین، موجبات عصبانیت شدید همراه با اعتراف به شکست رسانههای غربی را به دنبال داشته باشد. فاکس نیوز با عصبانیت اعلام کرد: «برخلاف تصورات، اکنون پوتین در کنار احمدینژاد بیانیههای ضدآمریکایی منتشر میکند». «انیس رامان» خبرنگار سیانان نیز سفر پوتین به ایران را موجب کمترشدن شانس تحریم علیه تهران دانست. خبرگزاری فرانسه هم اذعان کرد: ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه، تهران را در حالی ترک کرد که سفرش به ایران موجب تحکیم روابط با جمهوری اسلامی ایران و فاصلهگرفتن وی از مواضع غرب درباره برنامه هستهای تهران شد. خشم غرب از موفقیتهای چشمگیر جمهوری اسلامی در اجلاس اخیر مشخص است و لبخند تهران نیز مؤید همین مدعا است؛ چرا که دومین پروژه توطئه غربیها بر ضد جمهوری اسلامی در طی کمتر از یکماه اخیر با ا بتکار عمل رهبران نظام با شکست مواجه شده است.
ناکامی پروژه توطئه؛ از دانشگاه کلمبیا تا دریای خزر
اکنون میتوان ناکامی لابی صهیونیسم و حامیان غربی آن در اجرای پروژه توطئه را بهخوبی مشاهده نمود. این ناکامی، بسیار بزرگ و گسترده است؛ چرا که گستره آن، از دانشگاه کلمبیا تا دریای خزر را شامل میشود. پروژه اخیر با ناکامی آنان در دانشگاه کلمبیا آغاز شد و در دریای خزر به انتها رسید. هر چند توطئه غربیها در امواج خروشان دریای خزر غرق شد، اما بیگمان از این پس هم هر توطئه آنان در امواج متلاطم اقتدار، ابتکار، و حماسه ملت رشید ایران در هم خواهد شکست.