دکتر نوذر شفیعی
واکاوی سیاست جدید آمریکا در افغانستان حمله هوایی نیروهای ناتو به ولایت قندوز افغانستان بیش از یکصد کشته برجای گذاشت که تعدادی از این کشتهشدگان را غیرنظامیان تشکیل میدادند. این حمله هوایی بحثها درباره افزایش نیروهای نظامی آمریکا در افغانستان را پیچیده کرد و این موضوع را نیز تقویت کرد که افغانستان باید قدرت دفاع از خود را افزایش دهد. از سوی دیگر کارل لوین، رئیس کمیته سرویس نظامی کنگره آمریکا نیز گفت که آمریکا باید روی ساختن نیروهای امنیتی افغانستان تمرکز بیشتری کند. سناتور جک رید نیز که در این کمیته حضور دارد و سفری 2 روزه با لوین به افغانستان داشت بر اهمیت نیروهای امنیتی افغانستان تاکید کرد.
این موضوع را اگر در کنار گزارش اخیر ژنرال مک کریستال از افغانستان قرار دهیم، میتوان تحلیلی کلی از سیاست قدیم و جدید آمریکا در قبال افغانستان به دست آورد. کلا خط مشی نظامی آمریکا در افغانستان اینگونه است که آنها در ابتدا سعی کرده بودند با ترکیبی از نیروهای آمریکایی و افغانی امنیت را برقرار و علیه طالبان اقدام کنند اما با این رویکرد که نیروهای آمریکایی بر اوضاع غلبه داشته باشند. پس گام اول سیاست این بود که برخورد با طالبان یک برخورد نظامی خواهد بود و دوم اینکه این برخورد نظامی ابتدا توسط نیروهای آمریکایی و در کنار نیروهای افغانی اتفاق خواهد افتاد. این استراتژی تقریبا از سال 2001 تاکنون مطرح بوده است اما پس از گذشت 8 سال این روش نتیجه مثبتی دربر نداشت.
باراک اوباما نیز در همین راستا یک سیاست جدید را تحت عنوان Af-pak تدوین کرد. براساس این استراتژی در عرصه نظامی هم تعداد نیروهای آمریکایی و هم تعداد نیروهای افغانی افزایش پیدا میکرد منتها معادله برعکس میشد. در این استراتژی نیروهای افغانی در درجه اول اهمیت قرار میگیرند و نیروهای آمریکایی بهعنوان گزینه دوم عمل میکنند یعنی خط مقدم جبهه در اختیار نیروهای افغانی خواهد بود. چیزی که در صحبتهای اخیر رابرت گیتس بارز است و در استراتژی جدید تغییر کرده این است که باید نیروهای آمریکایی در افغانستان را تعدیل کنند یعنی رقم و تعدادی که قرار بود اعزام شوند، کاسته خواهد شد و از سوی دیگر بر تعداد نیروهای افغانی اضافه میشود. در این راستا 2 موضوع اصلی را میتوان مورد بحث قرار داد؛ اول فشاری است که جمهوریخواهان بر دموکراتها وارد میآورند زیرا آنها بهطور کلی مخالف اعزام نیروی زیاد به افغانستان هستند و دوم واقعیتهای موجود در صحنه افغانستان. با توجه به فاکتورهای واقعی که در صحنه افغانستان وجود دارد، روز به روز بر تلفات نیروهای آمریکایی اضافه خواهد شد و این امر واکنش منفی افکار عمومی را نیز به دنبال دارد. این است که ژنرال مک کریستال، فرمانده نیروهای آمریکایی در افغانستان در آخرین گزارش ارسالی خود به کاخ سفید و پس از آن رابرت گیتس، وزیر دفاع آمریکا در آخرین اظهارنظر خود وادار شدند اعلام کنند در شرایط فعلی اعزام نیروهای بیشتر به افغانستان جایز نیست و هزینههای آمریکا را در این کشور بالا میبرد.
برخی صاحبنظران این اظهارات را با انتخابات افغانستان بیارتباط نمیدانند. حال اگر قرار باشد این بحث با انتخابات ارتباطی پیدا کند، معنا و مفهومش این است که این صحبتها تنها جنبه تبلیغاتی دارد تا آمریکاییها از این طریق مسؤولیت کاندیداها را بالا ببرند، یعنی کاندیداهای انتخابات اینگونه تصور نکنند که در آینده در پرتو حضور نیروهای آمریکایی قادر خواهند بود، صحنه تحولات افغانستان را به صورت دلخواه مدیریت کنند.
بنابر این ایالات متحده میخواهد کاندیداها از هماکنون تحت فشار باشند و اینگونه تصور کنند که آینده افغانستان، آینده بسیار مبهمی است و با این تصورات که شاید آمریکاییها نیروهای خود را کاهش دهند، ممکن است ارتش افغانستان برای جنگ با طالبان کافی نباشد و فرآیند جدیدی برای آماده شدن این نیروها لازم باشد، همچنان درگیر باشند. از این طریق آنها درصددند تا ذهنیت کاندیداها را اصلاح کنند و برای آنها این نکته تفهیم شود که اداره آینده افغانستان کار دشواری است. وقتی این ذهنیت شکل گرفت شاید اصرار بر اینکه هر کدام از آنها حتما باید رای بیاورند و نام آنها از صندوق بیرون بیاید تعدیل شود. نکته دیگر اینکه به نظر میرسد با این ابزار و به گونهای دیگر قصد دارند روی کاندیدای منتخب احتمالی تاثیر بگذارند. یعنی در حقیقت از هماکنون آمریکاییها شروط خود را برای رئیسجمهور جدید مطرح کردهاند. البته این شرطها عملیاتی نمیشوند بلکه فقط با هدف تعدیل رفتار کاندیدای منتخب صورت میگیرد. هرچند هنوز نتیجهای قطعی برای مشخص شدن پیروز عرصه انتخابات اعلام نشده است اما شکایات مختلف و شائبه تقلب همچنان مطرح است.
در این باره و تردید در اینکه انتخابات به دور دوم کشیده شود باید گفت که ظرفیت و پتانسیل سیاسی، امنیتی و اقتصادی افغانستان به گونهای نیست که انتخابات برگزار شده ابطال یا به دور دوم کشیده شود. البته هنوز بحثهایی برای به دور دوم کشیده شدن انتخابات مطرح است اما تاخیر در اعلام نتایج به همین میزان نشاندهنده آن است که چانهزنیهای گستردهای در جریان است که انتخابات ابطال یا به دور دوم نرسد بنابر این واقعا آینده افغانستان آینده مبهمی است و هیچ پیشبینی خاصی نمیتوان در این رابطه داشت.