معرفی سه وزیر زن توسط رئیس جمهور در گفتگوی تلویزیونی باب اظهارنظرهایی را گشود که اگر چه در نگاه اول وجهه ای سیاسی از خود به نمایش می گذاشت، اما در واقع از یک عمق جدالی تئوریک نیز برخوردار بود. یک عمق جدالی که برخی رویکردها و انتقادات را خواسته یا ناخواسته به صورت طبعی رقم می زد. به عبارت دیگر تنها بخش اندکی از انتقادات بر سر صلاحیت نامزدهای زن پیشنهادی شکل گرفت و بخش اعظم آن ناشی از اختلاف نظر بر سر اصل حضور زنان در مناصب مدیریتی بود. بازشناسی این نقطه جدال و واکاوی نقطه نظرات شخصیت های مورد وثوق حول آن، محور اولی است که می بایست مورد بررسی قرار گیرد.
موضوع دوم آسیب هایی است که بر سخنان رئیس جمهور و نوع دفاع او از حضور زنان در کابینه می توان مترتب دانست. آثار و پیامدهای اظهارنظرهای شخص دوم کشور طبیعتا صرفا در یک برنامه تلویزیونی و چند روز خاص تمام نمی شود؛ بلکه خواسته یا ناخواسته وجه فرهنگ سازی و الگوسازی به خود می گیرد. از این منظر می توان برخی فرازهای سخن رئیس جمهور را واجد آسیب هایی در حوزه های مختلف دانست و به نقد نشست.
بررسی محور اول
چنانچه مورد اشاره قرار گرفت، صراحت کلام برخی شخصیت های سیاسی و صاحب نظر، خود نشان از عمق تئوریک برخی انتقادات و گستره و پشتوانه فکری آن داشت. به عنوان مثل خانم فاطمه رجبی طی نامه ای به دکتر احمدی نژاد نوشت:«در سنت معصوم علیهالسلام، ردپایی از حضور زنان در مدیریتها دیده نمیشود.» این استاد دانشگاه و تحلیلگر مسائل سیاسی حضور نمایندگان زن در مجلس شورای اسلامی را هم به نقد کشید و آغاز این حضور را تلاش بی ثمر و آمیخته با یک ژست روشنفکرانه لقب داد.
آیتالله علمالهدی امام جمعه مشهد مقدس هم با بیان اینکه در عالم وجود، زنی مقتدرتر، عالمتر، با استعدادتر و مدیرتر از حضرت فاطمه زهرا سلامالله علیها وجود ندارد، تصریح کرد: «اما در شرایطی که پیامبر اسلام صلیالله علیه و آله و حضرت علی علیهالسلام در مدینه حضور نداشتند و باید شهر مدینه را در غیبت پیامبر کسی اداره میکرد، هرگز مدیریت را به ایشان نسپردند.»
این همه در کنار مواضع برخی دیگر از ائمه جمعه و شخصیت های سیاسی از عمق تئوریک این اختلاف نظر خبر می داد. در واقع سطح صورت مسئله ورای دعواهای روزمره سیاسی بود و این نکته ای است که در گام اولبایدبه آن توجه کرد. البته منتقدان قائل به عدم توانمندی زنان یا عدم ضرورت فعالیت سیاسی آنان نبودند؛ بلکه بحث بر سر پذیرفتن سمت های مدیریتی و اجرایی بود؛ چه آنکه ورود صدیقه طاهره در محاجّه های سیاسی روز، خود الگویی تمام عیار در این زمینه ارائه می کند. در ادامه اجمالا نقطه نظرات امام راحل، مقام معظم رهبری در زمینه مورد اختلاف مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
موضع امام خمینی در خصوص حضور زنان در مناصب اجرایی
امام راحل در جایی می فرمایند:«اسلام زن را مثل مرد در همه شئون -در همه شئون- همان طورى که مرد در همه شئون دخالت دارد زن هم دخالت دارد.»
ایشان همچنین می فرمایند:«این تبلیغات که اگر اسلام پیدا شد، مثلًا دیگر زنها باید بروند توى خانهها بنشینند یک قفلى هم درش بزنند بیرون نیایند! [خنده حضار] این چه حرف غلطى است که به اسلام نسبت مىدهند. صدر اسلام زنها توى لشکرها هم بودند؛ توى میدانهاى جنگ هم مىرفتند.»
ایشان حضور زنان در مجلس شورای اسلامی را با قبل از انقلاب متفاوت می دانستند و می فرمودند:«خانمها وظایف اجتماعى خودشان را و وظایف دینى خودشان را عمل بکنند و عفت عمومى را حفظ بکنند و روى آن عفت عمومى کارهاى اجتماعى و سیاسى را انجام بدهند، نه مثل سابق که فرض کنید اینها یک زنى را هم وارد مىکردند در مجلس، اما چه زنى بود و چه کار مىخواست بکند. حالا هم وارد شدند بعضى خانمها در مجلس، این ورود غیر آن ورود است، آن یک ورودى بود، این هم یک ورود... در هر صورت آن وضعى که آنها درست کرده بودند درست برخلاف موازینى بود که ملت ما باید انجام بدهد و زنهاى ما باید انجام بدهند. و حالا بحمداللَّه آن مسائل گذشته است و باید همه زنها و همه مردها در مسائل اجتماعى، در مسائل سیاسى وارد باشند و ناظر باشند. هم به مجلس ناظر باشند، هم به کارهاى دولت ناظر باشند، اظهار نظر بکنند.»
در واقع امام راحل حضور زنان در عرصه های اجتماعی، اجرایی و سیاسی را به شرط مراعات برخی ملاحظات ارج می نهادند. ایشان خطاب به جمعی از زنان می فرمودند:«شما بحمداللَّه زحمت کشیدید، رنج بردید و در همه مراحل پایدارى کردید، و بانوان ایران در همه جا فعالیت کردند، چه فعالیتهاى فرهنگى و چه فعالیتهاى اقتصادى، که قشر کثیرى از آنها در کشاورزى دخالت دارند، و قشر کثیرى از آنها در صنعت دخالت دارند و قشر کثیرى در فرهنگ و ادب و علم و هنر. و همه اینها پیش خداى تبارک و تعالى مشکور است، و شماها مورد عنایت حق تعالى ان شاء اللَّه هستید، و مادامى که به این تعهد باقى باشید، خداى تبارک و تعالى شما را نصرت مىکند.»
ایشان حتی از حضور زنان در جهاد سازندگی، جبهه های جنگ و صحنه های مبارزه تمجید می کردند و دیدارهایی را نیز به برخی زنان فعال در حوزه های مختلف اعم از روزنامه نگاری، آموزش و پروش و... اختصاص می دادند. در واقع نه تنها در سخنان ایشان عبارتی دال بر مخالفت با حضور زنان در مناصب اجرایی و مدیریتی دیده نمی شود، بلکه ایشان به نوعی فعالیت های سیاسی و اجتماعی زنان را ارج می نهادند.
ایشان حتی در جایی با اشاره به همراهى و پشتیبانى زنان از قواى مسلّح می فرمایند ما اگر فایدهاى از این جمهورى اسلامى نداشتیم الّا همین حضور ملت به همه قشرهایش در صحنه و نظارت همه قشرها در امور همه، کفایت می کرد.
موضع مقام معظم رهبری در خصوص حضور زنان در مناصب اجرایی
رهبر انقلاب با تفصیل و صراحت بیشتری در این زمینه اظهارنظر کرده اند. ایشان در اجتماع زنان خوزستان در سال 75 فرمودند:«آنچه که من عرایضم را با آن شروع مىکنم، این است که در دوران بازسازى کشور اسلامى - که در این دوران، هم ملت و هم مسؤولان، درصدد آن هستند که ایران بزرگ را هم از لحاظ مادّى و هم از لحاظ نظم اجتماعى و هم از جهات معنوى، بازسازى حقیقى کنند - بیشترین تکیه بر نیروى انسانى است. یعنى یک کشور اگر مىخواهد به معناى واقعى بازسازى کند، باید بیشترین تکیه و بیشترین نگاه و توجّهش، به انسان و نیروى انسانى باشد. وقتى که صحبت از نیروى انسانى است، باید توجّه کنیم که نصف جمعیت کشور و نیمى از نیروى انسانى، بانوان کشورند. اگر بینش غلطى در مورد زن وجود داشته باشد، بازسازى به معناى حقیقى و در سطح وسیع آن، شدنى نیست. هم خودِ بانوان کشور باید نسبت به موضوع زن از نظر اسلام، داراى آگاهى کافى و لازم باشند، تا بتوانند با اتّکا به نظر والاى دین مقدس اسلام، از حقوق خود به طور کامل دفع کنند، و هم همهى افراد جامعه و مردان در کشور اسلامى باید بدانند که نظر اسلام در مورد زن، حضور زن در عرصههاى زندگى، فعّالیت زنان، تحصیل زنان، کار و تلاش اجتماعى و سیاسى و اقتصادى و علمى زنان، نقش زن در خانواده و نقش زن در بیرون از خانواده چیست.»
ایشان نظر اسلام در مورد زندگى انسان و شأن زنان، را به سه بخش یعنی بخش تکامل و رشد معنوى خودِ زن، بخش فعّالیتهاى اجتماعى و بخش خانواده تقسیم می کنند و در باب بخش دوم می فرمایند:«عرصهى دوم، عرصهى فعّالیتهاى اجتماعى است؛ اعم از فعّالیت اقتصادى، فعّالیت سیاسى، فعّالیت اجتماعى به معناى خاص، فعالیت علمى، درس خواندن، درس گفتن، تلاش کردن در راه خدا، مجاهدت کردن و همهى میدانهاى زندگى در صحن جامعه. در اینجا هم میان مرد و زن در اجازهى فعّالیتهاى متنوّع در همهى میدانها، هیچ تفاوتى از نظر اسلام نیست. اگر کسى بگوید مرد مىتواند درس بخواند، زن نمىتواند؛ مرد مىتواند درس بگوید، زن نمىتواند؛ مرد مىتواند فعالیت اقتصادى انجام دهد، زن نمىتواند؛ مرد مىتواند فعّالیت سیاسى کند، زن نمىتواند، منطق اسلام را بیان نکرده و بر خلاف سخن اسلام حرف زده است. از نظر اسلام، در همهى این فعّالیتهاى مربوط به جامعهى بشرى و فعّالیتهاى زندگى، زن و مرد داراى اجازهى مشترک و همسان هستند.»
ایشان این واقعیت که بعضى از کارها باب زنان نیست را دلیلی بر عدم امکان حضور زنان در عرصه فعالیت های اجتماعی نمی دانند و با اشاره به حدودی که اسلام در خصوص اختلاط زن و مرد مشخص کرده می فرمایند:«براى اینکه آن اختلاطى که قبلاً گفتم، پیش نیاید و حدود اخلاقى حفظ شود، اسلام براى زن حجاب را معیّن کرده است.»
ایشان در جمع بندی سخنانشان می فرمایند:«پس، در عرصهى دوم - که عرصهى فعّالیت هاى اجتماعى و سیاسى و علمى و فعّالیتهاى گوناگون است - زنِ مسلمان مثل مردِ مسلمان حق دارد آنچه را که اقتضاى زمان است، آن خلأیى را که احساس مىکند، آن وظیفهاى را که بر دوش خود حس مىکند، انجام دهد. چنانچه دخترى مثلاً مایل است پزشک شود، یا فعالیت اقتصادى کند، یا در رشتههاى علمى کار کند، یا در دانشگاه تدریس کند، یا در کارهاى سیاسى وارد شود، یا روزنامهنگار شود، براى او میدانها باز است. به شرط رعایت عفّت و عفاف و عدم اختلاط و امتزاج زن و مرد، در جامعهى اسلامى میدان براى زن و مرد باز است. شاهد بر این معنا، همهى آثار اسلامى است که در این زمینهها وجود دارد و همهى تکالیف اسلامى است که زن و مرد را به طور یکسان، از مسؤولیت اجتماعى برخوردار مىکند. اینکه مىفرماید: «من اصبح لا یهتم بامور المسلمین فلیس بمسلم»، مخصوص مردان نیست؛ زنان هم باید به امور مسلمانان و جامعهى اسلامى و امور جهان اسلام و همهى مسائلى که در دنیا مىگذرد، احساس مسؤولیت کنند و اهتمام نمایند؛ چون وظیفهى اسلامى است.»
جمع بندی محور اول
چنانچه از اقوال امام راحل، مقام معظم رهبری و آیت الله جوادی آملی برمی آید، نه تنها مخالفتی با حضور زنان در عهده داری مناصب اجرایی وجود ندارد، بلکه این حضور با لحاظ کردن برخی مسائل از حقوق زنان به شمار آمده است. لذا به نظر نمی توان بر اصل حضور زنان در مناصب اجرایی و مدیریتی خرده گرفت. بر فرض صلاحیت برای این حضور در سطح وزارت هم محذوری وجود ندارد؛ چه آنکه پیشتر زنان در جایگاه معاونت رییس جمهور هم قرار گرفته بودند. دفاعیات رییس جمهور نیز اگرچه در برخی حوزه ها قابل نقد بود، اما نشان می داد در ورای انتخاب برخی وزرا، منطقی قابل عرضه وجود دارد.
بررسی محور دوم
دو محور نقد در خصوص معرفی وزرای زن وجود دارد. محور نقد نخست به شخصیت، سابقه اجرایی و میزان کارآمدی افراد معرفی شده باز می گردد و محور نقد دوم به نوع معرفی این وزرا و آسیب های مترتب بر سخنان تلویزیونی رئیس جمهور. در خصوص محور نخست به همین میزان بسنده می کنیم که دکتر لنکرانی وزیر موفق بهداشت در دولت نهم نیز قبل از وزارت، سابقه اجرایی در سطح وزارتخانه یا معاونت وزارت نداشتند. ایشان البته مسئولیت های مهمی را در استان شیراز عهده دار بودند، اما ورودشان در حوزه وزارت بهداشت درخششی قابل ارج و ماندگار بود. درخششی که می بایست آن را ارج نهاد و به تقدیر نشست. این بدین معناست که لزوما سابقه مسئولیت های عمده نشان از توفیق وزیر نخواهد داشت و عدم این سوابق نیز لزوما به معنای ناکارآمدی نیست. می بایست همه متغیرها را با هم به ارزیابی نشست و البته سوابق را نیز در جای خود مورد بررسی قرار داد. در ادامه این نوشتار محور نقد دوم را مورد توجه قرار خواهیم داد.
آسیب های جامعه شناختی
فروپاشی خانواده در جهان غرب و حرکت به سمت خانواده های تک والدینی رهاورد پست مدرنیسم است. الوین تافلر یک فیوچرلوژیست به حساب می آید، کسی که برآورد خود را از آینده بشریت با اتکاء به اعصار پیشین ارائه می دهد. او در کتاب "موج سوم" نوعی تقسیم بندی را مورد توجه قرار می دهد و تاریخ را به سه موج کشاورزی، انقلاب صنعتی و الکترونیک تقسیم بندی می کند. در گذار تاریخ و عبور از هر موج به موجی دیگر، ساز و کارهای زندگی بشری متحول می شود و موارد مختلفی دستخوش تغییر قرار می گیرند. خانواده از جمله این موارد است. به بیان ساده، الوین تافلر روند فروپاشی نهاد خانواده را به تصویر می کشد و حرکت تاریخ را نیز در همین راستا ارزیابی می کند.
او مدل اول خانواده را در قالب زندگی های گروهی تبیین می کند. خانواده های هسته ای که شامل پدر، مادر و فرزندان می شود و سایر بستگان نظیر پدر بزرگ و مادربزرگ را در بر نمی گیرد، مدل دومی هستند که مربوط به موج دوم یعنی عصر انقلاب صنعتی می شوند. در موج سوم یعنی عصر تکنولوژی با شکل گیری خانواده های غیرهسته ای و تک والدینی مواجه هستیم. این همه از آن روست که تعلق اعضای خانواده خصوصا زن که شیرازه خانواده به حساب می آید، به بطن خانواده رو به زوال می گذارد.
الوین تافلر می گوید اگرچه خانواده های هسته ای نابود نشده اند، اما دیگر آرمانی به نام خانواده های هسته ای وجود نخواهد داشت و جوامع لاجرم به سمت خانواده های تک والدینی خواهند رفت. به عنوان مثال خانوارهای تک والدینی آمریکایی در دورهی 1990 تا 2000 میلادی، از 9 درصد کل خانوادهها به 16 درصد افزایش یافته¬اند. این یک فرآیند جهانی است که می بایست نسبت به آن هوشیار بود.
بخش های عمده سخنان دکتر احمدی نژاد در تجلیل از توانمندی های زنان و دفاع همه جانبه از حضور آنان در فعالیت های اجتماعی اگر چه به جاست اما از آنجا که وجهه فرهنگ سازی به خود می گیرد، می تواند آسیب هایی را هم به دنبال داشته باشد.
در واقع سخن گفتن در این حوزه ها می بایست با نگاه منظومه ای صورت پذیرد؛ یعنی ضرورت حضور اجتماعی زن به گونه ای تبیین شود که رسالت اصلی او که پرورش انسان کامل و حفظ کانون گرم خانواده است، در حاشیه قرار نگیرد و یا احیانا کاری کوچک و کم ارزش تلقی نشود. نباید "مادری" که از شأنی رفیع و ارزشی والا برخوردار است، امری ساده دانسته شود و مثلا عهده داری فلان منصب اجرایی یا رانندگی کامیون یک افتخار! بزرگ کردن کاریکاتوری هر یک از قسمت های این تصویر کامل، خواه نا خواه آسیب های اجتماعی را به دنبال خواهد داشت و به نظر عدم وجود نگاه منظومه ای به مقوله زن و خانواده در سخنان رییس جمهور قابل نقد و واجد برخی آسیب هاست.
آسیب های اقتصادی
تغییر الگوی فرهنگی در کشور، نه تنها در مناسبات عادی زندگی که در متغیرهای اقتصادی هم تاثیر خواهد گذاشت. بحث اشتغال و نرخ بیکاری از جمله این متغیر هاست. طی این سال ها در حالی که ورود متولدین سال های 60 تا 65 به بازار به خودی خود یک پیک نموداری را موجب می شد و می توانست به افزایش جمع بیکاران بیانجامد، به صورت همزمان تغییر الگوی فرهنگی نقطه ماکزیمم این پیک نموداری را به جایگاهی بالاتر از موقعیت پیشین سوق داد. این همه در حالی است که اکنون کشور با نرخ بیکاری حدود 10 درصد مواجه است.
طبیعتا تشدید یک باره و بی ضابطه تمایل زنان به حضور در مسئولیت های اجرایی و رقبت فزاینده آنان به بازار کار تبعاتی را به سیستم اقتصادی کشور تحمیل خواهد کرد. سخنان رییس جمهور اگر چه ساده و عادی به نظر می رسید و در دفاع از معرفی اعضای کابینه مطرح می شد، اما همین سخنان به ظاهر ساده از نگاه دوراندیشان و صاحبان فکر تاثیر چشمگیری در تغییر الگوی فرهنگی خواهد داشت. اگر بازخورد این سخنان در این حوزه پیشاپیش دیده نشود یا لحاظ نشود، باید بپذیریم که در این بعد نیز با آسیب های جدی مواجه خواهیم بود.