به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این پایگاه اینترنتی آورده است: استراتژی آمریکا در افغانستان و پاکستان چهار هدف دارد؛ خنثی کردن القاعده، ایجاد ثبات در افغانستان، تضمین یک کشور دموکراتیک از طریق حمایتهای فراوان و برنامههای ایجاد موسسات و پاکسازی مناطق قبیلهنشین پاکستان برای از بین بردن پناهگاههای امن افراطیون در این منطقه.
این دقیقا همان استراتژی خروج باراک اوباما رییس جمهور آمریکاست. اعزام 21 هزار نیروی آمریکایی به افغانستان چند هدف را دنبال میکند؛ تقویت نیروهای انگلیسی در استان هلمند، تلاش برای خنثی سازی و نابودی شبه نظامیان طالبان در این مناطق، از بین بردن فعالیتهای تولید و قاچاق مواد مخدر. اینکه چه زمانی تمامی این 21 هزار نیروی مازاد به طور جدی وارد مبارزه با گروه طالبان خواهند شوند، مشخص نیست.
این روزنامه میافزاید: یکی دیگر از اهداف این نیروهای مازاد، تامین امنیت شهرهای افغانستان برای برگزاری انتخابات ریاست جمهوری در این کشور است. این نیروها در حالی به افغانستان اعزام میشوند که ارتش آمریکا در افغانستان ژنرال جدیدی به خود دیده است. ژنرال مک کریستال قصد دارد طرحهای جدیدی را برای اقدامات موثرتر در مبارزه علیه شبه نظامیان به اجرا در آورد. تمامی این اهداف میتواند باعث ایجاد یک فضای سیاسی - اجتماعی با ثبات در افغانستان شود؛ اما به طور دقیق مشخص نیست که آیا پیش گرفتن صرف این اهداف، واقعا باعث ایجاد ثبات کامل در افغانستان خواهد شد یا خیر؟
در ادامهی این مطلب میخوانیم: 140 هزار نیروی ارتش و 70 هزار نیروی پلیس افغان تحت آموزش هستند تا بدین وسیله بتوانند جایگزین نیروهای آمریکایی و ائتلاف برای تضمین امنیت افغانستان شوند. تحت استراتژی آمریکا، ازسرگیری نوسازی و اجرای طرحهای امور توسعه یکی دیگر از اهداف مهم در افغانستان محسوب میشوند. این اقدامات در حالی در افغانستان انجام میشود که هنوز هم عدهای از کارشناسان معتقدند که پیروزی در افغانستان امکان پذیر نیست و آمریکا و نیروهای ائتلاف باید گزینههای غیرنظامی را برای ایجاد ثبات در افغانستان در پیش بگیرند. این سوال نیز مطرح است که آیا اقدامات نظامی تا سال 2012 (زمانی که دورهی اول ریاست جمهوری اوباما به پایان میرسد) ادامه خواهد یافت و اینکه آیا نیروهای آمریکایی و ائتلاف زمان کافی برای پاکسازی کامل افغانستان خواهند داشت و به کشورشان باز میگردند یا خیر.
در بخش دیگری از این تحلیل آمده است: در این موضوع نیز تردید وجود دارد که افغانستان زمانی میتواند به ثبات برسد که به یک الگویی از دموکراسی و پیشرفت تبدیل شده باشد.
نکتهی قابل توجه این است که افغانستان پس از خروج کامل آمریکا از این کشور، چگونه خواهد بود؟ آنچه برای آمریکا و هم پیمانانش مهم به شمار میرود این است که افغانستان و پاکستان از حضور شبه نظامیان و افراطیون پاکسازی شوند و بدین سان خواهد بود که زمینه ایجاد امنیت و ثبات در این دو کشور فراهم میشود و پس از آن فعالیتهای موسسات دموکراتیک در آنها آغاز خواهد شد. ادامه حضور دوبارهی افراطیون در این دو کشور مطمئنا به نفع منطقه و جهان نخواهد بود.
نویسنده این مطلب در ادامه میافزاید: مطمئنا پس از ایجاد ثبات در افغانستان، روند بازسازی و امور توسعه در این کشور باید هر چه سریعتر آغاز شود چون با این اقدامات افغانستان میتواند به یک کشور دموکراتیک تبدیل شود. در پاکستان نیز این گونه خواهد بود. پاکستان باید هر چه سریعتر روند بهبود اوضاع اقتصادی خود را ازسر بگیرد. برای ایجاد منطقهای عاری از افراطی گری، همکاریهای کشورهای همسایه نیز امری لازم و ضروری محسوب میشود.
همکاریهای افغانستان، پاکستان، ایران و آمریکا میتواند در ایجاد ثبات در افغانستان و پاکستان کمک کند. لازم است این طرفها در راستای این مسیر به تبادل نظر و ارزیابیهای دوباره دیدگاههایشان بپردازند.
در بخش پایانی این تحلیل میخوانیم: صلح و ثبات دو عاملی هستند که لازم است هر چه سریعتر برای مردم دو کشور افغانستان و پاکستان ایجاد شوند. حل و فصل مسایل سیاسی در یک مسیر مسالمت آمیز و تحت چارچوب درک متقابل باعث میشود تا روند ایجاد ثبات و آرامش در دو کشور سریعتر انجام شد. در این مسیر ژنرال مک کریستال نیز نقش مهمی خواهد داشت.
همچنین تبادل اطلاعات میان ارتش پاکستان و آمریکا میتواند در پاکسازی مرزها و نابودی شبهنظامیان کمک شایانی کند. البته عملیاتهای گسترده اخیر در مناطق شمال غربی پاکستان به شدت مورد استقبال مجامع بینالمللی قرار گرفته و نشان داده که اسلام آباد تعهد جدی در مبارزه با تروریسم دارد. افغانستان و پاکستان باید بپذیرند که اتخاذ استراتژی جامع در قبال شبه نظامیان و افراطیون در این دو کشور میتواند منجر به ایجاد صلح و ثبات در این دو کشور شود و دراین راستا همکاریهای نزدیک نیز روند این هدف را تسریع خواهد بخشید.