تاریخ انتشار : ۲۶ شهريور ۱۳۸۸ - ۱۰:۲۹  ، 
کد خبر : ۱۱۵۴۴۹
به مناسبت سالگرد ربوده شدن امام موسی صدر

ابوسلیم صدای گامهای صدر را شنیده است


امام موسی صدر در روز 14 خرداد سال 1307 هجری شمسی در شهر مقدس قم دیده به جهان گشود. پدر ایشان مرحوم آیةلله. سیدصدرالدین صدر، جانشین مرحوم آیةالله شیخ عبدالکریم حائری، مؤسس حوزه علمیه قم و از مراجع بزرگ زمان خود بود. جد پدری ایشان مرحوم آیةالله سیداسماعیل صدر، جانشین مرحوم آیةالله میرزا حسن شیرازی و از مراجع زمان خود و جد مادری ایشان مرحوم آیةالله حاج آقا حسین قمی، جانشین مرحوم آیةالله سیدابوالحسن اصفهانی و رهبر قیام مردم مشهد بر علیه رضاخان بود.
امام موسی صدر پس از پایان سیکل و بخش مقدمات علوم حوزوی، در خرداد 1322 رسماً به حوزه علمیه قم پیوست و طی مدتی کوتاه، ضمن بهره گیری از محضر حضرات آیات سیدمحمد باقر سلطانی طباطبایی، شیخ عبدالجواد جبل عاملی، امام خمینی (ره) و سیدمحمد محقق داماد، درسهای دوره سطح را به پایان رسانید.
وی از بهار سال 1326 وارد مرحله درس خارج گردید و تا اواخر پاییز سال 1338، یعنی نزدیک به سیزده سال تمام، از مدرسان بزرگ حوزه های علمیه قم و نجف کسب فیض نمود. استادان اصلی درسهای خارج ایشان در قم حضرات آیات سیدحسین طباطبایی بروجردی، محقق داماد، صدر و سیدمحمد حجت و در نجف حضرات آیات سیدمحسن حکیم، سیدابوالقاسم خویی، شیخ حسین حلی و شیخ مرتضی آل یاسین بودند.
امام موسی صدر دروس فلسفی را نزد حضرات آیات سیدرضا صدر و علامه سیدمحمد حسین طباطبایی در قم و نزد آیةالله شیخ صدرا بادکوبه ای در نجف فرا گرفت. دوستان اصلی هم بحث امام موسی صدر در قم را حضرات آیات سیدموسی شبیری زنجانی، شهید دکتر بهشتی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی و آیة الله ناصر مکارم شیرازی و در نجف آیةالله شهید سیدمحمد باقر صدر تشکیل می‌دادند.
امام موسی صدر در طول زندگی حوزوی خود شاگردان برجسته ای را تربیت کرده است. از جمله در ایران آیةالله شیخ یوسف صانعی و در لبنان شهید عباس موسوی، دبیرکل سابق حزب الله است.
امام موسی صدر در کنار تحصیلات حوزوی، دروس دبیرستان خود را به پایان رساند و در سال 1329 به عنوان اولین دانشجوی روحانی در رشته «حقوق در اقتصاد» به دانشگاه تهران وارد و در سال 1332 از آن فارغ التحصیل شد.
امام موسی صدر قبل از عزیمت به نجف اشرف، از سوی علامه طباطبایی مسئولیت نظارت بر نشریه «انجمن تعلیمات دینی» را بر عهده گرفت. وی همزمان با تحصیل در حوزه علمیه نجف، به عضویت هیأت امنای جمعیت «منتدی النشر» درآمد و پس از بازگشت به قم، ضمن اداره یکی از مدارس ملی این شهر، مسؤولیت سردبیری مجله تازه تأسیس «مکتب اسلام» را عهده‌دار شد.
از مهمترین اقدامهای امام موسی صدر در آخرین سال اقامت در شهر قم، تدوین طرحی گسترده برای اصلاح نظام آموزشی حوزه های علمیه بود که با همفکری حضرات آیات دکتر بهشتی و مکارم شیرازی صورت گرفت.
امام موسی صدر در اواخر سال 1338 و به دنبال توصیه های حضرات آیات بروجردی، حکیم و شیخ مرتضی آل یاسین، وصیت مرحوم آیةالله سیدعبدالحسین شرف الدین، رهبر متوفی شیعیان لبنان را لبیک گفت و به عنوان جانشین آن مرحوم، سرزمین مادری خود، ایران را به سوی لبنان ترک نمود.
اصلاح امور فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه شیعیان لبنان از یکسو و استفاده از ظرفیتهای منحصر به فرد لبنان برای نمایاندن چهره عاقل، عادل، انساندوست و با زمان مکتب اهل بیت (ع) به جهانیان از سوی دیگر، اهداف اصلی این هجرت را تشکیل می داد. امام موسی صدر برای نیل به این اهداف و با توجه به جغرافیای اجتماعی و سیاسی لبنان در منطقه و جهان، از همان بدو ورود فعالیتهای خود را در سه حوزه موازی سازماندهی نمود؛ بازسازی هویت، انسجام و عزت تاریخی شیعیان لبنان.
امام موسی صدر از زمستان سال 1338 و همزمان با آغاز فعالیتهای گسترده دینی و فرهنگی خود در مناطق شیعه نشین لبنان، مطالعات عمیقی را به منظور ریشه یابی عوامل عقب ماندگی اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی شیعیان لبنان به اجرا گذارد. حاصل این مطالعات، برنامه های کوتاه مدت، میان مدت و درازمدتی بود که از اواسط سال 1339 و در راستای سیاست محرومیت زدایی طراحی و اجرا شد. امام موسی صدر در زمستان سال 1339 و پس از تجدید سازمان جمعیت خیریه «البر و الاحسان»، با تنظیم برنامه ای ضربتی برای تأمین نیازهای مالی خانواده های بی بضاعت، ناهنجاری تکدی را به کلی از سطح شهر صور و اطراف آن برانداخت.
وی در فاصله سالهای 1340 تا 1348 و در چارچوب برنامه ای میان مدت، با طی سالانه صد هزار کیلومتر در میان شهرها و روستاهای سراسر لبنان، دهها جمعیت خیریه و مؤسسات فرهنگی و آموزش حرفه ای را راه اندازی کرد که حاصل آن کسب اشتغال و خودکفایی اقتصادی هزاران خانواده بی بضاعت، کاهش درصد بیسوادی، رشد فرهنگ عمومی و به اجرا درآمدن صدها پروژه کوچک و بزرگ عمرانی در مناطق محروم آن کشور بود.
امام موسی صدر در تابستان سال 1345 و پس از اجتماعات عظیم و چند روزه شیعیان لبنان در بیعت با ایشان، رسماً از حکومت وقت درخواست نمود تا همانند دیگر طوائف آن کشور، مجلسی برای سازماندهی طایفه شیعه و پیگیری مسائل آن تأسیس شود. مجلس اعلای اسلامی شیعیان که اولین بخش از برنامه درازمدت امام موسی صدر به شمار می رفت، در اول خرداد سال 1348 تأسیس و خود آن بزرگوار با اجماع آرا به ریاست آن انتخاب شد.
امام موسی صدر از بهار سال 1348 تا اواسط زمستان سال 1352 با دولت وقت لبنان به گفتگو نشست تا آن را برای اجرای پروژه های زیربنایی و وظایف قانونی خود در قبال مناطق شیعه نشین و محروم آن کشور ترغیب نماید.
در پی امتناع دولت لبنان از پذیرش این مطالبات و نیز اتمام حجت با آن، جنبش محرومان لبنان در اوایل سال 1353 به رهبری امام موسی صدر شکل گرفت و راهپیماییهای مردمی عظیمی در شهرهای بعلبک، صور و صیدا به وقوع پیوست. اوج گیری بحران خاورمیانه، صف آرایی احزاب افراطی مسیحی در برابر مقاومت فلسطینی و به لبنان کشیده شدن برخی اختلافهای جهان عرب، امام موسی صدر را بر آن داشت تا برای حفظ ثبات کشور و ممانعت از سرکوبی فلسطینیها، توده های مردم را موقتاً از عرصه رویارویی با دولت کنار کشاند و پیگیری مطالبات بر حق شیعیان را تا آمدن رئیس جمهور بعد به تأخیر اندازد.
امام موسی صدر در سال 1354 با وجود کارشکنیهای شدید دولت، مجدداً با اجماع آرا به ریاست مجلس اعلای اسلامی شیعیان برگزیده شد. با آغاز جنگ داخلی لبنان در سال 1354، تمامی تلاشهای امام موسی صدر صرف پایان دادن به این بحران شد. وی در خرداد آن سال در مسجد عاملیه بیروت به اعتصاب نشست و به پشتوانه مشروعیت مردمی و مقبولیت وسیع و شخصیت کاریزماتیک خود در میان تمامی مذاهب، آرامش را به تابستان لبنان بازگردانید. با شعله ور شدن مجدد آتش جنگ و پدیدار شدن ابرهای شکست بر آسمان جبهه مسلمانان، امام موسی صدر در اردیبهشت 1355 حافظ اسد را وادار نمود تا با اعزام نیروهای سوری به لبنان، موازنه قوا و آرامش را به این کشور بازگرداند. حل اختلافهای مصر با سوریه و متعاقب آن برپایی کنفرانس ریاض در مهر 1355، آب سردی بود که امام موسی صدر بر آتش جنگ داخلی لبنان فرو ریخت. این آرامش تا زمانی که امام موسی صدر در لبنان حضور داشت، ادامه پیدا کرد.
پرچمداری حرکت گفتگوی ادیان و تقریب مذاهب در لبنان
هدف استراتژیک امام موسی صدر آن بود تا طایفه شیعه لبنان را همسان دیگر طوائف و نه مقدم بر آنان، در تمامی عرصه های حیات سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی آن کشور مشارکت دهد. وی از اولین روزهای هجرت به لبنان در زمستان سال 1338، با طرح شعار «گفتگو، تفاهم و همزیستی»، پایه های روابط دوستانه و همکاری صمیمانه ای را با رهبران دینی مسیحی و اهل سنت آن کشور بنا نهاد. در طول حضور دو دهه امام موسی صدر در لبنان، وی در تمام مراسم سرور یا اندوه شیعیان شرکت می کرد و تنی چند از فرهیختگان مسیحی و اهل سنت با وی همراه بودند.
حمایت جوانمردانه امام موسی صدر از بستنی فروشی مسیحی در اوایل تابستان سال 1341 در شهر صور که به فتوای صریح ایشان مبنی بر طهارت اهل کتاب منجر گردید، توجه تمامی محافل مسیحی لبنان را به سمت خود جلب نمود. در اواخر تابستان 1341 مطران گریگوار حداد به شهر صور آمد و از امام صدر برای عضویت در هیأت امنای «جنبش حرکت اجتماعی» دعوت نمود. از اواخر سال 1341 حضور گسترده امام موسی صدر در کلیساها، دیرها و مجامع دینی و فرهنگی مسیحیان آغاز گردید. سخنرانیهای تاریخی امام موسی صدر در دیرالمخلص واقع در جنوب و کلیسای مارمارون در شمال لبنان طی سالهای 1341 و 1342، تأثیرات معنوی عمیقی بر مسیحیان آن کشور بر جای نهاد.
امام موسی صدر در تابستان سال 1342 و طی سفری دو ماهه به کشورهای شمال آفریقا، طرحی نو برای همفکری مراکز اسلامی مصر، الجزایر و مغرب با حوزه های علمیه شیعه لبنان در انداخت. وی در بهار سال 1344، اولین دور سلسله گفتگوهای اسلام و مسیحیت را با حضور بزرگان این دو دین الهی، در مؤسسه فرهنگی «الندوه اللبنانیه» به راه انداخت.
وی پس از جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل در سال 1346 به دیدار پاپ رفت و نشستی که ابتدا نیم ساعت پیش بینی شده بود، به تقاضای پاپ بیش از دو ساعت به درازا کشید. امام موسی صدر از سال 1347 به عضویت مرکز اسلام شناسی استراسبورگ درآمد، و از رهگذر همفکری و ارائه سمینارهای متعددی در آن، انتشار آثاری ارزشمندی چون «مغز متفکر جهان شیعه» را زمینه سازی نمود.
امام موسی صدر در سال 1348 و بلافاصله پس از افتتاح مجلس اعلای اسلامی شیعیان، از شیخ حسن خالد، مفتی اهل سنت لبنان دعوت نمود تا با همفکری یکدیگر برای توحید شعائر، اعیاد و فعالیتهای اجتماعی طوائف اسلامی، تدبیری بیندیشند. وی در همین خصوص طرح مدونی را به اجلاس سال 1349 «مجمع بحوث اسلامی » در قاهره ارائه نمود و متعاقب آن به عضویت دائم این مجمع درآمد.
امام موسی صدر در سال 1349 رهبران مذهبی مسلمانان و مسیحیان جنوب لبنان را در چارچوب «کمیته دفاع از جنوب» گرد هم آورد، تا برای مقاومت در برابر تجاوزهای رژیم صهیونیستی چاره اندیشی نمایند. وی در زمستان سال 1353 و در اقدامی بی سابقه، خطبه های عیدموعظه روزه را در حضور شخصیتهای بلندپایه مسیحی لبنان در کلیسای کبوشیین بیروت ایراد نمود و اگر آتش جنگ داخلی شعله ور نمی شد، در پی آن بود تا کاردینال مارونی لبنان را برای ایراد خطبه های یکی از نمازهای جمعه شهر بیروت دعوت نماید. امام موسی صدر در زمستان سال 1355 و در جمع سردبیران جراید بیروت، با پیش بینی صریح حذف فاصله ها و روند جهانی شدن در اواخر قرن بیستم، قرن بیست و یکم را قرن همزیستی پیروان ادیان، مذاهب، فرهنگها و تمدنهای گوناگون نامید و بر رسالت تاریخی لبنان برای ارائه الگویی موفق در این زمینه پای فشرد. امام موسی صدر در اواسط سال 1357 موفق شد رهبران مسلمان و مسیحی لبنان را برای برپایی یک جبهه فراگیر ملی متقاعد نماید.
تأسیس جامعه مقاوم و مقاومت لبنانی در برابر تجاوزهای اسرائیل
امام موسی صدر از سال 1343 و یک سال پیش از تأسیس جنبش فلسطینی فتح، در پی اندیشه تبدیل جامعه مصرفی لبنان به جامعه ای مقاوم در برابر تجاوزهای آینده رژیم صهیونیستی برآمد.
وی در سال 1344 گروهی از جوانان مؤمن شیعه را به مصر اعزام کرد، تا در دوره ای شش ماهه فنون نظامی را فراگیرند. با بازگشت این جوانان که اولین کادرهای مقاومت لبنان بودند، عملیات ایذایی مشترک رزمندگان فلسطینی لبنانی در شمال فلسطین اشغالی آغاز گردید. بخش اعظم نیروهای رزمنده از جوانان شیعه لبنان و فرماندهی عملیات بر عهده رزمندگان فلسطینی بود. این نوع عملیات مشترک تا اوایل سال 1972 ادامه یافت. اولین شهید شیعه در عملیات ایذایی علیه رژیم صهیونیستی، از جوانان شهر مرزی «ناقوره» بود که در سال 1347 به شهادت رسید.
در مهر 1348، مؤسسه صنعتی جبل عامل یا کارگاه کادرسازی امام موسی صدر رسماً آغاز به کار نمود. در پی بمباران شدید جنوب لبنان توسط رژیم صهیونیستی در سال 1349 و عدم واکنش مناسب دولت وقت، اعتصابی بی سابقه به دعوت امام موسی صدر لبنان را فرا گرفت، به گونه ای که دولت وقت را بر آن داشت برای بازسازی مناطق جنگی و برپایی پناهگاههای مناسب در آن، مجالس جنوب را تأسیس نماید. از اوایل سال 1341، عملیات ایذایی جوانان شیعه در داخل فلسطین اشغالی شکلی مستقل به خود گرفت، هر چند تا سالها پس از آن نیز به صلاحدید امام موسی صدر، افتخار آن به نام «نیروهای مخصوص جنبش فلسطینی فتح» ثبت می گشت. در شهریور سال 1351 و کمتر از 24 ساعت پس از اشغال 48 ساعته دو روستای «قانای جلی» و «جویا» به دست سربازان رژیم صهیونیستی، نشست فوق العاده مجلس اعلای اسلامی شیعیان با حضور تمامی اعضا در روستای جویا برگزار گردید و از همان روز اولین بذرهای «مقاومت لبنانی» توسط امام موسی صدر پاشیده شد.
یک ماه پس از این حادثه و به هنگام تجاوز نیروهای رژیم صهیونیستی به روستای «فاووق» در جنوب لبنان، اولین عملیات غیررسمی مقاومت لبنان به اجرا درآمد که حاصل آن چند کشته و مجروح اسرائیلی بود. از پاییز سال 1351 آموزش نظامی جوانان شیعه شتاب بیشتری گرفت. اولین شهید مقاومت لبنان «فلاح شرف الدین»، مؤذن چهارده ساله مؤسسه صنعتی جبل عامل بود که در زمستان 1352 و پس از به هلاکت رساندن چند تن از سربازان رژیم صهیونیستی، در روستای مرزی «بنت جبیل» به شهادت رسید. در خرداد سال 1354 و به دنبال وقوع انفجاری در اردوگاه نظامی عین البنیه در کوههای بقاع که به شهادت 27 تن از جوانان شیعه انجامید، امام موسی صدر رسماً آغاز به کار «گروههای مقاومت لبنان» را اعلان نمود.
با پایان یافتن جنگ داخلی لبنان و انتقال دامنه ناآرامیها به جنوب، واحدهای مقاومت لبنان رسماً در نقاط استراتژیک مناطق مرزی مستقر شدند. اولین عملیات بزرگ مقاومت لبنان علیه تجاوزهای اسرائیل در اواخر سال 1355 صورت گرفت که پس از چند روز درگیری، به آزادسازی شهرکهای «طیبه» و «بنت جبیل» منجر شد.
امام موسی صدر اولین شخصیتی بود که در سال 1356، طرح سازشکارانه توطین پناهندگان فلسطینی در جنوب لبنان را افشا و با مواضع شجاعانه خود از تحقق آن جلوگیری نمود. در حمله گسترده سال 1357 اسرائیل به جنوب لبنان و با وجود عقب نشینی احزاب چپ و گروههای فلسطینی، جوانان مقاومت لبنان و دانش آموزان مؤسسه صنعتی جبل عامل در منطقه اشغالی باقی ماندند و با وجود امکانات اندک تا به آخر علیه اشغالگران صهیونیست ایستادگی کردند.
امام موسی صدر اگرچه لبنان را محل اصلی فعالیتهای خود قرار داده بود، اما هیچگاه از دیگر مسائل جهان اسلام غافل نبود. انقلاب اسلامی ایران، امنیت حوزه های علمیه، اتحادیه عربی اسلامی برای مبارزه با اسرائیل و گسترش تشیع در آفریقای سیاه، مهمترین دغدغه های خارج از لبنان ایشان را تشکیل می‌دادند.
در پی دستگیری امام خمینی (ره) و در اوایل تابستان 1342، امام موسی صدر راهی اروپا و شمال آفریقا گردید، تا از طریق واتیکان و الازهر، شاه ایران را برای آزادسازی امام تحت فشار قرار دهد. با آزاد شدن امام در پایان این سفر، آیةالله خویی تصریح نمود که این آزادی، بیش از هر چیز مرهون سفر آقای صدر بوده است. در پی تبعید امام به ترکیه در پاییز سال 1343، امام موسی صدر اقدامهای مشابهی را به انجام رساند، تا ضمن تأمین امنیت آن بزرگوار، ترتیبات انتقال ایشان به عتبات عالیات را فراهم سازد. در نیمه دوم دهه چهل و پس از آماده شدن اولین کادرهای نظامی مقاومت لبنان، دهها تن از جوانان مبارز ایرانی به لبنان آمدند و زیر نظر آنان، فنون نظامی را فراگرفتند. در اواخر دهه چهل و مقارن با تأسیس مجلس اعلای اسلامی شیعیان، امام خمینی (ره) در پاسخ برخی فضلای ایرانی مقیم نجف، امام صدر را امید خود برای اداره حکومت پس از شاه نامید. در زمستان 1350 و بر اساس تقاضای مراجع وقت، امام موسی صدر درباره برخی زندانیان سیاسی با شاه گفتگو نمود که بعضی از آنان از جمله حجةالاسلام و المسلمین هاشمی رفسنجانی، اندکی بعد از زندان آزاد گردیدند.
با به قدرت رسیدن حافظ اسد در سال 1350 و آغاز همکاریهای تنگاتنگ وی با امام صدر، سوریه به امن ترین کشور خاورمیانه برای مبارزان ایرانی تبدیل شد. امام موسی صدر در تابستان 1356 جوانمردانه سینه سپر نمود و با اقامه نماز، تدفین و برپایی مراسم چهلمین روز شهادت دکتر شریعتی در بیروت، از سست شدن پیوند جوانان تحصیلکرده با روحانیت، جلوگیری به عمل آورد.
به دنبال درگذشت مرحوم حاج آقا مصطفی خمینی در پاییز سال 1356، وی پسر عموی خود شهید آیةا... سیدمحمد باقر صدر را بر آن داشت تا بیش از پیش به حمایت از امام خمینی (ره) برخیزد. امام موسی صدر در بهار سال 1357، لوسین ژرژ، نماینده روزنامه لوموند در بیروت را به نجف فرستاد تا با انجام اولین مصاحبه بین المللی با امام خمینی (ره)، افکار عمومی جهانیان را با انقلاب اسلامی ایران آشنا سازد. امام موسی صدر در دیدارهای مکرر سال 1357 خود با رهبران سوریه، عربستان سعودی و برخی دیگر از کشورهای جهان عرب، اهمیت انقلاب اسلامی ایران، پیروزی قریب الوقوع آن و ضرورت همپیمانی آنان با این انقلاب را به آنها گوشزد نمود. وی در شهریور 1357 و یک هفته پیش از ربوده شدن خود، با انتشار مقاله «ندای پیامبران» در روزنامه لوموند، امام خمینی (ره) را به عنوان تنها رهبر انقلاب اسلامی ایران معرفی نمود. بدون تردید بزرگترین خدمت امام موسی صدر به انقلاب اسلامی ایران آن بود که در سالهای 1356 تا 1357 و پس از قریب دو دهه ترویج ارزشهای زیبای اسلام راستین در لبنان، عموم مردم، بخصوص شیعیان و کادرهای مقاومت آن کشور را با این انقلاب آشنا و مرتبط نمود.
امام موسی صدر در تاریخ 25 اوت سال 1978 و بر اساس دعوت رسمی دولت لیبی، به آن کشور وارد و در روز 9 شهریور ربوده شد. دولت لیبی مکرراً طی بیانیه ها و یادداشتهای رسمی اعلان نمود که امام صدر در تاریخ 31 اوت، با پرواز شماره 881 شرکت هواپیمایی آلیتالیا، طرابلس را به مقصد رم ترک کرده است. اما برخی نهادهای رسمی و بین المللی، از جمله دولت ایتالیا و دادستانی شهر رم، پس از انجام تحقیقاتی گسترده، عدم ورود امام به رم و کذب مدعای دولت لیبی را رسما اعلان کردند.
همچنین دستگاههای قضایی دولتهای لبنان و ایتالیا و همچنین تحقیقات انجام شده از سوی واتیکان، ادعای لیبی مبنی بر خروج امام موسی صدر از آن کشور و ورود ایشان به رم را رسماً تکذیب نمود. مجموعه اطلاعات آشکار و پنهانی که طی دو دهه پیش به دست آمدند، تماماً دال بر آن بود که امام موسی صدر هرگز خاک لیبی را ترک نگفته است.
در این میان قرائن متعددی حکایت از آن دارند که امام موسی صدر همچنان در قید حیات بوده و چون برخی دیگر از علمای اسلامی، شرایط حبس ابد را می گذراند. آخرین خبری که در 13 اردیبهشت 1380 توسط سایت «جبهه نجات ملی لیبی» بر روی شبکه جهانی اینترنت منعکس گردید، مدعی است که امام موسی صدر در اواخر سال 1376 توسط برخی زندانیان زندان ابوسلیم شهر طرابلس مشاهده گردید و اندکی پیش از ماه رمضان گذشته به مکانی دیگر انتقال یافته است.
امروز 28 سال از ربوده شدن امام موسی صدر می گذرد. این زمان طولانی در حالی سپری شده است که اساسی ترین سؤال پرونده، یعنی حیات یا شهادت این بزرگوار، همچنان در ورای پرده ای از ابهام قرار دارد.
بی شک اگر در طول دو دهه گذشته، مجامع بین المللی ذی ربط، بخصوص سازمان کنفرانس اسلامی و اتحادیه عرب، به وظیفه خود عمل کرده و همتی بلندتر از خود نشان داده بودند و بالاخره اگر نهادها و سازمانهای شیعی لبنان، بویژه مجلس اعلای اسلامی شیعه و جنبش امل و حزب الله، درایت بیشتری به خرج داده بودند، اکنون و بعد از گذشت این مدت، غبار مظلومیت و فراموشی، این چنین پرونده همچنان مفتوح این شخصیت برجسته جهان اسلام را در بر نمی گرفت! امروز مهمترین سؤال میلیونها عاشق دلسوخته امام صدر آن است که پس از گذشت این همه سال، از سرنوشت آن عزیز چه می دانیم؟ آیا ایشان زنده است؟ آیا هنوز می توان به بازگشت این مرد بزرگ چشم امید دوخت؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات