حفظ حقوق پیروان سایر مذاهب1
در مقاله حاضر پس از ذکر پیشینهاى از سیر تحولات دینى در ایران پیش از اسلام، اقلیتهاى دینى مطرح در قانون اساسى و نه اقلیتهاى مذهبى اسلامى بحث و بررسى مىشود و تاریخچه، عقاید، آداب و رسوم آنها بیان مىگردد.
پیشینه
بنابر کهنترین مطالب ودایى و با استنباط از متون متیائى، مىتوان باور داشت که آریاییان نخستین، مشتمل بر هند و ایرانیان در نیمه دوم هزاره دوم، پیش از میلاد مسیح، داراى دو گروه خدایان بودند که اسوره (ایرانى: اهوره) و دیوه (ایرانى: در اوستا daeve و در فارسى باستان daive) نامیده مىشدند. این گروه خود به دو گروه خدایان و ضدخدایان تبدیل مىشدند که هر دو گروه از خدایى واحد، از خدا- پدرى قدیم به وجود مىآمدند. جدایى جغرافیایى بین آریاییان نخستین و تلفین عقاید آنها با عقاید بومى، در نهایت موجب شد تا در هند اندیشههاى آرمانگرا و رویگردان از جهان مادى و در ایران اندیشههاى دو گانه پرست، با برخوردهایى پرهیز گرایانه یا به عکس، نسبت به جهان مادى به وجود آید.2
در ایران باستان، آیین متیرائیسم (مهر پرستى)، آیین مانوىو مزدک، آیین زرتشتى، یهودیت و مسیحیت رواج داشت که پس از ورود اسلام، اهل کتاب به حیات معنوى خود ادامه داده، تا به امروز در ایران زمین تداوم یافتند. آیین متیرائیسم را آیین اسرار نامیدهاند. اسرار متیرائیسم با پا فشارى و اصرار حفظ مىشد و بنا به گفتهها، براى افرادى که به درجات عالى نائل مىآمدند، مکشوف مىگردید. به همین جهت نوشتههایى از آیین متیرائیسم در دست نیست، چرا که به جاى نوشتن به نقاشى و نقش برجسته سازى اکتفا شده است. اساس مهرپرستى بر این اعتقاد است که مر خداى بزرگ است و خدایان بزرگ کوچکتر از او. متیرائیسم براساس پرستش آتش و قواى طبیعت، مثل باد و طوفان، آسمان و کوه و جنگل و پرداختن به سحر و جادو بنا نهاده شده است. متیرائیسم را دین اکثریت مردم ایران در دوره اشکانیان یا حداقل مذهب خانوادگى اشکانیان دانستهاند. این آیین با گسترش دین زرتشتى به خصوص در دوره ساسانى از میان برداشته شد. 3
آیین مانوى ازسه آیین زرتشتى، بودایى و مسیحى گرفته شده بود. این مسئله بیشتر معلول ارتباط و نسبتهاى مانى با پیروان این آیین دانسته شده است. در ابتداى ورود اسلام به ایران، مسلمانان توجه خاصى به مانویان نداشتند. از نظر آنها مانویان، نه تنها ملحد و پیرو پیغمبر دروغین بودند، بلکه مخالف طبیعت و جامعه و دشمن حکومت اسلامى به شمار مىآمدند؛ از این رو با گذشت زمان و به خصوص در زمان عباسیان که زمان تشکیل و تثبیت عقاید دینى بود، مانویان مورد توجه حکومت وقت قرار گرفتند و بسیارى آنها به مهاجرت به ترکستان شرقى در غرب چین 4 مجبور شدند.
در آیین مزدک نیز اصل سخن، اشتراک حاکمیت است. این اصل به نظر مزدک از فکر حکومت اشتراکى و شرکت همگان در حاکمیت سرچشمه گرفته بود. اقبال لاهورى، مزدک را پیامبرمردم گراى ایران باستان نامیده است. واقعه کشتار مزدکیان در اواخر سال 528 میلادى یا اوایل سال 529 میلادى رخ داد و علت آن نقشهاى بود که مزدکیان در مورد ولیعهدى «کلووس پذشخوار شاه» پسر قباد کشیده بودند و مىخواستند علیرغم تصمیم شاه، با توطئه، این شاهزاده مزدکى را بر تخت ایران جاى داده و خسرو را از سلطنت محروم سازند. اگر چه در زمان خلفاى اموى و عباسى بار دیگر زمینه براى مزدک گرایى در ایران فراهم شد؛ اما توجه توده مردم که حساب اسلام ناب را از حساب خلفاى ظالم وقت جدا کرده بودند، مجالى را به مزدک گرایى نداد. مسلمانان مزدکیان را اهل کتاب ندانسته و براى مذهب آنان ریشه آسمانى قائل نبودند و مزدک گرایى را مانند مانوى گرى و متیرائیسم نوعى زندیقیه به شمار مىآوردند و پیروان این آیینها نتوانستند، به حیات خود در ایران ادامه دهند و تا امروز دوام یابند. 5
زرتشتیان
در آیین زرتشتى، دین یا به زبان اوستایى دئنا (Daena) به معناى «دیدن، شناختن، فهمیدن و نیز وجدان» آمده است. اشوب زرتشت، پیام و آموزههاى خود را «دئنا و نگوهى» (Daena Vanguhi) نامیده که به معناى دین خوب و وجدان خوب است. در دین زرتشتى، دیندار کسى است که با کمک فرد، به دین و شناختن دنیاى درون و پیرامون خود پرداخته، راه راستى و درستى را یافته و برگزیده باشد. نامهاى متعددى براى نامیدن زرتشتیان نظیر مزدایى، مزدسینى یا مزداپرست، اهورایى و بهرین به کار گرفته مىشود. 6
تاریخ زرتشتیان با پیدایش اشوزرتشت آغاز مىشود. اشوزرتشت که نام اوستایى او «زرتوشترا» (Zarathushtra)است، براساس محاسبات نجومى و زبانشناسى، به 1767 سال پیش از میلاد مسیح باز مىگردد و از آنجا که او در سن 30 سالگى پیام خود را آشکار کرد، 1737 سال پیش از میلاد مسیح، تاریخ رسمى زرتشتیان است.
زادگاه زرتشت را سرزمین «ایران ویج» در شمال شرقى ایران، منطقهاى شامل آسیاى مرکزى، افغانستان و شمال غربى پاکستان دانستهاند. اوستا مکان زایش او را ساحل رودخانه «دارجا» مىداند که به احتمال زیاد رودخانه «سیحون» یا «آمودریا» است. زرتشت در سن سى سالگى دین خود را آشکار کرد. نخستین و بزرگترین کار او، به دور انداختن و انکار همه خدایان و خداى گونههایى که مورد پرستش مردم بودند و در برابر شناساندن «خداوند یگانه».
از این رو در آغاز به سختى با مقاومتها روبرو شد و در مدتى نزدیک به ده سال، تنها پسر عموى او «مدیوماه» (Madiomah)به معناى نیمه ماه و سپس پسر بزرگترش «اسیدواستر»، با او همراه و همدین شدند. به همین دلیل به همراه گروه کوچکى زادگاه خود را ترک کرد و به سوى جنوب و جایى که نام و آوازهاى از «ویشتاسب» یا «گشتاسب»، شاه کیانى داشت، رهسپار گشت. زرتشت نزدیک به دو سال به بحث و گفت و گو پرادخت، تا سرانجام ویشتاسب و همسرش آتوسا و وزیرانش «جاماسب» و «فرشوشتر»، پیام او را پذیرفتند و به دین وى گرویدند. در این دوره بود که شمار زرتشتیان افزایش یافت. در عصر هخامنشیان بیشتر پادشاهان و مردم زرتشتى بودند؛ بى آنکه دین زرتشتى، دین رسمى باشد. ساسانیان دین زرتشتى را دین رسمى کشور اعلام کردند و موجب گسترش بیش از پیش آن شدند.
در قرن هفتم میلادى، پس از ورود مسلمانان به ایران، بیشتر ایرانیان مسلمان شدند و اسلام به جاى دین زرتشتى، دین رسمى کشور شد. در قرن نهم میلادى گروهى از زرتشتیان به هندوستان مهاجرت کردند و به پارسیان هند معروف شدند. گروهى دیگر در ایران ماندند و به عنوان زرتشتى به زندگى خود ادامه دادند. تاورینه که در سال 1632 تا 1668، در دوره صفوى به ایران سفرهایى داشته و مشاهدات خود را به رشته تحریر در آورده، در کتاب چهارم سفر نامه خود چنین مىنویسد: «در میان این ادیان متعدد و مختلف، پیروان سه آیین در ایران اکثریت را دارند. اول دین اسلام که دین پادشاه و دین بیشتر مردم است. دوم دین گبرها (زرتشتیان) که آیین قدیم ایرانیان است؛ پیش از آنکه دین اسلام رواج یابد. سوم، مذهب ارامنه که اکثر آنها از عیسویان شرقى هستند وجلفا مرکزشان است؛ ولى در بسیارى از دهات و شهرهاى ایران هم پراکنده هستند» در زمان قاجاریه مرکز زرتشتیان ایران، یزد و کرمان بود و شمار زرتشتیان در شهرستانهاى دیگر حتى در تهران نیز بسیار اندک بوده است. 7
به طور کلى مىتوان گفت، در میان ادیان کهن ایران، زرتشتیان نه تنها از دیرباز در ایجاد و توسعه تمدن این مرکز و بوم نقش داشتهاند، بلکه پس از پذیرش آگاهانه دین مقدس اسلام توسط اکثر ایرانیان و گسترش آن در سرزمینهاى ایرانى، همواره با متانت و صداقت، به همگامى و همراهى خویش با مسلمانان هم وطن خود ادامه دادهاند و در آبادانى و سازندگى ایران سهم بزرگى بر عهده گرفتهاند. نخستین بانکدار مدرن، موسس آبیارى نوین و پدر شهرسازى جدید در ایران، زرتشتى بوده و در شمارى از شهرها، زرتشتیان نخستین کارخانههاى برق و خطوط تلفن را دایر کردند. مدارس زرتشتیان در تهران، یزد و کرمان، از برجستهترین مدارس بوده است. سهم زرتشتیان در فرهنگ و بهداشت ایران- به نسبت جمعیت- بر اکثریت فزونى داشته و در بین آنان بىسواد وجود ندارد. زرتشتیان- به نسبت جمعیت- بیشترین شمار پزشک، مهندس و استاد دانشگاه را به میهن خود ایران دادهاند.
آنان از دیرباز، در اغلب شهرها و دهات زرتشتى نشین، هیئتهایى به نام انجمن زرتشتیان بنیاد نهادند که کلیه امور اجتماعى، آیینى، فرهنگى و خیریه زرتشتیان محل خود را اداره مىکنند و به وضع مدرسهها و دیگر نهادهاى زرتشتى شهر یا روستاى خود رسیدگى مىکنند. همچنین در بیشتر مناطق زرتشتى نشین، سازمان دیگرى به نام سازمان زنان زرتشتى براى رسیدگى به امور مربوط به دوشیزگان و بانوان جامعه زرتشتى بنیاد شده است. نخستین صورت جلسه انجمن زرتشتیان تهران به سال 1325 نوشته شده که نشان دهنده تأسیس این انجمن در آن سال است.
از دیگر بنیادهاى زرتشتیان، مىتوان به انجمن زرتشتیان اصفهان، انجمن زرتشتیان کرمان، باشگاه جوانان زرتشتى یزد، انجمن موبدان تهران، بنیاد خیریه گیو، بنیاد خیریه آبادیان و... اشاره کرد. شایان ذکر است که زرتشتیان، داراى کنگرهاى به نام کنگره زرتشتیان جهان هستند که هدف تأسیس آن، افزایش همکارى بین انجمنها و سازمانهاى زرتشتیان، به منظور حفظ میراث فرهنگى و دینى و بهبود شرایط زندگى و پیشرفت زرتشتیان در جهان است. این کنگره از نظر زرتشتیان سراسر دنیا، ارزش و اعتبار خاصى دارد و همواره شخصیتهاى برجسته سیاسى، فرهنگى و مذهبى کشورها به آنان توجه خاصى داشتهاند. نخستین و ششمین کنگره جهانى زرتشتیان در ایران برگزار شده است و دبیرخانه دائمى آن در تهران است.
در حال حاضر، زرتشتیان ایران را مىتوان دومین جمعیت غیر مسلمان از لحاظ تعداد دانست. جمعیت آنان طبق برخى آمارهاى ذکر شده حدود 45000 نفر است که در اغلب شهرهاى ایران پراکندهاند؛ اما در تهران، کرمان، یزد، شیراز، اصفهان، زاهدان و اهواز، جمعیت بیشترى دارند.
زرتشتیان 9 مدرسه اختصاصى در تهران و حدود 8 مدرسه دیگر در شهرستانها دارند که درسه مقطع دبستان، راهنمایى و دبیرستان فعالند. آنها همچنین داراى یک مرکز تربیت موبدیار هستند که در انجمن موبدان تهران فعال است. از دیگر فعالیتهاى جامعه زرتشتیان مىتوان به فعالیتهاى مطبوعاتى آنان اشاره کرد. زرتشتیان داراى 10 نشریه هستند که در موضوعات دینى، اجتماعى و فرهنگى کار مىکند. برخى از این نشریات عبارت است از: فروهر، چیستا، وهومن، امرداد، پارسیان و اشا. زرتشتیان همچنین یک انتشارات اختصاصى به نام فرو هر نیز دارند آنها در تهران داراى چهار آدریان و ده روحانى دینى هستند. زرتشتیان همچنین در شهرهاى کرمان، یزد، شیراز، اهواز، کرج و برخى آبادىهاى یزد مانند شریف آباد، حسن آباد، رحمت آباد، خرمشاه، مریم آباد، قاسم آباد و... داراى آدریان هستند. زرتشتیان در دفاع مقدس شرکت داشته و 15 شهید به کشور تقدیم کردهاند. آنها طبق قانون اساسى داراى یک نماینده در مجلس شوراى اسلامى بوده و در تصمیمگیرىهاى کشور خود مشارکت دارند.8
دفتر دینى یا کتاب مقدس زرتشتیان «گاتها» نام دارد که آموزشهاى زرتشت در آن قرار گرفته است. اشوزرتشت، چکیده پیام خود را در 17 سروده گردآورده که خود آنها را مانترا (Manthra)یا اندیشه بر انگیز خوانده که بعدها «گاتها» نامیده شدند. این هفده سروده را از روى وزن و آهنگ، پنج بخش کردهاند که هر یک نام ویژهاى دارد. هر یک از سرودها داراى شمارى از بندهاست. بلندترین سرود 22 بند و کوتاهترین 6 بند دارد. نام پنج بخش گاتها عبارت است از: اهنود، اشتود، سپنتمر، وهوخشتر و وهشتواپیشت نخستین جانشینان و پیروان زرتشت نیز نیایشها و سرودههاى خود را به سبک گاتها، بر آن افزودند که تمامى مجموعه یاد شده را «ستوت یسن» (stot yasn) مىگویند که به زبان اوستایى (Staota Yasna) است. اوستا عنوان مجموعهاى از دفترها و نوشتارهاى به یادگار مانده از تاریخ و فرهنگ ایرانیان در زمانهاى گوناگون است که «ستوت یسن» و «گاتها» را نیز در دل خود جاى داده است. بخشهاى گوناگون اوستا عبارت است از: یسنها (در بردارنده گاتها)، یشتها، و یسپرد، خرده اوستا و وندیداد.
«سپنتامینو» (Spenta Mainga)، وهومن (Voha Mana)و اشا(Asha) بنیانهاى زندگانى یا فروزههاى مزدایى- انسانى دین زرتشتى را تشکیل مىدهند: سپنتامینو به معناى فرد و روان نیک و افزاینده و فروزنده آفرینندگى فردا است. وهومن یا منش به معناى اندیشه و فرد نیک و نیروى سنجش و تشخیص است. اشا نیز قانون و نظم و ترتیبى است که آفرینش بر آن استوار بوده و تمام چرخ هستى بر آن مىچرخد. به اشا قانون «دقت» نیز گفته مىشود. دین زرتشتى شایستهایى نیز دارد که هر فرد زرتشتى وظیفه دارد، از آغاز بلوغ تا پایان زندگى آنها را به کار گیرد. از جمله این شایستها مىتوان به اندیشه نیک، گفتار نیک و کردار نیک، میانه روى، کار و آبادانى، گرامى داشت پدر و مادر و زیبایى و هنر اشاره کرد. 9
در آیین زرتشتى جشنها رویهم رفته، دلایل طبیعى، تاریخى و اجتماعى دارند. تا قرن هفتم میلادى که دین زرتشتى دین رسمى بود، جشنها همگانى بود؛ اما پس از اسلام این جشنها به جشنهاى دینى (ماهانه، فصلى و سالانه) و جشنهاى ملى تقسیم شد. اصولاً در دین زرتشت، شاد بودن و نشاط داشتن از واجبات دینى است و جشن و جشنواره از ویژگىهاى کشیش زرتشتى است. درگاه شمارى زرتشتى، در هرماه، روزى را که نام روز و نام ماه یکى باشد، آن روز را جشن مىگیرند. در این گاه شمارى، هر ماه را سى روز در نظر گرفته و هر روز نیز نامى دارد. پنج روز پایان سال نیز نام گاتهاى زرتشت را برخوردارند. امروزه تمامى جشنهاى ماهانه گرفته نمىشود. جشنهاى مذهبى ماهانه مرسوم عبارت است از: جشن فرور دنیگان (هماروانان)، فروردین روز و فروردین ماه، جشن تیرگان ( تیر روز و تیرماه) و جشن مهرگان ( مهرروز و مهرماه).
جشنهاى دینى فصلى «گاهان بار نامیده» شده و جشنهایى هستند که بخش طبیعى آنها مربوط به زمان و مکان است و این بیشتر بخشهاى دینى و اجتماعى آنها است که اهمیت دارد. مبناى برگزارى جشنهاى دینى فصلى، طبیعى و کشاورزى بوده و مىتوانند با توجه به زمان و مکان و براى کارایى بیشتر جا به جا شوند.
این جشنها عبارت است از:
میریوزرم گاه: از روز خورتادى به مهر در ادیبهشت ماه که جشن میان بهار است.
میدبوشهیم گاه: از روز خور تادى به مهر در تیرماه که جشن میان تابستان است.
پیتى شهیم گاه: از اشتاد تا انارام در شهریورماه که جشن پایان تابستان است.
ایا سرم گاه: از اشتاد تا انارام در مهر ماه که جشن آغاز زمستان است.
میر یاریم گاه: از مهرتا ورهرام در دى ماه که جشن میان زمستان است.
همس پت میریم گاه: از اهنود تا وهشتواش گاه که براى یکسان شدن شب و روز و سرما و گرما جشن گرفته مىشود و آمدن نوروز جمشیدى را نوید مىدهد.
در میان جشنهاى دینى سالانه نیز بابویه جشن نوروز، اورمزد روز و فروردین ماه، جشن زاد روز اشوزرتشت (نوروز بزرگ)، خورداد روز و فروردین ماه برابر با ششم فروردین و جشن سده،مهر روز و بهمن ماه برابر با دهم بهمن، صدمین روز از زمستان بزرگ اشاره کرد. نوروز، مهرگان، سده و یلدا نیز از جشنهاى ملى زرتشتیان است که نوروز ویلدا توسط دیگر ایرانیان نیز برگزار و بزرگ داشته مىشوند. 10
از مهمترین زیارتگاههاى زرتشتیان نیز مىتوان از پیرهریشت در 10 کیلومترى یزد و 12 کیلومترى روستاى شریفآباد، پیرنارکى در 58 کیلومترى یزد و نزدیکى شهر تفت، پیر بانوى پارس واقع در 112 کیلومترى یزد، پیر سبز (چک چک) در 68 کیلومترى شمال یزد، پیر ستى پیر در مریم آباد از روستاهاى یزد و پیر نارستانه واقع در 30 کیلومترى یزد نام برد. آیین سدره پوشى نیز از مهمترین مراسم دینى زرتشتیان است که همان اهمیت غسل تعمید را در مسیحیت دارد. 11
کلیمیان (یهودیان)
یهودیان، بنى اسرائیل یا کلیمیان در لفظ ایرانى، دین یهود و تورات هستند. یهودیان از سامىها هستند و سامىها از اقوامى بودند که آنان را از اعقاب سام، پسر نوح، مىدانستند. اکوىها، آشورىها، کنعانىها، عربها عبرىها و آرامىها از جمله اقوام سامى بودند که همگى تا چهار هزار سال از میلاد مسیح در شبه جزیره عربستان زندگى مىکردند و بعد به دلیل تغییرات جوى و نبودن باران براى ادامه حیات، به تدریج مهاجرت کرده، به عراق، سوریه، فلسطین و لبنان آمدند. در حال حاضر جمعیت یهودیان جهان حدود13 میلیون نفر تخمین زده مىشود که بیشتر آنها به ترتیب در امریکا، سرزمینهاى اشغالى، روسیه و کشورهاى اروپایى سکونت دارند و جوامع متعددى از آنها نیز در سایر کشورها از جمله ایران به سر مىبرند. 12
پیشینه حضور یهودیان در ایران به 2700 سال پیش باز مىگردد. در کتاب مقدس یهودیان به ویژه اسفار استر، دانیال، عزرا، نحیما و تواریخ ایام، شواهر تاریخى و لغوى بسیارى در تأیید این حضور به چشم مىخورد. در کتاب مقدس نام شاهان ایران چون کورش، داریوش، خشایار شاه و اردشیر و نیز القاب ایرانى آمده است و در تلمود، صدها واژه که ریشه ایرانى دارند، دیده مىشود. سنتهاى شفاهى متداول در میان یهودیان ایران و وجود مقابر انبیا در خاک ایران، مانند آرامگاه دانیال در شوش، استرو مروخاى در همدان، جیقو در تویسرکان، زیارتگاه سازه تب آشر در نزدیکى اصفهان، سه یازدانیال (حنانیا، مشیائل و عزریا) در قزوین و آرامگاههاى هاراو اورشرگاء در یزد و حاخام ملامشه هلوى در کاشان، از قدمت سکونت یهودیان در ایران حکایت مىکند. یهودیان پس از ویرانى معبدشان توسط بخت النصر، فرمانرواى قوم آشور، به مناطقى در جنوب عراق فعلى و ایران که زیر سلطه آشوریان در آمده بود، کوچانده شدند. گفته مىشود حضور تاریخى یهودیان به عنوان نخستین ساکنان منطقه گیلیارد یا گیلعاد در نزدیکى دماوند نیز به دوران آشور و تبعید اجبارى باز مىگردد. قبرستانى قدیمى از آن دوران باقیمانده است که براى یهودیان ایران ارزش معنوى بسیارى دارد. 13
با فتح بابل توسط کورش در سال 538 پیش از میلاد مسیح، وى یهودیان را که حدود نیم قرن در اسارت به سر مىبرند، آزاد کرد و به آنان اجازه داد که به سرزمین خود که دیگر بخشى از امپراتورى هخامنشى شده بود، باز گردند و معبد ویران شده خود را از نو بنا نهند، اما گروهى از آنها بازتگشتزو در بابل ماندند و گروهى نیز به جنوب و مرکز سرزمین ایران مهاجرت کردند. این روایت روا دارى کورش نسبت به یهودیان در عهد عتیق آمده است و یهودیان با لقب «مسیح خدا» کورش را از ناجیان قوم خود مىدانند. 14
در زمان ساسانیان، شاپور دوم با کوچاندن تعداد بسیارى یهودیان از ارمنستان به ایران، جمعیت یهودیان ایران را به شکل چشمگیرى افزایش داد. منابع بسیارى، سپاهان (اصفهان کنونى) را پر جمعیتترین شهر یهودى نشین آن دوره مىدانند. در دوره ساسانى، تقریباً در سراسر ایران از نهاوند تا بلخ و از خوارزم تا سواحل خلیج فارس، یهودیان جوامع متشکل داشتند و از لحاظ زبان و فرهنگ، در میان ایرانیان حل شده، یا در جریان حل شدن بودند. 15
پس از ورود اسلام به ایران یهودیان به اهل خبریه یا دیهیمى معروف شدند و با پرداخت مالیات به عنوان پیروان پیامبر الهى موسى(ع)، تحت حمایت حکومت اسلامى قرار گرفتند. پس از جنگ جهانى دوم عدهاى از یهودیان کشور به دلیل تشویقها و تحریکات سازمانهاى صهیونیستى یا به دلیل مشکلاتى که داشتند، به سرزمینهاى اشغالى کوچ کردند و اغلب با شرایط دشوارى در آنجا روبرو شدند؛ اما در دهههاى بعد، عدهاى از یهودیان ایرانى تبار، حتى به ردههاى بالاى سیاسى دست یافتند که از جمله مىتوان به موشه کاستاو، رئیس جمهور سابق رژیم صهیونیستى، پاشائول موفاز، وزیر پیشین دفاع این رژیم اشاره کرد. پس از انقلاب نیز موج تازهاى از مهاجرت در میان یهودیان ایران آغاز شد و جمعیت 80 تا 100 هزار نفرى آنان به مرور کاهش یافت. در حال حاضر، جمعیت یهودیان ایران را حدود 25- 30 هزار نفر تخمین مىزنند. بیشتر مهاجران یهودى که پس از انقلاب ایران را ترک کردند، در کالیفرنیا و نیویورک امریکا ساکن شدند و گروهى نیز در اروپا و سرزمینهاى اشغالى سکونت یافتند. شهردار بعدى هیلز در شمال لسنآنجلس، در حال حاضر یک یهودى ایرانى تبار است که سالها پیش از انقلاب به امریکا مهاجرت کرده است. در کل بخش مهمى از جمعیت این محله اعیان نشین را کلیمیان ایرانى تبار تشکیل مىدهند. 16
بیش از نیمى از یهودیان ایران در تهران ساکن هستند و بقیه به ترتیب جمعیت در شیراز، اصفهان، کرمانشاه، یزد، کرمان، رفسنجان، بروجرد و ارومیه زندگى مىکنند. کلیمیان تهران، مدارس متعددى از گذشته احداث و بهرهبردارى کردهاند. مدارس آلیانس (به معنى اتحاد) از جمله این مدارس هستند که ابتدا در دوره قاجار و با حمایت موسسه آلیانس فرانسه تشکیل شده و گسترش یافت. در سال 84 پنج مدرسه اختصاصى آموزش کلیمیان درتهران فعال بوده است. این مدارس با مدیریت و قوانین آموزش و پرورش اداره مىشوند؛ اما تسهیلاتى متناسب با ضروریات دین یهود و اعیاد مذهبى آنها در برنامهها در نظر گرفته شده و دانشآموزان کتاب دینى خود را فرا مىگیرند.17 در شیراز نیز یهودیان داراى مدرسه اختصاصى هستند. در مجموع تعداد دانشآموزان یهودى ایران 2500 نفر بر آورد شده است. تعداد دانشجویان کلیمى را نیز بالغ بر 100 نفر برآورد کردهاند که آزادانه در کلیه دانشگاهها تحصیل دارند. 18
هم اکنون جامعه یهودیان ایران داراى کنیسههاى متعدد، مجتمعهاى فرهنگى، سازمانهاى جوانان، دانشجویان و بانوان، براى سالمندان، کتابخانه مرکزى، تالار اجتماعات و فروشگاههاى مواد گوشتى طبق شرع یهود در مناطق و شهرهاى یهودى نشین است.این جامعه داراى یک مجله با نام «افق بینا» است که به عنوان ارگان انجمن کلیمیان تهران عمل مىکند. نشریه تموز نیز از دیگر نشریات یهودیان ایران بوده که تا سال 1368 منتشر شده است. بیمارستان دکتر سپیر و باشگاه ورزشى گیبور از دیگر مراکز مهم وابسته به یهودیان است. فعالیتهاى سیاسى جامعه یهودیان ایران حول سه محور مرجع دینى یهودیان، نماینده آنان در مجلس شوراى اسلامى و هیئت مدیره انجمن کلیمیان تهران متمرکز است و هرگونه اعلام موضع یا پیگیرى مسائل حقوقى، سیاسى و اجتماعى جامعه یهودى، از طریق نهادهاى مذکور صورت مىگیرد. همان طور که پیشتر ذکر شد، طبق قانون اساسى کلیمیان یک نماینده در مجلس شوراى اسلامى دارند.
یهودیان ایران در انجام مراسم مذهبى خود آزاد بوده و تنها در تهران داراى 16 کنیسهاند. کنیسه که در عبرى، «بت هَکِنِست» نام دارد، در لغت به معناى «خانه اجتماع» است. قدیمىترین کنییههاى تهران در محله عود لاجان (خیابان مصطفى خمینى) قرار دارند و کنیسه یوسف آباد واقع در سید جمال الدین اسد آبادى از کنیسههاى جدید تهران و بزرگترین و زیباترین آنها به حساب مىآید. یهودیان از نظر اجراى آداب و رسوم دینى به دو دسته تقسیم مىشوند: «سفارادى» و «اشکنازى». یهودیان سفارادى بیشتر در حوزه تمدن اسلامى و یهودیان اشکنازى بیشتر در غرب و در حوزه تمدن مسیحى زندگى مىکنند. اصول دین یهود، به طور کامل مورد قبول علما و پیروان هر دو گروه است. کلیمیان ایران متعلق به گروه سفاراد و پیرو علماى اسپانیا (و بغداد در سده اخیر) هستند؛ اما به علت تعالیم روحانیانى که در سده اخیر از اروپا (به خصوص پس از جنگ جهانى اول) به ایران آمدند، آداب و رسومى از یهودیان اشکنازى نیز در رفتار مذهبى آنان به چشم مىخورد.19
تورات، نویئیم و کتوبیم، کتابهاى مقدس یهودیان است. تورات به معناى قانون یا شریعت، مهمترین قسمت تنخ و متشکل از 5 سفر (جلد) است: برشیت (پیدایش، شموت (خروج)، و ییقرا، لاویان، بمیدبار (اعداد) و دواریم (تثنیه). همه دستورات و فرمانهایى که یک یهودى موظف به اجراى آنهاست (613 فرمان)، از تورات نشأت گرفته است. نویئیم به معناى انبیا، دومین قسمت از تنخ و شامل8 جلد است. کتوبیم به معناى مکتوبات به سومین بخش تنخ گفته مىشود که شامل 11 کتاب است. کتاب مزامیر داود که در میان کتابهاى تنخ پس از تورات، بیشتر از کتابهاى دیگر مطالعه مىشود، از جمله این کتابهاست. تلمود یا تورات شفاهى نیز از دیگر کتب مقدس یهودیان است که از دو مجموعه مشینا و گمارا تشکیل شده است. تلمود در حقیقت توضیح و تفسیر دستورات تورات است.
یهودیان طبق دستور تورات، سه عید به نامهاى «پسح»، «شاووعوت» و «سوکوت» را جشن مىگیرند. پسح به مناسبت سالگرد خروج بنى اسرائیل از مصر برگزار مىشود و مدت آن 8 روز است. شاووعوت به مناسبت اعطاى تورات (ده فرمان) به بنى اسرائیل در کوه سینا (طور) برگزار مىشود و مدت آن دو روز است. عید سوکوت یا شمینى عصرت به یاد بود اقامت بنى اسرائیل در بیابان سینا و نیز پایان یک سال قرائت تورات برگزار مىشود و مدت آن 9 روز است. افزون بر این سه عید، یهودیان اعیاد و مراسم دیگرى را نیز جشن مىگیرند که از جمله مىتوان به روش هشانا (سال عربى)، روز توبه (یوم کیپور)، جشن حنوکا، جشن پوریم (ابطال حکم قتل عام یهودیان در ایران باستان) و جشن ایلانوت اشاره کرد. یهودیان علاوه بر روزه بزرگ( یوم کیپور) در چهار هنگام از سال و یک روز نیز پیش از جشن پوریم، روزه مىگیرند.20 ادامه دارد...