تاریخ انتشار : ۰۶ اسفند ۱۳۸۸ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۱۱۲۸۰۸

جریان شناسی نفاق جدید (بخش اول)

نویسنده: رضا سراج مقدمه: نفاق، صف بندی درونی و بسیار خطرناک در جامعه دینی است که از داخل، جبهه جدیدی را علیه دین، رهبری و حکومت دینی بازگشایی می نماید. ضربات جریان نفاق بر پیکره اسلام و مؤمنان، همواره بیش از کفار و مشترکین بوده است، به گونه ای که امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) به نقل از پیامبر عظیم الشأن اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) خطاب به محمد ابن ابی بکر می فرمایند: «تحقیقاً برای امتم از مؤمن و مشرک هراس و نگرانی ندارم، چراکه مؤمن به واسطه ایمانش تحت محافظت خداست و مشرک را نیز به سبب شرکش، خداوند نابود می کند. لیکن من برای شما از هر منافق پنهان و نقابدار که عالمانه سخن می گوید، نگرانم. چراکه می گوید آنچه را خوب می دانید و عمل می کند آنچه را بد و منکر می دانید.» جریان نفاق و منافقین تنها منحصر به صدراسلام نیست، بلکه در همه زمان ها وجود دارد. رهبر معظم انقلاب در بحث روشنگرانه ای پیرامون جریان نفاق می فرمایند: «نفاق و انسان های منافق که در قرآن از آنان به نام «فی قلوبهم مرض» یاد می شود، فقط در صدر اسلام نبودند، در همه زمان ها هستند، ازجمله زمان ما و با هدایت قرآن و نور قرآن باید آنها را شناخت.» در این نوشتار با بررسی تاریخ صدر اسلام و مقایسه تحلیلی تطبیقی آن با شکل گیری و استمرار انقلاب اسلامی و همچنین استناد به سنت های تغییرناپذیر الهی حاکم بر تاریخ، تلاش گردیده دسته بندی های پدیده شوم نفاق، بویژه نفاق جدید و همچنین چگونگی شناخت و مقابله با آن در راستای تبیین سخنان مقام معظم رهبری در این باره مورد مطالعه قرار گیرد. ضمن آنکه این بحث به عنوان کلیدی است برای بررسی و تحلیل فتنه مخملین اخیر.

معنا ومفهوم نفاق:
شهید مطهری در بحثی پیرامون نفاق می فرمایند: «منافق کسی است که فکر و اندیشه اش یک جور می گوید و زبانش جور دیگر، درست بر ضد آن، احساسات و عواطفش در یک جهت است، ولی تظاهرات ظاهریش در جهت دیگر.»
ایشان درباره معنی نفاق بیان می دارند: لغت نفاق از واژه «نفق» است. نفق یعنی راه. البته راه های مخفی و پنهانی. در لغت هم وقتی که ما راجع به منافق نگاه می کنیم که منافق را چرا منافق می گویند؟ می بینیم که گفته اند برای اینکه منافق دو راه و دو درب برای خودش قرار می دهد. یک درب ورودی که به واسطه آن درب، وارد می شود به اسلام، و یک درب خروجی که باید فرض کنیم پنهانی است. از یک درب وارد می شود و از درب دیگر خارج می شود.»
همچنین رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص معنا و مفهوم نفاق می فرمایند: «راجع به مفهوم نفاق در قرآن به روشنی صحبت شده و عبارت است از اینکه یک نفر یا جماعتی، یک فکری و یا جهت گیری را داشته باشد و خلاف آن را به مؤمنین ابراز کند، درراه خدانباشد و وانمود کند در راه خداست، مؤمن نباشد و وانمود کند مؤمن است. دروغ بگوید، این معنای نفاق است. نفاق: پنهان کردن یک ضلالت، تاریکی و نشان دادن چیزی برخلاف که در آنها نیست.»
دسته بندی منافقین:
به طورکلی تاریخ اسلام دو دوره «تنزیل» و «تأویل» را شامل می گردد که جریان نفاق در هر دو برهه، به عنوان یک صف بندی درونی، در جامعه دینی فعال بوده و می باشد.
دوران تنزیل، دوره نزول قرآن و زمان مبارزه با دشمنانی است که می خواهند از پیدایش دین ممانعت به عمل آورند. در این دوره جامعه دینی با دو دسته از منافقین مواجه گردید: یک دسته «منافقین پنهان» و دسته دیگر «منافقین محارب».
حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در دسته بندی منافقین، آنان را به سه دسته کلی تقسیم می نمایند و در توضیحاتی پیرامون «دسته اول منافقین» می فرمایند: «دسته اول منافقین، ابتدای ورود پیامبر (صلی الله علیه و آله) به مدینه هستند. کسانی بودند که یا اسلام نیاوردند و یا بعضی ایمانی از روی احساسات به اسلام آوردند. ولی اعتقاد به اسلام و پیامبر (صلی الله علیه و آله) در دل آنان عمقی نداشت و با یک تکان، ایمان ضایع شد. اینها کسانی بودند که در قرآن از آنان با «فی قلوبهم مرض...» در اول سوره بقره صحبت می شود. اول کار، همه نوعی ایمان آوردند (مگر تعدادی). لکن همه ایمان قوی نداشتند. توده مردم، انسان هایی سالم و بی غل و غش، ایمان مثل نوری در دلشان افتاد و رشد کرد، مستحکم شد. ولی در قلوب مریض، افراد خودخواه، لاابالی و انسان هایی که به فکر هیچ چیز نبودند، بذر ایمان در دل اینها پا نگرفت. ایمان آنها ضعیف بود، عمق پیدا نکرد، ارتباط عمیق با یهود هم نگذاشت ایمان آنها مستحکم شود. در باطن ایمان را ازدست دادند و یا از اول نداشتند، ولی جرأت نمی کردند اظهار کنند. فضای مدینه، ایمان پرنور جوانان، آیات قرآن، وحی، مسائل پرهیجان، فضای مدینه را قبضه کرده بود. کسی جرأت اظهار بی ایمانی نداشت.»
این دسته از منافقین در مدینه درواقع نقش ستون پنجم را برای یهود، کفار و قریش ایفا می کردند. آنان با ارتباط عمیق با یهود، ضمن احداث مسجد ضرار (آسیب زننده)، از طریق یک توطئه مشترک با سرکردگان یهود ازجمله «ابوعامر» سعی داشتند انسجام مسلمانان را از درون متلاشی نمایند که خداوند ازطریق وحی، پیامبر (صلی الله علیه و آله) را از این توطئه آگاه کرد. پیامبر نیز دستور دادند که مسجد ضرار را تخریب و حتی ویرانه آن را نیز به آتش بکشانند.
سرکرده منافقین دسته اول در مدینه، فردی به نام «عبدالله ابن ابی» بود که با جماعتی معلوم الحال، به دفعات سعی نمود به حکومت نوپای دینی ضربه بزند. یکی از این دفعات در ماجرای جنگ احد رخ داد و او نیروهای خود را که تقریباً یک سوم جمعیت سپاه اسلام بود، به بهانه ای واهی در شوط (میان مدینه و احد) به مدینه بازگرداند. این انشعاب ضرباتی را به مسلمانان وارد نمود.
در ماجرای غزوه بنی المصطلق نیز عبدالله ابن ابی و منافقین همراه او در حال طراحی توطئه بیرون نمودن پیامبر (صلی الله علیه و آله) از مدینه بودند که نوجوانی از انصار به نام «زیدابن ارقم» سخنان آنان را شنید و به اطلاع حضرت رساند. پیامبر (صلی الله علیه و آله) «عبدالله ابن ابی» را احضار و توطئه منافقانه او را به وی گوشزد نمودند. او «زیدابن ارقم» را به دروغ گویی متهم کرد و با قسم های غلاظ و شداد، منکر طرح های توطئه آمیز خود شد. خداوند سوره «منافقون» را در رابطه با این دسته از منافقین نازل فرمود.
«منافقین محارب»، دسته دیگری از جریان نفاق در دوران تنزل می باشند که علیه پیامبر (ص) و حکومت دینی اعلام جنگ مسلحانه نمودند. رهبر معظم انقلاب اسلامی در بیان دسته بندی جریان نفاق، منافقین حربی را منافقین دسته سوم می نامند و درخصوص آنان می فرمایند: «دسته سوم، منافقینی هستند که درمدینه ایمان آوردند، دچار لغزش های مؤمنانه شدند، خود را حفظ نکردند، رفتند و در یمامه با پیامبر(ص) اعلام جنگ کردند و شدند منافقین محارب».(6)
منافقین دوران تأویل
دوران تأویل دوره اجرای دستورات و احکام دین و مبارزه با کسانی است که قصد تحریف دین و به انحراف کشانیدن جامعه دینی را دارند. در این دوره صف بندی و رویارویی بر سر تأویل قرآن آغاز می گردد. در این راستا و هنگامیکه آیه شریفه 9سوره حجرات نازل شد (و ان طائفتان من المؤمنین اقتتلوا فاصلحوا بینهما فان بغت احدهما علی الاخری فقاتلوا التی تبغی حتی تفیء الی امرالله: و اگر دو طایفه از اهل ایمان با هم به قتال و دشمنی برخیزند، البته شما مؤمنان بین آنها صلح برقرار دارید و اگر یک قوم بر دیگری ظلم کرد، با آن طایفه ظالم قتال کنید تا به فرمان خدا بازآید(7)، پیامبر عظیم الشأن اسلام(ص) با نگاهی به آینده و پیش بینی برگرفته از قرآن، از تغییر الگوی نبرد و صف بندی جدیدی در جامعه دینی خبر دادند. حضرت در این هشدار فرمودند: «کسی در میان شما هست که برای تأویل قرآن نبرد خواهدکرد، همانگونه که من برای تنزیل آن نبرد کردم.» برخی از مسلمانان پرسیدند: «آیا ما هستیم؟». حضرت جواب منفی دادند و از امام علی(ع) به عنوان قهرمان مبارزه در عصر تأویل یاد کردند.(8)
حضرت امیر(ع) درباره جریان نفاق جدید یا به عبارت دیگر نفاق دوران تأویل فرمودند: «آنان به وحدانیت خدا شهادت می دهند. همین باعث می شود تا کشتن آنان بر مردم گران آید و به ولی خدا طعنه زده و بر او خشم گیرند.»(9)
همچنین حدیث دیگری از پیامبر(ص) نشان می دهد که دوره تأویل، دورانی طولانی خواهد بود که پس از رحلت آن حضرت آغاز می شود و تا ظهور ادامه می یابد. رسول مکرم اسلام(ص) در این باره می فرمایند: «مهدی(عج) برای تأویل قرآن پیکار می کند، همانگونه که من برای تنزل آن پیکار کردم.»(10)
رهبر معظم انقلاب اسلامی از منافقین دوران تأویل باعنوان «نفاق جدید» یاد می کنند و در دسته بندی های نفاق، آنان را جزء دسته دوم منافقین برمی شمارند. ایشان درخصوص «نفاق جدید» می فرمایند: «دسته دوم کسانی که جزء مؤمنین بودند، اول کار هم هیچ نشانه ای از نفاق در اینها نبود. ولی به مرور، دچار عوارضی شدند، این عوارض، کار دستشان داد و آنها را از پای درآورد. دسته دوم کسانی بودند که دشمنی نداشتند با اسلام و پیامبر(ص) و حرکت اسلامی، دوست هم بودند... کار اینها خلف وعده ای بود که با خدا کردند. دروغی که با عملشان به خود گفتند. خلاف کاری، گناه، عدم اعتنا به تربیت خود، گاهی کار را به جایی می رساند که جزای کار آنها بدترین می شود. بدترین چیست؟ تکذیب آیات خدا، عدم دقت و مواظبت از خود، از حرف خود، از رفتار خود، از فکر خود و از خود مراقبت معنوی نکردن، کارش به نفاق می رسد.»(11)
بنابراین در دوران تأویل، طبقه جدیدی از نفاق در جامعه ظاهر می گردد که با شکل نفاق در دوران تنزیل متفاوت است و از آن به عنوان «نفاق جدید» یاد می شود. مهمترین وجه تمایز نفاق دوران تنزیل با نفاق دوره تأویل، موضوع «وجاهت» است که منافقین جدید از آن برخوردارند.
چرایی پدید آمدن نفاق جدید
«نفاق جدید» و یا به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی، منافقین دسته دوم، معاندین دوران تأویل می باشند که جبهه ای درون دینی را علیه جامعه و نظام دینی بازگشایی می نمایند. قرآن علت شکل گیری این پدیده شوم و بسیار خطرناک را عدم استقامت و پایداری می داند. خداوند در قرآن مؤمنان را یک دست ندانسته و بدون توجه به ظواهر، آنان را در دو گروه طبقه بندی کرده است: «مؤمنین راستین» و «مؤمنین دروغین». آنگاه تفاوت میان مؤمنین راستین و دروغین را در عنصر «پایداری ایمان» دانسته و از کسانی که در ایمان خود راست قامت نبوده و تغییر ماهیت داده اند به عنوان اهل نفاق یاد کرده است.
«من المؤمنین رجال صدوقوا ما عاهدوالله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر و ما بدلوا تبدیلا لیجزی الله الصادقین بصدقهم و یعذب المنافقین ان شاء او یتوب علیهم ان الله کان غفورا، رحیما: برخی از آن مؤمنان، بزرگ مردانی هستند که به عهد و پیمانی که با خدا بستند کاملا وفا کردند. پس برخی بر آن عهد ایستادگی کردند (تا در راه خدا شهید شدند) و برخی مقاومت کرده و هیچ عهد خود را تغییر ندادند. تا آنکه خدا آن مردان راستگوی با وفا از صدق و ایمانشان، پاداش نیکو بخشد و منافقان را به عدل عذاب کند. اگر بخواهد یا به لطف، توبه شان بپذیرد که خدا بر خلق بسیار آمرزنده و مهربان است.» (12)
بنابراین قرآن کسانی که بر پیمان خود با خدایشان باقی مانده باشند را مؤمنین راستین دانسته و اینان را بر دو دسته تقسیم می کند: «شهیدان سرافراز» و «بازماندگان پایدار و تغییر ناپذیر.» از سوی دیگر کسانی که از صداقت در پیمان بی بهره باشند، در گروه منافقان جای داده و از ایمان حقیقی بی بهره می داند. از این رو مؤمن حقیقی کسی است که ثابت قدم بماند و در دوران تاویل نیز ایمان خویش را از دست ندهد.
دراین ارتباط امام علی(ع) که به واقع قهرمان مبارزه با منافقین جدید دوران پرفتنه تأویل است، در این باره می فرمایند: «به خدا سوگند من هم کسی هستم که در انتظار (شهادت) به سر می برم و من هرگز در روش خود تغییر نداده و بر سر پیمانم ایستاده ام.» (13)          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات