در این مقاله آمده است از سال دو هزار و شش گروه مسلح موسوم به جندالله در این منطقه از ایران به اقدامات تروریستی و سوء قصد مبادرت ورزیده است خشونتهای ناشی از این سوء قصدها نشانگر زندگی بد در این منطقه دور افتاده و توسعه نیافته ایران است که اکثریت جمعیت ان از اقلیت سنی تشکیل شده است در جمهوری اسلامی شیعه ایران سنی ها از برخی حقوق مدنی محرومند نگرانیها بیشتر بر سر ارتباطهای احتمالی این وقایع با نیروهای طالبان و حمایت عربستان سعودی و حتی امریکا است همچنین ترس از احتمال سرایت شورش بلوچهای جدایی خواه پاکستانی به ایران بالا گرفته است نگرانیها همچنین به علت حفظ خاطرات شورشهای گسترده در دوره بین دو جنگ جهانی و نیز دهه 1970 بسیار زیاد شده استامروزه بلوچستان به علت قرار داشتن در نزدیکی افغانستان و تنگه هرمز اهمیتی استراتژیک دارد با این حال حقایق اجتماعی به مسئله نارضایتی اقلیتی مذهبی و قومی از اکثریت حاکم شیعه خلاصه نمی شود منطقه بلوچستان همواره با خطر راهزنی و تبهکاری مواجه بوده است.
قاچاق در منطقه بیش از انکه به مسائل سیاسی مربوط باشد ذر امدزا است به همین علت اشرار زیادی مواد مخدر و حتی انسان قاچاق میکنند سنی های سیستان و بلوچستان به ایین صوفی شبه جزیره هند علاقه زیادی دارند در بسیاری از قبایل بلوچ اتحادها با ازدواجهای قومی و همکاریهای تجاری پیوند داده می شود که این موجب کاهش اختلافهای مذهبی میشود. این پایگاه اینترنتی افزود بلوچستان از لحاظ جمعیتی به دو دسته قومی و مذهبی میان مرکز و حومه تقسیم نمی شود زیرا بلوچها که اغلب سنی هستند مجموعه ای یک دست را تشکیل نمیدهند نیمی از بلوچها شهرنشیناند و نیمی دیگر زندگی روستایی دارند با مقایسه مجموعه جوامع سیاسی میتوان پی برد بخشی از قوم بلوچ مطیع جمهوری اسلامی است زیرا حکومت برایشان فرصتهای درسی اداری و سیاسی فراهم کرده و حتی استثناهای فرهنگی نیز قائل شده است از سوی دیگر بلوچها فقط سه چهارم از جمعیت استان را تشکیل میدهند.
زابلیهای شیعه فارسی زبان که اموزشهای بهتری میبینند در سطوح اداری منطقه حضوری گسترده تر دارند در استان سیستان و بلوچستان همچنین تعداد قابل توجهی بیرجندی و کرمانی و یزدی زندگی میکنند و پس از زلزله بم تعداد قابل توجهی از اهالی بم به انجا مهاجرت کرده اندمثل بسیاری از استانهای دیگر اذری زبانها نیز در این استان حضور دارند این استان به علت مجاورت با افغانستان پذیرای تعداد قابل توجهی مهاجر افغان است که در کنار اقوام بلوچ جنوب اسیا و منطقه خلیج فارس هم زیستی مسالمت امیزی در پیش گرفته اند در چنین وضعی بلوچها نارضایتی دو گا نه ای دارند نخست انان به عنوان ساکنان استانی حاشیه ای و در اقلیت در برابر قدرت مرکزی ناراضیاند و مسئله نارضایتی دیگر زندگی دشوارشان به عنوان ساکنان بومی محروم در کنار اقوام دیگر محسوب می شود این در حالی است که بلوچها خارج از چارچوب جمهوری اسلامی زندگی نمیکنند زیرا میزان مشارکت انان در انتخابات اخیر فراتر از میانگین ملی بود مردان بلوچ از تبعیضهایی که به علت پوشش سنتیشان بر انان اعمال میشود ابراز نارضایتی می کنند درحالی که زنان بلوچ با لباس ملی که در تهران مرسوم است هیچ مخالفتی ندارند و از ان استقبال کردهاند.
قوانین حاکم بر ایران برای زنان بلوچ بهتر از مقررات قبایل بلوچی است که بر پایه قدرت خانواده ها حکمفرما است میزان تحصیلات بلوچها بسیار بالا است و به تازگی گروهی از نخبگان این منطقه وارد عرصه اجتماعی شدهاند هرچند امروزه بندر چابهار توان رقابت با بندر دبی یا حتی بندر عباس را ندارد با این حال رونق بازار مسکن در این بندر به علت مشوقهای مالیاتی و انواع تجارتهای قانونی و غیرقانونی مرزی و صید و پرورش میگو مشهود است ثروت واقعی این استان قرارداشتن در چهارراه اسیای میانه و خلیج فارس وهمچنین خاورمیانه و شبه قاره هند است به عبارتی دیگر این استان در مسیر تاجران قاچاقچیان زائران دانشجویان خانواده ها مهاجران و حتی جنگجویان قرار دارد عمده مشکلات این استان عبارتند از خشکسالی فقدان سرمایه گذاری صنعتی احساس نا امنی جیره بندی سوخت که موجب لطمه به اقتصاد محلی و افزایش انواع تخلفات می شود و بحران مالی در دبی که ممکن است موجب کاهش شدید درامدهای مهاجران این استان در امارات شود با این همه بلوچستان بیش از انکه طرفدار تجزیه باشد به ایرانی بودن خود می بالد سرکرده جندالله خودش شخصا به طایفهای بزرگ تعلق دارد که برخی از اعضای ان منتخبان یا کارمندان دولت جمهوری اسلامی اند و گفته میشود خود این شخص نیز در سازمانهای اطلاعاتی جمهوری اسلامی خدمت کرده است همه اینها نشانگر ابهام در روابط منطقه سیستان و بلوچستان با تهران است مسئله بلوچها بیش از انکه قومی یا مذهبی باشد مسئله ای سیاسی است.