نبیالله ابراهیمی
با توجه به سرنوشت آنارشیک نظام بین الملل و بقا در چنین محیطی، امنیت به مهمترین دغدغه دولت ها تبدیل می شود، زیرا باقی ماندن شرط اصلی برای تحقق هر هدف دیگری است. دولت ها برای تامین خود با استفاده از ابزارهای دفاعی، با دیگران متحد می شوند و حتی به جنگ مبادرت می کنند. اما این اقدامات می تواند به ناامنی بیشتری ناشی از ظهور معمای امنیت منجر شود که ناشی از مسابقه تسلیحاتی و اقدامات متقابلی است که سایر دولت ها برای حفظ امنیت خود در برابر دیگران به آنها متوسل می شوند. به هر حال حفظ امنیت یا ترفیع امنیت ملی کشورها تا حد زیادی به عقلانیت وابسته است. چرا که دولت ها کنشگرانی خردورز هستند. این ناشی از تصویری یکپارچه و انسان گرایانه از دولت ها است که به واقع گرایان اجازه می دهد فرض کنند، دولت ها از عقلانیت به معنای محاسبه سود و زیان و استفاده از ابزار مناسب برای رسیدن به هدف برخوردارند. دولت ها با محاسبه سود و زیان در تصمیم گیری ها براساس آنچه کم هزینه تر و بیشتر به نفع آنها است عمل می کنند و حتی المقدور بهترین گزینه را برای رسیدن به هدف برمی گزینند و اگر چنین نکنند، ممکن است به بهای گزافی برای آنها منجر شود. به بیان دیگر یک دولت خردورز نباید تصمیمی بگیرد که هزینه پیامدهای آن بیش از سود آن باشد. اصولاً تصمیم گیری ها در حوزه استراتژیک باید براساس ملاحظه کاری (Prudence) صورت بگیرد چرا که فقدان این فعل در سیاست خارجی خصوصاً در حوزه امنیتی ممکن است به یک کار پرهزینه بدل شود، که ظرفیت ها و توانمندی های کشور مزبور را به استحاله می کشاند. اصولاً کشورهای جهان سوم با اقدامات خویش نوعی از منافع ملی را به سمت منافع «بدخیم» هدایت می کنند که این امر باعث می شود تا هنجارهای راهبردی و برداشت های واقع گرایانه جامعه بین المللی نادیده گرفته شود. اصولاً سیاست خارجی بر مبنای عقلانیت به ایفای نقش منافع ملی «خوش خیم» می پردازد.
عقلانیت و مسئله هستهای ایران
فراز و نشیب های پرونده هسته ای ایران همواره در گیرودار یک مسئله امنیتی از سوی داخل و قدرت های خارج با تعریفی موسع همراه بوده است.این مسئله که از طرف آمریکا و کشورهای غربی برای منطقه خاورمیانه یک موضوع امنیتی تفسیر شده اولویت چشمگیر و موکد مسائل امنیتی به عنوان مسئله اصلی در سیاست خارجی و در کل روابط بین الملل است. در اینجا مسئله امنیتی شدن یک موضوع اقتصادی نیست بلکه تهدیدات جدی امنیتی است. یک موضوع امنیتی یک موضوع سیاسی بوده که در اثر فشارها و تبلیغات به این قاموس کشیده شده است. سیاست خارجی و دستگاه دیپلماسی هر کشوری برای اعاده یک موضوع امنیتی به یک موضوع سیاسی و تفسیر آن برای کشورهای منطقه و جهان باید پارامتر عقلانیت را سرلوحه کار خود قرار داده که البته این رهیافت با دشواری های زیادی همراه خواهد بود. بازتاب سیاست کاخ سفید در قبال پرونده هسته ای ایران در قالب سیاست دیپلماسی اجبارآمیز چندجانبه بوده است. چندجانبه به خاطر همراهی کشورهای خاورمیانه و اروپایی با سیاست آمریکا در قبال پرونده ایران تفسیر می شود.سیاست خارجی هر کشوری با محاسبه سود و زیان (عقلانیت) می تواند در قبال چنین اقدامی به استفاده مناسب از قدرت نرم جلوی افزایش هزینه در زمینه قدرت سخت را تا حد زیادی بگیرد. مدلول نظری اصلی در این مسئله آن است که نباید با برداشتی «جعبه گونه» با مسائل راهبردی و امنیتی برخورد کرد، چرا که این نگاه سلبی به ایجاد نوعی تناقص رفتاری سیاست خارجی و بالا رفتن هزینه ها و از دست دادن فواید منجر خواهد شد.
عقلانیت و قدرت ملی
بی تردید یکی از ویژگی های اصلی قدرت ملی نسبی بودن آن در روابط با زمان، موقعیت و کشورهای دیگر است. از این نکته نیز نباید غافل بود که قدرتمندتر بودن یا نبودن کشوری معین به کشور یا کشورهایی که معیار سنجش است بستگی دارد. مورگنتا در بحث از اشتباهات رایج در ارزیابی و سنجش قدرت، غفلت از نسبی بودن قدرت را یکی از اساسی ترین و رایج ترین خطاهای سیاست بین الملل می داند. «دولتی که در لحظه ای تاریخ خود را در اوج قله می یابد به طور خاص در معرض این وسوسه قرار می گیرد که نسبی بودن قدرت را فراموش کند. عقلانیت تا حد زیادی می تواند این وسوسه را تعدیل کرده و منطق واقع گرایی را به یک پارامتر تاثیرگذار در سیاست خارجی تبدیل کند. قدرت ملی امروزه فقط در ابزار نظامی خلاصه نمی شود و اقناع و احترام به نگرش های افکار عمومی و درک موقعیت ژئوپولتیک کشور و سنجش این قدرت ملی برای برخوردهای احتمالی با بحران ها یکی از منابع قدرت بسیار موثر و کارآمد به شمار می آید که همگی این شاخص ها می تواند بر مبنای عقلانیت نوعی راهبرد مشخص را تعیین کند. پژوهشگران و نظریه پردازان مختلف درباره این پیامد و مصادیق شکست در سیاست نکته ای بسیار مهم را بیان کرده اند. برخی از پژوهشگران سوءبرداشت و محاسبه نادرست قدرت ملی را مهمترین عامل ایجاد تنش و بحران در سیاست خارجی و روابط بین المللی دانسته و ادعا می کنند که این گونه خطاها شاید حتی به جنگ بینجامد.
عقلانیت و تفاهم بینالمللی
امروزه امری که می تواند تا حد زیادی برداشت ها و انگاره های جاری امنیتی شدن حوزه روابط بین الملل را تعریف کند تا حد زیادی همانا ذهنی بودن یا بین الاذهانی بودن و مسئله امنیتی سازی است. این بحث یکی از پیش فرض های سازه انگاران (یکی از نظریه های روابط بین الملل) است.این بحث را می توان اینگونه تفسیر کرد که اقدامات دولت ها تا حد زیادی بستگی به ذهنیت آنها از درک و تفاهم بین المللی دارد. چرا که یکی دیگر از پیامدهای سوءبرداشت و محاسبه نادرست قدرت، ناکامی در استفاده از فرصت ها است. فرصت تفاهم به عنوان یک اقدام ذهنی مورد نظر سیاستگزاران تا حد زیادی انعکاس سیاست خارجی آن کشور محسوب می شود. کشوری که برنامه ریزی و سنجش و استراتژی خود را بر معیار دقیق قابلیت و توان خود و دیگران استوار نسازد، در بهره برداری از فرصت ها نیز ناکام خواهد بود و این بهره برداری جز با پرداختن به عقلانیت و تفاهم بین المللی میسر نخواهد شد.در پایان می توان اینچنین استنباط کرد که حوزه سیاست خارجی جز با عقلانیت (محاسبه سود و زیان)، ملاحظه کاری، سنجش قدرت ملی، درک تفاهم بین المللی، اهتمام به فرصت ها و بهره برداری آن نمی تواند به بسترسازی و تصمیم سازی بر مبنای منافع ملی نائل آید.