تاریخ انتشار : ۱۶ مهر ۱۳۸۸ - ۱۰:۵۹  ، 
کد خبر : ۱۱۵۵۸۷

منافقین را بهتر بشناسیم


فرزاد جهان بین
منافقان در مباحث نهج البلاغه، مورد اهتمام خاص قرار گرفته‏اند و امیرمؤمنان علیه‏السلام به دقت به تبیین سلوک و مشی این گروه پرداخته است. ایشان نگرانی عمیق خود را از این طیف با نقل بیانی از پیامبراکرم (ص) چنین ابراز می دارند:
"و لقد قال لی رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله : انّی لا أخاف علی امّتی مؤمناً و لامشرکاً، امّا المؤمن فیمنعه اللّه بایمانه و امّا المشرک فیقمعه اللّه بشرکه و لکنّی أخاف علیکم کلّ منافق الجنان، عالم اللّسان، یقول ما تعرفون، و یفعل ما تنکرون."
پیامبرخدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله به من فرمود: من بر امت خود نه از مؤمن نگرانم و نه نگران مشرکان هستم؛ زیرا مؤمن را خداوند به سبب ایمانش حفظ می‏کند. (مؤمن در حریم ایمان خویش مصونیت الهی دارد.) و مشرک را به سبب شرکش ریشه کن می‏نماید. اما نگرانی من فقط از منافقی است که درونی دو چهره و زبانی عالمانه دارد، گفتار و شعارش مطابق ارزش‏های شناخته شده شما می‏باشد، اما اعمالش با ضد ارزش‏ها ـ که شما آن‏ها را نمی‏پسندید.
امیرالمؤمنین علیه‏السلام در توصیف منافقین می‏فرماید:
"أوصیکم عباداللّه بتقوی اللّه، و احذّرکم اهل النّفاق، فانّهم الضّالّون المضلّون و الزّالّون المزلّون، یتلوّنون ألواناً و یفتّنون افتتاناً، و یعمدونکم بکلّ عماد، و یرصدونکم بکلّ مرصاد، قلوبهم دویّة، و صفاحهم نقیّة، یمشون الخفاء، و یدبّون الضّراء، وصفهم دواء، و قولهم شفاء، و فعلهم الدّاءالعیاء. حسدة‏الرّخاء، و مؤکّدوا البلاء، و مقنطوا الرّجاء، لهم بکلّ طریق صریعٌ، والی کلّ قلب شفیع، و لکلّ شجودموع، یتقارضون الثناء، و یتراقبون الجزاء، ان سألوا الحفوا، و ان عذلوا کشفوا، و ان حکموا أسرفوا، قد أعدّوا لکلّ حقّ باطلاً، و لکلّ قائمٍ مائلاً، و لکلّ حیٍّ قاتلاً، و لکلّ بابٍ مفتاحاً و لکلّ لیلٍ مصباحاً.یتوصّلون الی الطّمع بالیأس لیقیموا به أسواقهم و ینفقوا به أعلاقهم، یقولون فیشبّهون، و یصفون فیموّهون، قد هوّنوا الطریق، و اضلعوا المضیق، فهم لُمة‏الشیطان، و حُمة النیران «أولئک حزب الشّیطان ألا انّ حزب الشیطان هم الخاسرون"
بندگان خدا! شما را به تقوای الهی سفارش می‏کنم و از اهل نفاق برحذرتان می‏دارم. آنان گمراهند و گمراه‏گر. خود لغزنده‏اند و دیگران را نیز به لغزش وامی‏دارند. رنگ‏های گوناگون به خود می‏گیرند و از هر ترفندی برای گمراه کردن شما بهره می‏جویند. در هرپناهگاهی قصد شما می‏کنند. در هرجا به کمین شما می‏نشینند. دل‏هایی سخت بیمار و سیمایی بس آراسته و نیکو دارند.مخفیانه این سو و آن سو می‏روند و همچون خزندگان جنگل‏ها، نرم و پوشیده می‏خزند. سخن گفتنشان به دارو ماند و در زبانی، شفای دیگران می‏خواهند اما عمل آن‏ها درد بی‏درمان است.به راحتی و آسایش مردم حسد می‏ورزند و گره گرفتاری‏های مردم را کورتر می‏کنند و امید آنان را به نا امیدی مبدل می‏سازند.آنان در هرراهی به خاک افتاده‏ای دارند و برای نفوذ در هر دلی راهی پیدا می‏کنند و برای هر غمی اشک‏ها می‏ریزند. تعریف و تملق به همدیگر قرض می‏دهند و بلافاصله درانتظار پاداش آن هستند. اگر چیزی را بخواهند اصرار می‏ورزند. در انتقاد پرده دری می‏کنند و در قضاوت تند روی. آنان برای هر حقی، باطلی؛ برای هر راستی، کژی؛ برای هر زنده‏ای، قاتلی؛ برای هر دری، کلیدی و برای هر شبی چراغی تدارک دیده‏اند. با تظاهر به نومیدی برای رسیدن به طمع‏های خود راه می‏جویند، تا بازارهای نفاق خویش را گرم نمایند و کالای خود را به بهای بیش‏تر عرضه کنند. سخنانی شبهه آفرین و تحلیل‏های غلط دارند. در آغاز، راه را آسان جلوه می‏دهند و سپس در تنگناها آن را به بن بست می‏کشانند.آنان گروه شیطانند و زبانه‏های آتش. «آنان حزب شیطانند و بدانید که حزب شیطان ورشکستگانند.»
مهمترین ویژگیهای منافقین در بیان فوق الذکراز منظر حضرت علی(ع) عبارتند از:
1ـ گمراهند و گمراهگر.همواره به دنبال جمع نیرو هستند و مدام با رنگ عوض کردن ازهر ترفندی بهره جویند تا با نفوذ در میان خودی‏ها به نیات پلید خود جامه عمل بپوشانند.
2 ـ بسیار زیبا و شیوا وهنرمندانه و دلسوزانه سخن می‏گویند و راه نشان می‏دهند؛ اما عملشان در تناقض با گفتارشان می باشد. گفتارشان دارو وش است اما کردارشان بر دردها می افزاید.
3 ـ سوء استفاده از مشکلات و تنگناهای موجود در میان امت اسلامی شیوه تبلیغی منافقین برای نفوذ در دل‏ها است. آنان از هرناامنی، اگر چه خود بانی و عامل آن باشند، بهره می‏جویند و از پیراهن هرکشته‏ای، و لو اگر خود کشته باشند، پرچمی می‏سازند، و در غم و غصه‏های مردم اشک افشانی می‏کنند و با تعریف و تملّق سعی بر موجّه جلوه دادن خود می‏نمایند. اینان به دنبال فهم عامل و اسباب مشکلات و گرفتاری‏ها نیستند بلکه برآنند تا با استفاده از آن‏ها برای انتقاد و تضعیف و لکه دار نمودن دیگران استفاده نمایند.
4 ـ سلاح منافقین ایجاد یأس و بدبینی نسبت به آینده است. تمام تلاش آنان مبدل کردن امیدها به نا امیدی است. آن‏ها با پاشیدن بذر یأس و نومیدی، گره‏های مشکلات مردم را کورتر می‏کنند، آرامش روانی جامعه را مختل می‏سازند، برنگرانی‏ها دامن می‏زنند و با توهمات، فضا را تاریک و افق‏ها را مبهم نشان می‏دهند.
5-با تظاهر به نومیدی برای رسیدن به طمع‏های خود راه می‏جویند، تا بازارهای نفاق خویش را گرم نمایند و کالای خود را به بهای بیش‏تر عرضه کنند.
6 ـ دامن زدن به فضای شبهه و تردید، ارائه تحلیل‏های ناقص و غلط و دادن وعده‏های زیبا و شیرین برای آینده‏ای توأم با رفاه و آسایش بر اساس توهم و بدون پشتوانه، از شیوه‏های کاری منافقان می‏باشد.
7ـ دروغ و تهمت و افتراء جزء لاینفکّ زندگی و راه و رسم منافقان است.
حضرت علی علیه‏السلام در جای دیگری با سنخ شناسی راویان احادیث پیامبراکرم (ص) آنها را چهار گروه تقسیم می کنند و در تعریف گروه اول چنین می فرمایند:
"رجل منافق مظهر للایمان، متصنّع بالاسلام، لایتأثّم و لایتحرّج، یکذب علی رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله متعمّداً، فلو علم النّاس أنّه منافق کاذب لم یقبلوا منه، و لم یصدّقوا قوله، و لکنّهم قالوا: صاحب رسول اللّه صلی‏الله‏علیه‏و‏آله رآه و سمع منه و لقف عنه، فیأخذون بقوله، و قد أخبرک اللّه عن المنافقین بما أخبرک، و وصفهم بما وصفهم به لک، ثمّ بقوا بعده، فتقرّبوا الی ائمّة الضّلالة، و الدّعاة الی النّار بالزّور و البهتان، فولّوهم الاعمال، و جعلوهم حکّاماً علی رقاب النّاس، فأکلوا بهم الدّنیا، و انّما النّاس مع الملوک و الدّنیا الاّ من عصم اللّه..."
منافقی که اظهار ایمان و خود را مسلمان جلوه می‏کند (ایمان نمایی و اسلام آرایی می‏کند.) اما از هیچ گناه و جرمی باک ندارد و به رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ، به عمد دروغ می‏بندد.
اگر مردم می‏دانستند که او منافقی دروغگوست، سخنش را نمی‏پذیرفتند و مطالبش را تصدیق نمی‏کردند؛ اما نمی‏دانند و می‏گویند: «او یار رسول خدا صلی‏الله‏علیه‏و‏آله است. حضرت را از نزدیک دیده و سخنانش را شنیده وحفظ نموده است.» و بر این مبنا گفتارش را می‏پذیرند؛ در حالی که خداوند در قرآن باتعابیر خاص از منافقین یاد کرده وصفاتشان را وصف کرده است.
منافقین بعد از پیامبر صلی‏الله‏علیه‏و‏آله ماندند و به رهبران گمراهی و دعوت کنندگان به آتش ـ که با تبلیغات آکنده از دروغ و تهمت در صدد گمراهی مردم هستند.ـ نزدیک شدند و توانستند از طریق آنان به کارهایی گماشته شوند و برگردن مردم سوار گردند و حکومت نمایند. و در پناه آنان به خوردن دنیا پرداختند. مردم با پادشاهان ودنیاداران هستند، مگر کسی که خداوند از این خطر محافظتش نماید.
در پایان این یادداشت بخشی از وصیت نامه شهید عزیز سید اسدالله لاجوردی را به مناسبت ذکر می کنم:"خدایا تو شاهدی چندین‌بار با عناوین مختلف خطر منافقین انقلاب را (همان‌ها که التقاط به گونة منافقین خلق سراسر وجودشان را و همة ذهن و باورشان را گرفته و همانا ریاکارانه برای رسیدن به مقصودشان دستمال ابریشمی بسیار بزرگ به بزرگی مجمع‌الاضداد به دست گرفته‌اند هم رجایی و باهنر را می‌کشند هم به سوگشان می‌نشینند هم با منافقین خلق پیوند تشکیلاتی وسپس... برقرار می‌کنند، هم آنان را دستگیر می‌کنند و هم برای آزادیشان و اعطای مقام و مسؤولیت بدانان تلاش می‌کنند و از افشای ماهیت کثیف آنان سخت بیمناک می‌شوند، هم در مبارزه علیه آنان (و در حقیقت برای جلب رضایت مسؤولین و نجات بنیادی آنان) خود را در صف منافق‌کشان می‌زنند و هم در حوزه‌های علمیه به فقه و فقاهت روی می‌آورند تا مسیر فقه را عوض کنند.) به مسؤولین گوشزد کرده‌ام.
گفته‌ام که خطر اینان (منافقین انقلاب) به مراتب زیادتر از خطر منافقین خلق است چرا که علاوه بر همة شیوه‌‌های منافقانه منافقین سالوسانه در صف حزب‌اللهیان قرار گرفته صفوف مقدم را غاصبانه به تصرف خود درآورده‌اند به گونه‌ای که عملاً عقل و ارادة منفصل برخی تصمیم‌گیرندگان قرار گرفتند."

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات