تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۰۷:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۱۲۰۵۰
مقاله تحلیلی «فلیپه کورنویر» ، عضو جبهه ملی آزادی‌بخش ساندینست

کودتای هندوراس دست اوباما را رو کرد

مترجم: علی مفرح

هفته‌ها از کودتای 28 ژوئن که رئیس‌جمهور هندوراس، "مانوئل سلایا " را از این کشور اخراج کرد و مدعی شد که دولت او را سرنگون کرده است می‌گذرد، ولی این کشور هنوز دچار طغیان مردمی عمیق و دینامیکی است که خواهان بازگشت سلایا و استقرار مجدد دموکراسی به این کشور است.
شکست "مذاکرات و چانه‌زنی‌ها "ی پر سر و صدای مابین هیئت نمایندگی دولت سلایا و نمایندگان کودتای نظامی در تاریخ 18 ژوئیه غیرقابل اجتناب بود. این مذاکرات بر سر عدم توافق در مورد یک موضوع به شکست انجامید و آن موضوعی بود که هیچ یک از طرفین مذاکره نه می‌توانست با آن موافقت کند نه در مورد آن عقب‌نشینی کند. چرا که مذاکرات بر سر این سوال بود که چه کسی رئیس‌جمهور قانونی هندوراس است؟
مقاومت توده‌ای مردم و حتی آمار نظرخواهی از مردم نشان می‌دهد که اکثریت عظیمی از مردم هندوراس از سلایا بعنوان رئیس‌جمهور منتخب خود حمایت می‌کنند و خواهان بازگشت فوری او به قدرت هستند. این کودتا توسط تمام سازمان‌های بین‌المللی مربوطه محکوم شده است: اتحادیه آلبا، نظام همگرایی آمریکای مرکزی، گروه ریو، سازمان کشورهای آمریکائی، اتحادیه اروپا و سازمان ملل.
شکست مذاکرات
این هیئت نمایندگی خونتای(نظامیان) کودتاچی در مذاکرات "سن‌خوزه " کاستاریکا بود که مذاکرات را قطع کرد و اعلام نمود که حتی نمی‌توانند در مورد احتمال ادامه ریاست جمهوری سلایا به بحث بنشینند. لذا، هیئت نمایندگی سلایا نیز جلسه مذاکره را ترک کرد و اعلام نمود که رئیس‌جمهور بلافاصله "برای کمک به سازماندهی قیام علیه سرکوب و خفقان به هندوراس باز خواهد گشت ".
برای واشنگتن و فرماندهی عالی کودتا، بازگشت سلایا به هندوراس احیانا تنها راه ممکن برای اجتناب از یک قیام مسلحانه مردمی خواهد بود. ولی در نزد توده‌های مردم هندوراس، این بازگشت حتی اگر مشروط به قبول شرایط بسیار سنگین هم باشد، بیانگر پذیرش غیرقانونی بودن کودتای نظامی و آثار مصیبت‌بار آن توسط رهبران کودتاست. بنابراین، بازگشت سلایا می‌تواند مقاومت توده‌ای را شعله‌ور‌تر کرده و باعث تضعیف بیشتر جناح‌ حامی کودتا گردد. رهبران کودتا و حامیان آمریکایی آنها در بن‌بست قرار گرفته‌اند. این امر این واقعیت را روشن می‌سازد که چرا آنها سعی نمودند با دست زدن به مانور "مذاکرات میانجی‌گرانه " سن خوزه، به وقت‌کشی روی بیاورند.
رئیس‌جمهور کارستاریکا "اسکار‌ آریاس "، با اظهار تاسف درباره شکست میانجی‌گری خود، درباره قریب‌الوقع بودن "جنگ‌های داخلی و خونریزی که مردم هندوراس سزوار آن نیستند "، هشدار داد. در عین حال، دبیر کل سازمان کشورهای آمریکائی "میگوئل اینسولسا " (Miguel Insulza)، با ابراز شگفتی اعلام کرد، "در حالیکه یک دیکتاتوری سعی دارد در مقابل چشم همه مردم در قدرت باقی بماند، در واقع غیر ممکن است مانع برخورد مابین هندوراسی‌‌ها شد و آنها را به حفظ آرامش فرا خواند.
همدستی واشنگتن در کودتا

این دیکتاتوری دست به سرکوب شدید مردم معترض غیر مسلح زده و به ترور و ربودن و ناپدید کردن آنها پرداخته است. واشنگتن هم به سهم خود، به اتخاذ سیاستی دو رویه و فریبکارانه پرداخته است. کودتا در "تگوسیکالپا "، پایتخت هندوراس، با شرکت سفارت آمریکا و مقامات نظامی آمریکا در پایگاه هوائی "پالمرولا " (Palmerola) طراحی و برنامه‌ریزی شد. پس از آن، آمریکا همسو با سایر اعضاء "سازمان‌ کشورهای آمریکائی " (OAS) به قطعنامه‌ این سازمان در حمایت از سلایا رای داد. ولی صداقت آمریکا در دادن این رای با بیانیه‌های صادره از جانب وزیر امور خارجه آن، هیلاری کلینتون و همچنین رئیس‌جمهور اوباما مورد تردید قرار گرفت. آنها، با وجود اینکه برخی از اوقات از کلمه "کودتا " در اشاره به تصرف قدرت توسط ارتش استفاده کردند، ولی وقتی نوبت به اقدام عملی رسید، به ذکر مهملات پرداختند. عملِ آنها، مهم‌تر از صحبت‌هایشان بود. آنها هیچ اقدامی در جهت وادار کردن ارتش به ترک قدرت، مانند قطع کمک‌های نظامی و یا اعلام محاصره اقتصادی، نکردند.
دولت اوباما تاکنون دست خود را رو کرده است. در تاریخ 20 ژوئیه، "فیلیپ کراولی "، سخنگوی وزارت خارجه، به سوال مستقیم یک خبرنگار درباره اینکه این کودتا قانونی بوده و یا غیرقانونی پاسخ داد. او این امر را پذیرفت که این عمل غصب قدرت توسط نظامیان را به مفهوم "قانونی " آن کودتا نمی‌داند. این کودتا، واضح است که "قانونی " نبود، ولی به همین طریق "غیرقانونی " هم نبود. منظور از قائل شدن این تمایز، اینست که ادامه دادن به اعطاء کمک نظامی و اقتصادی به دولت کودتا و نیروهای مسلح هندوراس غیرقانونی نیست.
دوروئی اوباما نباید باعث تعجب شود. این علیرغم امید شدید میلیون‌ها مردمی است که به وعده‌های او برای ایجاد تغییرات واقعی در دنیای "پس از بوش " دل بستند. سیاست آمریکا در مورد هندوراس ادامه بی‌نقص همان سیاست دیرپای تاریخی سلطه بر آمریکای لاتین و کارائیب و دخالت در آنست. همان گونه که رئیس‌جمهور نیکاراگوئه "دانیل اورتگا "، در تظاهرات صدها هزار نفری 19 ژوئیه در ماناگوآ خاطرنشان کرد، کودتا در هندوراس درست قبل از اعلام افتتاح 7 پایگاه جدید نظامی آمریکا در کلمبیا وقوع یافت. این پایگاه‌ها در واکنش به تعطیلی اجباری پایگاه هوایی آمریکا واقع در "مانتا "ی اکوادور و هراس از دست رفتن پایگاه آمریکا در هندوراس ساخته شدند.
نقش اتحادیه آلبا
حمایت تلویحی دولت آمریکا از رهبران کودتا، بازتاب نفرت این دولت از اقدامات سلایا در حمایت از فقرا و وارد کردن هندوراس به اتحاد ضد امپریالیستی آلباست. "آلبا " (ALBA) -جایگزین بولیواری برای مردمان آمریکای لاتین- که کوبا، ونزوئلا، نیکاراگوئه، بولیوی، اکوادور، هندوراس و سه کشور انگلیسی زبان کارائیب را با یکدیگر متحد کرده تا بعنوان سرنیزه و بازوی مبارزه ضد امپریالیستی به ایجاد همبستگی اجتماعی و اقتصادی مابین کشورهای عضو اتحادیه بپردازند. آلبا، یکپارچگی آمریکای لاتین علیه کودتا را رهبری کرد و با تشکیل یک سری جلسات اضطراری در پایتخت نیکاراگوئه، پایه لازم برای رای یکپارچه به قطعنامه‌های مربوطه در "سازمان کشورهای آمریکایی " و سازمان ملل را فراهم نمود.
هنگامی که اتحاد و عزم راسخ آمریکای لاتین و کارائیب برای درهم شکستن و بر انداختن کودتا با صدای بلند و روشن اعلام گردید، واشنگتن بر آن شد تا نقش خود را استتار کند. ولی، این واقعیتی پنهان نیست که این کودتا علیه خود آلبا -علیه کلیه اعضاء بالفعل و بالقوه آن- انجام شده است.
همان گونه که رهبران آمریکای لاتین خاطر نشان کرده‌اند، اگر این کودتا موقعیت خود را تحکیم کند، بار دیگر سایر کشور ها نیز، حتی بدون تحریک واشنگتن، قربانی کودتا خواهند شد. حمایت ضمنی آمریکا از کودتای هندوراس علامتی روشن به توطئه‌گران نظامی خواهد بود.
رهبران آمریکای لاتین با گوشت و پوست خود احساس می‌کنند که کودتا قصد وارد کردن ضربه به آنها را دارد. "اوو مورالس "، رئیس‌جمهور بولیوی، درست روز گذشته بر این نکته تاکید کرد و برای شنوندگان یک ایستگاه رادیوئی توضیح داد که "این کودتا تهدیدی علیه رشد مستمر آلبا است. "
مقاومت در کف خیابان‌ها
علیرغم سرکوب و خفقان، مقاومت توده‌ای به رشد خود ادامه می‌دهد و همبستگی بین‌المللی در سراسر آمریکای بومیان، سیاهان و لاتینی‌ها و در سراسر کارائیب ابدا کاهش نیافته است. فضا آبستن قیام است. سلایا از مردم خواسته در خیابان‌ها باقی بمانند. "این تنها جائیست که آنها نتوانسته‌اند از ما بگیرند... من نه تسلیم شده‌ام و نه تسلیم خواهم شد... به محض اینکه امکانش فراهم شود به کشور باز خواهم گشت... قیام یک حق قانونی است. "
رژیم کودتا به نحو مذبوحانه‌ای سعی کرده صدای تمام رسانه‌های منتقد را خاموش کند و بسیاری مواقع در سراسر شب ممنوعیت رفت و آمد برقرار کرده است. نیروهای امنیتی با خشونت تمام به تظاهرات صلح‌آمیز حمله کرده و تعداد زیادی از فعالین سیاسی را بازداشت کرده است. دو نفر از تظاهرات‌کنندگان در تاریخ 5 ژوئیه کشته شدند و دو فعال دیگر سیاسی از اعضاء حزب چپ‌گرای اتحاد دموکراتیک (UD) توسط افراد مسلح ناشناس ترور شده‌اند.
"ماروین پونس " (Marvin Ponce)، عضو کنگره از حزب دموکراتیک چپ که در همان روز به هندوراس برگشته و به طور مشهودی خسته و فرسوده بود، گفت که "مردم یک انقلاب به هندوراس بدهکارند و اگر رئیس‌جمهور قانونی به قدرت باز گردانده نشود، شاهد مقابله طبقات اجتماعی با یکدیگر خواهیم بود. آنچه که می‌توانم بگویم این است که ایام مقاومت مسالمت‌آمیز، مانند آنچه که تاکنون داشته‌ایم، به شمارش افتاد است. "
در تاریخ 14 ژوئیه، ده‌ها هزار نفر از کارگران، دانشجویان، کشاورزان و بومیان در مقابل سفارت آمریکا در تگوسیگالیا، پایتخت کشور، دست به تظاهرات زدند. آنها از سراسر کشور در پاسخ به ندای "جبهه ملی مقاومت در مقابل کودتا " (FNRG) به آنجا آمده بودند. حدود 1000 نفر از نمایندگان حاضر در کنگره حزب لیبرال به همراه اعضاء ساده این حزب به این تظاهرات پیوستند. این همان حزبی است که هم سلایا و هم رئیس دولت غیر قانونی کودتا، روبرتو میچلتی، به آن تعلق دارند. همسر سلایا، خانم "سومارا کاسترو " (Xiomara Castro)، نقش اساسی در بسیج مردم و برپایی این تظاهرات ایفا کرد.
در عرضه سه هفته‌ای که از وقوع کودتا گذشته، مقاومت توده‌ای مردم کشور را به کلی فلج کرده و اقتصاد ضعیف آن را متلاشی کرده است. حداقل دو تظاهرات عظیم صدها هزار نفری متشکل از کارگران و بخش‌های ستم‌دیده هندوراس، این کشور را به لرزه انداخته است. در تاریخ 16 ژوئیه اتحادیه کارگران آمریکای مرکزی، به منظور همبستگی با مردم هندوراس، تظاهراتی بر پا ساخت و مرزهای هندوراس با نیکاراگوئه، گواتمالا و السالوادور را مسدود کرد. درآمدهای صادراتی و نیز سرمایه‌گذاری در کشور به سقوط آزاد دچار شده‌اند.
علیرغم سانسور کامل مطبوعات و رسانه‌ها در داخل کشور و خاموشی تقریبا کامل خبری جهانی، رهبران کودتا نتوانسته جلوی انتشار خبر و شایعه در مورد شکاف ایجاد شده در "جبهه متحد " کودتاچیان و حتی در میان رده‌های زیرین نیروهای مسلح و پلیس را بگیرند. تظاهرات مردم و اعتصابات خودجوش و خلق‌الساعه نیستند، بلکه تحت رهبری سازمان‌های دهقانی، مردم بومی، دانشجوئی، آفریقائی‌تبارها، اتحادیه‌های کارگری، معلمان، ژورنالیست‌ها، انجمن مشاغل حرفه‌ای، گروه‌های مذهبی و گروه‌های حقوق بشر تشکیل می‌شوند.
"جبهه ملی مقاومت در مقابل کودتا " از ده‌ها سازمان تشکیل شده است. این سازمان‌ها توسط شبکه‌ای فعال در سطح بین‌المللی با هم پیوند و ارتباط دارند. آنها از مبارزات پیشین در منطقه تجربه آموخته‌اند، به خصوص انقلاب ساندنیست‌ها در سال‌های دهه 1980 در نیکاراگوئه. پیشرفت مستمر ستم‌دیدگان بولیوی، اکوادور، پاراگوئه، ونزوئلا، نیکاراگوئه و السالوادور، الهام‌بخش جنبش‌های توده‌ای هندوراس شده و به آنها درس مبارزه و اعتماد به نفس بخشیده است.
اصلاحات انجام شده توسط سلایا از زمان انتخاب شدنش در سال 2005، در واکنش به فشار فزاینده پائین‌ترین بخش‌های کشور بوده است. چرا که دولت او با ده‌ها اعتراض عمده و مناقشه در صنایع کشور روبرو شده بود. این شرایط باعث ایجاد ارتباط متقابل و دینامیک جدیدی مابین سلایا و بخش‌های ستم‌دیده و تحت استثمار جمعیت کشور گردید.
 دینامیسم شورا
"جبهه ملی مقاومت در مقابل کودتا " موفق شده مردم را - از زن و مرد و قومیت‌ها و سنن مختلف گرفته تا طبقات اجتماعی متفاوت- متحد گرداند. توانایی این جبهه در مقاومت در مقابل سرکوب وحشیانه و حفظ و تداوم اعتراضات در خیابان‌ها و محل کار، در واقع اثباتی است بر بلوغ سیاسی آن. به همین دلیل است که "هیئت نمایندگی سلایا " اعزامی به مذاکرات سن‌حوزه، مرکب از منشوری از نمایندگان اتحادیه‌های کارگری، دهقانان، بومیان و آفریقای‌تباران هستند.
در تاریخ 20 ژوئیه، شورای بزرگی از رهبران مردم با تصویب قطعنامه‌ای تصمیم به افزایش مقاومت گرفت. اتحادیه‌های کارگری فراخوان برای یک اعتصاب عمومی را صادر کردند. آنها حمایت خود از سلایا و خواست خود برای تشکیل مجلس موسسان جهت تغییر قانون اساسی کشور را مجددا اعلام کردند. برآورد من این است که اجلاس این شورا این واقعیت را آشکار ساخت که اعتراض توده‌ای به سطحی رسیده است که مورخین انقلابات و قیام آن را "دینامیسم شورا " می‌نامند، که به معنی سازمان دادن به شراکت حضوری و وکالتی کارگران، ‌دهقانان، اقلیت‌های قومی، دانشجویان و بخش‌های ستمدیده جامعه از طریق تشکیل شبکه‌ای از شوراهای محلی است.
"جبهه ملی مقاومت در مقابل کودتا "‌باعث ایجاد و تقویت یک ارتباط متقابل دینامیک و جدید مابین رهبران سطوح مختلف دولت و عزم و ابتکار عمل مردم جامعه شده است. گرچه این فرایند تازه شکل گرفته است ولی فرآیندی پر زور است. اینکه آیا این فرایند می‌تواند تحکیم شود بستگی دارد به مسیر مبارزه و همبستگی بین‌المللی نسبت به آن.
این مقاومت توده‌ای چه مدت می‌تواند در مقابل سرکوب و خفقان‌ جاری دوام بیاورد؟ مردم باید هزینه زندگی خود را در بیاورند و نمی‌توانند تا ابد در خیابان‌ها بمانند. دهقانان باید به زودی به کشت مزارع خود بپردازند. اکنون زمان، بیش از هر چیز دیگری، عامل حساس برای پیروزی به شمار می‌رود. اگر مقاومت تعمیق یابد، ساعت اجرای برنامه "خوزه فرانسیسکو مورازان " (Jose Francisco Morazan) - قهرمان ملی هندوراس در قرن نوزدهم که اصلاحات مهمی را به نفع مردم به اجرا گذارد- فرا رسیده است.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات