تاریخ انتشار : ۰۳ دی ۱۳۸۸ - ۰۸:۴۲  ، 
کد خبر : ۱۱۷۰۴۲

دارالفنون زمینه‌ساز مشروطیت


سیروس غفاریان
اول آبان ۱۲۲۷ ه ش ناصرالدین شاه به کمک میرزا تقی خان امیرکبیر وارد تهران شد و در روز بعد در قصر گلستان تاج گذاری کرد. از آن جایی که میرزاتقی خان در دستگاه وزیری دانشمند چون قائم مقام دوم بزرگ شده بود، با آن که بچه آشپز و روستازاده ای بیش نبود ولی با تعلیم و تربیت در منزل قائم مقام به قول امروزی ها تحصیل کرده و فرهیخته گردیده بود. او به این نکته کاملاً آگاه شد که هرگونه تحول فرهنگی، هنری، صنعتی و حتی انقلاب هایی که می توانست ملت ها را از انحراف و کجراهه برهاند، در گرو سواد و درک مسائل سیاسی، اجتماعی و علمی است. از این جهت از ابتدای صدارت خود در جوار کلیه اصلاحاتی که کرد شاه را مجبور کرد که سلطنت کند نه حکومت. مجدانه تصمیم به تاسیس مدرسه ای گرفت که در آن اکثر علوم زمان را به نوجوانان ایرانی بیاموزند و آن را «دارالفنون» که ترجمه واژه اروپایی «پلی تکنیک» (Poly technic) است، نام نهاد. میرزاتقی خان کوشش های لازم در زمینه ساخت مدرسه و استخدام معلمین خارجی و استادان ایرانی یعنی همان کسانی که در دوره عباس میرزا به اروپا رفته و متخصص شده بودند را انجام داد ولی در زمان افتتاح این مدرسه او در حالت تبعید در باغ فین کاشان بود. کاری که امیرکبیر کرد در واقع در حکم انقلاب فرهنگی و سیاسی بود و اگر امیر با دسیسه سیاستمداران «آنگلوفیل» (طرفدار انگلستان) و «روسوفیل» (طرفداران روسیه) و دستور ناصرالدین شاه کشته نمی شد، شاید وضعیت ایران کنونی از کشور ژاپن نیز بهتر می شد. زیرا امیرکبیر توانست دارالفنون را ( در ۱۸۵۴ میلادی= ۱۲۳۳ شمسی= ۱۲۶۸ قمری) آماده بهره برداری نماید و در همان سال خود به قتل رسید و ثمره تاسیس این نهاد بزرگ فرهنگی خویش را ندید. اگر او زنده می ماند، با اقدامات تدریجی و گام به گام پادشاه قاجار را از اریکه دیکتاتوری به یک مقام تشریفاتی مبدل می ساخت و بدون خونریزی فرمان تشکیل مجلس و آن چیزی که فرنگ رفته ها به آن «کنستی توسیون» (constitution) یا «کنستی تیوشن» (قانون اساسی و مشروطیت) می گفتند می رسید. ژاپنی ها اقدامی شبیه به کار امیرکبیر را در چهارده سال بعد یعنی در ۱۸۶۸ در زمان امپراتوری «موتوسو هیتو» (Mutsuhito) به اتفاق صدراعظمش «هیرو بومی ای تو» (Hirobumi Ito) انجام دادند و دست «شگون ها» (Shogoun) یا سپهسالاران کل و عوامل نفوذی سنت گرا، مرتجع و فاسد را از دربار ژاپن کوتاه کردند. از ۱۸۶۸ تا ۱۸۸۹ یعنی به مدت ۲۱ سال آنها با ساختن دارالفنون هایی شبیه اروپا و فرستادن محصل به خارجه و استخدام اساتید خارجی، ژاپن را به قول آلبرماله مورخ فرانسوی به اندازه ششصدسال جلو بردند. سرزمینی که به صورت سنتی به کشور آفتاب طالع معروف بود در اثر این دگرگونی بزرگ فرهنگی که در تاریخ ژاپن به «انقلاب میجی» (Meigi) (نهضت صلح روشن) معروف بود در ردیف قدرت های اروپایی قرار گرفت. به طوری که در ۱۹۰۵ میلادی (۱۲۸۴ شمسی) ژاپن یگانه کشور آسیا بود که روسیه، یعنی بزرگترین کشور اروپایی، را طی جنگ دریایی تسوشیما شکست داد. و در واقع آفتاب بخت ژاپن طالع گردید و در زمره قدرت های بزرگ جهان درآمد. میرزاتقی خان امیرکبیر چهارده سال قبل از ژاپنی ها دست کسانی چون سلطنه ها، دوله ها و افراد فاسد بانفوذ را از دربار کوتاه کرد. آنها در دربار ناصرالدین شاه همان مقامی را داشتند که شگون ها در دربار ژاپن، ولی افسوس که دست اجنبی این رادمرد را از ایران گرفت. شاهزاده سنگدلی چون مسعود میرزا ظل السلطان فرزند ناصرالدین شاه در تاریخ مسعودی اعتراف به قتل او به وسیله پدرش می کند و می نویسد: «میرزا تقی خان امیرنظام در اوایل دولتش مدرسه برپا کرد و ترتیب قشون داد و کارهایی کرد. آنچه که ما امروز داریم از آثار این مدرسه است اما بیچاره سرش را در این راه داد. از روی انصاف بگویم و خدا را به شهادت می طلبم که در مورد مقام آن مرد نمک به حلال یکتا غلو نکردم. او از خواجه نظام الملک وزیر سلاجقه، صاحب بن عباد وزیر دیالمه و پرنس بیسمارک، لرد پالمرستون و ریشلیو فرانسوی و پرنس کارچه کف روس بحق با عرضه تر بوده است. در جمعه ۱۷ ربیع الاول ۱۲۶۸ در حمام کشته شد و او را فصد کردند و به دیار عدمش فرستادند ولی آثار او هنوز با قی است.»
جریان ایجاد دارالفنون
میرزا تقی خان امیرکبیر در (۱۲۶۶ ه ق) فرمان داد تا در گوشه ای از ارک شاهی واقع در شرق خیابان باب همایون (شمال غرب خیابان ناصریه «ناصرخسرو بعدی») ساختمانی برای این مدرسه ساخته شود. برای انجام این منظور، میرزا رضا مهندس باشی را که در عهد عباس میرزا نایب السلطنه برای تحصیل به اروپا رفته بود و در رشته معماری و ساختمان تخصص گرفته بود، مامور ساختن دارالفنون کرد. او نیز به محمدتقی معمارباشی که در دربار ناصرالدین شاه سرپرست بناها بود ماموریت داد که هرچه زودتر ساختمان آن را به پایان برسانند. هدف امیر آن بود که فرزندان مستعد همه طبقات اجتماعی در آن به صورت رایگان درس بخوانند. غافل از آنکه بعد از عزل او این مدرسه به طبقات اعیان و شاهزادگان تعلق خواهد گرفت و بالاخره امیرکبیر با توطئه مامورین سفارت انگلیس مقیم تهران و حمایت مهدعلیا مادر شاه و میرزا آقاخان نوری (اعتمادالدوله) از همه مشاغلی که داشت عزل شد و در ۲۵ محرم ۱۲۶۸ ه ق به کاشان تبعید شد و در ۱۷ ربیع الاول همان سال در حمام فین کاشان به قتل رسید. در ۵ ربیع الاول ۱۲۶۸ یعنی ۱۲ روز قبل از قتل میرزاتقی خان امیرکبیر، ناصرالدین شاه این مدرسه را افتتاح کرد. او بعد از قتل امیر، بارها با زمزمه اشعار زیر اظهار ندامت می کرد:
مرد خردمند هنرپیشه را - عمر دو بایست در این روزگار
تا به یکی تجربه آموختن- در دگری تجربه بردن به کار
استخدام کادر علمی و نحوه اداره و سازمان دارالفنون
میرزاتقی خان برای تامین کادر هیات علمی در درجه اول از میان فارغ التحصیلان ایرانی مدارس اروپایی که در زمان عباس میرزا به فرنگ رفته بودند به عنوان استاد و مترجم کتب مختلف علوم استفاده کرد و برای رفع کمبود کادر علمی به نمایندگان و سفرای ایران در اروپا دستور داد که به غیر از انگلستان و روسیه که به ایران طمع ورزی استعماری دارند با دولت ها و روسای دارالفنون ها و انیورسیته های (دانشگاه ها) اروپا مذاکره و ترتیب استخدام اساتید مورد لزوم را در رشته های نظام، مهندس، طب، جغرافیا، علوم طبیعی، فن چاپ، گرافیک، نقشه برداری و ریاضیات بدهند.
زمانی که امیر عزل شد تمام امور مربوط به ساختمان دارالفنون و استخدام اساتید و معلمین را انجام داده بود. ولی در طول سلطنت پنجاه ساله ناصرالدین شاه عده ای از فارغ التحصیلان همین مدرسه و استادان خارجی به عنوان معلم و استاد به استخدام دارالفنون درآمدند تا رفع کمبود اساتیدی را بنمایند که در ابتدای تاسیس این مدرسه به استخدام ایران درآمده و سپس به عللی به مملکت خود بازگشته بودند. اساتید اولیه دارالفنون عبارت بودند از دکتر «پولاک» اتریشی معلم طب، دکتر «کلوکه» فرانسوی معلم طب، دکتر «شلیمر» اتریشی معلم طب و داروسازی، کاپیتن «زاتی» استاد مهندسی نظامی و مهندس «کارنوتا» استاد عملیات کوهستانی نظامی که هر دو اتریشی بودند، ژنرال «پروسکی» لهستانی الاصل استاد جغرافیا و زبان فرانسه، موسیو «بوهلر» فرانسوی معلم ریاضیات، موسیو «ریشار» فرانسوی عکاس باشی و استاد زبان فرانسه و انگلیسی که در ضمن زبان فارسی را می دانست و او اولین عکس را از ناصرالدین شاه گرفت. محصلین ممتاز رشته عکاسی به دستور او برای تکمیل فن عکاسی به سالز بروک اتریش می رفتند. میرزاابوالحسن خان فروغی ذکاءالملک اول معلم ادبیات، تاریخ و فلسفه، محمدعلی فروغی ذکاءالملک دوم معلم فسلفه، تاریخ و ادبیات، میرزاعبدالغفارخان نجم الدوله معلم ریاضیات و نجوم، واگت اتریشی معلم علوم طبیعی، مادروس خان ارمنی اهل جلفا که فارغ التحصیل روسیه بود، ضمن تدریس زبان روسی به ناصرالدین شاه معلم زبان روسی دارالفنون بود. رضا قلی خان هدایت ضمن حفظ نظامت، معلم تاریخ و ادبیات، میرزاعبدالغفارخان معلم ریاضی، موسیولومر رئیس بخش موزیک نظام، میرزاکاظم خان معلم شیمی و طبیعی، محمدخان کمال الملک غفاری معلم نقاشی و هنر، محمدرضا کلهر معلم خوش نویسی، ابوترات غفاری معلم نقاشی و هنر، عبدالمطلب ادیب کاشانی معلم ادبیات، مهندس عباس خان استاد پیاده نظام، ابوالحسن نقاش باشی معلم نقاشی، تقی خان حکیم باشی کاشانی معلم طب و شیمی و داروسازی، دکتر خلیل ثقفی اعلم الدوله معلم طب، کلنل پوشه ایتالیایی معلم پیاده نظام. برای ترجمه دروس از مترجمین زیر استفاده می شد میرزا ملکم خان اصفهانی، دکتر خلیل ثقفی، مادروس خان، میرزا آقاخان کرمانی، میرزاعلی خان امین الدوله، محمدحسین خان فروغی، محمدعلی فروغی. روز یکشنبه ۵ ربیع الاول ۱۲۶۸ یعنی در حدود ۱۵۶ سال پیش مدرسه دارالفنون با حضور ناصرالدین شاه و رجال دربار با صد نفر دانش آموز که همه فرزندان شاهزادگان و اعیان و وابستگان آنها بودند و لباس متحدالشکل در برداشتند افتتاح شد. اولین رئیس دارالفنون میرزامحمدخان شیرازی بود که شغل وزارت امورخارجه را نیز برعهده داشت. در روز افتتاح به امر ناصرالدین شاه، رضاقلی خان هدایت معروف به للـه باشی، جدخاندان هدایت که فردی دانشمند بود به نظامت مدرسه انتخاب شد. در این مدرسه جوانان ایرانی در رشته های مختلف تربیت می شدند. از جمله طب و داروسازی، ریاضیات و مهندسی، معدن شناسی و شیمی، نظام و موزیک (پیاده، سوار و توپخانه)، نقاشی، تاریخ و جغرافیا، علوم طبیعی، ادبیات فارسی و عربی اما شاه اجازه نداد رشته علوم سیاسی تدریس شود زیرا از انتشار افکار آزادیخواهانه در بین جوانان وحشت داشت و هرکس که در این باره صحبت می کرد به شدت سیاست می شد. اما برای جبران این کمبود محمدحسین فروغی ذکاء الملک اول، چون تاریخ را اصل و مبنای سیاست می دانست و عقیده داشت که بدون این علم، سیاست قابل فهم نخواهد بود ضمن تدریس تاریخ جهان به ویژه اروپا و عقاید فلسفی فلاسفه از یونان باستان تا دوره معاصر به طور ضمنی و غیرمستقیم علوم سیاسی را در قالب مسائل فلسفی و تاریخی به محصلین می آموخت. محصلین علاوه بر اخذ شهریه ماهانه از غذای بین روز نیز استفاده می کردند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات