تاریخ انتشار : ۰۲ مهر ۱۳۸۸ - ۰۸:۰۱  ، 
کد خبر : ۱۱۲۲۵۲

رؤیای مخملین توسعه


 سمیرا رضوی
وقوع پدیده انقلاب نرم یا رنگی- که بیشتر کودتا هستند تا انقلاب- از آغاز دهه اخیر تحلیل های بسیاری را موجب شده است. گرچه نوشتار حاضر درصدد تبیین تئوریک و تبارشناسی این نظریات نیست اما تلاش می کند از وجهی عمدتا مغفول بدان بپردازد: چرایی حضور توده های همراه انقلاب از منظر توسعه.
گردانندگان این پدیده سیاسی که نخبگان جامعه هستند، اما مردم در این میانه چه می کنند؟ این تحولات عموماً در بستر نارضایتی های داخلی رخ می دهد و هنر نخبگان در آن است که از این نارضایتی ها ظرفیتی گسترده بسازند. بیایید بیاندیشیم مردم گرجستان، آغازگران این روند در منطقه را چه انگیزه ای به شب زنده داری خیابانی در آن هوای سرد کشاند:
مردمی سفیدپوست، مسیحی، اروپایی اما دور از دنیای توسعه یافته غرب و مواهب آن ساکن در جامعه ای که هنوز با مصائب دوران کمونیسم دست و پنجه نرم می کند و رئیس جمهوری که دیکتاتور عنوان بهتری برای وصف اوست. مردم گرجستان و شاید اغلب ساکنان جمهوری های سر برآورده از خاکستر شوروی خواهان مدل زندگی ای بودند که خارج از مرزهای نفوذ روسیه می دیدند و می شنیدند: از خوردن بی دغدغه ساندویچ مک دونالد و تماشای جدیدترین فیلم های هالیوود تا اقتصاد آزاد و بازار، NGOهای فعال در حقوق بشر و زنان. با رئیس جمهوری دموکرات که به ضرورت و به راحتی بتوان او را به چالش کشید، جامعه ای که فقر، بیکاری و فساد دولتی در آن حداقل باشد. در یک کلام اقتصاد اجتماعی شکلی معقول و منصفانه داشته باشد. وضعیتی که در آن احساس استقلال و رهایی از سایه بلند و سنگین روسیه را به همراه داشته باشد. تصویری تمام رنگی از دول لیبرال و نماد آن آمریکا، مهد توسعه.
چنین نمایی محرک فوق العاده ای خواهد بود برای تغییری به این گستردگی. گرچه زمان زیادی نگذشت که این شعله به سردی گرایید. حالا موافقان ساکاشویلی که او را رهبر موفق این انقلاب می دانستند به مخالفان سرسخت او تبدیل شده اند. نمونه آن (نینو بورجانادزه). مشکلات کم و بیش پابرجاست. ساکاشویلی در برابر خواست بخش وسیعی از جامعه برای کناره گیری از قدرت مقاومت می کند. دیکتاتور جوان کشور را به کام جنگ بی فایده می فرستد. در چهارمین سالگرد انقلاب رز از جانب افکار عمومی به فساد محکوم می شود. احساس استقلالی که به دست نمی آید، مردم دانسته اند که در مسیری پیش رفته اند که خارج از مرزهایشان ترسیم شد. اوباما خواهان تحولات مثبت در رابطه با روسیه است و چنانکه ساکاشویلی در مصاحبه با نیوزویک اذعان میکند گرجستان و مشکلاتش دیگر در اولویت نیست. مسئله بیکاری پابرجاست و بحران اقتصادی جهان آن را تقویت کرده است حالا الگوی توسعه، آمریکا، خود نیز درگیر است. شباهت های زیادی بین ساکاشویلی و شواردنازه به وجود آمده است. تنها روسیه جای خود را به آمریکا داد.
توسعه مطلوب توده های سرگردان در خیابان محقق نشد. گل رز انقلاب پژمرد!
گرچه بررسی چنین بحثی با مصداق ایران در هر ذهن روشن بین به امری محال و شوخی نابجا می ماند، اما به فراخور حوادث اخیر بدان می پردازیم. فرض محال که محال نیست.
وقوع چنین پدیده ای در ایران محال است از آن جهت که ذات انقلاب اسلامی آن را نفی می کند. انقلاب ایران که به واقع در چارچوب هیچ تحلیل سیاسی از این دست نمی گنجد دارای وجه مهمی است که همان توسعه و یا به تعبیر بهتر رهبر انقلاب پیشرفت است؛ امری همه جانبه. اساسا انقلاب ایران تلاشی برای یافتن مدل بومی از پیشرفت منطبق با ارزش های دینی و آرمان های اسلامی یک ملت است که نه تنها مظاهر مادی بلکه ظرفیت های اعتقادی و اخلاقی را هم تقویت می کند و گسترش می دهد و مادام که در مسیر پرداخت و تقویت این امر گام زند نسخه هایی این چنین برای آن بی معنا خواهد بود.
«ظرفیت این نظام، بسیار والا و فراتر از آن چیزی است که دیگران از بیرون صحنه نگاه میکنند و تحلیل میکنند و درباره ی این نظام سخن میگویند. (رهبر انقلاب در مراسم تنفیذ رییس دولت دهم)

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات