* از تسخیر لانه جاسوسی تا فرماندهی نیروی انتظامی را چگونه سپری کردید؟
** یکی از ابعاد تسخیر لانه جاسوسی آشنایی دانشجویان تسخیر کننده سفارت با اسناد سفارت آمریکا که جنبه سیاسی و اطلاعاتی داشت بود. به بدین ترتیب برخی از دوستانی که در این تسخیر حضور داشتند با روش های اطلاعاتی به سبک آمریکایی ها آشنا شدند و نقاط قوت و ضعف مدل اطلاعاتی آمریکا را از نزدیک مشاهده کردند، به همین دلیل برخی از این دوستان جذب سازمان های اطلاعاتی ارگان های مختلف شدند.
بنده نیز تمایل داشتم در جایی حضور داشته باشم که بتوانم با اقدامات اطلاعاتی آمریکایی ها که منافع ما را مورد هدف قرار می داد برخورد کنم. به همین دلیل سازمان اطلاعات سپاه را ترجیح دادم و به عنوان جانشین اطلاعات سپاه مشغول به فعالیت شدم. بعد از مدتی آقای دکتر محسن رضایی که در آن برهه مسئولیت اطلاعات سپاه را به عهده داشتند از طرف حضرت امام(ره) به فرماندهی کل سپاه منصوب شدند و من به عنوان مسئول واحد اطلاعات سپاه ادامه کار دادم.
پس از آن به پیشنهاد فرماندهی کل سپاه و تصویب آن از طرف حضرت امام(ره) به عنوان رئیس ستاد مرکزی سپاه پاسداران منصوب شدم. در همین برهه بحران های اجتماعی، سیاسی در اصفهان رخ داد که دلیل عمده آن اختلاف جناح ها بود که در حال سرایت به سپاه اصفهان و لشکرها و تیپ ها بود لذا اینجانب با پیشنهاد فرمانده کل سپاه و تایید حضرت امام(ره) فرماندهی منطقه دو کشوری را به عهده گرفتم که شامل استان های اصفهان، یزد و چهارمحال و بختیاری بود.
پس از فروکش کردن بحران ها به تهران بازگشتم و به عنوان مشاور امنیتی فرمانده سپاه مشغول به فعالیت شدم بعد از آن هم فرماندهی سپاه دوم سیدالشهدا را به عهده گرفتم.
در نهایت با درخواست وزارت کشور وقت و تایید فرماندهی کل قوا به عنوان معاون امنیتی وزارت کشور مشغول به فعالیت شدم که حضور من در این سمت با ادغام نیروهای انتظامی همزمان شد لذا در معاونت امنیتی وزارت کشور طرح تشکیلاتی ادغام و سازمان یکپارچه نیروی انتظامی را تعریف کردیم و ادغام شکل گرفت. بعد از آن به عنوان فرماندهی حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی از فرماندهی کل قوا حکم گرفته و سپس در سال 71 توسط مقام معظم رهبری به فرماندهی نیروی انتظامی کشور منصوب شدم.
* شما چه اهدافی را از بحث ادغام دنبال میکردید؟
** اهدافی که ما طراحی کرده بودیم با اهدافی که دولت در نظر داشت تا حدودی متفاوت بود. دولت وقت یعنی دولت سازندگی به دنبال ادغام سازمان های موازی و جلوگیری از هزینه های موازی و صرفه جویی بود اما این هدف درباره نیروی انتظامی مصداق پیدا نمی کرد چرا که ما پس از ادغام شاهد افزایش و گسترش سازمان در نیروی انتظامی بودیم. چرا که دلیل افزایش رده های سازمانی، پاسگاه ها و رده های مختلف جغرافیایی و تخصصی عقب ماندگی تاریخی در گسترش سازمان های انتظامی سه گانه بود. لذا ادغام فرصت مناسبی بود که این عقب ماندگی تاریخی به لحاظ تخصیص منابع و با هدف جلوگیری از گسترش سازمان های انتظامی جبران شود.
براساس بررسی هایی که ما درباره ادغام انجام دادیم باتوجه به افزایش جمعیت کشور و ضرورت تسهیل و تسریع خدمات انتظامی باید رده های انتظامی گسترش پیدا میکرد.
به عبارت دیگر ادغام عمدتا دو هدف داشت. یکی یکپارچه دیدن مدیریت انتظامات و امنیت در کشور که این هدف حاصل شد. امنیت و نظم کشور نیاز به مدیریت واحد در هدایت و کنترل داشت که با وجود سه فرماندهی صحنه انتظامی کشور دچار اختلافات سازمان ها می شد و هرچقدر هم که وزارت کشور و سازمان هایی که وظیفه هماهنگی نیروی انتظامی سه گانه را داشتندتلاش می کردند این هماهنگی به خوبی حاصل نمیشد.
هدف دوم هم که صرفه جویی بود در پروسه زمانی طولانی انجام شد چرا که اگر ادغام انجام نمی شد باید سه ستاد انتظامی پشتیبانی می شدند اما در حال حاضر یک ستاد پشتیبانی میشود.
* در بحث ادغام آیا مقاومت هایی هم وجود داشت و بیشتر از جانب کدام سازمان انتظامی، نکته دیگر اینکه چرا پس از ادغام نیروی انتظامی فرماندهان ارشد این نیرو از نیروهای سپاه پاسداران انتخاب شدند نه از نیروهای داخلی سه سازمان ادغام شده دلیل این امر چه بود؟
** به یک عبارت می توان گفت هر سه سازمان انتظامی با ادغام مخالف بودند وقتی به عنوان معاون امنیتی انتظامی وزارت کشور برای پیشبرد امر ادغام منصوب شدم، یکی از سازمان های انتظامی که به کلی مخالف بود و تقریبا همکاری نداشتند، دو سازمان دیگر هم طبعا و ذاتا مخالف بودند، طبیعی هم بود ولی در سطوح فرماندهان عالیرتبه همکاری داشتند.
قفل کار با تصویب طرح تشکیلاتی و سازمان واحد نیروی انتظامی پس از تصویب فرماندهی معظم کل قوا شکست که با کار کارشناسی شبانه روزی و تخصصی در قالب کمیته های 14 گانه زیر نظر ستاد ویژه ای به مسئولیت معاون انتظامی و امنیتی وزارت کشور انجام شده بود و توسط وزارت کشور به محضر ایشان ارائه شد و با صدور احکام مسئولین عالیرتبه نیرو ادغام مسیر عملیاتی در پیش گرفت و مقاومت ها تبدیل به همکاری صادقانه شد.
* آیا بحث ادغام دیگر دستگاه های نظامی هم در آن برهه مطرح شد؟
** بله مطرح بود و بخشی از آن هم انجام شد، به طور مثال وزارت دفاع که ارتش جمهوری اسلامی ایران را پشتیبانی می کرد با وزارت سپاه ادغام شدند، اما در بقیه موارد چون خلاف تدبیر فرماندهی معظم کل قوا و برخلاف مصالح کشور بود این ادغام انجام نگرفت.
* تا چه سالی در فرماندهی نیروی انتظامی بودید و به چه دلیل از فرماندهی نیروی انتظامی رفتید؟
** از سال 71 تا سال 75، درباره نحوه اداره نیروی انتظامی و نوع نگاه به مقوله های امنیتی و انتظامی و اجرای ماموریت های نیروی انتظامی بین ما و وزارت کشور اختلاف نظر بود.
طبیعتا وزارت کشور نظر و روش های خود را داشت و ما هم در نیروی انتظامی سلایق و روش های خود را داشتیم و به نظر می رسید این دو روش با هم قابل هماهنگ شدن نیست.
* این اختلاف نظرها بیشتر ناظر به چه مواردی بود؟
** من معتقد بودم باید بدون تضییقات برای مردم بتوان نیروی انتظامی را پشتیبانی تا خدمت رسانی به مردم را انجام دهد.
این روش نیاز به منابع مالی و اختیارات داشت و باید از سوی مسئولین امر پشتیبانی می شد، اما وزارت کشور در آن برهه هم درباره اختیارات با ما چالشی برخورد می کرد وهم به لحاظ منابع مالی در مضیقه بودیم. نهادی که باید ما را پشتیبانی مالی می کرد وزارت کشور بود اما چون با ایده ما موافق نبودند این اقدام انجام نمی شد در دوسال آخر فرماندهی این اختلاف نظر روز به روز بیشتر شد لذا به مصلحت کشور نبود که اختلاف نظر ادامه پیدا کند و نهایتا برای حفظ مصلحت کشور در فرماندهی نیروی انتظامی جابجایی به عمل آمد.
* دیدگاه خودتان را گفتید. دیدگاه وزارت کشور چه بود؟
** طبیعتا نظر وزارت کشور بر هماهنگی مطلق نیروی انتظامی با خود بود اما نیروی انتظامی با ساختار گسترده، تعداد پرسنل و تنوع ماموریت ها و تخصص هایی که داشت نمی توانست در ریز و درشت قضایا منتظر نظر وزارت کشور بماند. ما معتقد بودیم نیروی انتظامی باید در کلیات با وزارت کشور هماهنگ باشداما اگر وزارت کشور در رده های اجرایی و فرماندهی نیروی انتظامی دخالت کند امکان فعالیت مفید نیروی انتظامی از بین میرود.
تعیین حدود هماهنگی نقطه مهمی است که در آن برهه چون نیروی انتظامی در دوران ابتدایی خود به سر می برد تجربه هماهنگی بین نیروی انتظامی و وزارت کشور بر مبنای یک مدل موفق وجود نداشت و ما عمدتا شاهد ناهماهنگی ها بودیم.
* وزیر کشور وقت چه کسی بود؟
** آقای بشارتی.
* فضای سیاسی آن برهه کشور و نزدیکی به انتخابات ریاست جمهوری سال 76 تا چه حد در تغییر فرماندهی نیروی انتظامی تاثیر گذار بود؟
** طبیعتا تاثیر مستقیم داشت. طراحی فضای سیاسی کشور می تواند تولید کننده امنیت و یا ناامنی باشد. در یک نوع طراحی فضای سیاسی کشور می تواند به گونه ای طراحی شود که در عین احساس آزادی و احساس آرامش، احساس امنیت هم وجود داشته باشد یک طراحی دیگر هم می تواند خود مولد کالای ناامنی باشد.
این نکته محدود به مسائل سیاسی نیست برنامه های اقتصادی کشور هم می تواند تولید ناامنی کند اما اگر دقت شود و هر برنامه با ضمائم امنیتی اش دیده شود، می توان پیش بینی کرد که این برنامه در چه برهه ای چه چالش های امنیتی ایجاد می کند. اگر این چالش ها پیش بینی شود می توان تهدید را مدیریت کرد. اما اگر این نکات رعایت نشود تهدیدهای ناشی از برنامه های اقتصادی می تواند باعث غافلگیری امنیتی شود و مدیریت تهدید را دچار مشکل کند.
درباره توسعه اجتماعی و فرهنگی هم به همین شکل، در مواردی که این توسعه متناسب فضای مورد نظر جامعه نیست و باعث تهدید امنیتی میشود.
بنابراین پرداختن به تهدیدهای ناشی از برنامه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی اصول خود را دارد. اگر بخواهیم با همه تهدیدها برخورد فیزیکی کنیم موفق نمی شویم چرا که هر تهدید برنامه امنیتی خاص خود را دارد و بگونه ویژه و تخصصی باید مدیریت شود.
در آن زمان اعتقاد من این بود که برنامه امنیتی متناسب با نوع تهدید باید طراحی شود. به طور مثال قاچاق کالا در آن برهه برای سیاست های اقتصادی دولت و سیاست تعدیل اقتصادی مشکل ساز بود. اعتقاد ما بر این بود که در کنار برخورد انتظامی با قاچاق کالا باید اقدامات اقتصادی متناسب نیز انجام شود، چرا که اگر اینگونه نباشد ما در یک سیکل بسته می مانیم زیرا وقتی برخی مرز نشین های ما امکان فعالیت اقتصادی ندارند و زندگیشان از راه قاچاق تامین می شود برخورد انتظامی با آنان پاسخگو نخواهد بود.
* دوره های پس از خود را چگونه ارزیابی می کنید و هر دوره دارای چه ویژگیهایی است؟
** شرایط و فضای دوران اصلاحات با شرایط دوران سازندگی متفاوت بود و طبیعتا برنامه ریزی امنیتی و انتظامی هم متفاوت بود.
برنامه ریزی امنیتی و انتظامی متاثر از برنامه ها و رفتارهای سیاسی و اجتماعی و اقتصادی باید منعطف باشد.
برنامه های نیروی انتظامی سه رکن دارد. یک رکن منجر به هدف برقراری نظم اجتماعی می شود، هرچند که این نظم اجتماعی از فضای سیاسی تاثیر می گیرد اما قابل برنامهریزی است.
یک رکن دیگر خدمات انتظامی نیروی انتظامی است، مانند گذرنامه، خدمت نظام وظیفه، خدمات انتظامی که این هم قابل برنامهریزی است.
اما یک سری از ماموریت های نیروی انتظامی زمان و مکان مشخصی ندارد. به طور مثال مشخص نیست که سرقت مسلحانه در چه زمان و مکانی انجام میشود.
لذا باید نیروی انتظامی این توان را داشته باشد که بر این ناشناخته ها مدیریت کند.برای دستیابی به این توان نیروی انتظامی باید متناسب با زمان و فضا سازمان منعطفی داشته باشد تا بتواند پاسخگوی ماموریت هایی باشد که خود تعیین کننده شرایط زمانی و مکانیش نیست.
با توجه به مطلب فوق در هر دوره فرماندهی رویکردهای مختلفی در نیروی انتظامی وجود داشته است.
رویکرد دوره اول عمدتا مصروف به کلیات ادغام بود ـ استقرار ستاد واحد بجای سه ستاد ـ یکرنگ کردن لباس و متحدالشکل نمودن علائم و تعیین فرماندهی واحد در هر استان و رده ـ شکل گیری معاونت های ستادی ـ یکسان سازی مقررات که حدودا دو سال بطول انجامید.
در دوره فرماندهی اینجانب ـ رویکرد نیروی انتظامی متوجه به ایجاد سازمان و تشکیلات مصوب در رده های اجرایی در سراسر کشور - تقویت و اصلاح ثبت گزارشات و وقایع انتظامی در همه ابعاد ماموریتی برای برنامه ریزی مبتنی بر واقعیات کشور ـ ایجاد رده های مصوب سازمانی بویژه در پاسگاه ها و کلانتری های شهری و برون شهری و مرزی - ایجاد انسجام در مدیریت سازمان واحد انتظامی و کار آمد ساختن آن - تسهیل و تسریع خدمات به مردم از جمله پیاده کردن طرح های سه گانه گذر نامه یکروزه - گواهینامه یکروزه و کارت پایان خدمت وظیفه در یکروز برای جلوگیری از سردرگمی و اتلاف وقت مردم و مراجعین - ایجاد نظام پرسنلی واحد درخصوص مقررات استخدامی و رفاهیات پرسنل - یکپارچه سازی و تعریف نظام آموزشی نیروی واحد با ایجاد دانشگاه علوم انتظامی و متمرکزنمودن سطوح آموزشی پایین تر برای سازمان - تحول در لجستیک بمنظور متحرک تر نمودن واحدهای اجرایی نیرو با توزیع بیش از 5 هزار دستگاه وانت و کریسیدا - ایجاد تشکیلات واحد مخابراتی و ارتباطی و ارتباطی در سرتاسر کشور - تلاش برای انسداد مرزهای شرقی و آزاد نمودن سپاه پاسداران از حضور در مرزهای کشور - تمرکز بر تلاش در جهت مبارزه با مواد مخدر در بعد ورود و توزیع و بالا بردن کشفیات نیرو - مطرح نمودن طرح ادغام در اینترپول به عنوان یک طرح ابتکاری و موفق و اخذ مدال درجه اول پلیسی اینترپول بخاطر آن و تلاش موفق و کارآمد نیرو در امر مبارزه با مواد مخدر - طراحی پاسگاه نمونه و رده های اجرایی نمونه در سازمان برای الگو سازی رده های سازمانی، ساماندهی همکاری های متقابل سپاه و نیروی انتظامی در ابعاد مختلف با عنایت ویژه فرماندهی معظم کل قوا و حمایت های بی دریغ فرماندهی کل سپاه آقای دکتر رضایی.
در دوره های پس از اینجانب، توسعه و تعمیق کارهای ستادی و بعضی از ابعاد فوق الذکر از جمله رویکرد ایجاد پلیس های تخصصی، مکانیزاسیون امور و ماموریت های نیروی انتظامی و واگذاری بعضی از ماموریت های خدمات نیروی انتظامی به بخش های خصوصی را شاهد هستیم.
امروز رویکرد پلیس بیشتر معطوف کاهش جرم ـ اجرایی کردن رویکرد پلیس تخصصی ـ مبارزه با نقاط و کانون های مخل امنیت بویژه در شرق و سایر خدمات انتظامی است.
* با توجه به سوابق اطلاعاتی و انتظامی که دارید تحلیلتان از حوادث کوی دانشگاه تهران چه بود؟
** مدیریت بحران می توانست به گونه ای باشد که جریانات به آن نقطه نرسد. این مدیریت صرفا شامل مدیریت انتظامی نیست و بخش های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخورد با این حادثه را هم شامل میشود.
برای مدیریت چند وجهی این واقعه باید یک معماری صحیح صورت می گرفت. با اعمال مدیریت صحیح می شد صف فرصت طلبان را از حرکت دانشجویی جدا کرد چرا که مواجهه با حرکت های دانشجویی منطق و الفبای خاص خود را دارد.
* وقایع مشهد در چه زمانی بود؟
** وقایع مشهد مربوط به فرماندهی قبل از اینجانب بود.
* بر مدیریت و معماری بحران تاکید کردید. در دوره شما اتفاقاتی در برخی از شهرهای کشور رخ داد که کنترل آن از دست شما خارج شد؟
** واقعه اسلامشهر بود که در طول یک روز به کنترل کامل نیروی انتظامی در آمد. مبنای عمل ما حضور فعال و شناخت ماهیت تهدید بود چرا که معتقد بودیم علت های منجر به هر بحران باید شناسایی و رفع شوند، لذا اینگونه نبود که با هر بحرانی به یک شکل برخورد کنیم.
به طور مثال اگر در مقطعی جانبازان اعتراض داشتند. طبیعی است که برخورد با آنان فیزیکی نبود و یک برخورد معقول و عاطفی انجام وبه نیازهای آنان پاسخ داده می شد یا اینکه در موردی اگر کارگران یک کارخانه مولد یک تهدید می شدند طبیعی بود تا مادامی که پاسخ مناسب به مشکلات اقتصادی و نگرانی شغلی آنان داده نمی شد به صرف برخورد فیزیکی نمی توان مشکلات آنان را کنترل کرد.
اگر در واقعه ای از تهدید و دلایل آن شناخت کافی وجود داشته باشد و به سراغ ایجاد شرایط مدیریت تهدید به صورت چند وجهی برویم مناسب ترین برخورد است. وجهه همت ما در برخورد با بحران ها این نکته بود و به همین دلیل هم بحران ها سریعا کنترل میشد.
همانطور که گفتم حوادث مشهد در دوره فرماندهی من نبود و حوادث اطراف تهران هم سریع کنترل شد و به یک روز نکشید چرا که اگر کنترل نمی شد و دامنه آن به تهران میرسید فاجعهآمیز بود.
* نیروی انتظامی باید چه ساختاری داشته باشد تا به دور از تحولات و تغییرات سیاسی ماموریت خود را انجام دهد؟
** نیروی انتظامی زبان، فرهنگ و ساختار مخصوص به خود دارد و اگر از روش هایی که متناسب با ماموریت آن است فاصله بگیرد نمی تواند ماموریت خود را به خوبی انجام دهد.
شرایط و فضای مطلوب جامعه فضایی است که در آن تهدید نباشد و یا اگر وجود دارد کنترل شود لذا باید دید تهدیدات چگونه به وجود می آید و راهکارهای مواجهه با آنها چگونه است. امروزه تهدیدشناسی یک حوزه تخصصی است و تهدیدها ناشی از ابعاد مختلف جامعه است. نمی توان با همه تهدیدها بخواهیم برخورد انتظامی داشت بلکه به تناسب شناخت ماهیت تهدید باید برنامه ریزی متناسب امنیتی ارائه شود.
به طور مثال تهدیدات اقتصادی را باید با روش های اقتصادی درمان کرد و اگر مسیر غیرمنطقی پیدا کرد باید با روش انتظامی مقابله کرد. در حالی که در مسائل سیاسی اساسا روش های مقابله با تهدیدات اقتصادی پاسخگو نخواهد بود.
با توجه به دلایل مورد اشاره یک معماری دقیق و چند وجهی و منعطف باید برای تحقق امنیت در نیروی انتظامی وجود داشته باشداز سوی دیگر در کشور هم باید این دیدگاه به وجود بیاید که همه چیز از منظر نیروی انتظامی دیده نشود.
تهیه یک برنامه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی می تواند جامعه را به سمت تعادل پیش ببرد تا بحران پیش نیاید.
از سوی دیگر باید لایه های مختلف جامعه در مقابل با تهدیدهای مختلف آموزش داده شوند.
* نحوه برخورد نیروی انتظامی با مباحث اجتماعی در شرایط امروزه جامعه باید چگونه باشد ما در برهه ای شاهد برخورد کمیته های انقلاب اسلامی با این مباحث بودیم تحلیل شما از نحوه برخوردها در آن برهه چه بود در دوره شما این مسائل چگونه مدیریت می شد و در حال حاضر نحوه برخورد با مسائلی مانند ماهواره، بدحجابی و... باید چگونه باشد.
** سرمایه نیروی انتظامی مردم اند - پلیس بدون اتکا به مردم و همکاری و همراهی آنها نمی تواند در مسائل ماموریتی که مرتبط با مسائل اجتماعی می شود موفق باشد. اعتماد متقابل مردم و پلیس منش؛ همه موفقیت های انتظامی و امنیتی است.
برای این منظور ابتدا باید صف قانون شکنان اجتماعی را با صفوف مردم جدا کرد، برای این منظور روشنگری توسط نیرو - آموزش عمومی مردم برای آگاهی ها و ارتقای شناخت از آنچه که باید مراعات شود بر اساس کار است. تمرکز بر روی برخورد صرفا فیزیکی و امر و نهی مستقیم چه در آغاز پیروزی انقلاب و چه در هر برهه ای جواب کامل و پایدار و منتج به هدف نمی دهد در هر زمینه ای که باشد.
* از فرماندهان پس از خود با کدامیک نزدیکترید و آیا از شما مشاوره گرفته میشود؟
** بنده به همه فرماندهان عزیز قبل از خود و بعد از خودم پیشنهاد همکاری داده ام و برخی اوقات هم تجارب ناقابل خود را در اختیار آنها گذاشته ام و همیشه هم برای این منظور آمادگی دارم و هفته مبارک نیروی انتظامی را به حضور همه آنها و یکایک پرسنل شریف و خدوم نیروی انتظامی تبریک عرض میکنم.