قاره آفریقا به محلی برای رقابت کشورهای بزرگ بدل شده است و برخی کشورهای متوسط و در حال رشد نیز ( همچون ترکیه) در این قاره عرض اندام می کنند؛ این درحالی است که کشورهای عربی و سران عرب هیچ توجهی به این منطقه گسترده و با این ثروت هنگفت و جایگاه استراتژی با اهمیت ندارند.
رژیم صهیونیستی از گذشته بر این منطقه نظر داشته و اکنون نیز خواهان سهمی در این قاره می باشد. وزیر خارجه اسرائیل از تصمیمش مبنی بر سفر به قاره آفریقا و بعضی از کشورهای آفریقایی همچون آنگولا، نیجریه، اتیوپی، اوگاندا و کنیا پرده برداشت. سفر لیبرمن به عنوان وزیر امور خارجه اسرائیل به آفریقا در این حجم، اولین نوع خود پس از پنجاه سال به شمار می رود. لیبرمن قصد دارد ده ها تن از رجال نظامی ، مهندسی، کارشناسان کشاورزی و بازرگانان را با خود همراه سازد. طبق گفته روزنامه «هاآرتص» ، هدف سفر لیبرمن به آفریقا، ابراز وجود اسرائیل در آفریقا و کاهش نقش آفرینی ایران در این قاره سیاه است.
ایران در عرصه سیاسی، روابط دیپلماسی خود را با کشورهای آفریقایی توسعه داده است و سفرهای رسمی فراوانی میان دولت ایران از یک سو و دولت های آفریقایی به انجام رسیده است. مهاجرین شیعه لبنانی، پشتوانه ای قدرتمند برای حضور ایران در بسیاری از کشورهای آفریقایی به شمار می روند. تعداد این شیعیان در کشورهای آفریقایی به حدود 300 هزار تن می رسد.
این چهار کشوری که لیبرمن قصد سفر به آنها را دارد، روابط خوبی با ایران داشته و دو کشور اتیوپی و کنیا به دلیل اشرافی که بر شاخ آفریقا دارند، از موقعیت استراتژیکی مناسب و مطلوبی برخوردارند.
یکی از پژوهشگران مصری اخیراً بیان کرد با وجودی که اسرائیل تلاش بسیاری دارد در قاره آفریقا نفوذ کند، اما نصیب تجارت خارجی اسرائیل با این قاره از سه درصد بیشتر نیست، در حالی که 70 درصد تجارت خارجی اسرائیل با کشورهای اروپایی انجام می شود. به همین خاطر می توان گفت توجه اسرائیل به قاره سیاه بیشتر به جنبه های سیاسی و امنیتی بازمی گردد تا اقتصادی. دو کشور نیجریه و آنگولا که لیبرمن قصد سفر به آنها را دارد، از منابع نفتی برخوردارند. نیجریه جایگاه هفتم جهان را در تولید نفت در اختیار دارد و بزرگترین تولیدکننده نفت در قاره آفریقا است. علاوه بر آن، نیجریه قدرت منطقه ای مهمی در غرب آفریقا به شمار می رود.
آنگولا نیز مکان چهارم قاره آفریقا را در تولید نفت به خود اختصاص داده و ذخائر نفتی خوبی در اختیار دارد. در یکی از گزارش ها آمده است که طی بیست سال آینده یک چهارم احتیاجات نفتی ایالات متحده آمریکا از قاره آفریقا تأمین خواهد شد. اما سه کشور دیگری که لیبرمن قصد عزیمت به آنها را دارد( یعنی اتیوپی، اوگاندا و کنیا) بخش عظیمی از حیات روزانه مصر به شمار می روند. بیشتر حجم آب های نیل از اتیوپی و اوگاندا به مصر می رود و مصر بزرگترین استفاده کننده آب های نیل ( 54 میلیارد مترمکعب از 84 میلیارد مترمکعب) است؛ این در حالی است که سودان حدود 81 میلیارد متر مکعب از آب های نیل را مورد استفاده قرار می دهد. مصر به دلیل افزایش جمعیت با مشکل کمبود آب مواجه است و کارشناسان می گویند مصر اکنون زیر خط فقر آبی قرار دارد. از این رو می توان درک کرد که چرا حسنی مبارک در 28 تا 30 ژولای سال گذشته به تعدادی از کشورهای جنوب آفریقا سفر کرد. دراین چارچوب ، برخی از تحلیلگران سیاسی مصر از رابطه سفر لیبرمن به کشورهای آفریقایی- کشورهایی که نقش محوری در حیات مصر ایفا می کنند- و اظهارات گذشته لیبرمن مبنی بر ایجاد سد و احداث سیل های ساختگی در ذهنشان سوال ایجاد شده است؟!
برخی از کارشناسان مصری از دولتشان خواسته اند روابط خود را با کشورهای حوزه نیل گسترش دهد تا از امنیت ملی مصر حمایت گردد و توطئه نفوذ اسرائیل در این منطقه با شکست مواجه شود. برخی دیگر از کارشناسان و صاحب نظران مصری نیز از دولت مصر خواسته اند فریب تبلیغات غرب و امپریالیسم را در بزرگ نشان دادن ایران به عنوان تهدیدی برای منافع مصر، نخورند. این کارشناسان عقیده دارند ایران هیچ خطری برای مصر به شمار نمی رود و مصر باید با حضور ایران در آفریقا هماهنگ شود و زمینه ای مشترک برای مقابله با فعالیت اسرائیلی و صهیونیستی ایجاد کنند و حرکت اسرائیل را در قاره سیاه به چالش بکشانند؛ زیرا خطر حقیقی و استراتژیک که تمامی اعراب و مسلمانان را تهدید می کند، اسرائیل است.
آیا نفوذ اسرائیل در آفریقا در راستای ایجاد اختلاف میان مصر و ایران خواهد بود؟ آیا اسرائیل می خواهد دو کشور را در منطقه به ضعف و ناکامی بکشاند و اهداف استراتژیک خود را با کمترین زیان محقق سازد؟