تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۳۹  ، 
کد خبر : ۱۱۷۰۱۸

مسئله فلسطین و اتفاقات جدید


احمد قابل در مقاله ای وضعیت فلسطین و درگیری های اخیر را بررسی می کند و در انتها راهکارهای پیشنهادی خود را ارائه می دهد. بخش کوتاهی از این مقاله در ذیل می آید:
هجوم دوطرفه رژیم اشغالگر فلسطین و حزب الله لبنان به یکدیگر و به خاک و خون کشیده شدن انسان های بیگناه در فلسطین و لبنان و تعرض وحشیانه همیشگی و اخیر اشغالگران صهیونیست به مال و جان مردم مسلمان و مظلوم فلسطین، مسئله ای است که صرف نظر از برخی ملاحظات دیپلماتیک، از منظری عقلانی و شرعی نیز باید مورد بررسی قرار گیرد. گرچه این موضوع، همچون زخمی بهبودنیافتنی در پیکره خاورمیانه خودنمایی می کند و توان و تدبیر و طرح های عقلای جامعه بشری را (به منزله حکیمان و طبیبان مدعی) در درمان آن به عجز کشانده است، ولی مشکل جامعه بشری را جز اندیشه و رفتار منطقی و معقول بشر، نمی تواند آسان کند. به میدان کشاندن ادعاهای شرعی (دینی) تنها از آن جهت مورد نظر است که «دوری ادعاهای موجود را از حقیقت، نشان دهد .» البته انکار سهم قدرت های استعماری در پدید آوردن و ماندگاری این زخم کهن نیز ممکن نیست و در مثل، به «انکار آفتاب، در میانه روز گرم تابستان خاورمیانه » می ماند!! با توجه به این مقدمه، دوسویه بحث را پی می گیرم. ۱- بررسی اتفاقات جدید منطقه. ۲- بررسی کلی مسئله فلسطین.
 اتفاقات جدید منطقه
تعرض وحشیانه اشغالگران فلسطین به فلسطینیان و کشتار غیرنظامیان و انهدام زیرساخت های اقتصادی منطقه تحت اختیار دولت فلسطین و آدم ربایی های گسترده مردم و اعضای حکومت خودگردان، نه منطبق با حقوق بشر است و نه مبتنی بر رعایت احکام شریعت کلیمی. نقض عهد و پیمان، در تمامی اندیشه های الهی و بشری، ناپسند است. محاصره دولت منتخب ملت فلسطین و تعرض مداوم به منطقه غزه و کشتار غیرنظامیان و تخریب منازل مسکونی آنان (به رغم ادعای پایبندی به طرح صلح خاورمیانه و خصوصاً «نقشه راه »)، چیزی جز نقض عهد و پیمان نیست و حقیقتاً «جنایت علیه بشریت » است.
ت) صرف نظر از مسئولیت های حقوقی افراد و نهادهای دولتی و بین المللی در این وقایع خسارت بار، از منظر انسانی و اخلاقی، می توان سقوط اخلاقی مسئولان جوامع بشری را مشاهده کرد. باید از همه آنان پرسید که «در برابر ربودن دو نظامی اسرائیلی، از سوی یک گروه نظامی، آیا یک ملت بیگناه و جان و مال غیرنظامیان باید مورد تعرض قرار گیرد و ثروت ملی لبنانی ها باید منهدم گردد. کدام منطق عقلانی، اخلاقی و یا الهی اجازه می دهد که برای آزادی دو نظامی ربوده شده، ده ها و صدها بیگناه را کشت و زندگی یک ملت را مختل و سرمایه های عمومی آنان را منهدم کرد؟!! رفتارهای دوگانه نهادهایی چون «شورای امنیت سازمان ملل متحد » درباره «جنایتکاران جنگی در صربستان و فلسطین » و «اعمال زور علیه دولت هایی که به قطعنامه های شورای امنیت اعتنا نمی کنند و استثنا کردن اسرائیل (که بیشترین قطعنامه ها را زیر پا گذاشته است) از این قاعده » و «ایجاد مصونیت سیاسی و امنیتی برای رژیم اشغالگر فلسطین، در برابر تمامی اقدامات ضدبشری آن » منجر به سلب اعتماد بخش عظیمی از جوامع بشری، نسبت به کارایی مجامع بین المللی شده است.
ث) همه افرادی که می توانند در پایان بخشیدن به این فجایع، نقشی ایفاکنند، مسئولیت انسانی و شرعی دارند که هرچه زودتر به این «مسابقه شرارت بار » پایان دهند. هرگونه حمایت از متجاوزان گناهی آشکار خواهد بود و حمایت از بزرگترین گناهان (اکبر الکبائر) محسوب می شود، چرا که از نظر شریعت های خداوندی، مصداق بارز «اعانت بر گناه و دشمنی = التعاون علی الاثم و العدوان » است.
 بررسی کلی مسئله فلسطین
فلسطین سرزمینی است که نزد پیروان سه شریعت کلیمی، مسیحی و محمدی (علیهم صلوات الله) از احترام و تقدس خاصی برخوردار بوده و هست. در این میان، شهر «بیت المقدس » یا «اورشلیم » دارای تقدس بیشتری است. وجود عبادتگاهی به نام «مسجدالاقصی » با تاریخی بیش از هفت قرن و معبدی به نام «هیکل سلیمان » با تاریخی بیش از بیست قرن (که احتمالاً روی هم قرار گرفته اند و در زمان تسلط مسلمانان، بر خرابه های معبد یهودیان، مسجد فعلی ساخته شده است) در این شهر تاریخی، جایگاه ویژه ای به آن بخشیده است. از نظر شریعت محمدی(ص) تردیدی نیست که «مسجدالاقصی، قبله گاه اول و آخر یهودیان و قبله گاه اول مسلمانان » بوده است. طبیعی است که «قبله » بودن این جایگاه مشترک، سبب تعلق خاطر شدید هر دو گروه، به این مکان و این شهر شده است. برخلاف دیدگاه قرآن کریم که «تخریب معابد یهودیان و مسیحیان و مسلمانان » را به عنوان «فساد فی الارض » معرفی می کند، مسلمانانی که مثل سایر افراد بشر، رفتاری مبتنی بر احساسات و عواطف فردی و مبتنی بر تحریف رویکردهای مذهبی داشته و دارند، در طول تاریخ تسلط خود بر سرزمین پیروان سایر شرایع (یهودیان و مسیحیان)، اقدام به تخریب معابد آنان کرده و معابد خویش را به جای آنها برپا می ساختند. گرچه این رویکرد، از سوی پیروان سایر شرایع در مورد سرزمین های اسلامی نیز به کار رفته است، ولی از پیروان شریعت محمدی(ص) انتظاری دیگر می رفت. کاش با رویکرد قرآنی، به تمامی معابد خداپرستان با دیده احترام می نگریستند و از تخریب آن (که متاسفانه به حساب اسلام گذاشته شده) پرهیز می کردند. […]

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات