تاریخ انتشار : ۱۰ دی ۱۳۸۸ - ۰۷:۴۲  ، 
کد خبر : ۱۱۷۴۴۴
نگاهی به عملکرد دستگاه دیپلماسی دولت نهم در تعامل با روسیه و چین

ایران برای روسها و چینی‌ها یک «بازیگر استراتژیک» است

مقدمه: گروه سیاسی- آرش خلیل خانه: پس از روی کارآمدن دولت نهم با مدیریت محمود احمدی نژاد و در شرایطی که طرفهای اروپایی ایران در مذاکرات هسته ای، سیاسی انقباضی و منفی را در برابر دولت اتخاذ کرده بودند، دولت جدید در عرصه دیپلماسی و بویژه دیپلماسی هسته ای خود سیاست گسترش دامنه تعاملات را در پیش گرفت که از سوی مفسران سیاسی و جامعه رسانه ای به سیاست «نگاه به شرق» معروف شد.این رویکرد، همزمان بود با تشدید چالشهای هسته ای ایران و غرب و در نهایت، ورود روسیه و چین به این مناقشه پس از دو سال و نیم، بویژه آنکه در یک سال گذشته شورای امنیت نیز در کانون این پرونده قرار گرفته بود. گروه سیاسی روزنامه قدس به بهانه هفته دولت، در نقد و بررسی دیپلماسی دولت در تعامل با کشورهای شرقی از جمله روسیه و چین، با دکتر سید رسول موسوی، کارشناس روابط ایران و روسیه گفتگویی انجام داده که هم اینک پیش روی شما قرار دارد.

* جناب آقای موسوی! نوسان دامنه روابط ایران با کشورهای شرقی بویژه روسیه و چین را در یک سال گذشته و پس از جابجایی دولت چگونه ارزیابی می کنید. به طور مشخص آیا در این حوزه، تغییر و تحول شاخص و معناداری رخ داده است.
** روابط ایران با کشورهای دیگر از جمله کشورهای آسیایی در دو حوزه تعریف می شود. یکی حوزه روابط دو جانبه و خاص و دیگری در حوزه روابط بین المللی و نظام جهانی که هر یک از کشورها می توانند در دامنه آن حضور داشته باشند، از جمله روسیه و چین.
در چند سال اخیر به دلیل چالشهای حوزه پرونده هسته ای ایران، روابطی که تحت تأثیر مسایل بین المللی با روسیه و چین قرار گرفته، بر بخشی از روابط دو جانبه نیز تأثیر گذار بوده است.
این اثرگذاری نیز با وجود مقاومت هر دو سوی جریان، به دلیل پیچیدگی خاص تحولات بین المللی بویژه در سایه نقشی که آمریکا و گاه اروپا در هدایت این روند بازی می کنند، ناگزیر بوده است.
به عنوان مثال، پروژه نیروگاه هسته ای بوشهر در حوزه روابط دو جانبه ایران و روسیه تعریف می شود، اما تحت فشارهای آمریکا، این پروژه طبق برنامه زمان بندی توافق شده، پیش نرفته است.یا پروژه یو سی اف اصفهان در آغاز قرار بود توسط چینی ها انجام شود، اما با اعمال نفوذ آمریکا، چینی ها از انجام آن صرف نظر کردند.
بنابراین باید گفت، مجموعه پیچیدگیهای روابط بین الملل، بر روابط ایران با کشورهایی مانند روسیه و چین اثر می گذارد. لذا خواست، اراده و توانایی همه دولتها از جمله دولت کنونی در برقراری روابط با دیگر کشورها، از تواناییهای ذاتی آن به علاوه شرایط و محیط بین المللی که محدودیتها یا دسترسی هایی را در این نوع روابط ایجاد می کند، متأثر است.به هرحال، دولت کنونی در شرایطی مسؤولیت را قبول کرد که یکی از پیچیده ترین پرونده های ملی فرا روی آن قرار داشت و دارد و به طور مسلم ما نمی توانیم در تحلیل عملکردها در حوزه روابط دو جانبه، شرایط محیطی را کنار بگذاریم.
در مجموع، با توجه به پیچیدگیهای ناشی از پرونده هسته ای ایران و شرایط بین المللی مترتب بر آن، معتقدم دولت نهم مدیریت پرونده هسته ای، به طور نسبی توانسته در حوزه سیاسی و در روابط خود با روسیه و چین گامهای مثبتی بردارد؛ هر چند آمارهای جدیدی که روسیه به تازگی منتشر کرده، نشان می دهد حجم روابط تجاری دو کشور نسبت به سال گذشته کاهش داشته است.
* بازار اقتصادی ایران برای کشوری مانند چین که بالاترین نرخ رشد اقتصادی را در سالهای اخیر در جهان داشته، بسیار جذاب و حایز اهمیت است و همین طور در مورد روسیه. عقد قرارداد یکصد میلیارد دلاری با چین در حوزه نفت و گاز و یا پیشنهاد مشارکت روسیه در امر غنی سازی و یا اعلام آمادگی این کشور پس از تصویب تولید 20هزار مگاوات برق هسته ای در کشور برای شرکت در مناقصه این طرحهای نیروگاهی، گواه آن است که این دو کشور مایلند روابط خود را در عرصه های مختلف - هم در حوزه روابط دو جانبه و هم در حوزه مسایلی که تحت تأثیر مسایل و روابط بین الملل هستند- با ایران گسترش دهند. دیدگاه شما درباره این اراده های دو جانبه چیست؟
** به نظر من، بخش انرژی و روابط کشور ما در سایه این مؤلفه را باید از سایر روابط تجاری در حوزه های دیگر جدا کرد. به بیان دیگر، مبادلات حوزه انرژی و رأی دیگر حوزه های تعامل است؛ اما درباره آنچه شما اشاره کردید، فکر می کنم روسها به ویژه از بعد امنیتی و استراتژیکی به وضع ایران توجه خاص دارند.
چینی ها هم در نگاه خود به توسعه آینده، به این جمع بندی رسیده اند که روی ایران از نظر تأمین استراتژیک انرژی سرمایه گذاری کنند. بنابراین، تمایل و گرایش روسیه و چین نسبت به ایران را نباید صرفاً براساس آمارهای اقتصادی ترجمه کرد.
باید توجه داشت، نرخ رشد اقتصادی در اروپا و آمریکا روندی ثابت دارد، درحالی که این روند در آسیا رو به رشد است. بنابراین، آنچه در قرن حاضر سرنوشت جهان را رقم می زند، نه تحولات غرب بلکه رخدادهایی ست که در آسیا رخ می دهد، از این جهت آمریکا نگاه ویژه ای به توسعه و بسط نفوذ خود در آسیا دارد.
براین مبنا، اگر ما روند تحولات گروه «دی هشت» را که کشورهای اسلامی در حال توسعه هستند، بررسی کنیم؛ می بینیم که به لحاظ پتانسیلهای انسانی و اقتصادی، گروه قدرتمندی در کنار کشورهای آسیای جنوب شرقی، چین و روسیه قرار می گیرند که از یک آسیای بالنده و رو به رشد، نشان دارد.
اینجاست که معادلات موجود را نباید صرفاً در حد روابط دو جانبه دید. بر این مبناست که کشورهایی مثل روسیه و چین در جمع بندی خود به این نتیجه رسیده اند که از جهان چند قطبی سخن بگویند. معتقدم تحولاتی که درخصوص موضوع ایران اتفاق افتاده، این است که ایران در حال خارج شدن از حوزه معادلات صرفاً دو جانبه با کشورهاست و در یک معادله منطقه ای و بین المللی قرار می گیرد. واکنش و حساسیت آمریکایی ها به حضور ایران در نشست شانگهای نیز از همین مسأله ناشی می شود.
* دولت نهم آن گونه که شما اشاره کردید، در شرایط سختی از مناقشه هسته ای، کار را به دست گرفت. پس از تغییر و تحولات در عرصه مدیریتی کشور و به ویژه پس از حضور آقای لاریجانی در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی، وی سیاست گسترش رایزنیهای دیپلماتیک را درپی گرفت که در آن مقطع به دلیل ورود چین و روسیه به موضوع هسته ای ایران، در رسانه ها به «نگاه به شرق» تعبیر شد و نقد و نظرهای مختلفی نیز درباره آن مطرح گردید. نوع روابط ما با روسیه و چین در این مدت در پیشبرد سیاستهای هسته ای ایران را چگونه می بینید. به بیان دیگر، در این پروسه دولت تا چه حد در همکاری با روسیه و چین موفق بوده است؟
** «نگاه به شرق» یک سیاست اصولی است که از جانب یک فرد یا نهاد مطرح نشده، نگاه کلانی است که نظام به آن توجه دارد؛ البته نه به معنای جایگزینی شرق به جای ظرفیتهای غرب بلکه به معنای توجه به شرق به عنوان یک ظرفیت مستقل. توجه داشته باشید، وقتی این بحث مطرح می شود. صرفاً چین و روسیه مطرح نیستند. کشورهای مختلفی مانند هند، اندونزی، مالزی و... در مجموعه «نگاه به شرق» قرار می گیرند که ظرفیتهای متقابلی میان آنها و ایران برای توسعه روابط وجود دارد. اگر برخی از سیاست «نگاه به شرق» این معنا را برداشت کرده اند که شرق می تواند در تأمین نیازهای ایران جایگزین غرب شود، استنباط آنها صحیح نیست و در دولت چنین استنباطی را ندیده ایم.
* نوع رفتار روسیه و چین در یک سال اخیر مناقشه هسته ای ایران، تا حدی متغیر بوده است. تحلیل شما از این رفتار چیست؟
** من پاسخ این پرسش را این گونه می دهم که ایران یک «بازیگر استراتژیک» است به همین دلیل برای این کشورها حایز اهمیت است.بازیگر استراتژیک بدین معناست که چنین کشوری در کنش و واکنش و قبول یا رد مسایل عرصه سیاسی و بین المللی نقش تعیین کننده دارد و می تواند روند مسایل بین المللی را تغییر دهد.
به عنوان مثال، نگاه ایران به موضوع خاورمیانه و تحولات آن تعیین کننده است، چه دیگر بازیگران آن را قبول کنند و چه رد. ممکن است یک بازیگر استراتژیک نتواند تمام آنچه را که می خواهد به دست بیاورد، اما به طور قطع نوع بازی او بر شرایط دیگران اثرگذار است. بنابراین، نباید تصور کنیم که چینی ها و روسها می خواهند ما شرایطی استراتژیک داشته باشیم یا نه! و اصولاً تصمیم یا نگاه آنها تأثیری در وضع ما از این منظر ندارد. ایران یک کشور استراتژیک است و آنها به ناچار در ملاحظات و معادلات خود این مسأله را لحاظ می کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات