به گفته منابع آگاه، روابط سوریه و آمریکا در وضعیتی بحرانى است؛ به گونهای که پیمان دوحه نتوانسته است بین دیدگاه این دو کشور در مورد لبنان توافقى بوجود آورد و در حقیقت این میثاق براى این طرف یک نوع وقت استراحت بود.
هنگامى که در ماه گذشته اوضاع در بیروت و جبل لبنان به حالت انفجار رسید، عربستان و همپیمانان آن سراسیمه شدند و بلافاصله تهران وارد کار شد و به عربستان اطمینان داد که این اقدام به زمان و مکان محدود خواهد شد، تهران با سوریه نیز رایزنى کرده و تضمینهایى براى اوضاع آینده بوجود آوردند که همان میزگرد دوحه بود و به ناگاه همه به توافق رسیده و رییسجمهور توافقى انتخاب شد.
موضع سوریه
بعد از 21 مى که پیمان دوحه محقق شد، سوریه همچنان با دید مثبتى به اوضاع نگاه میکرد، ولى عکسالعمل آن نسبت به حوادث و رویدادهاى بعدى نشان مىدهد که سوریه امید و توقعى نداشته است که تغییر و تحولات مثبتى در رابطه با دمشق رخ دهد. با این حال قطع رابطه اروپائىها با سوریه پایان نیافت و تنها موردى که این قطع رابطه را پشت سر گذاشت، فرانسه بود که از رییسجمهور سوریه دعوت کرد در مراسمى در پاریس، شرکت کند. همین دعوتنامه هم با اعتراض شدید آمریکائىها روبرو شد. از طرف دیگر، آمریکائىها از رضایت سوریه به انجام مذاکره با اسرائیل ناراضى هستند و مىخواهند این لبخند رضایت سوریه را خشک کنند. به همین دلیل بعنوان اولین اخطار محمد برادعى را بر آن داشتند که اولین هیات بازرسى هستهاى خود را به سوریه ارسال کند که البته اسرائیل نیز در این ماجرا سهیم است. همین فشارهاى آمریکا باعث شد که از نزدیک شدن عربستان وسوریه به هم جلوگیرى شود، تا آنجا که مانع رفتن حسنى مبارک به کنفرانس کوچک اتحادیه کشورهاى عربى در لیبى شدند که در بطن خود حمایت از سوریه را داشت. از نظر داخلى با مقدمهچینى ایالات متحده و به دنبال اقدامات پشت پرده آن، دسیسهچینى و توطئهاى براى کودتا علیه پیمان دوحه در جریان است که این کودتا در تنشها و بحرانهاى امنیتى داخل لبنان در بیروت و بقاع و شمال نیز ترجمه شده است. اقدام اول این توطئه با بازگشت سنیوره به حکومت و تعیین وى بعنوان نخستوزیر تجلى یافت. اکنون سخن از این است که الیاس المر دوباره به وزارت دفاع بازگردد، که این امر به دنبال دیدار ادلمان از لبنان به بهانه تبریک به رییسجمهور توافقى مطرح شد.
به محض اینکه رییسجمهور بیانیه سوگند خود را خواند، تفسیرات انحرافى و تحریککننده آنها از این بیانیه شروع شد. سوریه که به میزگرد دوحه کمک کرده و باعث انتخاب رییسجمهور توافقى لبنان بر پایههاى متوازنى شده بود به نحوى که وامدار هیچ گروهى نباشد، اکنون خود را در وضعیتی مبهم و جدید مىبیند.
بخصوص در سایه تنشهایى که در مناطق نزدیک به سوریه در مناطق سنى نشین دره بقاع شاهد آن هستیم و بدون شک براى سوریه حساسیت زیادى دارد. با توجه به اینکه قرار نیست حکومت و کابینه به این زودىها تشکیل شود، با دیدار رایس از بیروت روبرو مىشویم که آتش بحران را دو چندان مىکند تا آنجا که به نظر مىرسد بحرانى که قبل از انتخاب رییسجمهور وجود داشت دوباره به همان شکل بازگشته است. هواداران واشنگتن در لبنان تصمیم ندارند اوضاع در کشور آرام شود تا بتوانند از این وضعیت براى انتخابات پارلمانى سال 2009 استفاده کنند که این امر بدان معنى است که آنها نخواهند گذاشت اوضاع در لبنان تا یک سال دیگر آرام شود.
آیا باید کار را تمام شده فرض کنیم و به این وضعیت تسلیم شویم؟ در اینجا باید گفت که نقش رییسجمهور لبنان در ابتداى کار خود بسیار تعیینکننده است. وى مىتواند تصمیمات قاطعانهاى را اتخاذ کند که دوباره توازن سیاسى و اجتماعى را به کشور بازگرداند. آیا وى به این امر رضایت خواهد داد که همانند دوران الیاس سرکیس به اداره بحران اکتفا کرده و یا اینکه تلاش خواهد کرد ریشه بحران را درمان کند؟
هدف واقعی رایس
گفته میشود؛ کاندولیزا رایس در سفر کوتاه روز دوشنبه خود به بیروت بر روی موضوع دادن پست وزارت دفاع به گروه 14 مارس تاکید داشت تا ضمانتی برای تشکیلات امنیتی در آینده باشد.
رایس در بیروت بر خواست کشورش در مورد انتخاب میشل سلیمان رئیسجمهور لبنان و حمایت و بقای فواد سنیوره نخستوزیر تاکید کرد.»
رایس به بیروت آمد تا درباره موضوع مزارع شبعا گفتوگو کند؛ زیرا بنا به اطلاعات وی مسئله مزارع شبعا آن چنان که برخی تصور میکنند به زودی و طی یک هفته یا یک ماه حل نمیشود؛ بلکه در چارچوب برنامه بزرگتری قرار دارد و اکنون، تمام تلاش آمریکا برای تعیین مسئولان امنیتی است و به همین دلیل است که همه کشمکشها در مورد وزارت دفاع است و تصور میکنم که درباره نام الیاس المر برای این منظور اختلافی نباشد.» مشکل در موضوع پست وزارت دفاع در مورد نام فرد نیست؛ بلکه مشکل در مورد خود وزارت دفاع است؛ زیرا وزیر دفاع، فرمانده ارتش را تعیین میکند و بر انتخاب همه مسئولان امنیتی نیز تاثیر دارد و به همین دلیل مشکل کابینه متمرکز بر موضوع وزیر دفاع است. رایس به بیروت آمد تا شتاب جدیدی به گروه 14 مارس بدهد تا همه امتیازهایی که در اختیار دارند را واگذار نکنند و از این موضوع میتوان نتیجه گرفت که بحران طولانی خواهد شد.»
طرحهای آمریکا برای منطقه تا بر سر کار آمدن رئیسجمهور جدید در آمریکا تغییر نخواهد کرد.
رایس در جریان دیدار خود با مسئولان گروه 14 مارس در منزل سعد حریری، خود سخن از مزارع شبعا را آغاز کرد و گفت که آمریکا از بانکیمون دبیرکل سازمان ملل خواسته است تا در نقشهبرداری و ترسیم مرز بین لبنان و سوریه و اسرائیل شتاب کند.
رایس به تلاش آمریکا برای خروج اسرائیل از مزارع شبعا اشاره کرد و گفت که این مزارع تحت اداره سازمان ملل باقی خواهد ماند تا تکلیف آن روشن شود؛ زیرا قطعنامه 425 شورای امنیت، مزارع شبعا را به عنوان سرزمینی اشغالی نمیشناسد.
مرحله آزمایش تفاهمها
حمدبن جاسم نخستوزیر قطر چند روز پس از انتخاب فواد سنیوره به عنوان نخستوزیر جدید گفت که تشکیل دولت زمان میبرد و انتظار نمیرود که دولت جدید به سرعت تشکیل شود. منظور مسئول قطری این نبود که راه اجرای پیمان دوحه با موانعی مواجه میشود که تمامی بندهای آن را با تهدید روبهرو میکند. وی شاید این موضوع را درک کرده بود که لبنانیها نیاز به زمان بیشتری دارند تا دریابند چه تغییراتی در سطح محلی و منطقهای رخ داده است.
چتر خارجی پیمان دوحه هنوز پابرجا بوده و قواعد آن نیز تغییر نکرده است. پیمان دوحه توانست شرایط سیاسی جدیدی در منطقه ایجاد کند، به طوری که سوریه در انتخاب رئیسجمهور در لبنان همکاری کرده و فرانسه قدمهای بزرگی را به سمت سوریه برداشته است. فرانسویها بر این باورند که بهبود روابط با سوریه موجب بهبود روابط لبنان و سوریه مطابق اصول حاکمیت و استقلال برای هر دو کشور میشود. یک منبع دیپلماتیک فرانسوی در بیروت تاکید کرد که هیئت اعزامی از طرف سارکوزی به دمشق، بیشتر چهرهای لبنانی داشت به طوری که یک گروه از سفارت فرانسه در بیروت نیز با هیئت مزبور به دمشق رفت.
نکته جدید این است که سارکوزی معتقد است تاریخ مصرف سیاست شیراک در قبال سوریه به اتمام رسیده و نیاز به بازنگری در آن وجود دارد، هر چند که اکثریت فرانسویها با این تغییر سیاست موافق نبوده و آماده برگزاری تظاهرات اعتراضآمیز علیه مشارکت بشار اسد در عید ملی فرانسه هستند.
به موازات نزدیکی سوریه و فرانسه، تفاهمهایی نیز میان تهران و واشنگتن صورت گرفته است. شبه تفاهم ایران و آمریکا در عراق هنوز ادامه داشته و برای پیشرفت آن تلاش میشود. تهران پس از اینکه دریافت امکان تاسیس جنبشی شبیه حزبالله در عراق وجود ندارد، قبول کرد که ارتش المهدی را قربانی کند. بسته پیشنهادی 1+5 نیز با مخالفت ایران روبهرو نشد بلکه ایران در این زمینه پیشنهاداتی را مطرح کرد. ایران در قبال درخواست جامعه بینالمللی برای نظارت بر فعالیتهای هستهای ایران این پیشنهاد را مطرح کرد که تمامی نیروگاههای جهان زیر نظارت قرار گیرند.
منابع آگاه ایرانی تاکید دارند که مرحله آینده، مرحله تفاهم میان غرب و ایران است، به خصوص اینکه آمریکا نقش ایران در منطقه را به رسمیت شناخته است. انتظار میرود که لبنان یکی از عرصههای آزمایش این تفاهمات باشد؛ حال خواه در پرونده تبدل اصیرا یا حل و فصل موضوع مزارع شبعا به گونهای که ایران و سوریه در این زمینه همکاری کنند. منبع ایرانی مذکور گفت: موضوع تشکیل دولت در لبنان بستگی به بازیهای داخلی دارد که ظرف چند روز با پایانی خوش مواجه میشود. یک هیئت رسمی ایرانی چند شب پیش با سیدحسن نصرالله دیدار کرده و جزئیات پروندهها و راهحل آنها را مورد بررسی قرار دادند. میتوان با خوشبینی نسبت به حل مشکلات امیدوار بود و صدالبته نباید در ابراز خوشبینی زیادهروی کرد بلکه باید با احتیاط عمل کرد.