محراب ایرانی
اقدام نیروی انتظامی در طرح افزایش امنیت اجتماعی در برخی محافل سیاسی و اجتماعی به بهانه اینکه اولویت با کار فرهنگی است، با واکنشهایی روبهرو شد که نمونه آن برخی اظهارنظرها و درج برخی تحلیلها و گزارشهایی در مطبوعات این چند روزه بود.
تا جایی که برخی مطبوعات از دریچه دید سیاسی و صید مطلوب جناحی خویش با تصویرپردازیها کوشیدند تا این طرح را زیر سوال ببرند. انگار نگاه سیاسی به هر پدیدهای حد یقفی ندارد و باید برای رسیدن به مقاصد جناحی از هر ابزاری استفاده کرد. سخن ما با این دوستان نیست، چون که ما هرچه خواندیم از استدلالهای آنها منطق صوابی ندیدیم و کاری نیز به آنها نداریم اما این سخن برای آن دسته از عزیزانی است که عنوان میکنند طرح را به خاطر کار فرهنگی باید تعطیل کرد و دایم تقدم و تاخر کار فرهنگی را عنوان میکنند.
ما معتقدیم رفتارهای نابهنجاری که در جامعه رخ میدهد پوستهای از یک فرآیند پیچیده و هدفدار دشمنان نظام اسلامی برای ترویج اباحهگری و سست کردن ارزشهای اخلاقی جامعه است.
وقتی که بین تاریخ تولید مشروبات الکلی تا پخش آن در شهرستانها و مرکز کشور فاصله زمانی 10 روزه میباشد، نشانه این است که برنامه ریزی وسیعی برای سست کردن اعتقادات جوانان و مصادره نمودن نسل جوان به نفع دشمنان انقلاب وجود دارد.
ترویج مدگرایی، مصرفزدگی، بیبندوباریةای اخلاقی، شیوع فساد، تکثیر CDهای خاص، پایین رسیدن سن اعتیاد و... همه و همه صرفنظر از معضلات و مشکلاتی که به صورت زنجیرهوار موجب این عوامل میشوند، پیچیدهتر از تحلیلهایی است که دوستانی با نگرش اینچنینی به موضوعات اجتماعی ارایه میدهند.
جلوگیری از بیبندوباری در اولین اقدام با نصیحت و ارشاد همراه میباشد و نمیتوان دست روی دست گذاشت و تنها به شعار کار فرهنگی و اقدام فرهنگی بسنده کرد و به رفتارهای خطرناک عدهای برای ناامن کردن حریمهای اخلاقی جامعه بیتفاوت بود.
در پاسخ به دوستانی که میفرمایند باید کار فرهنگی کرد، باید بگوییم تاکنون چه کسی جلوی اقدام فرهنگی آنها را گرفته است و اساسا آیا دستگاههای عریض و طویل فرهنگی کشور کدام اقدام موثری را برای حفظ حریم اخلاقی جامعه انجام دادهاند.
وقتی فردی بدون هرگونه آگاهی ذهنی و براساس برخی رفتارهای غلط که میتواند متاثر از خانواده، مدرسه، دانشگاه و حتی تلویزیون یا ماهواره باشد با هیاتی نامناسب در انظار عمومی وارد میشود، آیا نیروی انتظامی این حق را نباید داشته باشد که با این نابهنجاری در چارچوب قوانین رایج عمل کند و به او تذکر ارشادی بدهد.
به نظر میرسد بسیاری از منتقدین اگرچه از روی دلسوزی سخن گفتهاند اما از واقعیتهایی که در جامعه میگذرد و اهمال دستگاههای مسئول آگاه نیستند.
وقتی برخی مدیران بسیاری از مراکزی که دولتی یا به نوعی از بودجه عمومی استفاده کنند جانب توجه و دقت را برای اعمال قانون برای حفظ حریمهای اخلاقی و حجاب ندارند و یا مقرراتی وضع نمیکنند که افرادی که به این دستگاهها مراجعه میکنند با پوشش مناسب وارد شوند، خود به خود این موضوعات روی هم جمع میشود و به یک باره به یک نابسامانی در این حوزه میرسیم.
نگارنده هنوز هم معتقد است باید کار فرهنگی کرد اما به واقع کدام دستگاه و متولی آن کدام است؟
تاکنون چه حجم فیلم، داستان و سریال در خصوص ترویج عفاف ساختهایم؟
تاکنون چه اندازه کتاب جذاب در قالب هنر و با استفاده از عناصر بصری برای ارایه حجاب به عنوان یک فضیلت ارایه کردهایم؟
وقتی هم همّ و غم ما پر کردن اوقات فراغت میشود و به بهانه پر کردن اوقات فراغت به هر وسیله خود به تولید آثار فرهنگی بیروح و بدون معنویت اقدام کردهایم و خود نیز به این امر بالیدهایم چه انتظاری داریم؟!
وقتی در بسیاری از سریالهای تلویزیونی و فیلمهای سینمایی رگههای عشق به صورت برجسته دیده میشود و در این فیلمها از مانکنها و چهرههای آنچنانی استفاده میشود و متاسفانه نیز اجازه پخش و اکران میگیرند از کدام دستگاه فرهنگی انتظار کار فرهنگی باید داشته باشیم. اساسا در مقوله حفاظت اجتماعی کدام دستگاه مسئول است! آیا دستگاههای قضایی، اجرایی و تقنینی کار خود را به خوبی انجام دادهاند؟ سادهترین سخن این است که بگوییم نیروی انتظامی نباید اقدام کند و باید کار فرهنگی انجام شود. اما کدام کار فرهنگی و کدام دستگاه؟ آیا توجه کردهایم که کار فرهنگی یک عنصر پیچیده و چندوجهی است که از رفتار پدر و مادر در منزل شروع میشود تا مهد، مدرسه و دانشگاه و رفتار تک تک آحاد جامعه و سیاسیون و به تعبیر روشنتری من و تو ربط داد. بهتر است صورت مساله را پاک نکنیم، به خواست مردم احترام بگذاریم. بسیاری از مردم از نابهنجاریهای اجتماعی نگران هستند و از مسئولین استمداد مینمایند. ظاهراً چند روزنامه صبح چون نتوانستند سوژهای برای خود دست و پا کنند با درج تصاویر و مطالبی کوشیدند چون رویه گذشته خود مخالف جهت مردم حرکت نمایند.