کرمی راد با اشاره به شرایط منطقه ای و جهانی آغاز جنگ تحمیلی گفت: در آن زمان با وقوع انقلاب اسلامی، نظامی براساس تفکر دینی و انقلابی نشأت گرفته از اسلام ناب محمدی (ص) به رهبری حضرت امام خمینی (ره) در ایران روی کارآمده بود. وی ادامه داد:این انقلاب و تأثیرات منطقهای ناشی از آن، برای مسلمانان جهان و خصوصاً کشورهای همسایه از جمله عراق حامل پیام سیاسی خاص خود بود.
رئیس مرکز تحقیقات جنگ سپاه افزود: در این مقطع زمانی حوادث و رویدادهای داخلی ایران از جمله فرار سران ارتش نظام شاهنشاهی و طرح انحلال ارتش از سوی برخی گروهها، ایجاد ناآرامیهای قومی و امنیتی در مناطق مختلف با حمایت بیگانگان مانند غائلههای خلق کرد، خلق عرب، حوادث گنبد و سیستان و بلوچستان، درگیریهای سیاسی احزاب وگروههای داخلی، اقدامات تروریستی منافقین، کودتای نوژه، عدم اتحاد و ائتلاف نظام جمهوری اسلامی با قدرتهای خارجی، عدم تجربه کارگزاران نظام، سردادن شعار صدور انقلاب اسلامی به سایر ملل و لغو یک جانبه قراردادهای نظامی از عمدهترین مسائلی بود که شرایط بروز یک اتفاق برای انقلاب را فراهم کرد.
کرمی راد تصریح کرد: در آن سوی، حزب بعث عراق نیز که با کودتا بر سرکارآمده بود به دنبال قدرتطلبی در منطقه و ایجاد زمینههایی برای هژمونی خود در سطح منطقه بود؛ ضعفهای سیاسی نظامی و بویژه، موقعیت ژئوپلیتیکی عراق در گذشته، فقدان رهبری امت عرب بعد از مرگ جمال عبدالناصر و مهمتر از همه از بین رفتن نقش ژاندارمی خلیج فارس که برعهده رژیم پهلوی بود، زمینههای مناسبی را برای اجرایی کردن خصومتهای دیرینه رژیم بعث عراق را فراهم کرد.
این کارشناس مسائل استراتژیک با اشاره به سطح منطقه افزود: تبلیغات مسموم استکبار جهانی در مورد پیامدهای انقلاب اسلامی ایران و صدور آن به دیگر کشورها، نگرانیهایی را برای حکام سرسپرده کشورهای منطقه ایجاد کرده بود؛ در واقع آنها به دلیل ترس از بروز انقلاب در کشور خود و از دست دادن منافع شخصی، ضمن حمایت از صدام و حزب بعث عراق، خواستار تضعیف انقلاب اسلامی و محاصره منطقهای آن به هر شکل ممکن بودند.
کرمی راد گفت: در سطح قدرتهای بزرگ فرامنطقهای هم میتوان اذعان کرد که 3 دسته از کشورها با 3 نوع رویکرد در قبال جنگ عراق علیه ایران اسلامی وجود داشتند؛ در این رابطه کشورهایی مانند فرانسه و انگلیس که از وقوع انقلاب اسلامی در ایران به شدت متضرر شده بودند و حتی منافع آنها به خطر افتاده بود، علنی یا ضمنی به نفع عراق موضعگیری کرده و حتی در طول جنگ از انجام انواع کمکهای نظامی، سیاسی، اقتصادی به عراق دریغ نمیکردند.
این استاد دانشگاه ادامه داد: کشورهای دیگری مانند چین، آلمان و ژاپن ضمن اعلام بیطرفی و حفظ روابط با 2 کشور درگیر جنگ، به دنبال کسب موقعیت به سود خود بودند. ـ البته این گروه از کشورها نیز تمایل بیشتری به سمت عراق از خود نشان میدادند ـ اما دسته سوم کشورهایی بودند که به دنبال معادلات نظام دو قطبی، در شروع جنگ و تحریک عراق برای تهاجم نظامی به ایران تاثیرگذاری و نقش بیشتری داشتند.
وی در ادامه تاکید کرد: در این باره میتوان از آمریکا به دلیل از دست دادن جایگاه مهم و استراتژیک خود در ایران و شکست توطئههای براندازی و از اتحاد جماهیر شوروی سابق به دلیل حمایت ایران از دفاع مبارزان افغانی در مقابل اشغالگریهای ارتش شوروی سابق و همسو نشدن ایران با اهداف دولت کمونیستی این کشور و نگرانیاز رشد اسلام گرایی در جمهوریهای مسلمان نشین شوروی سابق، نام برد.
این فرمانده دوران دفاع مقدس با اشاره به اینکه انقلاب اسلامی ایران بهعنوان یک پدیده نوظهور و مهار نشدنی و خطری برای قدرتهای بزرگ جهانی به حساب میآمد،تصریح کرد: منافع هر دو قدرت شرق و غرب ایجاب میکرد به نوعی برای مهار این انقلاب به دلیل داشتن ویژگیهای منحصر به فردی مانندکارآمدی دین و مذهب در مقابله با امپریالیسم و نظامهای سرمایهداری و سوسیالیستی و به قدرت رسیدن حکومت دینی، سعی و تلاش وافری داشته باشند.
کرمیراد در ادامه ضمن تشریح اهداف کشورهای غربی در جهت حمایت از صدام تاکید کرد:سیاست خارجی آمریکا و غرب در منطقه با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران با بزرگترین شکست تاریخی مواجه شد یعنی با سرنگونی رژیم وابسته پهلوی، پیمان سنتولغو و حلقهمرکزی کمربند امنیتی غرب به دور کشورهای کمونیستی گسسته شد و استراتژی منطقهای آمریکا یعنی دکترین نیکسون، بازوی قدرتمند نظامی خود را در منطقه خلیج فارس از دست داد و در نتیجه ناکامی آنها در برقراری و حفظ ثبات، امنیت و توازن بین شرق و غرب در خاورمیانه محرز شد.
وی همچنین در این رابطه به عوامل دیگری از جمله اشغال لانه جاسوسی آمریکا توسط دانشجویان پیرو خط امام، برکناری دولت متمایل به غرب مهندس بازرگان و از بین رفتن امیدهای آمریکا در نزدیکی به دولتمردان ایران، اشغال افغانستان توسط نیروهای نظامی شوروی سابق و نزدیکتر شدن آنها به آبهای آزاد خلیج فارس، احساس خطر کشورهای منطقه از طوفان و امواج بیداری اسلامی در کشورهایشان و هراس غربیها در به خطر افتادن منافعشان در این کشورها، نیز اشاره کرد.
این تحلیلگر سیاسی ادامه داد: در حقیقت از نظر تحلیلگران و کارشناسان سیاسی ـ نظامی غربی مهمترین عاملی که منجر به بیثباتی و تبدیل شدن منطقه به کانون بحران برای غرب میشد، بیداری اسلامی نشأت گرفته از جمهوری اسلامی ایران بود و به همین دلیل برای محاصره و به بنبست کشاندن امواج این بیداری میبایست اقدامی سریع و موثر صورت میگرفت.
وی تاکید کرد : به همین دلیل است که رئیس کمیته نیروهای مسلح مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا معتقد است، استراتژی آمریکا باید متوقف کردن ایران در گسترش بنیادگرایی اسلامی خود به جهان عرب به ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس باشد و حتی اگر در این راه استفاده از نیروهای نظامی هم لازم باشد باید این امر مورد توجه قرارگیرد.
کرمی راد در تاکید این موضوع افزود: برژینسکی، مشاور امنیتی ملی رئیس جمهور وقت، جیمی کارتر، نیز بر ترسیم فاز نظامی برای رویارویی با انقلاب اسلامی اشاره کرده و معتقد است که استراتژی آمریکا در مقابل انقلاب اسلامی باید تقویت دولتهایی باشد که توان انجام عملیات نظامی علیه انقلاب اسلامی ایران را دارا هستند.
این فرمانده دوران دفاع مقدس تصریح کرد: در مجموع بازنده اصلی جنگ 8 ساله آمریکا و کشورهای غربی و شیوخ سرسپرده منطقهای آنها بودند و ایران در این جنگ نه تنها چیزی را از دست نداد بلکه با دفاع مشروع خود، انقلاب اسلامی را تثبیت و به جهان معرفی کرد. انقلابی که امروز شعاع آن در سراسر جهان و در میان هستههای مقاومت و نیروهای آزادیخواه جهان مشاهده میشود.
رئیس مرکز تحقیقات جنگ سپاه در پاسخ به این سئوال که چه دلایلی برای ادامه جنگ پس از فتح خرمشهر وجود داشت گفت: این سئوال، یکی از مهمترین سئوالات مربوط به ادامه جنگ است و دلایل متعددی برای پاسخ آن وجود دارد؛ از جمله اینکه کیلومترها خاک میهن عزیزمان هنوز در اشغال نیروهای بعث عراق بود و صدام نیز فقط تقاضای آتش بس میکرد ـ در زمان آتشبس هر لحظه بیم نقض آتش بس و شروع مجدد نبردها وجود دارد ـ علاوه براین شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز تا آن زمان قطعنامه موثری مبنی بر معرفی متجاوز و محکوم کردن آن، الزام متجاوز به پرداخت خسارت، بازگشت نیروهای نظامی طرفین به پشت مرزهای بینالمللی، آزادی اسرای جنگی و غیره صادر نکرده بود.
وی با اشاره به عامل دیگری در این باره گفت: رژیم بعث همواره برخلاف شعارهای صلح طلبانه و دروغین خود هیچگاه حاضر به قبول درخواستهای به حق جمهوری اسلامی ایران نبود که همین عامل باعث شکست گروههای میانجی میشد.
این کارشناس مسائل استراتژیک تصریح کرد: رژیم دیکتاتور عراق در آن زمان از آتش بس و مذاکره سخن میگفت، در حالیکه به آن اعتقادی نداشت و این تاکتیکی بود برای فرار از زیر فشار عملیات رزمندگان اسلام، اما حضرت امام خمینی (ره) همواره بر 4 موضوع اعلام متجاوز و تنبیه آن، بازگشت به مرزهای بینالمللی، بازگشت آوارگان و اسیران جنگی به شهرها و موطن خود و تعیین پرداخت خسارات ناشی از جنگ، قاطعانه ایستادگی و تاکید میکردند.
کرمی راد افزود: بنابراین اگر به درخواست صدام تن میدادیم، امکان بوجود آمدن صلح و آتشبس واقعی میسر نبود؛ در نتیجه بسیاری از مناطق کشورمان همچنان در اشغال ارتش عراق باقی میماند و دیکتاتور بغداد در فرصت مناسب دیگری با حمایت کشورهای غربی و دول وابسته منطقه مجدداً به کشورمان تجاوز میکرد.
این کارشناس مسائل استراتژیک یادآورشد: در تیر1367 که ایران قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل متحد را پذیرفت همزمان ارتش عراق هجوم گسترده دیگری را آغاز کرد و این بهمنزله آن است که مقاومت ملت و رزمندگان عزیزمان پس از فتح خرمشهر، دفاعی مشروع و کاملاً منطبق بردرک خوی تجاوزگری دشمن بوده است و اگر ما به آتش بس درخواست شده از سوی دشمن تن میدادیم متحمل خسارتها و زیانهای فراوان و جبرانناپذیری میشدیم که شاید آیندگان ما را نمیبخشیدند.
رئیس مرکز تحقیقات جنگ سپاه همچنین درباره اینکه چرا خاویر پرز دکوئیار، دبیر کل وقت سازمان ملل متحد در طول 8 سال دفاع مقدس، متجاوز را تعیین و معرفی نکرد و این امر را در آخرین روزهای مسئولیت خود در سازمان ملل انجام داد گفت: قدرتهای بزرگ در موضوع جنگ ایران و عراق با اعمال قدرت و نفوذ خود، سازمان ملل را تحتفشار قرار داده، یکطرفه مسائل را دنبال میکردند و در این رابطه هیچگاه حاضر به تمکین خواستههای برحق جمهوری اسلامی ایران نبودند.
این کارشناس مسائل استراتژیک درپایان تاکید کرد: آنها امیدوار بودند تا با وعده وعیدهایی که سران گروهکها برای جلب رضایت قدرتهای بزرگ و اربابانشان مبنی بر سرنگون کردن نظام جمهوری اسلامی ایران میدادند، این نظام سرنگون و عوامل سرسپرده خود را حاکم کنند اما پس از جنگ، عراق در حمله به کویت این کشور را اشغال کرد و حمایتهای سیاسی، اقتصادی، نظامی و رسانهای غرب و شرق علیه صدام شروع شد که در این زمان دبیرکل وقت سازمان ملل با بهرهجستن از فضای موجود، عراق را متجاوز اعلام کرد.