تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۴۳  ، 
کد خبر : ۱۱۵۰۸۵

خدمتی که حجاریان به انقلاب کرد


نویسنده: حسین فطرس
در باب خیانت های سعید حجاریان و طیف وابسته به او سخن بسیار رفته است و نقطه ابهامی وجود ندارد ( هر ناظر منصف و بی طرفی تنها با نگاه به کارنامه ی هشت ساله ی اصلاحات درمی یابد که دین و فرهنگ و باور این مرز و بوم در آن دوره به مسلخ روشنفکر مابی برده شد.) اما امروز می خواهم ا ز خدمت های حجاریان بگویم چیزی که شاید انتظار شنیدن چنین تعبیری برای چنان شخصیتی را نداشته باشید. جنس اعترافات حجاریان تفاوتی بنیادین و عمیق با سایر اعترافات متهمان داشت. اعترافاتی که شاید بتواند این خدمت را به جبهه ی انقلاب اسلامی بکند که پرده ی غفلت و روزمرگی را از چهره ی ما کنار زند و انگشت تعجب از آن به دهان می‌گیرم که چرا دانسته یا نادانسته پس از گذشت چند روز از این رخداد رسانه ی متعهد ما گوشه نگاه عنایتی به تحلیل آن ارزانی نداشته است. شاید بازی های سیاسی حوصله ی پرداختن به ریشه های مشکلات را از ما سلب نموده است.
همه‌ی متهمان از فجایع امروز سخن گفتند اما او از علت این مشکلات و از متهمان تازه ای سخن گفت که هیچ کس ملتفت آنها نبوده و چه بسا خود آنها نیز از جرم خویش در بی خبری به سر می‌برند. از دید تیز بین حجاریان متهمان ردیف اول فجایع دیروز که سرمایه رخدادهای امروز و زمینه خطرات فردا را فراهم ساخته اند شورای عالی انقلاب فرهنگی و نخبگان متعهد حوزه و دانشگاه هستند که داعیه ی ولایت مداری و وظیفه محوری برخی از آنها گوش فلک را کر کرده و چنان تکیه بر مصدر نخبگی زده اند که سلاطین بر تخت پادشاهی نزدند.روی سخن با ما داعیه داران پیروی از ولایت و نخبگان این جبهه است که چرا باید صدای حقیقت و ندای قدیمی رهبری را از نای خسته ی کسی بشنویم که عمر خود را در تخریب و هدم باورهای ملت حراج کرده و سالیانی کباده ی عناد با رهبری را به سینه می کشیده است.
دیر زمانی است که به رغم تاکیدات مکرر رهبری پیرامون ضرورت تولید علم بومی، پیشرفت دانش،استقلال علمی و نهضت نرم افزاری خود را به زد وبند های سیاسی سرگرم ساخته ایم چرا که جهادی از این دست همتی می خواهد که جز در دلباختگان ولایت یافت نشود از این روست که زاویه ی دید ما آنقدر تنگ و کوته بین شده که تنها تجمعات وسیع میدان ونک و اخبار کوی دانشگاه و کهریزک را می بیند و یارای واکاوی منشا واقعی و دیرینه این مشکلات را ندارد.
حجاریان بر نکته ای کلیدی دست می گذارد که غفلت چندین ساله ما از آن منشا مشکلات امروز بوده و خطری برای آینده انقلاب به شمار می رود. مشکلی بسیار عمیق تر و تهدید کننده‌تر از میر حسین موسوی و کروبی و جبهه‌ی سبز.
مشکلی که منشا شکل گیری طبیعی طرفداران دموکراسی ،جامعه مدنی ،حقوق بشر، حقوق شهروندی با پسوند و محتوی غربی هستند. متهمی که هنوز زنده و فعال کباده‌ی تفاخر کشیده و هماورد به رزم می طلبد و دریغا که میدان نبرد را خالی نهاده ایم.
بدیهی است که اداره ی هر جامعه ای باید مبتنی بر یک مدل مفهومی صورت پذیرد. اعم از اینکه رنگ آن مفاهیم به کدام هارمونی فکری همانند است .
جامعه ما نیز از این قاعده مستثنی نیست لذا باید برای عرصه های حیات و مدیریت اجتماعی خود اعم از سیاست و اقتصاد و حقوق و ... مدل هایی ارائه دهد. انقلاب اسلامی داعیه دار این مدعا بود که همه عرصه های خرد و کلان جامعه خویش را بر اساس تعالیم و مفاهیم دینی مدیریت می نماید و از این روی بود که شورای عالی انقلاب فرهنگی در سالهای آغازین انقلاب شکل گرفت تا این ادعا را مدیریت نموده و به منصه ی ظهور برساند. اصلا وصف اسلامیت جمهور ی اسلامی به پشتوانه ی همین مبنا بود. تاکیدات امام راحل در همان سالها و سخنان رهبری در سالهای اخیر که در برهه ای موسوم به نهضت نرم افزاری و تولید علم شد حرکت هایی بود در راستای تحقق همان آرمان.
از سوی دیگر یکی از جبهه های تهاجم غرب علیه انقلاب برای جلوگیری از مدل سازی حکومت موفق دینی در جهان حرکت ها ی خزنده ی فکری در عرصه های علمی و دانشگاهی کشور بود. بدین معنا که با رشد و گسترش مفاهیم و مدل ها ی انحرافی غربی در عرصه های مورد نیاز فکری و مدیریتی جامعه مجالی برای بروز ایده های اسلامی نمانده و کم کم از اسلامیت نظام چیزی جز چند کلمه باقی نماند و انقلاب ا ز درون و به تدریج استحاله و تهی از آرمان های اولیه ی خویش گردد. در این صورت دیگر نیازی به حمله ی نظامی برای تسخیر مرزهای جغرافیایی نبوده چرا که پیش از آن هرچند به تدریج و بی سر و صدا مرزهای فکری در هم نوردیده شده و فتح گردیده است.
امروز با گذشت سی سال از انقلاب همچنان مشاهده می کنیم که اقتصاد، سیاست، جامعه شناسی و ... که در دانشگاههای ما تدریس شده و مدیران آینده ی این مرز و بوم را تربیت می کنند و نیز مبنای عمل و تحلیل بسیاری از احزاب و مدیران قرار گرفته است چیزی نیست جز تئوری های انحرافی غربی که هدف پیش گفته را دنبال می کنند .
راهی که حجاریان را به این کارنامه ی ننگین رهنمون ساخته هنوز باز است و سالانه هزاران نفر از جوانان ما را به کام خویش می کشد هر چند حجاریان و اطرافیان او دستگیر و یا با حسن ظن متنبه و توبه کار شده اند خطر همچنان به قوت خود باقی است.
حال می توان به روشنی فهمید که چرا متهم ردیف اول وقایع امروز و فجایع دیروز و خطرات پیش روی را شورای عالی انقلاب فرهنگی ،آموزش عالی و بسیاری از نخبگان حوزوی و دانشگاهی معرفی کردیم.
متن زیر بازخوانی نامه اعترافات سعید حجاریان است که با تحلیلی مختصر همراه شده و ضرورت مغفولی را گوشزد می کند که ادامه بی مبالاتی نسبت به آن به قیمت تزلزل پایه های انقلاب و رنگ باختن وصف دین از حاکمیت این مرز و بوم تمام خواهد شد.
1.ضرورت بکارگیری علوم انسانی
ضرورت بکارگیری علوم انسانی (نه الزاما با تعریف مصطلح) زمانی رخ می نماید که یک رهبر فکری بخواهد در عرصه عمل و مدیریت خود بر اساس چارچوب و پارادایم فکری خاصی که به آن معتقد و شناخته شده است ، عمل نماید. چراکه در غیر این صورت تصمیم ها،دستورات و رهنمودهای او برخواسته از مبنای خاصی نبوده و در عرصه عمل نمی توان او را رهبر علمی و عملی اندیشه و جریانی خاص به شمار آورد و به مرور زمان بین اندیشه و عمل او و جامعه تحت مدیریتش فاصله می افتد که به استحاله فرهنگی آن جامعه ختم می شود.حجاریان به خوبی به این مفهوم واقف بوده است وی در این رابطه می گوید:
"من بعد از ارتحال حضرت امام (ره) و آغاز دولت سازندگی به معاونت سیاسی مرکز تحقیقات استراتژیک برگزیده شدم در آنجا بود که فهمیدم برای هدایت پروژه ها تجربه علمی سیاسی کار ساز نیست و لاجرم باید آموزش دانشگاهی هم داشته باشم لذا فوق لیسانس ودکترای خود را در علوم سیاسی اخذ کردم وانبوه نظریات وایدئولوژی های سیاسی نادرست در ذهنم تلمبار شد بدون آنکه بازنگری و نقد آنها را داشته باشم.
با شروع موج اصلاحات و به خصوص تشکیل جبهه مشارکت که به تئوری راهنمای عمل نیاز داشت طبعا از من توقع می رفت که بعنوان نظریه پردار دست بکار شوم وتحلیلی علمی از شرایط جامعه ، دولت و نیروهای سیاسی عرضه کنم تا راهنمای عمل حزبی قرار گیرد . "
2.ظرفیت های تاسیسی و تخریبی علوم انسانی
در صورت تولید و بکارگیری علوم انسانی ای که منطبق با نیازمندی های جامعه ای خاص باشد، این علوم از چنان ظرفیت سازنده و تاسیسی ای برخوردارند که بین فضای ذهنی و باورهای قلبی جامعه و عمل عینی آن ها ارتباط و اتحاد بر قرار می کنند. چه آنکه افراد جامعه برداشت های ویژه ای دارند که هر چند در عرصه زندگی فردی اجرای آنها در اختیار آنها است اما در حیطه عمل و مدیریت اجتماعی خارج از محدوده اثرگذاری و انتخاب آن ها بوده و متوقف بر عملکرد و رویکرد نظریه پردازان و جامعه سازان آن جامعه است.
1/2.استحاله فرهنگی جامعه
حال اگر متولیان اداره جامعه در مدیریت خود از چارچوب های فکری و نظریات علمی ای غیر مطابق و غیر منطبق با فرهنگ و باور عمومی استفاده کنند. عملا زمینه جداسازی و تفکیک بین باور عمومی و ساختارهای اجرایی فرهنگ ساز را ایجاد کرده که به مرور زمان یا به جبهه گیری جامعه علیه این نظام منجر می شود و یا به استحاله ی تدریجی فرهنگی جامعه به نفع اندیشه حاکم منتهی می گردد. حجاریان با علم به این ظرفیت و توجه به عدم التفات طیف وسیعی از مردمان و نخبگان به این مهم با اشاره به استفاده خود از نظریه (وبر) و پیامدهای ناگوار اجتماعی آن بدلیل عدم انطباق با واقعیت های بومی جامعه ما چنین اظهار میدارد:
"بنابر این ملاحظه می شود که نظریات ماکس‌وبر در ایران کنونی هیچ کاربردی ندارد و من از سر غفلت بدون نگاه انتقادی به این نظرات آنها را به شرایط کشورمان تعمیم دادم .
چنانچه ملاحظه فرمودید کار بسط نظریات نامنقّح و عدم تلاش برای یافتن تئوری‌های بومی که با شرایط ایران انطباق داشته باشد می‌تواند چه نتایج سهمگینی را به بار آورد که این موضوع موجب عبرت جدّی برای تمام دوستان دانشگاهی وفعالان سیاسی است. "
"البته موضوع اگر فقط یک نقیصه علمی بود قابل تحمل می نمود اما خطر آنجاست که نظریات علوم انسانی حاوی حربه های ایدئولوژیک هستند و قادرند به استراتژی وتاکتیک تبدیل شوند ودر مقابل ایدئولوژی رسمی کشور صف آرایی کنند و آن را به چالش بکشند. زمانی مارکسیسم به عنوان آخرین دستاورد علمی مبارزه در مقابل اسلام صف کشیده بود و امروزه نئولیبرالیسم ندای پایان تاریخ را سر می دهد و خود را بعنوان برترین دستاورد در تاریخ بشریت قالب می کند "
2/2.عامل نفوذ نرم غرب
وی در جای دیگری به این امر اشاره می کند که واقعیت مذکور از چشم قدرت های استکباری مخفی نمانده و مورد توجه آنها قرار دارد که شاید بتوان آنرا بعنوان یکی از تاکتیک ها ی جدی علیه ایران به شمار آورد که البته در اعترافات کیان تاجبخش و رسام به در مورد عملکرد امریکا و انگلیس وضوح بیشتری می یابد :
"بسیاری از حربه‌های ایدئولوژیک در پوشش علوم انسانی عرضه می‌شوند
گرچه این نظریات در قالب های تنگ علمی و شبه علمی بیان شده است اما به هنگام بسط وگسترش بخصوص در مرحله عملیاتی شدن ضایعات وصدمات فراوانی به بار می آورد که یک نمونه‌اش را در تخریب وحدّت ملی در جریان انتخابات دهم دیدیم.
ویکی از روزنه ها و رخنه های فرهنگ وارداتی و حّتی ضربات دشمنان از این ناحیه بوده است که به هر حال جزو آسیب پذیری های نظام علمی کشور محسوب می شود . "
3.وضعیت علوم انسانی در ایران
1/3.فقدان علوم انسانی بومی
"متاسفانه در ایران با ضعف علوم انسانی بخصوص در رشته های جامعه شناسی وعلوم سیاسی مواجه ایم و علیرغم گسترش مراکز آموزشی عالی و کثرت دانشجو در رشته های علوم انسانی ، متون آن از عمق چندانی بر خوردار نیست ومطالب با ترجمه های اغلب ناقص و بدون نقد در اختیار دانشجویان گذاشته می شود. "
2/3.ترویج و ارائه به روز اندیشه های انحرافی غربی در ایران از طریق:
1/2/3.ترجمه:
" حجم وسیعی کتاب بعد از انقلاب ترجمه شده که بسیاری از آنها جنبه ایدئولوژیک دارند ودر کنه آنها می توان ردپای مکاتب مختلف از مارکسیسم ارتدوکس تا نئولیبرالیسم را مشاهده کرد واین کتب (وباید اضافه کرد مجلات را) به وفور دردسترس مشتاقان است . "
2/2/3.استادان فارغ التحصیل غرب
"علاوه بر این فارغ التحصیلان علوم انسانی (بخصوص در دانشگاههای خارج )که بعنوان اعضاء هیئت علمی استخدام می شوند ناخود آگاه حامل آخرین دستاورد های این علوم به ایران هستند وهم اکنون میتوان مشاهده کرد که دیدگاه های پست استوراکتورالیسم ، پست مارکسیسم ، فمینیسم و انواع مکاتب غربی تحت عنوان علم ترویج می شوند . "
3/2/3.اهمال کاری شورای عالی انقلاب فرهنگی و آموزش عالی (کمیت گرایی بجای کیفیت اندیشی )
"همچنین شورای عالی انقلاب فرهنگی ومسئولان آموزش عالی کشور همه در این انحراف بی‌تقصیر نیستند . با اینکه مکرراً هشدار داده شده که علوم انسانی با علوم دقیقه تفاوت دارد و بسیاری از حربه‌های ایدئولوژیک در پوشش علوم انسانی عرضه می‌شوند متاسفانه شاهدیم بجای دقّت در کیفّیت این علوم هر ساله بر کمیت مراکز آموزشی عرضه کننده آن افزوده می شود ، اوائل انقلاب شاید چهار پنج دانشگاه دولتی بیشتر نداشتیم که تا حّد اکثر در حد فوق لیسانس برای این علوم ، دانشجویان محدودی تربیت می‌کردند امّا امروزه در هر شهری دانشگاه دولتی وآزاد و پیام نور وخصوصی تا مدارج بالا تربیت دانشجو مشغولند بدون آنکه به محتوای نادرست عرضه شده توجهّی کنند "
4/2/3.حرکت های آگاهانه برخی فعالان سیاسی
"عده ای از فعالان سیاسی عالما عامدا با توجه به پیامدهای یک نظریه آنرا در سطح دانشگاه احزاب وجامعه اشاعه می دهند که اینجا بر مسئولین ذیربط است که با پیگیری شواهد و قرائن ردپای این گونه افراد را پیگیری کنند وقانون را در مورد آنها اجرا نمایند. مثلا در حوادث اخیر شعارهایی سر داده شد که هر کس ذره‌ای عرق وطن پرستی ودغدغه وحدّت ملی وشرم از خون شهدا داشته باشد ونگران ترقی وتوسعه کشور باشد آنها را بر نمی تابد ومنزجر می شود.
معلوم است وقتی همه دلسوزان نظام از بعضی حرکات وسخنان وشعارها مشمئز می شوند لابد محرکین این ماجراها حرکتی دشمن شاد کن انجام داده اند اگر نگوئیم خود از دشمن دستور گرفته اند. "
5/2/3.احساس حقارت دانشمندان ایرانی در برابر غرب
"از مجموعه مباحث پیش گفته شده می توان استنتاج کرد که احساس رعب در نزد اندیشمندان غربی موجب ذلّت نفس و پذیرش بی قید وشرط نظریات آنان می شود
البته ما در علوم تجربی و دقیقه این نکته را خوب یافته ایم و دانشمندان جوان ، از زمان جنگ به این سو دستاوردهای چشمگیری داشته اند اما در زمینه علوم انسانی آنچنان که باید و شاید فعالیتی نکرده‌ایم "
4.نخبگان و علوم انسانی
1/4.نقد علوم موجود

"وظیفه این عزیزان به عنوان نخبگان جامعه آن است که حربه نقد را علیه همه کس به کار ببرند ولو بزرگترین اندیشمندان شناخته شده جهان باشند "
2/4.بومی سازی علوم
"و بسیار با احتیاط و هوشمند به بومی کردن نظریات بپردازند به صرف اینکه فلان استاد ویا فلان کتاب مرجع ، مطلبی را نقد کرده است بسنده نکنند و تا یقین پیدا نکرده اند از این نظریات در عمل استفاده نکنند. "
5.فعالان سیاسی و علوم انسانی
"سیاسیون وفعالان سیاسی هم در این قضیه مسئولند این گروه هرچند در عرصه نظریه پردازی معمولا نقشی ندارند اما در جهت عملیاتی کردن و به اجراء در آوردن تئوری ها نقشی بس مهم ایفا می‌کنند وسازمانهایی در جهت اهداف منبعث از تئوری ها به وجود آورده راهبری میکند واین امر خطیری است . چه بسا یک لغزش از آن به اضعاف مضاعف در جامعه بازتاب یابد چون اینان مرجع سیاسی بخش هایی از مردم هستند وهرگونه تزلزل موضع آنان در سطوحی بازتاب می یابد. همانگونه که مراجع دینی لغزششان خطیر است و به قول معصوم (ع) "انکسار العالم کانکسار السفینه تغرق وتغرق " (شکستن دانشمند مانند شکستن کشتی است که هم خودش غرق می شود وهم عده ای را غرق می کند ) لذا سیاسیون باید متوجه تئوری هایی که منشاء استراتژی عمل سیاسی آنهاست باشند. "
آنچه از نظر گذراندید سخنان چهره ای است که در خط مقدم ستیز با ارزش ها ی دینی و انقلابی ما از هیچ تلاشی فرو گذار نکرده و با هر انگیزه ای به ارائه تحلیل های منطبق با واقع دست زده است .
آیا باز ابهامی باقی می ماند که وظیفه چیست و خطر اصلی کجاست ؟در پایان بخش هایی از درر سخن رهبری را ارائه میکنم تا بدانیم این اظهارات سخنان تازه ای نبوده و رهبری سال هاست که فریاد بلند کرده اند اما گوش شنوایی نمی یابند . این نیز سند دیگری از غربت و مظلومیت ولی فقیه و نائب الامام در میان کثرت ادعاها و هیاهو ها تا بدانیم غربت در این دودمان ارثیه ای است ابدی و تمام نا شدنی...
سخنان مقام معظم رهبری پیرامون تولید علم:
مسئله تولید علم فقط مربوط به علوم پایه، تجربی و .... نیست بلکه شامل همه ی علوم و از جمله علوم انسانی است. ما بخصوص در زمینه ی علوم انسانی بر خلاف آنچه انتظار می رفت و توقع بود حرکت متناسب و خوبی نکردیم بلکه مفاهیم گوناگون مربوط به این علم ( چه در زمینه اقتصاد و چه در زمینه ی جامعه شناسی ،روانشناسی و سیاست - را به شکل وحی منزل از مراکز وخاستگاه های غربی گرفته ایم و بصورت فرمول های تغییر نکردنی در ذهنمان جا داده ایم. گاهی که این فرمول ها جواب نمی دهد خودمان را ملامت میکنیم که ما درست بکار نگرفته ایم. در حالی که این روش غلطی است مادر زمینه علوم اسلامی احتیاج به تحقیق و نو آوری داریم که به معنای حقیقی کلمه مواد و مفاهیم اساسی که بر اساس آن می توان حقوق اقتصاد سیاست و سایر بخش های علوم انسانی را شکل داد و تولید فرا وری کرد در فرهنگ عمیق اسلامی ما وجود دارد که باید از آن استفاده کنیم. (بیانات رهبری در دیدار اساتید دانشگاه های کشور22/8/1382)
تشکیل نظام اسلامی که داعیه دار تشکیل مقررات اسلامی در همه صحنه های زندگی است، وظیفه ای استثنایی و بی سابقه بر دوش حوزه علمیه نهاده است و آن تحقیق و تنقیح همه مباحث فقهی است که تدوین مقررات اسلامی برای اداره هر یک از بدنه های نظام اسلامی بدان نیازمند است.(7/9/1368)
وظیفه عمومی حوزه ها امروز این است که نظریه ی بنیادی جمهوری اسلامی را که همان نظریه حاکمیت اسلام در همه امور زندگی و حیات بشری است با استدلال و منطق تبیین کند.(19/6/1380)
این انقلاب باید بماند و برنامه تاریخی و جهانی خود را به بار نشاند اما نداشتن همت و بلند پروازی در همه زمینه های علمی و فرهنگی قتلگاه انقلاب است.( 19/12/1379 ) 

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات