به گزارش فارس، هفتهنامه "امریکن فری پرس " در مقالهای به قلم "جف گیتس " با عنوان " چگونه لابی اسرائیلی دموکراسی را نابود میکند "، نفوذ این لابی و چگونگی کمکهای مالی یهودیان به نامزدهای ریاست جمهوری و سنای آمریکا را مورد بررسی قرار داده است.
گیتس با یادآوری اینکه در اوایل دهه 1960، "ویلیام اف. فولبرایت "، سناتور فقید ایالت آرکانزاس نبردی علیه شورای صهیونیستی آمریکا آغاز کرد تا آنها را مجبور سازد به عنوان عامل یک دولت خارجی ثبت شوند، مینویسد: شورا عنوان خود را به کمیته امور عمومی آمریکا-اسرائیل (آیپک) تغییر داد تا بدین وسیله از این مسئله رهایی یابد. از آن زمان آیپک تبدیل به چیزی شد که فولبرایت از آن واهمه زیادی داشت: یک عامل خارجی که بر سیاست خارجی آمریکا مسلط شد؛ در حالیکه به عنوان یک لابی داخلی شناخته میشود.
امریکن فری پرس در ادامه به اعتراض رژیم صهیونیستی و نیروهای طرفدارش که میگفتند "ما با این تعداد کم چگونه میتوانیم بر چنان تعداد زیادی اینگونه تأثیرگذار باشیم "، اینگونه پاسخ میدهد: پاسخ این سئوال در ریاضیات نهفته است. همچنین در سیاستِ حمایت بر اساس مسائل تک بعدی (گروهها و مسائل تک بعدی به گروهها و مسائلی گفته میشود که تنها به یک جنبه از امور اهمیت میدهند. به عنوان مثال: گروه های طرفدار محیط زیست. این گروهها در مبارزات انتخاباتی تنها به بخشی که مربوط به گروه خودشان است اهمیت میدهند و تنها با توجه به آن رأی میدهند.) که به وسیله تعداد زیادی عوامل نفوذی که به سرکردگی آیپک، لابی اسرائیل را تشکیل میدهند، وارد عرصه سیاستگذاری آمریکا شده است.
مقاله فوق افزود: توجه و علاقه "جان مککین "، سناتور جمهوریخواه ایالت "آریزونا " به هر آن چیزی که به اسرائیل مربوط میشد باعث شد که وی موفق شود عنوان نامزدی جمهوریخواهان برای جانشینی "جرج بوش "، یک مسیحی صهیونیست را کسب نماید. روش مک کین برای اصلاح قانون کسب منابع مالی در رقابتهای انتخاباتی کاملا در تناسب با شیوه کمکهای مالی یهودیان در ایام انتخابات بود. فعالیتهای لابی نیز بر اساس همین کمکهای مالی صورت میپذیرد. تغییر فوق در قوانین انتخاباتی آمریکا که با کمک "راس فینگلد "، سناتور دموکرات ایالت ویسکانسین تدوین شده بود نشان میدهد که چگونه نفوذ اسرائیل در آمریکا نظاممند شده است.
گیتس نوشت: مککین و فینگلد میزان کمکی را که کاندیداها میتوانند در انتخابات اولیه و عمومی از افراد دریافت کنند از 1000 دلار به دو هزار و 300 دلار افزایش دادند. هم اکنون یک زوج میتوانند مجموعا 9 هزار و 200 دلار به نامزد فدرال کمک کنند که شامل چهار هزار و 600 دلار در انتخابات اولیه و چهار هزار و 600 دلار در انتخابات عمومی است. در انتخابات اولیه که حساب دخل و خرج آنها زیاد مورد توجه نیست میزان این کمکها می تواند نوسان داشته باشد.
به نوشته این مقاله این تغییر اهمیت دیگری نیز برای یهودیان داشت: هم اکنون هر نامزد میتواند بدون توجه به حوزه انتخاباتیاش از کمکهای نقدی بهرهمند شود. برای مثال رأی دهندگان طرفدار اسرائیل در ایالت آیوا کم هستند. اما زمانی که حمایتهای انتخاباتی از طریق یک شبکه طرفدار اسرائیل آن هم در سطح ملی صورت میگیرد در این حالت نامزد ایالت فوق ترغیب میشود که از خط مشیهای مورد نظر تلآویو حمایت کند.
امریکن فری پرس با بیان اینکه لابی فوق از کمکهای مالی یهودیان در ایام انتخابات بهره برده تا با موفقیت سیاست خارجی آمریکا را شکل دهد، به تغییرات ایجاد شده توسط مککین اشاره میکند که به لابی این امکان را داد تا کمکهای مالی برای انتخاب و ابقای نامزدهای مورد نظرش را تا دو برابر افزایش دهد: فرآیند تأثیرگذاری بر اساس همین روند اعمال میشود. آیپک مصاحبههای مفصلی با نامزدها انجام میدهد. به آن دسته از افرادی که متعهد به برنامههای اسرائیل شناخته میشوند لیستی از حامیان مالی داده میشود تا حداکثر کمک مالی ممکن را از آنها دریافت کنند. حتی کار را می توان آسانتر نیز کرد، بدین صورت که آیپک نام یک "گردآورنده " را به نامزدها میدهد. گردآورندهها از یهودیان پول جمع میکنند و آنها را در اختیار نامزدها قرار می دهند.
بر اساس این مقاله، بعد از اینکه تغییرات پیشنهاد شده توسط مک کین و فینگلد در سال 2003 صورت قانون به خود گرفتند، گردآورندههای آیپک توانستند تنها به واسطه تماس با 10 نفر از حامیان مالی، بیش از یک میلیون دلار کمک نقدی برای نامزدهای مورد نظر آیپک جمع آوری نمایند. فرمول محاسبه این یک میلیون دلار به شرح زیر است:
گردآورنده و همسرش مبلغ حداکثری 9 هزار و 200 دلار را پرداخت میکنند و با 10 نفر دیگر مثلا در "منهتن "، "میامی " یا "بورلی هیلز " تماس میگیرند. هرکدام از آنها حداکثر مبلغ را پرداخت میکنند و سپس با 10 نفر دیگر تماس میگیرند. در مجموع 111 نفر کمک مالی ارائه می کنند. (1021200= 9200× 111)
امریکن فری پرس در ادامه نوشت: حال تصور کنید که این مبلغ چه انگیزهای برای نامزدها در جلسه مصاحبه آیپک ایجاد میکند. یک تلفن از آیپک کافی است تا کاندیدا بتواند برای برگزاری یک مبارزه انتخاباتی معتبر و مناسب در اکثر حوزههای انتخاباتی کنگره پول لازم را به دست آورد. با این حال این نفوذ سیاسی از منظر تلآویو کافی نیست زیرا در هر دوره انتخاباتی تنها حدود 10 درصد از 435 کرسی کنگره، رقابتی هستند.
در ادامه این مقاله عوامل موثر دیگری نیز در افزایش نفوذ لابی صهیونیستی نام برده شده که عبارتند از:
(الف) ادامه کمکهای مالی در دورهای بعدی.
(ب) استفاده از کمکهای مالی برای ارشد ساختن و ابقای آن دسته از نمایندگانی که در کمیتههای با اهمیت برای منافع اسرائیل در حال خدمت هستند.
(ج) مخالفت با نامزدهایی که اهداف اسرائیل را مورد انتقاد قرار میدهند.
نشریه آمریکایی فوق به نقل از گزارش پایگاه اینترنتی "دستاوردهای یهود " با اعلام اینکه 42 درصد از بزرگترین حامیان مالی انتخابات سال 2000 یهودی بوده و از 5 کمک مالی بزرگ 4 مورد متعلق به یهودیها بوده است، تاکید میکند: این ارقام را با رقم دو درصدی جمعیت یهودی آمریکا مقایسه کنید. بنا به گفته "مایکل اشتاین هارت "، از مؤسسان اصلی شورای رهبری دموکراتیک در لیستی که مجله "فوربس " درباره 400 ثروتمند برتر آمریکا تهیه کرده، نام 100 یهودی به چشم میخورد. شورای رهبری دموکراتیک توسط "جو لیبرمن "، سناتور یهودی ایالت "کنتیکات "، رهبری میشد. وی در سال 2000 از این سمت خود استعفا کرد تا به عنوان معاون "ال گور "، نامزد طرفدار اسرائیل در انتخابات ریاست جمهوری به فعالیت بپردازد.
این مقاله میافزاید: پول هیچگاه محدودیت نداشته است. تنها محدودیتی که پیش روی کمککنندگان طرفدار اسرائیل وجود داشت مقدار مبالغی بود که می توانستند به کاندیداهای مورد نظر آیپک پرداخت نمایند. مک کین و فینگلد این محدودیت مهم را رفع کردند. تأثیر این نفوذ خارجی باید مورد محاسبه قرار گیرد. اما با توجه به آنچه هویداست میتوان "قانون ثبت عوامل خارجی " را در مورد لابی اسرائیل اِعمال کرد. از 50 نومحافظهکاری که از جنگ عراق حمایت کردند 26 نفر یهودی بودند.
امریکن فری پرس در ادامه به "هری ترومن "، یک مسیحی صهیونیست و از بزرگترین دریافتکنندگان کمک های مالی اشاره میکند که چگونه با حمایت از منافع لابی صهیونیستی موفقیت خود را تضمین کرد و مینویسد: در سال 1948 نظرسنجیها نشان از محبوبیت پایین وی داشتند. وی در جمع آوری منابع مالی نیز ضعیف عمل کرده بود. تا اینکه وی دولت تشکیل شده در قلمرو یهودیان افراطی در آرژانتین را قانونی نامید. این یهودیان قبل از این که در فلسطین استقرار یابند قرار بود در آرژانتین ساکن شوند.
نویسنده آمریکایی فوق در ادامه مقاله خود آورده است: به رسمیت شناختن این وضعیت مورد مخالفت "جرج مارشال "، وزیر امور خارجه، رئیس ستاد مشترک ارتش، تعدادی از هیئتهای دیپلماتیک، سازمان نوپای سیا و همچنین تعداد زیادی از آمریکاییهای شناخته شده قرار گرفت. یهودیهای میانه رو و سکولار نیز با این امر مخالفت کردند زیرا نگران مشکلاتی بودند که ممکن بود پدید آید. تا سال 1984 معلوم نشده بود که یهودیهای صهیونیست از مبارزات انتخاباتی هرومن حمایت مالی کردهاند. آنها در سفرهای تبلیغاتی ترومن 400 هزار دلار در اختیار وی قرار دادند (معادل3 میلیون دلار در سال 2009).
امریکن فری پرس با بیان اینکه نظام حکومتی آمریکا به معنای این است که اعضای کنگره باید نماینده علایق آمریکاییهایی باشند که در حوزههای انتخاباتی ساکن هستند نه نماینده علایق گروهی که متعهد به پیشبرد برنامههای افراد خارجی هستند، تاکید میکند: انتخابات فدرال بدین معنا است که سناتورها در قبال رأیدهندگان ساکن در ایالتها مسئول هستند نه در برابر ساکنان خارج از ایالت یا دولت های خارجی.
این هفتهنامه افزود: در حقیقت مککین و فینگلد باعث شدند به سرعت از اصول حکومت نمایندگی عدول شود. آنها به شبکهای متشکل از عوامل وابسته به خارج اجازه دادند تا نفوذی بیش از حد بر انتخابات، در تمام حوزههای انتخاباتی و ایالتها، اعمال کنند. "اصلاح " قانون کمکهای مالی انتخاباتی این شبکه را قادر ساخت که نفوذ سیاسی زیادی که هیچ تناسبی با تعداد اعضای آن ندارد کسب کند. اعضایی که غالبا نسبت به سرزمین محل سکونتشان بی تفاوت هستند و حتی در جهت عکس منافع آمریکا حرکت میکنند.
جف گیتس در پایان مینویسد: هم اکنون باز با خطر اتحادی مواجهیم که آمریکا را به جنگ عراق سوق داد و اینک نیز سعی دارد کشور را به سوی جنگ با ایران رهنمون سازد - که یقینا بزرگترین جنگ بدون برنده آمریکا خواهد بود. آمریکا با اجازه دادن به عوامل خارجی برای فعالیت تحت عنوان لابی داخلی در حقیقت منافع خودش را با منافع صهیونیسم اشتباه گرفته است.