دکتر سیدمحمدکاظم سجادپور
جهانی شدن ارتباطات باعث شده است که اخبار و گزارش تحولات بینالمللی به سرعت منتشر شود و از این جهت ما در دنیای کنونی شاهد نوعی بیمرزی هستیم. مرزهای ارتباطی چنان به هم پیوسته که در تاریخ زندگی بشری بیسابقه است. در عین حال باید در نظر داشت که ارتباطات سریع و لحظهای جهانی، جغرافیا و ژئوپلتیک را نمیتوانند جابهجا کنند و حوزههای ژئوپلتیک و جغرافیایی همچنان دارای اهمیت هستند. هرچند ممکن است شرایط نوین و جدید در هر کدام از آنها پدید آید، اصل تداوم اهمیت آنها از پایداری برخوردار است. اقیانوس هند در زمره حوزههای مهم و سرنوشتساز ژئوپلتیک محسوب میشود که آینده مناسبات استراتژیک بینالمللی به تعبیر «رابرت کاپلان» در آن منطقه رقم خواهد خورد. اهمیت اقیانوس هند در شرایط نوین جهانی چگونه است؟ چه تحولات تدریجی ولی اثرگذاری در این اقیانوس قابل شناسایی است؟
منطقه پهناور اقیانوس هند، پیوند دهنده سه قاره جهان، واحد فرهنگی بزرگ و گردآورنده تمدنها و فرهنگهای بانفوذ، محل تجارت و رقابتهای نظامی و چالشهای امنیتی سترگ است. در حال حاضر 90درصد تجارت جهانی و 65درصد نفت دنیا از طریق دریاها و اقیانوسها مبادله میشود و حدود 70درصد معادلات نفتی جهان از طریق اقیانوس هند صورت میگیرد. دو تنگه استراتژیک هرمز در غرب و «مالاکا» در شرق اقیانوس هند محل عبور 40درصد تولیدات جهانی نفت و 40درصد تجارت جهانی هستند. آفریقا، آسیا و اقیانوسیه طی قرنها از طریق اقیانوس هند، تعاملات انسانی و فرهنگی مختلف داشته اند و در اقیانوس هند در چند قرن گذشته بهخاطر رقابتهای استعماری پرتقال، هلند و انگلیس، شبکهای از خطوط مواصلات دریایی و بندری شکل گرفته است.
تحولات امنیتی و استراتژیک اقیانوس هند، فهرستی طولانی از مسائل اثرگذاری چون رابطه مسلمانان و غرب، منازعات سنگین مربوط به مناطق بههم پیوسته با این اقیانوس نظیر منازعات خاورمیانه، شرق آفریقا، هند و پاکستان، پدیده مهم دزدی دریایی در سواحل سومالی و خلیج عدن، فعالیتهای تروریستی، حضور نظامی و درگیریهای خونین نیروهای خارجی و بینالمللی در حاشیه این اقیانوس را دربر میگیرد، اما آنچه که در این میان و در چشمانداز استراتژیک جلب توجه میکند، فعالیتها و رقابتهای فعلی و احتمالاً جدیتر هند و چین در اقیانوس هند در آینده است.
چین و هند، هر دو قدرتهای درحال ظهور در نظام بینالمللی کنونی هستند. هرچند که در مورد میزان پایداری قدرت هرکدام از آن دو، دیدگاههای مختلف و بعضاً متضادی وجود دارد، اما نمیتوان در این تردید داشت که به لحاظ اقتصادی، هر دو کشور در سطح جهانی مطرح هستند و رشد اقتصادی مداوم آنها با خود شرایط جدیدی از رفتار سیاسی و استراتژیک را بههمراه میآورد. بهخاطر رشد اقتصادی، مصرف انرژی چین در فاصله سالهای 1995 تا 2005 دو برابر شده است. براساس برخی تخمینها، مصرف انرژی چین تا 15 سال آینده مجدداً دو برابر خواهد شد و در حدود یک دهه آینده، چین باید روزانه 3/7 میلیون بشکه نفت وارد کند که عمده آن از منطقه خلیجفارس خواهد بود و حدود 40درصد آن برای رسیدن به سرزمین چین، باید از تنگه مالاکا در اقیانوس هند عبور داده شود. هند تا چند سال آینده، چهارمین اقتصاد دنیا بعد از آمریکا، چین و ژاپن خواهد شد و مجبور به واردات انرژی میشود که 90 درصد آن از تنگه هرمز عبور خواهد کرد.
شرایط اقتصادی و اتکا به اقیانوس هند باعث شده است که هر دو کشور، نیروهای نظامی و دریایی خود را در اقیانوس هند تقویت کنند. هند در دهه گذشته توجه خاصی به نیروی دریایی کرده و در حال حاضر با 155 کشتی جنگی، از بزرگترین نیروهای دریایی جهان است. چین نیز با ساختن شبکهای از پایگاهها و مراکز نیروی دریایی در کشورهای نزدیک بهخود، از پاکستان گرفته تا میانمار، در شرق و غرب هند حضور دارد. چین و هند در کنار حفاظت دریایی از منافع اقتصادی خود که به شدت به اقیانوس هند وابسته است، یکدیگر را زیرنظر دارند و رقابت آرامی در این حوزه بین آن دو شکل گرفته است. آمریکا یکی از بزرگترین قدرتهای دریایی در اقیانوس هند است. مثلث هند و آمریکا و چین، در نهایت در مهندسی مناسبات نظامی اقیانوس هند، اثر اصلی را خواهد داشت. تعامل اضلاع این مثلث، راحت بهنظر نمیرسد.
با توجه به مطالب فوق، تردیدی نیست که اقیانوس هند به عنوان یک حوزه مؤثر ژئوپلتیک و استراتژیک، در آینده سیاست بینالمللی سهم بسزایی خواهد داشت. باید دید که تلاطمهای استراتژیک اقیانوس هند چگونه با تلاطمهای بینالمللی پیوند خواهد خورد.