عباس خسروانی
امیرالمومنین علی علیه السلام در حدیثی فتنه را تعریف می کنند و می فرمایند “فتنه عبارت است از بخشی از حق که آن را با باطل ممزوج می کنند و در مقابل دیدگان جامعه قرار می دهند”.اغتشاشات به وجود آمده پس از انتخابات که دست مزدوران آمریکایی در آن نمایان است، نمادی از بروز فتنه در جامعه اسلامی است. استکبار جهانی دو هدف مهم را برای براندازی اسلام دنبال می کند، هدف اول زدن ریشه دین مبین اسلام و اسلام ناب محمدی است که بر مبنای قرآن و عترت پایه ریزی شده است.هدف دیگر استکبار جهانی براندازی محور حاکمیت دینی یعنی ولایت فقیه است .ستون خیمه اسلام ولی فقیه است که امروز این ستون به دست مقام معظم رهبری است و آمریکا و اسرائیل30 سال است در تلاش هستند که به این ستون ضربه بزنند. هوشیاری مردم در شناخت این هدف شیطانی بسیار مهم و اساسی است.دشمنی آمریکا با اسلام ناب محمدی تازگی ندارد،امروز این حمله شکل تازه ای به خود گرفته است ولی آمریکا و اسرائیل باید بدانند که حافظ و صاحب قرآن خداوند است و این نقشه آنها هم نقش بر آب خواهد شد.تئوری انقلاب های مخملی که به آن تغییر نرم و کودتای نرم می گویند در10 -15 سال اخیر با قوت و سرعت بیشتری در دستور کار نظام سلطه قرار گرفته و اساسا یک تئوری و روش جدیدی است. از طرفی نظام سلطه که جهت گیری و هدفش براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران است با اتخاذ الگوی کودتای نرم سرمایه گذاری عظیمی را در این10 ساله اخیر برای برخورد با جمهوری اسلامی انجام داده است.در حوادث پس از انتخابات یعنی وقتی که مردم حماسه بزرگ22 خرداد را آفریدند چند اتفاق افتاد که قابل تامل است. یکی اینکه نظام سلطه جهانی از مدت ها قبل یعنی به تعبیری از ابتدای انقلاب و به تعبیری پس از حادثه18 تیر78 سرمایه گذاری و جهت گیری اصلی اش را برای برخورد با جمهوری اسلامی به سمت و سوی برخورد نرم هدایت کرد، چراکه در عصر کنونی برخورد فیزیکی و لشکرکشی در تغییر نظام هایی که مقابل نظام سلطه ایستاده اند دیگر توفیقی به دست نمی دهد.
اخباری از4 ماه و حتی2 سال قبل از انتخابات داریم که نشان می دهد نظام سلطه نسبت به این انتخابات طمع ورزیده از همین رو برنامه ریزی کرده است. نمونه آشکارش راه اندازی شبکهBBC فارسی زبان و خط مشی آن در این مدت که در آخرین هفته سعی کرد فرماندهی اغتشاشات را بر عهده بگیرد.پس از تجربه حرکتهای سخت و نیمه سخت دشمن علیه انقلاب اسلامی ایران که تا به حال نتیجه ای در بر نداشته است ، هم اکنون این مقابله در قالب قدرت نرم ، قدرت هوشمند و... پیگیری می شود.ما با طراحی توطئه های جدید از سوی دشمنان نظام و انقلاب روبه رو هستیم. باید در میان نخبگان،فعالان سیاسی و افراد فرهنگی و دستگاههای مختلف آمادگی لازم برای مقابله با جنگ نرم وجود داشته باشد. آن چه که امروزه با آن روبه رو هستیم خیلی تفاوتی با انقلاب های رنگی ندارد.در کودتای نرم و کودتای مخملین و آن چه این روزها مشهور است در واقع اشغال صورت می گیرد اما افکار عمومی اشغال می شود. سربازان اشغالگر را رسانه ها تشکیل می دهند.البته بین کودتا و انقلاب تفاوت هایی وجود دارد اما در نگاه خوشبینانه این غلط مصطلح است زیرا انقلاب باید یک خیزش عمومی از پایین به بالاایجاد کند و باورها را تغییر دهد. تغییر ساختار حکومت ها برمبنای اثرگذاری به اندیشه ها، افکار و باورهای مردم مبانی نظری آنهاست.یعنی سه رویکرد مشخص در این مبانی ملاحضه می شود باید بسترهایی آماده شود در میان نخبگان آنها باید مهیای این امر شوند . بعد از طریق رسانه ها باید افکار عمومی مهیا شود و از طرفی پشتیبانی و حمایت های خارجی مهم است. قطعا بدون اعتبار و پشتیبانی خارجی شکل نمی گیرد. البته بسترهای اجتماعی سیاسی فرهنگی داخلی نیز فرصت ایجاد می کند.
قطعا مقابله با این جریان باید از جنس خود باشد. باید در میان نخبگان ، فعالان سیاسی و افراد فرهنگی و دستگاههای مختلف آمادگی لازم وجود داشته باشد.این ها اراده بر انقلاب مخملین داشته اند جین شارپ81 ساله مدتی پیش مصاحبه کرد و گفت که آرزو دارد این مدل در ایران تست و عملیاتی شود. این الگو شاید در کشورهای صربستان، کرجستان و قرقیزستان برای مدت کوتاهی موفق بوده است اما در ایران بالعکس در آغاز کار شکست خورده است.البته جین شارپ198 دستورالعمل صادر می کند. در حوادث اخیر ایران هم نزدیک100 عنوان تست شد و شکست خورد. ما در ماهیت رفتار غرب با ایران در طی سه دهه با چند مدل روبه رو هستیم مدل اول انقلاب اسلامی پدیده ای بود که باعث شد لیبرال دمکراسی غرب به چالش کشیده شود و اساس و مبانی آنها به تردید افتاد دشمنان با دیپلماسی رسمی با انقلاب اسلامی مقابله کردند .در دهه اول انقلاب جنگ نیمه سخت یعنی ترورها و جنگ سخت را از طریق صدام به ما تحمیل کردند اما در رویکرد دوم که مبتنی بر مسائل منطقه ای و حوادثی است که اخیرا اتفاق افتاده است به دیپلماسی عمومی روی کرده اند. در این دیپلماسی جنگ نرم و قدرت نرم و هوشمند بیرون می آید، دشمنان با این مدل روبه روی ایران قرار گرفته اند و می دانند که حرکت سخت و مقابله های سخت و نیمه سخت نتیجه ای برای ایران ندارد. آنها باید با دیپلماسی عمومی مقابله کنند. دشمنان مدتها ست منتظر اجرای عملیات برای انقلاب مخملین بودند .
در18 تیر سال78 رفتارهایی تست شد که نتیجه نداد اما آنان باز دنبال می کنند. البته مانیز باید اتاق های فکر را مهیا و تفکر و اندیشه کنیم باید برای حفظ نظام آماده باشیم آنها با شیوه های مختلف و مدل های مختلف در بستر دیپلماسی عمومی با ایران مقابله می کنند. اساس این جریان به عنوان کودتا یا انقلاب مخملی بر این است که از درون حاکمیت و از میان نخبگان نیروهای خود را انتخاب کند. همچنان که در سال86 موسسه ای در دبی با پروژه ای به نام ایکس چنج آغاز کرد دختر دیک چنی مسئول این پروژه شد و کارهایی را برای تعامل و ارتباط با نخبگان ایرانی انجام داد. این موسسه از اصحاب رسانه،از پزشکان ، نخبگان و از اساتید دعوت می کردند و در کانون های آموزشی آموزش هایی بر مبنای این که چگونه می توان ساختار حکوممت را با همین مدل تغییر داد و در مدل دیگر این که آنها را مستقیما به آمریکا اعزام می کردند. جمع زیادی رفتند. اما نکته مهم این که در انتخاب و استیفای این افراد معیارهایی مانند جوانی ، موثر در نظام و نخبگی ، فرزندان نظام ، مرتبط با نهادهای حکومتی و به اصطلاح آنان سفید باشند یعنی سابقه سوسیاسی نداشته باشند، در برخی موارد هم موفق شدند. در سال86 پروژه آغاز شد و تمام طراحی ها برای امروز بود و منتظر فرصت بودند. این کودتا دو مبنا می خواهد اول این که فرصتی برای آن ایجاد شود که یکی از فرصت ها انتخابات بود و دیگری وجود و حضور رهبران بومی بود. که در حوادث اخیر گروهی از بازداشت شدگان نمی دانستند که در چه پازلی قرار گرفته اند.
البته برخی از افرادی که در بدنه این مسائل بودند در اوائل کار ، اواسط کار یا اکنون از مسیر بازگشته اند اما برخی هنوز متوجه نیستند. آن گونه که رهبر انقلاب فرموده اند باید بصیرت و معرفت سیاسی و بینش داشت. متاسفانه نخبگان دچار بی بصیرتی شدند. بصیرت یعنی درک ژرف و فهم عمیق از ماجرا. بنابراین نخبگان و فعالان سیاسی و فرهنگی باید بدون علقه های نفسانی و شخصی بصیرت را بیابند. البته وظیفه دستگاه امنیتی و فرهنگی خیلی سخت است.با توجه به اهمیت آسیب شناسی، واکاوی و شناخت هرچه بیشتر لایه های پنهان جریانات پس از انتخابات22 خرداد و روشن شدن نقش و تاثیر گروه ها، نخبگان داخل نظام، گروه های انحرافی و افراطی، دشمنان داخلی و نظام سلطه در این وقایع بررسی و واکاوی آن الزامی است.آنچه بعد از انتخابات22 خرداد1388 در جمهوری اسلامی ایران اتفاق افتاد یک حادثه قابل توجه و تامل است که نیازمند تحقیق و بحث همه اندیشمندان، نخبگان و سیاسیون پیرامون آن است.قطعا اگر به آن خوب پرداخته شود می توانیم آسیب شناسی دقیقی نسبت به مسائل مختلف کشور هم در حوزه مسائل مدنی، اجتماعی و هم در حوزه مسائل سیاسی و همچنین مسائل حکومتی به دست بیاوریم و طبعا برای برنامه ریزی آینده مفید خواهد بود.