* آقای دکتر! آیا تشکیل شورای راهبردی سیاست خارجی کشورمان، ظرفیت جدیدی را در دستگاه دیپلماسی ایران ایجاد خواهد کرد؟ اهداف تشکیل این شورا را چگونه تحلیل می کنید؟
** واقعیت این است که در مجموعه ساختار سیاست خارجی کشورمان، وجود جایگاهی که جدای از امور روزمره سیاسی، به بررسی تحولات اساسی در این عرصه بپردازد، احساس می شد. هم اینک امور روزمره سیاسی در وزارت امور خارجه به عنوان جایگاه رسمی اجرایی سیاست خارجی انجام می شود. در شورای عالی امنیت ملی هم، کارها در سطح گسترده تر و کلان صورت می گیرد و در دفتر مقام معظم رهبری نیز، مجموعه مشورتهای مربوط به تحولات سیاسی روز جهان و مسایل صحنه بین المللی، توسط مشاور امور بین الملل مقام معظم رهبری، خدمت ایشان ارایه می گردد. در کنار این فعل و انفعالات، نیاز به جایگاهی که بتواند سیاستهای راهبردی نظام را در صحنه بین الملل و به عنوان یک چشم انداز درازمدت، کارشناسی و ترسیم کند و گزارشهای مربوط به آن را تهیه نماید، به عنوان یک حلقه مفقوده وجود داشت. از این رو باید گفت که تدبیر مقام معظم رهبری در این راستا، بسیار به موقع و ارزشمند است. اینکه بتوانیم برنامه های اساسی سیاست خارجی کشورمان را در صحنه بین المللی و در راستای حفظ منافع جمهوری اسلامی ایران به مجموعه سیاست های تنظیم شده، راهبردی و درازمدت تبدیل کنیم، ضرورتی است که با فعال و عملی شدن این مجموعه، یعنی همان شورای راهبردی سیاست خارجی، شاهد آثار مثبت آن در نظام جمهوری اسلامی ایران خواهیم بود.
* مجموعه ای که این وظیفه سنگین را دنبال می کند، به طور حتم به وجود شخصیتهای کار کشته و کارشناسان زبده نیازمند است، ترکیب اولیه اعضای این شورا را چگونه ارزیابی می کنید؟
** در ترکیب افراد انتخاب شده، جهات مختلفی دیده شده است. در بعد سیاست خارجی، از ظرفیت ارزشمند دکتر خرازی استفاده می شود که یک سابقه طولانی در امر سیاست خارجی دارند. از بعد مسایل نظامی و دفاع منطقه ای و بین المللی، از جناب آقای شمخانی وزیر سابق دفاع استفاده شده است. از سوی دیگر همه می دانیم که امروزه مسایل اقتصادی و تجاری، بشدت با مسایل بین المللی، و سیاست خارجی، پیوند خورده است. با انتصاب آقای شریعتمداری، وزیر سابق بازرگانی در این شورا، از تجربه ایشان در این زمینه استفاده می شود. سایر دوستان هم از شخصیتهایی هستند که سالها، در این زمینه به کسب تجربه پرداخته و این گونه امور را دنبال کرده اند. آنها نیز ظرفیتهای جدیدی برای این شورا محسوب می شوند. جناب آقای دکتر خرازی، بعد از مسؤولیت وزارت امور خارجه، مسؤولیت دیگری را نپذیرفته بودند. با توجه به اینکه انجام چنین کار بزرگی، فراغت بال مخصوص می طلبد، از ظرفیت ایشان هم به عنوان مدیریت این مجموعه استفاده شده است. با این حال می توان امیدوار بود که اعضای این شورا در انجام وظایفی که از سوی رهبری به آنها محول شده، گامهای مؤثری بردارند.
* مصوبات، تصمیمها و تحقیقات این مجموعه، چگونه کاربردی می شود؟ به عبارت دیگر، این شورا، صرفاً یک نقش مشورتی دارد یا راهبردی؟
** می دانید که رهبری در نظام جمهوری اسلامی، از جایگاه والایی برخوردار است و با توجه به شرح وظایف این جایگاه رفیع در نظام، سیاستگذاری در امور کلان کشور هم در اختیار ایشان قرار دارد. وقتی مطلبی برای ایشان تهیه می شود، در صورت تصویب، کاربرد پیدا می کند. کار شورای راهبردی سیاست خارجی، به لحاظ نقش مشورتی، شبیه به کاری است که در مجمع تشخیص مصلحت نظام صورت می گیرد. این مجمع هم به لحاظ کار کارشناسی و حضور فرهیختگان نظام در آن، ظرفیت بزرگی برای کشور به شمار می رود. وقتی از سوی مجمع، کار کارشناسی شده یا مصوبه ای به رهبری ارایه می شود، پس از تأیید ایشان، مرحله عملی شدن این پیشنهاد، فرا می رسد. بنابراین فکر می کنم خروجی تصمیمهای شورای راهبردی سیاست خارجی، پس از تأیید مقام معظم رهبری، قابل ابلاغ و عمل خواهد بود.
* افقی که برای این شورا دیده شده، پیگیری مسایل خاص در سیاست خارجی کشور است یا اظهارنظر و تحقیق در همه امور را شامل می شود.
** می توان گفت که خود عنوان شورا، نشان دهنده ماهیت و وظایف شوراست. کلمه "راهبرد" گویش فارسی "استراتژی" محسوب می شود. طبیعی است که این نگاه، یک نگاه فراتر از مسایل سیاسی است و در حقیقت ابعاد نظامی، اقتصادی، بین المللی و همه آن چیزهایی را که با منافع ملی ما گره خورده، در بر می گیرد.
بنابراین گستره این کار، چه به لحاظ سطح و چه به لحاظ عمق، یک گستره بسیار بزرگ است. به همین خاطر من اعتقاد دارم که همه نگاههای جمهوری اسلامی ایران در مسایل مهمی که با جهان و روابط بین الملل گره خورده، می تواند در چارچوب کارهای درازمدت در این شورا مطرح و مورد بحث و تصمیم گیری و ارایه پیشنهاد قرار گیرد. پیشنهادهایی که مبنای عمل ما در صحنه سیاست خارجی کشور باشد.
* شما در شورای عالی امنیت ملی هم حضور دارید. به نظر شما، شورای راهبردی سیاست خارجی، چگونه تعاملی با وزارت امور خارجه و شورای عالی امنیت ملی خواهد داشت و اساساً چه بخش از کار آنها را بر عهده می گیرد؟
** آن مراکز، بیشتر امور جاری صحنه سیاست خارجی کشور را انجام می دهند. بدیهی است که مسایل بلندمدت نظام و چشم انداز بیست ساله کشور، نیازمند جایگاهی فراتر از امور جاری و روزمره صحنه بین المللی و سیاست خارجی است. به اعتقاد من، این شورا حلقه وصل ارگانهایی است که امروزه در صحنه سیاست خارجی کشور فعال هستند. برداشت من این است که بعد از ارایه پیشنهادهای این شورا به مقام معظم رهبری، دستور ایشان به ارگانهایی چون شورای عالی امنیت ملی و وزارت امور خارجه، که هر دو درگیر صحنه روابط بین الملل در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران هستند، در واقع نوع ارتباط این ارگانها را با شورای راهبردی سیاست خارجی، تعریف خواهد کرد.
* با توجه به آشنایی شما به ظرفیت و سیستم دیپلماسی کشورها، سؤال این است که مشابه این تجربه، آیا در سایر کشورها هم اتفاق افتاده؟
** بله! کشورهای جاافتاده معمولاً از ظرفیتهای سیاسی کشورشان، نهایت استفاده و بهره برداری را صورت می دهند. البته سن کار کردن، در هر کشور، تابع قوانین و مقررات آن کشور است و شرایط سنی افراد، در احاله مسؤولیتها به افراد جدید و نسل بعد، تعیین کننده است. معمولاً کشورهایی که از همه ظرفیتهای نظام خود استفاده می کنند، از ظرفیت افراد کارکشته، غافل نیستند. مثلاً در کشور چین، شورای ویژه ای را در همین زمینه دارند که مسؤولان عالی رتبه ای در آن حضور دارند. در خود آمریکا، شورای روابط خارجی را دارند. البته شرح وظایف و مسؤولیت این شوراها در کشورهای دیگر، لزوماً منطبق بر شرح وظایف شورای راهبردی در کشورمان نیست، ولی کار مشابهی است که انجام می دهند. یعنی از مجموعه توانمندیها و سرمایه گذاریهای کشور برای تربیت افرادی که اضافه بر دانش، تجربه چند ده ساله در آن کشورها دارند، استفاده می کنند. این کار، یک کار بسیار منطقی و ضروری است که باید صورت می گرفت. اهمیت آن در اینجاست که موجب می شود از مجموع تجربیات افرادی که دهها سال در کشور و در عرصه های مختلف، کار اجرایی کرده و در تصمیمگیری ها نقش داشته اند، همچنان استفاده شود و از آن تجربیات در راستای منافع ملی بهره گیری شود.
* تشکیل شورای راهبردی سیاست خارجی، تا چه میزان در برنامه چشم انداز بیست ساله کشور و اهدافی که در زمینه سیاست خارجی برای آن تعریف شده، مدخلیت خواهد داشت؟
** به طور حتم یکی از پایه های اساسی کار این شورا، همان چشم انداز بیست ساله کشور خواهد بود. نگاه جمهوری اسلامی ایران در این برنامه به عنوان قدرت برتر منطقه ای، هدفی است که تحقق آن، ساز و کارهای اجرایی و برنامه ریزی های درازمدت، تعریف شده و کارشناسی شده ای را می طلبد. بدون شک جایگاه مناسب برای تحقق چنین هدفی در برنامه چشم انداز بیست ساله نظام، در عرصه مسایل راهبردی و بین المللی، همین شورا خواهد بود. بنابراین می توان گفت که برنامه چشم انداز بیست ساله، و تحقق اهداف آن در زمینه سیاست خارجی، مهمترین تکیه گاه و پایه شورای راهبردی در فعالیتهای پیش رو خواهد بود.
* نظر به اهمیت موضوع پرونده هسته ای کشورمان، این شورا چه نقشی در این زمینه بر عهده خواهد داشت؟
** پرونده هسته ای در شورای عالی امنیت ملی متمرکز است و با توجه به حساسیت خاص آن، از ظرفیتهای مختلف نظام برای بررسی و کار بر روی آن، استفاده شده است که وزیران خارجه، دفاع، کشور، سران سه قوه، فرماندهان ارتش و سپاه و ... در آن حضور دارند. با توجه به ظرفیت عظیم و فراگیر شورای عالی امنیت ملی و با توجه به اهمیت موضوع هسته ای و ملی بودن آن برای کشورمان، مسؤولیت مستقیم پرونده هسته ای بر عهده شورای عالی امنیت ملی قرار دارد، در صورت نیاز، استفسار و یا درخواست شورای عالی امنیت ملی، شورای راهبردی سیاست خارجی هم می تواند در این مسأله وارد شود و نظر بدهد.
بنابراین می توان گفت که چارچوب کار هسته ای به طور طبیعی، روال خاص خود را طی می کند. طبیعی است که شورای راهبردی هم می تواند نظرات کارشناسی خود را در این رابطه، بخصوص در زمینه کارهای درازمدت، به شورای عالی امنیت ملی کشور، ارایه دهد.
* در پایان مایلیم آخرین وضعیت پرونده هسته ای و تحولات پیرامون آن را از زبان شما بشنویم ...
** مسأله هسته ای همچنان در رأس امور سیاست خارجی کشورمان در صحنه بین الملل قرار دارد. هم اکنون آمریکایی ها با تحریک و ارایه اطلاعات نادرست و نیز اعمال فشار سیاسی حتی بر روی کشورهای اروپایی، حساسیت خاصی را به وجود آورده اند. به همین خاطر بخش عظیمی از ظرفیت کارشناسی و سیاسی ما به این مسأله معطوف است. مجموعه 1+5 وارد این قضیه شده اند و موضوع هسته ای کشورمان در دستور کار گروه هشت در روسیه هم قرار دارد. این هشت کشور، اکثریت ظرفیت سیاسی جهان امروز را تشکیل می دهند. از این رو می توان گفت که پرداختن آنها به این موضوع، اهمیت مسأله را اثبات می کند. با توجه به پیشنهادهای ارایه شده به جمهوری اسلامی ایران، امیدوار هستیم که پاسخهای کشورمان با حفظ اصول تصمیم گیری شده در عرصه فعالیتهای هسته ای ما، بتواند به گونه ای باشد که خروجی آن از یک طرف متضمن منافع ملی ما باشد و از سوی دیگر، حساسیت مجموعه کشورهای غربی را نیز به حداقل برساند تا آمریکایی ها از طریق فشار سیاسی، نتوانند نظرهای غیرمنطقی خود را که هیچ گونه اصول بین المللی را به همراه ندارد، انجام دهند.
* پیش بینی شما در این زمینه چیست؟ آیا غربیان ابهامهای مطرح شده در بسته پیشنهادی خود را می پذیرند یا اینکه در این زمینه با چالش دیگری مواجه خواهیم شد؟
** وضعیت به گونه ای است که نمی توان پیش بینی روشن و دقیقی ارایه داد.
این مسأله، به مؤلفه ها و موضوعات متعددی بستگی دارد، ولی با توجه به سیاستهای اتخاذ شده از سوی جمهوری اسلامی ایران در مورد پیشنهاد کشورهای 1+5 از یک طرف و از طرف دیگر، تأکید جمهوری اسلامی ایران در همکاری با آژانس بین المللی انرژی اتمی و تعهد کشورمان بر عهدنامه NPT که یک عهدنامه معتبر بین المللی است، و حقی که این عهدنامه برای اعضای خود قایل است، امیدوار هستیم که خروجی مجموع مذاکرات ما که ظرف روزهای آینده با آن کشورها انجام می گیرد، در جهت نوعی تفاهم باشد. می توان گفت که احتمال حصول یک تفاهم، احتمال ضعیفی نیست. اگر آمریکایی ها بر مواضع غیراصولی خود اصرار غیرمنطقی نداشته و به مجموعه کشورهایی بپیوندند که مبنای آنها، اصول بین الملل، مقررات آژانس و عهدنامه NPT است، به طور حتم و تا حدود زیادی زمینه برای تفاهم حاصل می شود. در مجموع احتمال رسیدن به یک تفاهم، اگر چه قدری مشکل به نظر می رسد، ولی وجود دارد.