علی لاریجانی با بیان این که عقلانی بودن به معنای نفی انقلابی بودن نیست، گفت که باید هوشمندانه، دیپلماسی را به سمت منافع ملی هدایت کنیم. علی لاریجانی، نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی، در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان و در جلسهای که به دعوت جامعهی اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد، با ذکر تاریخچهای از پروندهی هستهیی گفت: «مسالهی هستهیی یک مسالهی تک ضلعی نیست و اضلاع مختلفی دارد. مرحلهی اول به قبل از انقلاب مربوط میشود که حدود 40 سال پیش شاه که متحد آمریکا بود تلاش کرد ساختاری برای اتمی شدن ایران مطرح کند و از اقداماتی که در این زمان صورت گرفت میتوان به ساخت راکتور اتمی تهران، بسته شدن قرارداد تامین سوخت این راکتور و قراردادهایی با دیگر کشورها برای ساخت و مشارکت در ساخت نیروگاه هستهای بوشهر و دارخوین اشاره کرد. همچنین ایران در شرکت اوردیف فرانسوی برای تهیهی سوخت شریک شد و در زمان شاه قرارداد تحقیق، توسعه و آموزش نیروی انسانی برای غنیسازی بسته شده بود و وزیر خارجه آمریکا قراردادی شش میلیارد دلاری تنظیم کرده بود که این مقطع زمانی با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران همزمان بود. زمان فروپاشی حکومت طاغوت راکتور تهران راهاندازی شده بود و برای ساخت نیروگاه بوشهر نیز مقداری از وسایل به ایران منتقل شده بود.»
وی مرحلهی دوم مسالهی هستهای را همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی دانست و گفت: «با اخراج دیکتاتور از کشور، تمام قراردادهای هستهیی با ایران را لغو کردند و حتی نسبت به قراردادی که قرار بود سوخت راکتور تهران را تامین کند و پول قرارداد را نیز گرفته بودند پایبند نبودند و شرکت اوردیف فرانسه نیز سهم ایران را نادیده گرفت و حدود 60 تن گاز یو.اف.6 و 1500 تن کیک زرد ایران را در اروپا بلوکه کردند و عملا حرکت به سمت اتمی شدن را متوقف کردند و دلیل این امر این بود که استراتژی آمریکا این بود که انقلاب ایران را مهار کند و بر این اساس بود که انقلاب ایران را مهار کند و بر این اساس بود که تمام قراردادهای خود را لغو کردند و امروز حرف از عدم اعتماد به ایران در پروندهی هستهای میزنند؛ چگونه است که قبل از انقلاب این مشکل وجود نداشت و بعد از انقلاب فقط با اخراج یک دیکتاتور نسبت به ملت ایران بیاعتمادی حاصل شد؟ در این زمان رهبران جمهوری اسلامی تصمیمی استراتژیک مبنی بر انجام و شروع تحقیقات هستهیی در دو بخش تحقیق برای رسیدن به غنیسازی و ساخت نیروگاه گرفتند و در جهت تکمیل نیروگاه بوشهر و شروع پروژه دارخوین تماسهای خارجی گرفته شد، ولی شازدههای دموکراتیک دنیای امروز هیچ یک حاضر به مشارکت در ساخت نیروگاه در ایران نشدند. به گزارش ایسنا، علی لاریجانی، نماینده مقام معظم رهبری در شورای عالی امنیت ملی، در جمع دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان و در جلسه ای که به دعوت جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان برگزار شد، با اشاره به سیر دستیابی به دانش هسته ای در ایران گفت: «دانش هسته ای، دانش پیشرفته ای است که یک شبه حاصل نمی شود و دستیابی به این دانش، ریشه در تاریخ انقلاب دارد و دولتهای مختلف در این زمینه تلاش فراوان کردند؛ از جمله تلاشهای دولت آقای موسوی، آقای هاشمی، آقای خاتمی و دولت آقای احمدی نژاد که در این دولت، تلاش زیادی صورت گرفت و به نتیجه رسید.»
وی افزود: «مجموعه اقدامات انجام شده در این ارتباط در چند بخش از جمله تکمیل نیروگاه بوشهر که فقط روسها حاضر به همکاری در ساخت این نیروگاه شدند و در بخش تأمین سوخت به عنوان محصولی استراتژیک خلاصه می شود که اخیراً آقای بوش جامه خیرخواهی بر تن کرده است و اعلام می کند ما قصد تأسیس بانک سوخت هسته ای را داریم که در آن هدفی جز بازی با کشورها دنبال نمی شود.» عضو شورای عالی امنیت ملی با اشاره به تلاشهای انجام گرفته در رابطه با تامین سوخت گفت: «تلاشهایی که در این زمینه صورت گرفت در مرحله اول تهیه کیک زرد بود و مرحله دوم تلاش برای تبدیل کیک زرد به گاز یو.اف.6 که در کارخانه یو.سی.اف اصفهان پس از سالها تحقیق به نتیجه رسید و مرحله آخر این تلاشها تکمیل چرخهای بود تا بتوانیم گاز یو.اف.6 را به اورانیوم غنی شده تبدیل کنیم که تحقیقات در این زمینه در حال انجام بود و تا حدود 4 سال پیش پیشرفتهایی در این زمینه حاصل شد ولی هیچ کدام به نتیجه نرسیده بود و سانتریفیوژهای ما هنوز نصب نشده بود و در این زمان بود که جنجالی برپا شد و آقای البرادعی به تهران آمدند و از تجهیزات هستهیی ایران بازدید کردند و شروع به حاد کردن مساله شورای حکام کردند و در این زمان بود که وزرای خارجه سه کشور اروپایی برای مذاکرات وارد تهران شدند و پیشنهاد آنها پذیرش داوطلبانه پروتکل الحاقی از جانب ایران و ورود به مذاکرات بود که در آن زمان تصمیمگیری شد که این کار صورت گیرد.
قطعنامهای نیز در شورای حکام تصویب شد و مذاکرات آغاز شد. مذاکرات اول و دوم موفقیتآمیز نبود تا نوبت به مذاکرات بروکسل رسید و در آن جا اعلام شد ایران غنیسازی را نیز متوقف کند تا در نهایت در اجلاس پاریس مقرر شد ایران تمام فعالیتهای خود را تعطیل کند و در هیچ زمینه هستهیی نباید فعال باشد تا ظرف چند ماه مذاکرات جامعی صورت گیرد و دانش هستهیی تحقق پیدا کند. چند ماه گذشت ولی حادثهای اتفاق نیفتاد تا اینکه در اواخر دولت سیدمحمد خاتمی قرار شد طراحی ارایه شود که در آن هم غنیسازی وجود داشته باشد و هم تضمینهای عینی ولی طراحی ارایه شد که کاملا پوچ بود و ما در این مدت به تمام تعهدات خود پایبند بودیم ولی طرف مقابل نسبت به تعهدات خود پایبند نبود و امروز آقای البرادعی نیز معتقد است اروپاییان در آن مقطع زمانی اشتباه کردند که طرحی پوچ ارایه دادند و در اواخر ریاست جمهوری آقای خاتمی تصمیمگیری شد که UCF اصفهان راهاندازی شود.» وی با اشاره به دلایل این رفتار اروپاییان در این زمان گفت: «حسننیت ایران برای آنها بدفهمیده شد و تصور کردند با یک فشار دیگر ایران دست از کار برمیدارد و این تصور اشتباه باعث شد در طرح پیشنهادیشان هیچ امتیازی نگذارند و طرحی پوچ ارایه دهند ما دو سال فعالیتهای خود را تعلیق کردیم و در نهایت طرحی پوچ ارایه دادند.» دکتر لاریجانی مرحله بعد از پرونده هستهیی را همزمان با راهاندازی مجدد UCF اصفهان دانست و گفت: «در اواخر دولت سیدمحمد خاتمی قرار شد UCF اصفهان راهاندازی شود که این کار با فشارهای داخلی و خارجی همراه بود و قطعنامهای در شورای حکام تصویب شد مبنی بر اینکه ایران باید UCF را تعطیل کند تا این که روسها وارد مذاکرات هستهیی ایران شدند و پیشنهاد خود مبنی بر احداث کنسرسیوم غنیسازی در خاک روسیه با مشارکت ایران را ارایه دادند ولی در اصل در این کنسرسیوم ایران فقط شریک بازرگانی بود و در اداره و تحقیق نقشی نداست و تحقیق و توسعه در زمینه غنیسازی از دو ماه بعد درUCF اصفهان آغاز شد و در نتیجه پایداریها، گازUF6 در UCF اصفهان تولید شد که اعلام خبر با فشارهای داخلی و خارجی همراه بود.
ولی با بازدید آژانس ازUFC اصفهان و تایید خبر تولید UFX همه قبول کردند ایران به مرحله تولید گاز UF6 رسیده است.» مسئول سابق تیم مذاکرهکننده هستهیی ایران افزود: «بعد از اعلام دستیابی به گازUF6 نامهای به کشورهای اروپایی ارسال شد و در آن نامه اعلام کردیم شروع کار ما مبتنی بر نفی مذاکره نیست و مرحله بعد مذاکرات در وین با حضور وزرای خارجه کشورهای اروپایی آغاز شد و ایران با شفافسازی مسایل هستهیی و سیاستی مبنی بر عدم هرگونه مخفیکاری در این زمینه وارد مذاکرات شد ولی طرف اروپایی به جای مذاکره درباره مسایل هستهیی اعتقاد به تعطیلی برنامههای ایران و شروع تعلیق داشتند و مذاکرات را صرفا با سوال تعلیق میکنید یا خیر پیش میبردند.» وی در ادامه افزود: «مذاکرات وین بدون رسیدن به نتیجه پایان یافت و بحث فرستادن پرونده ایران به شورای امنیت مطرح شد و ایران اعلام کرد در صورت رفتن پرونده ایران به شورای امنیت طبق مصوبه مجلس اجرای پروتکل الحاقی را متوقف میکند تا اینکه وزیر خارجه آمریکا بستهای پیشنهادی و شروع مذاکرات با ایران را به شرط تعلیق از سوی ایران ارایه کرد و بعد از آن سولانا با بستهای پیشنهادی وارد تهران شد ولی این بستههای پیشنهادی از سوی ایران نه رد و نه تایید شد و مذاکرات روی این بسته پیشنهادی در بروکسل آغاز شد. البته در بسته پیشنهادی دورنمای همکاری اقتصادی و... زیادی پیشبینی شده بود ولی پذیرفتن آن در آزادی پذیرفتن تعلیق از سوی ایران و پاسخگویی به سوال تعلیق آری یا نه بود و مذاکرات به 10 روز بعد کشیده شد. این قضیه به شروع جنگ 33 روزه و حمله اسراییل به لبنان برخورد کرد و صحبت این بود که ظرف یک هفته الی 10 روز کل کار مقاومت تمام میشود.
فضایی ایجاد شده بود و تصور بر این بود که کار این بخش تمام است و در صحبتها شنیده شد خاورمیانهای جدید در حال تولد است. در این فاصله 10 روزه آقای کیسینجر مقالهای نوشت که باید در میان این اتفاقات و شلوغیها قطعنامهای علیه ایران صادر شود و 24 ساعت بعد قطعنامه اتمی علیه ایران صادر شد. چرا که تصور میکردند ایران عقبه استراتژیک در منطقه شده و باید کارش تمام شود و کار حزبالله نیز تمام است؛ ولی بعد از 20 روز وضع لبنان تغییر کرد و متوجه شدند اسراییل در حال شکست خوردن است و کشورهای مختلف برای ایجاد آتشبس تماس میگرفتند و جالی این است که در 10 روز اول تمام نشستها را آمریکاییها وتو میکردند ولی بعد از 25 - 20 روز تماسها و صحبتها برای رفتن به سمت آتش بس پیش رفت و بعد از 33 روز اسراییل قدرت بزرگ منطقه توسط گروهی کوچک شکست خورد.» لاریجانی در مورد ادامه پرونده هستهیی بعد از پایان جنگ 33 روزه گفت: «بعد از پایان جنگ قرار شد مذاکرات از سر گرفته شود و آقای کوفی عنان وارد تهران شد. آغاز مذاکرات از وین بود و بعد از دو جلسه مذاکره در برلین در چند بند تفاهم حاصل شد ولی این تفاهمات توسط خود آنها خدشهدار شد و اعلام کردند گروه 1+5 این موارد را قبول ندارد و باز به سمت صدور قطعنامه میرفتند و ایران از این فرصت استفاده کرد و زنجیرههای خود را گسترش داد و به جایی رسید که امروز هست یعنی تاسیس سایت 3000تایی سانتریفیوژها حاصل شد و ما به دانش غنیسازی هستهیی رسیدیم و کامل شد.» وی در مورد مذاکرات انجام شده در سال جاری گفت: «از اول امسال پیشنهاد شروع مذاکرات مطرح شد و مذاکرات در ترکیه، اسپانیا و لیسبون آغاز شد و جالب این بود یکی از وزرای خارجه پیشنهاد بازگشت به توافقات برلین را مطرح کرد و ما اعلام کردیم اگر آن توافقات خوب بود چرا قبول نکردید و اگر بد بود چرا الان قبول میکنید؟
ولی در اصل حقیقت این بود که آنها حس میکردند ایران با چند قطعنامه فعالیتهای خود را تعطیل میکند.» وی در مورد گزارش اخیر البرادعی گفت: «چند موضوع از گذشته باقی مانده بود که درباره آن صحبت شد. از جمله حل مساله پلوتونیم، بحث کرج، حضور بازرسان و بازدید از مراکز هستهیی از جمله آب سنگین اراک و حتی اجازه بازدید سرزده به آنها، بازدید از مراکز نطنز و تدوین سند برای نظارت آژانس بر نطنز و حل مساله پی - یک و پی - دو که در گزارش آقای البرادعی این موضوعات خاتمه یافت و ایران تعهد خود را به طور کامل انجام داد.» وی افزود: کشور ایران به واسطه پایداری در زمینه انرژی هسته ای، به سطح خوبی از دانش هسته ای رسید و امروز تئوریسینهای آنها هم اذعان می کنند که باید بپذیریم ایران به انرژی هسته ای دست یافته است. مسأله آنها دستیابی ایران به بمب هسته ای نیست. آقای البرادعی هم اعلام کرد ایران بمب هسته ای ندارد و در آینده نزدیک هم امکان دستیابی به آن را ندارد و این قضیه چند روز گذشته در مطبوعات آمریکا هم مطرح شد که درست است مسأله ما ایران هسته ای است، ولی این اصل قضیه نیست و مسأله ما این است که وزن ایران در منطقه بالا رفته و جالب است این قضیه از جانب کشوری مطرح می شود که خود به توازن قدرت در عرصه بین الملل اعتقادی ندارد. ایران کشوری با سابقه تمدنی و تاریخی بزرگ است و داشتن ظرفیتهای زیاد در زمینه های مختلف از جمله ظرفیتهای نفت و گاز بالا و نیروی جوان متخصص و قرار گرفتن در موقعیت منحصر به فرد جغرافیایی، وزن ایران را بالا برده است و پروژه ایران، بحث اتمی نیست.
آنها معتقدند باید جلوی بالا رفتن وزن ایران گرفته شود و ما باید هوشمندانه دیپلماسی را به سمت منافع ملی خود هدایت کنیم.در پایان بحث، علی لاریجانی به سؤالات دانشجویان پاسخ گفت.وی در پاسخ به سؤال دانشجویی که معتقد بود علی لاریجانی در لحن، ظاهر، محتوا و تفکرات پتانسیل لازم را برای حفظ عزت انقلابی ندارد، گفت: گفتار دیپلماتیک، خلاف انقلابی بودن نیست و انقلابی بودن به معنای مشت زدن به طرف مقابل نیست. انقلابی بودن این است که از لحاظ عقلانی و منطقی منافع انقلابی را پیش ببریم. حال اگر طرف مقابل از زور استفاده کند، باید جواب دهیم و اگر وارد مذاکره شد هم می توانیم تصورات و توقعات انقلابی اسلامی را به نحوی نمایش دهیم که طرف مقابل را جذب و قبول کند و هم می توانیم به شکلی ارایه دهیم که رد شود و من شکل اول را تأیید می کنم. وی افزود: ما در کشور، تئوری پردازی نداریم. در مورد عدالت صحبت می کنیم، ولی 10 خط نمی نویسیم عدالت چیست؟ یا وقتی از آزادی و دموکراسی صحبت می کنیم، به همین شکل در مورد آن تئوری پردازی نمی کنیم و مردم حق دارند که حرف روشن از ما بشنوند. مدیریت استراتژیک در کشور بسیار مهم است و مدیریت استراتژیک این گونه نیست که ما با هر گونه عقلانیت و گفتگو مخالفیم. ما باید طبق اصول اسلامی، مبنای اداره کشورمان عقلانی باشد و مردم بتوانند امورشان را پیش بینی کنند و تنها در صورتی که امور کشور مبنای عقلانی داشته باشد، قابل پیش بینی است. عقلانی بودن به معنای نفی انقلابی بودن نیست. وی افزود: بنا بر فرمایش رهبری مبنی بر رسیدن به اصول سند چشم انداز بعد از 20 سال، باید به سند چشم انداز برسیم و نسبت به آن وفادار باشیم.
عضو شورای عالی امنیت ملی در پاسخ به سؤالی پیرامون بمب هسته ای و این که چرا ایران بمب هسته ای ندارد، گفت: در این که بعضی از کشورها از سلاح هسته ای به عنوان قدرت استفاده می کنند، تردیدی نیست و بمب هسته ای سلاحی بازدارنده است، ولی آیا با توجه به ظرفیت کشور ما، نیاز به چنین سلاح بازدارنده ای وجود دارد؟ از نظر عقلی چنین نیازی وجود ندارد و ما آن را مخل جهانی می دانیم و از نظر اخلاقی و شرعی نیز استفاده از آن اشکال دارد و ما در جنگ عراق با توجه به استفاده عراق از سلاحهای شیمیایی، به هیچ عنوان از این سلاحها استفاده نکردیم، چون کشتار زیادی ایجاد می کند و از نظر شرعی و اخلاقی درست نیست.لاریجانی در پاسخ به سؤال دیگری افزود: امروز بحث سر مسایل داخلی نیست و بیش از هر زمان دیگری به وحدت ملی نیازمندیم و نباید در زمینه امنیت ملی، روی سایر موضوعات سایه بیندازد. عقل و تدبیر حکم می کند که ما در مورد مسایل اصلی هم نظر باشیم. البته راهی که رفته ایم مشخص است.