تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۱۱۵۰۷۵
نویسنده و تاریخدان غربی:

موجودیت اسرائیل در تضاد با صلح جهانی است


به گزارش فارس، "گابریل کولکو " (Gabriel Kolko)، تاریخ‌دان برجسته و نویسنده کتاب‌هایی همچون "قرن جنگ " و نویسنده بهترین تاریخچه از جنگ ویتنام که با نام "ویتنام، آمریکا و تجربه تاریخی مدرن " منتشر شده است، طی مقاله‌ای در پایگاه اینترنتی نشریه آمریکایی "کانترپانچ "،اسرائیل را به منزله بن‌بستی برای تاریخ ارزیابی کرده و می‌نویسد: من از اواخر سال 1949 بر روی کشتی کوچکی کار می‌کردم که یهودیان را از "مارسیلس " (شهر بندری در فرانسه) به "حیفا " در شمال سرزمین‌های اشغالی منتقل می‌کرد. یهودیانی که از کشورهای عربی آمده بودند در جلوی کشتی مستقر می‌شدند و اروپاییان در قسمت عقبی کشتی بودند. از دید اروپاییان من شخص عجیب و وسواسی بودم زیرا گذرنامه آمریکایی داشتم و می‌توانستم در سرزمین شیر و عسل بمانم. بطوریکه مردی از من خواست تا با دخترش ازدواج کنم تا او نیز بتواند در سرزمین شیر و عسل زندگی کند.
نویسنده کتاب "جهان در بحران " ادامه می‌دهد: بعدها از کسی که از اردوگاه افراد بی‌خانمان در آلمان فرار کرده بود شنیدم که اکثریت قاطع یهودیان حاضر بودند به هر جایی بروند به جز فلسطین.
در حقیقت آنها مجبور شدند تا به فلسطین بروند و تهدید شدند که در غیر اینصورت هیچ کمکی دریافت نخواهند کرد؛ خیلی زود فهمیدم که کل پروژه صهیونیست، یک تظاهر و ریاکاری خطرناک بوده است.
به هر حال نتیجه ایجاد رژیمی به نام اسرائیل، عمیق ژرف بود. یهودیانی که از لهستان آمده بودند هیچ وجه اشتراکی با آلمانی‌ها و یا یهودیانی که از دنیای عرب آمده بودند، نداشتند. این در حالی است که ملیت است که مهم و تعیین کننده است نه دین.
بنابراین یهودیان در اسرائیل، به ویژه یهودیان آلمانی، در همان مکانی که نسل اولشان ساکن شدند، خود را بومی کرده و هر کدام، یک اقلیت محسوب می‌شدند. واسراییل متشکل از اقلیت‌های گوناگون یهودی شد. بطوریکه یک فرهنگ جنگ طلب، نسل مختلطی را تولید کرد که "سابراس " (Sabras) یا "زادهاسرائیل " نامیده شدند. این جا بود که انتظار می‌رفت یک هویت ضد عقلانی ضرورتا فاصله زیادی با اصل و ابتدای صهیونیست‌هایی دارد که اکثرا سوسیالیست‌هایی بودند که توصیه به اصالت خانوادگی نیروی انسانی می‌کردند، پدیدار شود.
بطوریکه اکثریت اسرائیلی‌ها به معنای فرهنگی حتی کمی هم یهودی نبودند و به سختی می‌توان گفت که آنها سوسیالیت بودند. همچنین زندگی روزانه در این سرزمین نیز هیچ تفاوتی با زندگی در شیکاگو یا آمستردام نداشت. و بنابراین به سادگی می‌توان دید که هیچ دلیل منطقی برای ایجاد اسرائیل وجود ندارد.
این نویسنده در ادامه خاطرنشان می‌سازد: اما نتیجه تشکیل این رژیم، بوجود آمدن یک دولت کوچک با صفات نظامی بود که به تمامی جنبه‌های فرهنگی و سیاسی اسرائیل، نفوذ کرد. بطوریکه از ابتدای تشکیل اسرائیل، ایدئولوژی صهیونیست‌های اولیه - صهیونیسم کارگر و یا تجدیدنظرطلبان راست‌گرایی که "ولادیمر جابوتینسکی " بوجود آورد-، دربردارنده التزام به خشونت بوده که به اشتباه دفاع از خود خوانده می شود. در واقع به عنوان یک ایده برتر می‌توان گفت که صهیونیسم هیچ اعتباری ندارد زیرا تفاوت‌های ملیتی بین یهودیان، طاقت‌فرسا و خردکننده است.
نویسنده کتاب "عصر جنگ " در تشریح فضای اجتماعی که صهیونیسم در آن بوجود آمد، می‌نویسد: کافه‌های روشنفکری در شهرهای کلیدی مثل وین و یا نیویورک، وجود داشت که پر از افراد بی‌اندازه خلاقی بود که مملو از ایده‌ها و آرزوی آمدن یک دوران طلایی، بودند در حقیقت در این فضای تند و عجولانه بود که صهیونیسم متولد شد.
اما صهیونیسم شهر اسپارتی (شهری در یونان قدیم) را بوجود آورد که منطقه‌ای را که پس از فروپاشی امپراتوری عثمانی و تشکیل خاورمیانه مدرن، بطور ساختگی تقسیم شد، را دچار مشکل کرد. دولت اسرائیل همواره به راه حل نظامی برای مشکلات سیاسی و جامعه‌گرایانه‌اش با اعراب، فکر کرده و نتیجه آن نیز بسیج دائمی نیروهای نظامی بوده است.
کولکو پردردسر دانستن اسرائیل برای صلح و ثبات خاورمیانه، می‌نویسد: صهیونیسم همواره به دنبال همزیستی با برخی قدرت‌های بزرگ بوده تا امنیت پروژه ملی خود را تامین کند. بطوریکه تا قبل از سال 1939، این قدرت بزرگ بریتانیا بود و طی دهه 50، فرانسه نقش این قدرت را ایفا می‌کرد. پس از آن اسرائیل از اواخر دهه 60 با نفوذ تسلیحاتی و مالی ایالات متحده نجات یافت.
اسرائیل همچنین اهمیتی فراتر از خیالات تعداد کمی از دانشمندان مغشوش و گیج داشت. و امروزه اهمیتش برای سیاست خارجی آمریکا بسیار بیشتر شده است زیرا اتحادیه شوروی دیگر وجود ندارد و خاورمیانه نیز موجب برانگیخته شدن ترسی می‌شود که برای بسیج کردن کنگره و افکار عمومی آمریکا، ضروری است.
در همین رابطه "جورج تنت "، رئیس سابق سازمان سیا، در زندگی‌نامه خود می‌گوید: "بهترین امیدها و بدترین ترس‌های کره زمین، در تکه نسبتا کوچکی از این کره، نهاده شده است. "
این گزارش می‌افزاید: در جولای سال 2004 میلادی، شالوم، وزیر خارجه رژیم صهیونیستی پیش‌بینی کرد که ایران تا سال 2006 توانایی ساخت بمب اتم را خواهد داشت. این در حالی است که ایران در سال 2006 فاقد تسلیحات هسته‌ای بود اگرچه در حقیقت نیازی به این سلاح نیز وجود ندارد زیرا یک حمله موفق با استفاده از موشک‌های متعارف به نیروگاه اتمی "دیمونا "ی رژیم صهیونیست می‌تواند منجر به رادیواکتیو شدن بخش‌های مهمی ازاسرائیل شود که چنین موشک‌هایی را هم ایران در اختیار دارد و هم سوریه.
با این حال، ایهود باراک، وزیر جنگ رژیم صهیونیستی، در دیدار با "دیک چنی " معاون رئیس‌جمهور آمریکا در اواخر مارس 2008، مدعی شد، " برنامه تسلیحاتی ایران نه تنها تهدیدی برای بی‌ثباتی منطقه، بلکه تهدید برای کل جهان است. " در بهار همان سال، اسرائیل از سلطه و نفوذ در حال رشد حزب‌الله در لبنان و افزایش قدرت نظامی این سازمان و به خصوص نسبت به در اختیار داشتن موشک‌هایی که قادر به اصابت اسرائیل هستند، ابراز نگرانی کرد.
بنابراین رژیم صهیونیستی، حزب‌الله را به عنوان ابزار ایران توصیف کرد و مدعی شد که ایران حزب‌الله را کنترل می‌کند. این در حالی است که هیچ شکی وجود ندارد که حزب‌الله از زمانی شروه به رشد و قدرت گرفتن کرد که اسرائیل در تابستان سال 2006 به لبنان حمله کرد. رژیم صهیونیستی هم‌اکنون دشمنی دارد که صدمات زیادی به اسرائیل وارد کرده و احتمالا موجب می‌شود روند مهاجرت معکوس یهودیان ازاسرائیل تشدید شود، بطوریکه هم‌اکنون تعداد یهودیانی که اسرائیل را ترک می‌کنند بیش از آنهایی است که به این رژیم مهاجرت می‌نمایند.
این نویسنده و تاریخدان غربی خاطرنشان می‌شود: موجودیت اسرائیل، تنها دلیلی است که موجب شده سیاست آمریکا در منطقه به این بدی باشد. بطوریکه امروزه کسی نمی‌تواند بگوید که تا چه مدت آمریکا در منجلاب امور خاورمیانه باقی خواهد ماند.
برای اشاره به دیگر مضرات اسرائیل می‌توان گفت، که در دراز مدت، موجودیت اسرائیل موجب رادیکال شدن دنیای عرب -از جنبه منفی- شده و آن را از تفاوت‌های طبقاتی که اغلب بر پیوندهای قبیله‌ای و دینی چیره می‌شد، منحرف ساخته است. این امر موجب تغییر عمیق ملی‌گرایی اعراب شده و هویت منفی برتری به آن داده است.
کولکو با واقع‌گرا و بدبین خواندن خود می‌افزاید: من راجع به راه‌حل احتمالی بحران پیرامون فلسطین واسرائیل، واقع‌گرا هستم و تاکید می‌کنم که وضعیت کنونی نتایج بسیار پریشان کننده‌ای خواهد داشت. و در نهایت اعرابی که تحت کنترل اسرائیل زندگی می‌کنند از لحاظ تعداد بر جمعیت یهودیان غلبه خواهند کرد و در حقیقت کشور یهودی بوجود خواهد آمد که یهودیان در اقلیت هستند!
در واقع همین حقیقت است که امروزه عمیقا سیاست‌های اسرائیل را دچار مشکل کرده و با تشدید تضاد و درگیری‌های داخلی، موجب شده تا توسعه‌طلبان سابق به فکر حفظ موقعیتشان باشند. از سوی دیگر، هیچ‌گاه دولتی در واشنگتن حاضر نخواهد بود تا از طریق دیپلماتیک کاری را انجام دهد که از سال 1947 کسی جرات انجام آنرا نداشته، یعنی اسرائیل را وادار سازد تا صلح منصفانه‌ای با اعراب برقرار کند.
همچنین نه راه حل تشکیل یک کشور، و نه راه تشکیل دو کشور مجزا، اجرایی نخواهد شد و در نتیجه اگر جمعیت یهودیان که شدیدا در حال کاهش پیدا کردن است، به اندازه کافی سقوط کند، آنگاه مشخص می‌شود که جمعیت تا چه اندازه می‌تواند یک فاکتور مهم باشد. و نسبت جمعیتی یهودیان به اعراب، شدیدا موثر و مهم خواهد شد.
نویسنده غربی می‌افزاید: یهودیان اسرائیل شدیدا ماهر و آگاه هستند و بسیاری از آنها با مهاجرت از اسرائیل به خارج رفته‌اند.
همچنین اگرچه قدرت نظامی اسرائیل به خاطر غرق شدن در تجهیزات آمریکایی، یکی از قدرتمندترین قدرت‌ها در منطقه است اما نیروهای آمریکایی نیز نیاز به نیروهای جدید و استخدام تعداد زیادی سرباز دارد و بنابراین اسرائیلی‌های ماهر و باتجربه می‌توانند با نیروهای مسلح آمریکا همکاری کنند.
این نویسنده در تشریح شدت آسیب‌پذیری رژیم اشغالگر قدس می نویسد: همچنین همانطور که بیان می‌شود، نابود کردن دیمونا با موشک‌های متعارف و یا حتی خمپاره، راهی ارزان و ساده برای رادیواکتیو کردن بخش‌های مهمی از اسرائیل است. بدتر از این، اسامه بن‌لادن و یا کسی شبیه به اوست که ممکن است به تجهیزات هسته‌ای دست پیدا کند و در نتیجه منفجر کردن یک بمب هسته‌ای در نزدیکی اسرائیل می‌تواند این رژیم کوچک را نابود کند.
کولکو ادامه می‌دهد: البته یهودیان ارتودکس نیز در اسرائیل حضور دارند اما فرهنگ غالب این رژیم با یهودیت فاصله زیادی دارد و در واقع می‌توان گفت، یهودیتی که در بخش‌هایی از بروکلین و تورنتو وجود دارد، بیش از یهودیت موجود در اسرائیل است.
همچنین باید گفت که اسرائیلی‌های عاقل و خردگرایی نیز وجود دارند، اما سیاست آمریکا بر مبنای فاکتورهایی بنا شده که کاری به این دسته از اسرائیلی‌ها ندارد. بطوریکه این گروه از اسرائیلی‌ها خیلی کم و به ندرت هستند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات