علیرضا لرک
تا قبل از روی کارآمدن محمود احمدی نژاد به عنوان رئیس دولت نهم، جناح های سیاسی به دو بخش اصلاح طلبان و اصولگرایان تقسیم می شدند. در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری اصلاح طلبان با چند کاندیدا وارد عرصه رقابت شدند.
مهدی کروبی، مصطفی معین و محسن مهرعلیزاده کاندیدای معرفی شده از طرف اصلاح طلبان بودند و از طرف مقابل محمود احمدی نژاد، محسن رضایی و محمدباقر قالیباف مطرح بودند که در اواسط کار محسن رضایی به علت آنچه خود بی مهری اصولگرایان خواند از کاندیداتوری استعفا داد.
در این بین آیت الله رفسنجانی نیز از طیف میانه رو حضور داشت که در پایان موفق شد به دور دوم دست یابد. اما اصلاح طلبان با توجه به تعدد کاندیدایی که داشتند نتوانستند توفیقی به دست آورند و تمام کاندیدای خود را حذف شده از عرصه ریاست جمهوری دیدند. اما دراین بین اصولگرایان با حلقه زدن به دور محمود احمدی نژاد موفق شدند در ابتدا وی را به دور دوم انتخابات رسانده و در آخر ردای ریاست جمهوری را بر تن وی کردند تا محمود احمدی نژاد به عنوان یک رئیس جمهور اصولگرا بر اداره مملکت نظارت کند. اما این پایان راه برای اصولگرایان نبود، زیرا در اواسط راه دولت نهم بسیاری از اصولگرایان به علت آنچه عدم رعایت اصولگرایی از طرف محمود احمدی نژاد می خواندند از طیف حامیان وی خارج شده و گروهی را با عنوان اصولگرایان منتقد تشکیل دادند.
این امر در ابتدا انشقاق را در بین اصولگرایان نشان می داد اما با شروع انتخابات مجلس هشتم و ریاست جمهوری دهم مشخص شد آنطور که بایداین طیف از بدنه اصولگرایی مبرا نیست. زیرا با حمایت هایی که این طیف از محمود احمدی نژاد کردند نشان دادند که اصولگرایی خود را همچنان حفظ کرده اند. گر چه در بین این افراد کسانی مثل عماد افروغ بودند که نظر متفاوتی داشتند ولی طیف عمده این شاخه از اصولگرایان همچنان بر عهد خود با احمدی نژاد پایبند بودند. اما بعد از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اتفاقاتی رخ داد که به نوعی فضای سیاسی ایران را به تک قطبی بودن سوق داد. اصلا ح طلبان و سران آنها مستقیما مورد حمله قرار گرفتند و به عنوان سران انقلا ب مخملی به جامعه ایران معرفی شدند.
در این بین رسانه های حامی دولت نقش عمده ای را در این بازی ایفا کردند به طوری که روزنامه کیهان هر روز مطلبی را در مورد وصل بودن سران اصلا حات به خارج از کشور بیان می کرد. این هجمه باعث شد تا حذف اصلا ح طلبان که طرح آن با روی کارآمدن احمدی نژاد در سال 84 اجرایی شده بود، شکل شدیدتری به خود بگیرد به طوری که بسیاری از اصلا ح طلبان به این امر اعتراض کرده اند و معتقدند جبهه اصولگرایی به دنبال خانه نشین کردن جریان اصلاح طلب است.
با این اوصاف باید گفت که اگر این اتفاق رخ دهد و اصلا ح طلبان از فضای سیاسی خارج و به خانه های خود نقل مکان کنند موج جدیدی فضای سیاسی کشور را فرا خواهد گرفت و آن تقسیم جبهه اصولگرایی به دو جناح چپ و راست خواهد بود. با این روش اصولگرایان بدنه سیاسی کشور را بین خود تقسیم کرده و عده ای که حامی تفکر محمود احمدی نژاد هستند به یک طیف و مخالفان آن با عنوان اصولگرایان منتقد به جناح دیگر تبدیل خواهد شد و این تفکر را در اذهان عموم جا خواهند انداخت که طیف اصولگرای منتقد در پی تحول اوضاع است ومنتقد بسیاری از مسائل; در صورتی که در باطن این جریان، تفکر بر یک پایه و اساس است و تغییری را در وضعیت کشور شاهد نخواهیم بود.
این روش اصولگرایان، نقشی جدید را برای اصولگرایان منتقد ترسیم کرده است و آن هم مقابله با طرز تفکر اقتدارگرای دسته ای دیگر از اصولگرایان است. اوضاع موجود در کشور و نقشه سیاسی اصولگرایان آنقدر واضح است که در نشست خبری محمدرضا باهنر این نکته از طرف خبرنگاران مورد تاکید قرار گرفت. هنگامی که از باهنر پرسیده شد آیا در آینده طیف شما، لا ریجانی و قالیباف به اصلا ح طلبان جدید تبدیل می شود؟ باهنر عنوان می دارد که ما اصلا ح طلب نمی شویم. باهنر با این جواب تا حدودی برسناریوی اصولگرایان صحه گذاشته و تایید می کند که چنین روشی در دستور کار قرار دارد، چون در غیر اینصورت باید این موضوع را انکار کرده و جواب منفی به این سوال می داد.
به هر حال اگراین طرح اجرایی شود، ضرر بسیاری کشور را تهدید خواهد کرد زیرا با تک قطبی شدن فضای سیاسی کشور تفکر مخالفی دیگر حضور جدی نخواهد داشت و مخالفتی هم اگر صورت بگیرد سطحی و در کلیات است نه جزییات و این به نفع کشور نیست. کما اینکه رهبرمعظم انقلا ب دو جناح سیاسی کشور را همچون دو بال برای پرواز توصیف کرده بودند.