تاریخ انتشار : ۱۳ مهر ۱۳۹۱ - ۱۰:۱۹  ، 
کد خبر : ۱۱۲۷۰۶

هفته‌نامه سپید و سیاه(بخش آخر)


تألیف: سعید سجادی
دکتربهزادی پس از تعطیل شدن نشریاتی مانند امیدایران، تهران مصور، جوان، آسیای جوان و سپیدوسیاه امتیاز نشریه علمی دانستنیها را به نام دخترش فرانه بهزادی(93) اخذ نمود و سالها این نشریه را منتشر ساخت. پس از خرداد ماه سال 1376 و فعال شدن نشریات و روزنامه های زنجیره ای و در نهایت تعطیل شدن برخی از آنها به جرم براندازی نظام و نشر اکاذیب مجله دانستنیها، برخلاف قانون مطبوعات یکباره با رویکرد سیاسی و با سرمایه شرکت جامعه روز(94) متعلق به ماشاءاله شمس الواعظین، حمیدرضا جلایی پور و باقر ولی بیگ انتشار می یابد و به صورت جایگزین تریبون جدید گردانندگان و عناصر نشریات تعطیل شده جامعه، توس و... تبدیل می‌شود. در تاریخ 15/4/1379 نخستین شماره دانستنیها با این شناسنامه منتشر می‌شود:
«صاحب امتیاز و مدیرمسئول: فرانه بهزادی
نشانی: ایرانشهر شمالی خیابان آذرشهر، نبش فریدون شهر، شماره 23».
که همان آدرس سپید و سیاه است. دانستنیها در دومین شماره دوره جدید خود که در تاریخ 29/4/79 منتشر می شود تصویر محسن کدیور را بر روی جلد چاپ می کند.
در سرمقاله همین شماره تحت عنوان «به زبان فرهنگ و به زمانه ما» می‌خوانیم:
«دربند زمانه گرفتاریم و گرفتاری عار نیست. چه بی هنران زور مدار هر آن چه به دستشان می آید می کنند روا و ناروا و ما، در پیچ و خم سنگلاخ رفتارهای روستایی روز را به شب و شب را به روز می رسانیم. تا از این هیولای هول رخصتی حاصل آید و پس از جان کندنی طاقت فرسا تازه به اول دروازه مدنیت و ابتدای تاریخ شهرنشینی هبوط کنیم.»(95)
بدین ترتیب نشریه سابقاً علمی دانستنیها ناگهان یک شبه سیاسی می شود و از موضعی رادیکال، دلسوختگان نظام و انقلاب را شب پرستانی معرفی می کند که مانع از رسیدن مردم به دروازه تمدن بزرگ!! می شوند و بعد نتیجه می‌گیرد:
«روزگاری است که در آن تاوان جنایت، برائت است و تاوان آزادی خواهی، زندان... سر به جهان کلام و اندیشه می بریم و بغض را فرو می خوریم تا بعد»(96)
در هر یک از سطور این سرمقاله توهین و تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی دیده می شود و نویسنده آن سعی می کند نظام اسلامی را دارای عقاید ارتجاعی معرفی نموده و آن را به دوره ماقبل مدنیت تشبیه نمایند. او همچنین زندگی در نظام جمهوری اسلامی را به منزله زندگی در دوران خفقان در نظر گرفته که باید منتظر روزنه ای جهت آزادی از آن بود.
این حریم شکنی ها و هتک حرمت ها با اتخاذ استراتژی تساهل و تسامح از سوی برخی افراد و مدیران فرهنگی در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی شرایط اسفباری یافت و پیوستن برخی از عناصر انقلابی به جبهه فرهنگی معاند، معضلات این عرصه را دوچندان کرد.
در راستای نفی هرگونه خط قرمز و اصالت دادن به آزادی مطلق در مطبوعات، هیچ یک از اصول دینی، انقلابی و اخلاقی از حملات آزادیخواهان غربگرا بی نصیب نماند و دین یکسره به بهانه قرائت جدید به باد تمسخر گرفته شد، قانون اساسی، ولایت فقیه و نهادهای قانونی از قبیل شورای نگهبان به نام نقد و تحلیل آزاد آماج حملات واقع شدند و سرانجام روابط دختر و پسر و آزادی به سبک غربی ترویج گشت و دین دنیوی شد، یعنی اسلام اموی و اسلام آمریکایی تبلیغ و مورد پسند معرفی شد.
واقعیت این است که انحراف پاره ای از روزنامه ها فراتر از تخلفات مطبوعاتی است، رفتار آنان بیانگر شکستن بنیان های اقتدار نظام (قانون، وحدت، دیانت و رهبری) است. این نشریات در بستری عنادآمیز علیه امنیت و منافع ملی شکل گرفته و دقیقاً به تغییر ماهوی نظامی اسلام و انقلاب می اندیشند اگرچه منافقانه عنوان اصلاح طلبی را یدک می کشند. نشریه دانستنی ها نیز در زمره این روزنامه های زنجیره ای قرار گرفته بود و انتشار آن را عده ای به عهده گرفته بودند که در راستای همین اهداف فعالیت می‌کردند.
پس از نشر این قبیل مقالات و مطالب موهن در دانستنیها مدیر مسئول دانستنیها به دادگاه مطبوعات احضار شد(97) و دادگاه مربوطه با حضور هیئت منصفه مطبوعات، پس از بررسی کیفرخواست صادره از سوی دادستان و استماع دفاعیات وکلای مدیر مسئول دانستنیها، صاحب امتیاز و مدیر مسئول این نشریه را مجرم شناخت و رسماً اعلام داشت که:
«اعضای هیئت منصفه مطبوعات به اتفاق آرای مدیر مسئول نشریه «دانستنیها» را به دلیل واگذاری غیرقانونی امتیاز نشریه خود به نماینده شرکت «جامعه روز» مجرم تشخیص داد.
هیئت منصفه در رابطه با اتهام مدیر مسئول نشریه دانستنیها مبنی بر تبلیغ علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی و انتشار مطالب اهانت آمیز علیه نظام اسلامی نیز با اکثریت آرأ، نامبرده را مجرم دانست». (98)
و به این ترتیب دادگاه مربوطه درتاریخ 31/5/79 امتیاز مجله دانستنیها را لغو کرد. البته خانم فرانه بهزادی صاحب امتیاز و مدیر مسئول این نشریه برای منحرف ساختن دادگاه و با هدف تأثیرگذاری بر آن، اشک تمساح ریخت و با قرائت بیانیه ای از مردم مسلمان ایران عذرخواهی کرد. اما برای عذرخواهی خیلی دیر شده بود و برای مسئولین دادگاه و اعضای هیئت منصفه مطبوعات ثابت شده بود که نشریه دانستنیها، ادامه بزک کرده و تغییر شکل داده مجله سپید و سیاه است و همان اهدافی را که آقای علی بهزادی با الهام و یا دستور لژهای ماسونی برای تضعیف نظام اسلامی دنبال می کرد، تعقیب می نماید و طی چند سال گذشته مترصد فرصت برای انجام این مقصود بوده است.
البته دو سال بعد در تاریخ 15/12/1381 وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی طی نامه ای اجازه انتشار مجدد این نشریه را به صاحب امتیاز آن داد و فرانه بهزادی در سرمقاله شماره یک این نشریه در دوره جدید اینگونه خود را فردی ذی حق که سرمایه او پایمال شده جلوه می دهد:
«در تاریخ 5/12/1381 بعد از گذشت دو سال و نیم نامه ای از طرف وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به دستم رسید که در متن آن نامه اجازه انتشار مجله را از تاریخ 28/12/1381 می‌داد.
حال توانستم دوباره کار را شروع کنم. بعد از 25 سال کار باید از صفر همه چیز را شروع می کردم و یا درست تر بگویم از منهای صفر با آنکه مریض شده بودم و مدت زیادی بستری بودم تمامی تلاشم را کردم تا بتوانم دوباره کار را شروع کنم.»(99)
وی در جایی دیگر از همین سرمقاله با هدف مظلوم نمایی ادعا می کند که برای گرداندن نشریه در دوران دفاع مقدس وام های نزولی می‌گرفته است:
«بدهی‌ها از بانک ها شروع شد، به اقوام و دوستان ادامه یافت و بعد به نزولخواران حرفه ای منتهی شد. با خسارت های (نزول‌های) 48 تا 72 درصد... دیگر بدهی ها بزرگتر از مجله شده بودند و حکم های جلب در دست نزولخواران حتی فرصت کار کردن را هم به من نمی داد که نتیجه آن عدم توانایی در انتشار مرتب مجله بود.»(100)
علی بهزادی ظاهراً خود را از جریان اداره این نشریه کنار کشیده بود و به نگارش و تدوین کتاب های شبه خاطرات اشتغال داشت.(101) وی در این کتابها به جای روشنگری نسل جوان به تطهیر برخی از عناصر و جریانهای وابسته همت گماشته که بسیار درخور تأمل است. در مصاحبه ای که خبرنگار مجله «گیله وا» با او داشته، در پاسخ به این سؤال که چرا پایان داستان غالب شخصیت های کتاب «شبه خاطرات» دل انگیز و شیرین پایان می یابد، می‌گوید:
«من در هیچ کدام نه در کتاب خویش و نه در زندگی شان پایانی خوش ندیده ام مضافاً براینکه ما نمی توانیم یا حق آن را نداریم که از کسانی که مرده‌اند، بد بنویسیم؛ چون آنها که نیستند تا از خود دفاع کنند، وقتی کسی زنده باشد از خود دفاع می‌کند.»(102)
در واقع او با این جواب به زعم خودش، دلیل قانع کننده ای برای تطهیر عناصر وابسته در کتابش دارد و خود را حافظ حیثیت آنها می داند. اگرچه به طور ضمنی در ابتدای کلامش اعتراف کرده که هیچ یک از شخصیت های کتابش زندگی شان پایان خوشی نداشته.
بهزادی هم اکنون علاوه بر تدریس در دانشگاه با برخی از نشریات زنجیره ای همکاری نزدیکی دارد. وی متأسفانه در عرصه دانشگاهی و مطبوعاتی کشور حضوری فعال دارد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات