گروه دیپلماتیک، حنیف غفاری: بالاخره 33 روز جنگ نابرابر در خاورمیانه با برتری حزب الله لبنان و یاران سید حسن نصرالله به پایان رسید. شکست رژیم اشغالگر قدس در پیکار با فرزندان مقاومت اسلامی معادلات از پیش ترسیم شده سیا و موساد در منطقه را به طور کامل دگرگون ساخته است. هم اکنون توازن سیاسی و استراتژیک خاورمیانه به سود اسلام گرایان و ضرر کاخ سفید و صهیونیست ها تغییر یافته است. علیرغم بسیاری از تلاش های صورت گرفته در راستای لاپوشانی شکست صهیونیست ها و آمریکا از حزب الله لبنان افزایش عنصر آگاهی در میان مردم سایر کشورهای جهان و کم رنگ شدن تبلیغات رسانه ای غرب باعث شده است تا کاخ سفید و تل آویو خود را انگشت نمای افکار عمومی جهان نمایند. بوش و اولمرت نیز پس از پایان جنگ سعی کردند با استفاده از کلمات و کلید واژگان کلی و غیرمستند خود را بازنده میدان نبرد ندانند ولی واقعیت امر یعنی پیروزی حزب الله به اندازه ای عیان و مشخص بود که فضای هرگونه مانوری را از آمریکا و اسرائیل سلب می نمود...
در هر صورت جنگ اخیر با برتری مسلم و کامل حزب الله لبنان و شکست خفت بار صهیونیسم پایان یافت. پس از پایان این جنگ شاهد دگرگون شدن چهره خاورمیانه هستیم. خاورمیانه ای جدید با محوریت اسلام گرایی در حال شکل گیری است و خاورمیانه جدید طراحی شده توسط رایس و دیگر نومحافظه کاران افراطی آمریکا عملا به تاریخ پیوست.
در اینجا قصد داریم تا در قالب یک سئوال به بررسی بیشتر عواقب و تبعات شکست صهیونیست ها بپردازیم. بازندگان واقعی جنگ اخیر در خاورمیانه چه جریان ها، کشورها و اشخاصی بودند؟
البته اگر بخواهیم بر اساس رابطه ای خطی و مستقیم به سئوال فوق الذکر پاسخ دهیم به یک پاسخ معین به نام “تل آویو” می رسیم. اما دامنه این جنگ بسیار گسترده تر از آنچه بود که تنها صهیونیست ها را بر خاک خاورمیانه بیفکند. در ماورای این جنگ تئوری ها، امکانات و حمایت های مختلفی دخیل بودند که در این میان رژیم اشغالگر قدس به عنوان عامل و ابزار نهایی در راستای به عینیت رساندن آنها وارد میدان جنگ با حزب الله شد...
اما بازندگان جنگ با حزب الله لبنان چه مواردی را شامل می شوند؟
1- کاخ سفید
نخستین و اصلی ترین بازنده جنگ اخیر در خاورمیانه جورج واکر بوش و همراهان نومحافظه کار وی بودند. همان گونه که اشاره شد طراحی اصلی این جنگ توسط واشنگتن و حامیان خشونت و جنگ در خاورمیانه صورت گرفته بود و در این میان صهیونیست ها نقش مهره و ابزار اصلی سران آمریکایی را داشتند. در هر حال جنگ میان رژیم اشغالگر قدس و حزب الله لبنان با حمایت کامل کاخ سفید آغاز شد. در روزهای نخست جنگ و قبل از موشکباران حیفا توسط رزمندگان مقاومت اسلامی، جورج بوش این جنگ را آغاز یک جنگ طولانی دانست و رایس وزیر امور خارجه ایالات متحده آمریکا نیز بر ادامه یافتن جنگ تا خلع سلاح کامل حزب الله لبنان تاکید کرد.
درهم ریختن معادلات سیاسی لبنان و ایجاد فضایی ساکن و ایستا در بیروت و خلع سلاح حزب الله از اهداف فرعی جنگ بودند و هدف اصلی کاخ سفید ایجاد فضای مطلوب برای تل آویو در راستای احقاق طرح “از نیل تا فرات” بود. در هر صورت با رشادت رزمندگان مقاومت اسلامی تئوریسین های آمریکایی دریافتند که در محاسبه قدرت حزب الله دچار اشتباهی فاحش شده اند. حتی اگر در میان نظرات و ایده های مخالفان بوش پسر نیز دقت کنیم شاهد افزایش حجم انتقادات از نومحافظه کاران در 15 روز پایانی جنگ بودیم. در روزهای نخست جنگ حتی دموکرات های آمریکا نیز سعی کردند در مقابل اقدامات بوش پسر واکنش از خود نشان ندهند.
اما سلاح ایمان و مقاومت تنها اسلحه ای است که توان آن در برگه های تئوریسین های آمریکایی و صهیونیسم قابل محاسبه نیست.
“ جورج واکر بوش” رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا در روزهای پایانی جنگ شکست را در یک قدمی تل آویو یافت. انهدام پیشرفته ترین ابزار و تجهیزات رژیم صهیونیستی توسط نیروهای حزب الله و نیز پیروزی نیروی مقاومت اسلامی در نبردهای زمینی و دریایی باعث شد تا واشنگتن علیرغم میل و حضور اولیه خود به عنوان ناجی اسرائیل در مقابل حزب الله، تلاشهای گسترده ای را برای انعقاد قطعنامه انجام دهد.
اگر دقت نماییم متوجه خواهیم شد که کاخ سفید در روزهای نخست به همراه انگلستان نسبت به وتوی قطعنامه پیشنهادی شورای امنیت سازمان ملل متحد علیه تل آویو اقدام نمود اما در روزهای میانی جنگ جان بولتون رایزنی های گسترده ای را با مقامات کشورهای عضو شورای امنیت سازمان ملل در جهت توقف جنگ آغاز نمود. هم اکنون “جورج بوش” به توصیه نومحافظه کاران سعی دارد تا با سیاست سکوت و توجیه، خود را از فشار افکار عمومی ایالات متحده آمریکا در امان نگاه دارد. اما این سیاست نیز در کوتاه مدت پاسخگوست و در دراز مدت بوش پسر توسط رقبای دموکرات و حتی هم حزبی های سنتی جمهوری خواه خود به سبب شکست در این جنگ مورد انتقاد قرار خواهد گرفت.
“کاندولیزا رایس” و “جان بولتون” دو تن از مقامات آمریکایی بودند که در راستای امتداد دامنه جنگ و افزایش مدت زمان آن تلاشهای بسیاری انجام دادند. اما آنها نیز در اواسط جنگ نسبت به تضاد میان تئوریهای خود و آنچه در عالم واقع می گذرد آگاه شدند.
سفر رایس به خاورمیانه و در جریان قرار گرفتن وی از اوضاع بدخیم صهیونیستها باعث شد تا او طرح خاورمیانه جدید را عملا به فراموشی بسپارد. رایس یکی از افرادی بود که قبل از طراحی حادثه 11 سپتامبر 2001 توسط نومحافظه کاران آمریکا و صهیونیستها خود را به عنوان مجری طرح خاورمیانه جدید به ایروینگ کریستول و ریچارد پرل معرفی نمود...
هم اکنون کاخ سفید با خاورمیانه ای کاملا دگرگون شده روبه روست. از یک سو صهیونیستها در تل آویو در حال جدال بر سر بقای حداقلی هستند و از سوی دیگر اسلام گرایی پس از پیروزی فرزندان مقاومت اسلامی و یاران سیدحسن نصرالله به محوریت اصلی حرکت در منطقه تبدیل شده است.
نومحافظه کاران آمریکا که سعی داشتند تا پایان سال 2005 در خاورمیانه فضایی مطلوب و بدون وجود اسلام گرایی را طراحی کنند در سال 2006 میلادی با منطقه ای مملو از حس مقاومت و اسلام گرایی روبه رو هستند. منطقه ای که در آن کاخ سفید و رژیم اشغالگر قدس محلی از بحث ندارند...
محبوبیت بوش پسر از پایان جنگ در خاورمیانه به شدت کاهش یافته است. این موضوع در حالی است که قبل از جنگ نیز به علت سیاستهای غلط نومحافظه کاران کاخ سفید محبوبیت شکننده 25 درصدی بوش نیز حکایت از شکست زودهنگام وی در ایالات متحده آمریکا داشت.
هم اکنون نومحافظه کاران شش سال برنامه ریزی مستمر و مدون خود در راستای ایجاد خاورمیانه ای ساکن و منطقه ای در راستای اهداف صهیونیسم را درهم شکسته می بینند. جرج بوش در اظهارات اخیر خود تظاهرات مردم عراق علیه اشغالگران را موجب یاس نو محافظه کاران دانسته است و مردم این کشور عربی را “قدرنشناس” خطاب کرده است. بوش با تحمیل هزینه های کلان بر پیکره اقتصاد آمریکا راهی را آغاز کرد که فرجام آن دو شکست پی درپی در عراق و لبنان بود.
درحال حاضر انتقادات رقبای بوش از وی رو به افزایش است و به نظر می رسد این انتقادات در آستانه انتخابات سال 2008 میلادی به نقطه اوج خود برسد.
2- رژیم اشغالگر قدس
صهیونیسم در جریان جنگ اخیر با لبنان به اندازه ای ضربه خورد که هم اکنون توانایی برخاستن دوباره را ندارد. بسیاری از یهودیان سرتاسر جهان که براساس توهمات و عقاید پوچ تزریق شده از سوی سران صهیونیست، “تل آویو” را شکست ناپذیر می دانستند هم اکنون شاهد هستند که حزب الله لبنان با درایت و شجاعت فرزندان اسلام توانست ایهود اولمرت و همراهانش را مغلوب کند.
علاوه بر خسارات وارد شده سیاسی، اقتصادی و استراتژیک و نظامی بر تل آویو (که این هزینه ها نزدیک به ده میلیارد دلار برآورد می شود) و به هلاکت رسیدن بسیاری از شهرک نشینان غاصب، ابهت خود ساخته صهیونستها از سال 1948 تا کنون در نزد پیروان آنها درهم شکست. صدای این شکست به اندازه ای مهیب بود که خود سران صهیونیست را نیز در فضایی گنگ قرار داده است.
در هر صورت شکست صهیونیستها از حزب الله لبنان به افسانه شکست ناپذیری آنها پاپان داد. پس از پایان جنگهای شش روزه که در اثر بی درایتی جمال عبدالناصر و انورسادات و نیز عدم توانایی آنها در اعمال مدیریت جنگ و دفاع به سود تل آویو خاتمه یافت و موجب برابر شدن سرزمینهای اشغالی گردید، تبلیغات زیادی از سوی رسانه های آمریکایی، اروپایی و صهیونیستی در راستای شکست ناپذیری تل آویو صورت گرفت.
درجریان جنگ اخیر نیز صهیونیستها بدون توجه به روحیه مقاومت نهفته در میان فرزندان مقاومت اسلامی سعی کردند بار دیگر تاریخ جنگهای 6 روزه را در اوایل هزاره سوم به عینیت برسانند. اما حزب الله لبنان با قدرتی فوق العاده و پاسخی محکم مانند سدی نفوذ ناپذیر در مقابل تل آویو ایستاد ...
در حال حاضر احزاب لیکود، کنیست، کارگر و ... در سر اسرائیل در معادلات سیاسی وحزبی خود دچار معضلاتی عدیده شده اند. اوضاع شکل گرفته در اسرائیل پس از مرگ مغزی شارون و جایگزینی اولمرت دچار تشنجات فراوانی شده بود. در این میان کاخ سفید قصد داشت با ایجاد انقلاب سرو در لبنان و تمرکز بخشی احزاب صهیونیست بر روی نام بیروت و خارج از سر زمینهای اشغالی این اختلافات بوجود آمده را مخفی نماید. اما با شکست اخیر اسرائیل و پیروزی قاطع حزب الله لبنان و زلزله سیاسی پس از مرگ سیاسی شارون با شدتی بسیار زیاد در بستر داخلی سرزمینهای اشغالی تشدید شد.
هم اکنون سایر جنایتکاران صهیونیست از جمله “بنیامین نتانیاهو” درمقابل اولمرت قرار گرفته اند و خواهان توضیح علت شکست از حزب الله هستند. این درحالی است که افرادی مانند “شیمون پرز” و “عمیر پرتز” به عنوان عوامل اصلی این شکست تحت فشار مستقیم رسانه های صهیونیست قرار دارند.
شهرک نشینان صهیونیست نیز پس از مشاهده قدرت حزب الله و ضعف نهفته در اسرائیل هم اکنون نسبت به آینده خود بسیار بیمناک هستند. نیروهای مقاومت اسلامی در طول 33 روز جنگ لحظه ای شهرکهای صهیونیست نشین شمال سرزمینهای اشغالی را آرام نگذاشتند و با موشکهای خود غاصبان زمینهای فلسطینیان را مورد تهدید مستقیم قرار دادند. ادامه دارد...